باشگاه خبرنگاران جوان - در روزهایی که تنش منطقهای در میدان نظامی و رسانهای جریان دارد، شایعات و اخبار هراسآلود بیش از هر زمان دیگری در فضای مجازی میچرخند؛ روایتهایی که پیش از واقعیت، ذهن و روان جامعه را هدف میگیرند. کارشناسان میگویند ذهن انسان، «خطر» را سریعتر از «امید» باور میکند.
کافی است، پیامی با این مضمون در شبکههای اجتماعی منتشر شود: «منابع غیررسمی از حمله قریبالوقوع یا وقوع حادثهای بزرگ خبر میدهند». هنوز هیچ منبع معتبری خبر را تأیید نکرده، اما موج اضطراب آغاز میشود؛ کاربران با عجله پیام را برای دیگران میفرستند، بعضیها شروع به تحلیل میکنند و عدهای هم بدون آنکه بدانند اصل خبر چیست، فقط به دلیل «ترس جمعی» آن را باور میکنند. در بسیاری از عملیاتهای رسانهای، دشمن قبل از آنکه واقعیت میدانی را تغییر دهد، تلاش میکند «احساس مخاطب نسبت به واقعیت» را تغییر دهد.
در روزهایی که اخبار حملات، تهدیدهای نظامی، جابهجایی تجهیزات و تنشهای منطقهای به تیتر اول رسانههای جهان تبدیل شده، فضای مجازی هم به میدان دوم نبرد تبدیل میشود؛ میدانی که در آن، گاهی یک فایل صوتی ناشناس یا یک خبر تأییدنشده، میتواند بیش از یک حمله واقعی، آرامش عمومی را هدف بگیرد. در جنگهای مدرن، همیشه حمله با موشک و انفجار آغاز نمیشود؛ گاهی کافی است ذهن یک جامعه، در محاصرهٔ ترس و اضطراب قرار بگیرد. اما چرا اخبار تلخ، شایعات نگرانکننده و روایتهای سیاه، اینقدر سریعتر از خبرهای امیدوارکننده منتشر میشوند؟ چرا یک شایعه درباره حمله، بحران، گرانی یا ناامنی، ظرف چند دقیقه همهجا را پر میکند، اما یک خبر مثبت، بهسختی دیده میشود؟
روانشناسان رسانه معتقدند ذهن انسان بهصورت طبیعی نسبت به «خطر» حساستر از «فرصت» طراحی شده است. شایعهسازان و اتاقهای عملیات روانی دقیقاً از همین نقطه ضعف استفاده میکنند؛ آنها پیامهای خود را طوری طراحی میکنند که مستقیماً روی غریزهی بقا، اضطراب و ترس انسان بنشیند.
سوگیری منفی؛ میراثی که علیه ما عمل میکند
هزاران سال قبل، انسان اولیه برای بقا مجبور بود به کوچکترین نشانههای خطر حساس باشد. شنیدن صدای خشخش بوتهها میتوانست نشانهٔ حضور یک درنده باشد و بیتوجهی به آن، جان انسان را بگیرد. به همین دلیل، مغز انسان بهصورت تکاملی یاد گرفت «خبر بد» را سریعتر و جدیتر پردازش کند. اما همان سازوکار دفاعی، امروز به یکی از آسیبپذیریهای ