باشگاه خبرنگاران جوان - درحالیکه معمولاً نگاهها به تنگه هرمز فقط روی نفت متمرکز است، این روزها رسانههای بینالمللی یک لایه مهمتر را هم برجسته میکنند، زیرساختی که دیده نمیشود، اما جهان بدون آن نمیچرخد. تنگه هرمز سالها بهعنوان یکی از حساسترین گلوگاههای نفتی جهان شناخته میشد، اما امروز زیر همین آبراه باریک، شبکهای نامرئی جریان دارد که اهمیتش دستکمی از انرژی ندارد، کابلهای فیبر نوری زیردریایی. در همین مسیر ۳۹ کیلومتری، جایی که روزانه میلیونها بشکه نفت و حجم عظیمی از گاز عبور میکند (تا قبل از بستهشدن تنگه هرمز)، نزدیک به ۳۰ درصد ترافیک اینترنت بینالمللی نیز جابهجا میشود؛ بخشی از شبکهای که ۹۵ تا ۹۹ درصد ارتباطات بینقارهای و حدود ۱۰ تریلیون دلار تراکنش روزانه را ممکن میکند. این همپوشانی سنگین میان انرژی و داده، تنگه هرمز را از یک گذرگاه صرفاً نفتی، به یک گره استراتژیک در اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل کرده است؛ گرهای که حالا با افزایش تنشهای منطقهای، بیش از هر زمان دیگری در مرکز نگرانیهای امنیتی قرار گرفته است. روز گذشته برخی از رسانههای آمریکایی به اهرم جدید ایران در تنگه هرمز یعنی کابلهای زیردریایی اشاره کرده و نوشتند در صورت تهدید دوباره تهران از سوی آمریکا و اسرائیل، تهران میتواند ضربه دردناکی به یکی از شریانهای پنهان اقتصاد جهانی بزند.
تنگه هرمز، گلوگاه دیجیتال
تنگه هرمز سالها بهعنوان یکی از مهمترین گلوگاههای نفتی جهان شناخته میشد؛ مسیری باریک که انرژی خلیجفارس را به بازارهای جهانی وصل میکند. اما امروز، زیر همین آبراه آشنا، یک شبکه نامرئی جریان دارد که اهمیت آن کمتر از نفت نیست؛ کابلهای فیبر نوری زیردریایی که ترافیک اینترنت میان آسیا، خاورمیانه و اروپا را جابهجا میکنند. در همین گذرگاه ۲۱ مایلی، روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت و یکسوم گاز طبیعی مایع جهان عبور میکند؛ و همزمان ۱۷ کابل زیردریایی، نزدیک به ۳۰ درصد از ترافیک اینترنت بینالمللی را منتقل میکنند. حدود ۱۷ درصد از پهنای باند جهانی از تنگه هرمز عبور میکند که بیشتر آن مربوط به قطر و هند است. بهاینترتیب، تنگه هرمز عملاً به نقطه تلاقی دو اقتصاد تبدیل شده؛ اقتصاد انرژی و اقتصاد داده. در مقیاس بزرگتر، بیش از ۵۰۰ کابل زیردریایی، ستون فقرات اینترنت جهانی را شکل میدهند؛ شبکهای که ۹۵ تا ۹۹ درصد ارتباطات بینقارهای و حدود ۱۰ تریلیون دلار تراکنش روزانه را پشتیبانی میکند. در چنین ساختاری، هرمز فقط یک مسیر نفتی نیست؛ یکی از گلوگاههای اصلی اینترنت جهان هم است.
چرا کابلهای زیردریایی مهمند؟
کابلهای زیردریایی، کابلهای فیبر نوری یا الکتریکی هستند که در کف دریا قرار میگیرند تا داده و برق را منتقل کنند. طبق اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU)، این کابلها حدود ۹۹ درصد از ترافیک اینترنت جهان را جابهجا میکنند. این کابلها همچنین ارتباطات مخابراتی و انتقال برق میان کشورها را ممکن میسازند و برای خدمات ابری و ارتباطات آنلاین ضروریاند. ماشا کوتکین، تحلیلگر ژئوپلیتیک و انرژی، گفت: «آسیبدیدن کابلها به معنای کندشدن اینترنت یا قطعی آن، اختلال در تجارت الکترونیک، تأخیر در تراکنشهای مالی و در نهایت پیامدهای اقتصادی ناشی از تمام این اختلالات است.»
کابلهایی که از تنگه هرمز عبور میکند
کشورهای خلیجفارس، بهویژه امارات و عربستان سعودی، میلیاردها دلار در حوزه هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند تا اقتصاد خود را از وابستگی به نفت دور کنند. هر دو کشور شرکتهای ملی هوش مصنوعی را راهاندازی کردهاند که به مشتریان سراسر منطقه خدمات میدهند؛ خدماتی که همگی برای انتقال سریع دادهها به کابلهای زیردریایی وابستهاند.
از مهمترین کابلهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
. کابل (Asia-Africa-Europe 1 (AAE-1 که جنوب شرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند و در امارات، عمان، قطر و عربستان نقاط اتصال دارد.
. شبکه FALCON که هند و سریلانکا را به کشورهای خلیجفارس، سودان و مصر متصل میکند.
. سیستم Gulf Bridge International Cable System که تمام کشورهای خلیجفارس از جمله ایران را به هم وصل میکند.
شبکههای دیگری نیز در حال ساختند؛ از جمله سیستمی که شرکت قطری Ooredoo هدایت آن را برعهده دارد.
چرا باید مالک تلگرام هم نگران باشد؟
پاول دوروف، بنیانگذار تلگرام که در سالهای اخیر دبی را بهعنوان محل زندگی و فعالیت خود انتخاب کرده، اخیراً اظهارات جالبتوجهی در خصوص فعالیت در دبی منتشر کرد که به نظر میرسد با سفارش اماراتیها وی اقدام به انتشار این مطالب در صفحه شخصی خود کرده است. وی نوشت: «دبی دوباره پر از ترافیک و جمعیت است. ما حالا شاهد آتشبازیهای ایرانی نیستیم- دفاع هوایی امارات در شرایط آتش بسیار عالی عمل کرد با ۰٪ مالیات محافظتی بهتر از اروپاییهایی که ۵۰ درصد مالیات میدهند خدمات دریافت میکنیم.» این سفارشینویسی مالک تلگرام درحالی است که اغلب رسانهها از کوچ کسبوکارهای بزرگ و سرمایهگذاران از دبی به سنگاپور و شرق آسیا خبر میدهند. اما موضوع جالب اینکه، دبی در سالهای اخیر درحالی به یکی از مراکز جذب شرکتهای فناوری، هوش مصنوعی و داده و کارآفرینان بینالمللی استارتاپها تبدیل شده که اخیراً کارشناسان روابط بینالملل میگویند درصورتیکه حاکمان امارات به رفتارهای عجیب خود در مقابل ایران و عربستان ادامه دهند، سرمایهگذاران باید به فکر کوچ از این کشور باشند.
کدام کشورها بیشتر ضرر میکنند؟
در سالهای اخیر کشورهای منطقه با ترس از اختلال کابلهای اینترنت در تنگه هرمز به دنبال راههای جایگزین بودهاند. برای توسعه زیرساخت داده، شرکتهای ملی مخابراتی در عربستان، امارات و قطر به کنسرسیومهای بینالمللی ساخت کابلهای دریایی و زمینی پیوستهاند. بااینحال کارشناسان میگویند این اقدامات یک سرمایهگذاری بلندمدت بوده و در کوتاهمدت نمیتواند موفقیتآمیز باشد.
اما سؤال اصلی این است که در صورت اختلال در کابلها، کدام کشورها آسیب بیشتری میبینند. بررسیها نشان میدهد میزان تأثیر آسیب به یک یا چند کابل زیردریایی بر اتصال شبکهها، تا حد زیادی به اپراتورهای مخابراتی بستگی دارد؛ از جمله اینکه از چند مسیر کابلی مختلف استفاده میکنند و آیا مسیرهای زمینی از طریق کشورهای همسایه در اختیار دارند یا نه. این تأثیر همچنین از کشوری به کشور دیگر متفاوت است.بحرین، کویت و قطر: این کشورها به شبکههای زمینی متصل به عربستان سعودی دسترسی دارند و کویت علاوهبرآن به عراق نیز متصل است. این مسیرهای زمینی امکان ادامه اتصال به شبکه جهانی را فراهم میکنند. این اتصال بخشی از مشکل کشورهای مذکور را حل میکند؛ اما بخش عمده نیاز آنها وابسته به تنگه هرمز است. امارات متحده عربی: امارات نیز به شبکههای زمینی کشورهای همسایه متصل است، اما بخش عمده کابلهای زیردریایی آن در منطقه فجیره فرود میآیند؛ منطقهای که به سمت دریای عمان قرار دارد. این موضوع یک مزیت مهم از نظر پایداری ایجاد میکند، زیرا نسبت به فرودگاههای کابلی در خلیجفارس ریسک کمتری دارد.
در خصوص امارات نیز وابستگی این کشور به کابلهای تنگه هرمز نسبتاً بالاست و همچنین باید این موضوع را در نظر گرفت که اختلال در کابلهای داخل تنگه فقط منجر به آسیب محدود نمیشود، بلکه آسیبها فراتر از یک نقطه است. عربستان سعودی: تنها تعداد محدودی از فرودگاههای کابل این کشور در سمت خلیجفارس قرار دارند و بخش عمده پهنای باند بینالمللی آن از طریق کابلهایی تأمین میشود که در سواحل دریای سرخ فرود میآیند.هرچند که گزارشهای انگلیسیزبان نشان میدهد فراتر از منطقه خلیجفارس، تهدید قابلتوجهی برای ترافیک داده اروپا–آسیا در نتیجه تنشها در تنگه هرمز وجود ندارد و استدلال میکنند که کابلهای ارتباطی اروپا و آسیا عمدتاً از مسیر دریای سرخ عبور میکنند و حدود ۹۰۰ مایل (حدود ۱۴۵۰ کیلومتر) از تنگه هرمز فاصله دارند، اما این در شرایطی است که در صورت ادامه جنگ، امکان ورود انصارالله یمن بهعنوان یکی از متحدان ایران و احتمال تشدید تنش در تنگه بابالمندب تقویت میشود. تنگه بابالمندب در انتهای جنوبی دریای سرخ قرار دارد و آن را به خلیج عدن و سپس به اقیانوس هند (از طریق دریای عرب) وصل میکند.
خطرات چیست؟
طبق اعلام کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها (ICPC)، اگرچه طول کلی کابلهای زیردریایی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ بهطور قابلتوجهی افزایش یافته، تعداد خرابیها تقریباً ثابت و حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ حادثه در سال باقی مانده است. ۷۰ تا ۸۰ درصد خرابیها ناشی از فعالیتهای تصادفی انسانی هستند؛ عمدتاً ماهیگیری و لنگر کشتیها. آلن مولدین، مدیر تحقیقات شرکت TeleGeography در گفتوگو با رویترز گفت خطرات دیگر شامل جریانهای زیرآبی، زلزله، آتشفشانهای زیردریایی و طوفانهای شدید است. او افزود صنعت مخابرات برای مقابله با این خطرات، کابلها را دفن یا زرهپوش میکند و مسیرهای امنتری انتخاب میشود. جنگ علیه ایران که به آستانه دو ماهگی رسیده، اختلالات بیسابقهای در تأمین جهانی انرژی و زیرساختهای منطقه ایجاد کرده است؛ از جمله حملات به مراکز داده Amazon Web Services در بحرین و امارات.
بااینحال، کابلهای زیردریایی تاکنون آسیب ندیدهاند. بااینوجود، خطر غیرمستقیم همچنان وجود دارد؛ مثلاً کشتیهای آسیبدیده ممکن است بهطور ناخواسته با کشیدن لنگر خود به کابلها صدمه بزنند. کوتکین گفت در شرایط عملیات نظامی فعال، خطر آسیب ناخواسته افزایش مییابد و هرچه این درگیری طولانیتر شود، احتمال چنین خسارتهایی بیشتر میشود. حادثهای مشابه در سال ۲۰۲۴ رخ داد؛ زمانی که یک کشتی تجاری که توسط انصارالله یمن در دریای سرخ هدف قرار گرفته بود، سرگردان شد و با لنگر خود کابلها را قطع کرد. به گفته TeleGeography، میزان تأثیر آسیب به کابلها بر ارتباطات کشورهای خلیجفارس تا حد زیادی به این بستگی دارد که اپراتورهای شبکه تا چه اندازه به این کابلها وابستهاند و چه گزینههای جایگزینی در اختیار دارند.
تعمیر آسان نیست
تعمیر کابلهای آسیبدیده در مناطق جنگی خود چالشی جداگانه است. کارشناسان میگویند اگرچه خود عملیات تعمیر چندان پیچیده نیست، اما مالکان کشتیهای تعمیراتی و شرکتهای بیمه ممکن است به دلیل خطر حملات یا وجود مینها از ورود به منطقه خودداری کنند. دریافت مجوز برای ورود به آبهای سرزمینی نیز مشکل دیگری ایجاد میکند. تعمیر کابلهای زیردریایی نیازمند کشتیهای تخصصی است که باید در محل ثابت بمانند. تنها ۶۳ کشتی تعمیر کابل در جهان وجود دارد که ۲ تا ۴ فروند آن در خاورمیانه فعال هستند. تعمیر کابلها همچنین نیازمند مجوز ورود به آبهای سرزمینی است و کل فرایند اعزام، تعمیر و دفن مجدد کابل حداقل ۴۰ روز طول میکشد و بین ۱ تا ۳ میلیون دلار هزینه دارد. تأخیرهای اخیر در دریای سرخ نشان میدهد که این زمان در شرایط بحران میتواند بسیار طولانیتر شود.
اگر کابلهای زیردریایی از کار بیفتند، چه جایگزینی وجود دارد؟
کارشناسان میگویند حتی اگر کابلهای زیردریایی آسیب ببینند، ارتباطات بهطور کامل قطع نخواهد شد؛ زیرا ارتباطات زمینی وجود دارند. اما همگی معتقدند سیستمهای ماهوارهای جایگزین عملی مناسبی نیستند، چون توانایی مدیریت همان حجم ترافیک را ندارند و هزینه بیشتری هم دارند. مولدین توضیح میدهد ماهوارهها همچنان به شبکههای زمینی وابستهاند و بیشتر برای وسایل متحرک مانند هواپیماها و کشتیها مناسب هستند. کوتکین افزود شبکههای مدار پایین زمین مانند استارلینک در حال حاضر یک راهحل محدود و خاص هستند و قابلیت ارائه خدمات به میلیونها کاربر را ندارند.
جهان دیجیتال، پایههای فیزیکی دارد
درگیری آمریکا با ایران پیشتر باعث تأخیر در ساخت کابلهای زیردریایی جدید شده است. این موضوع واقعیتی گستردهتر را نیز نشان میدهد؛ زیرساختهای جهان دیجیتال کاملاً واقعی و فیزیکی هستند و آسیبناپذیر نیستند. یک اختلال جدی در کابلهای زیردریایی میتواند پیامدهای گستردهای داشته باشد. اولین اثر آن، تکهتکهشدن اتصال جهانی خواهد بود. توانایی ارتباط با هر نقطه از جهان که امروز بدیهی به نظر میرسد، میتواند بهشدت آسیب ببیند. مناطقی که به مسیرهای آسیبپذیر وابستهاند ممکن است با کاهش کیفیت اینترنت، قطعی ارتباطات یا بیثباتی مالی مواجه شوند. کشورهایی که زیرساخت پشتیبان کمی دارند بهویژه در بخشهایی از آفریقا، خاورمیانه و جنوب آسیا بیشترین آسیب را خواهند دید. بازارهای مالی نیز آسیبپذیر هستند. جریان سریع و قابلاعتماد داده، پایه معاملات با فرکانس بالا، شبکههای پرداخت جهانی و تراکنشهای بانکی بینالمللی است. حتی اختلالهای کوتاهمدت میتواند باعث نوسان شدید بازارها، تأخیر در تراکنشها و افزایش عدماطمینان سرمایهگذاران شود. ازآنجاکه اقتصاد جهانی بهطور عمیق به هم متصل است، بیثباتی دیجیتال در یک منطقه میتواند بهسرعت شوک مالی جهانی ایجاد کند. اگر این اختلالها همزمان با درگیری یا بیثباتی در مسیرهای مهم تجاری دریایی مانند تنگه هرمز یا کانال سوئز رخ دهد، بازار بیمه، صنعت کشتیرانی و زنجیره تأمین انرژی نیز با عدم قطعیت بیشتری روبهرو خواهند شد.
محدودیت ماهوارهها
خدمات اینترنت ماهوارهای مدار پایین زمین (LEO) مانند Starlink سرعتی حدود ۱۰۰ تا ۲۰۰ مگابیت بر ثانیه ارائه میدهند و برای کاربران فردی یا کسبوکارهای کوچک مناسب هستند، اما توان رقابت با حجم عظیم داده کابلهای زیردریایی را ندارند و نمیتوانند نیاز یک شهر چندمیلیونی مانند دبی یا صدها مرکز داده منطقه را تأمین کنند. برای مثال، کابل 2Africa طوری طراحی شده که میتواند در هر جفت فیبر نوری خود تا ۲۱ ترابیت داده (معادل بیش از یک میلیون اتصال ماهوارهای LEO) منتقل کند. کارشناسان میگویند جنگ اسرائیل، آمریکا علیه ایران در سال ۲۰۲۶ عملاً پروژههای جدید کابل در خلیجفارس و دریای سرخ را متوقف کرده است. به گفته آنان، اگرچه انصارالله یمن از برخی کابلها درآمد بندری (landing fee)
کسب میکند و تمایل دارد دسترسی ارتباطی خود را حفظ کند، اما این موضوع مانع از تبدیل شدن کابلها به اهداف تصادفی یا عمدی در شرایط تشدید تنش نمیشود.
منبع: فرهیختگان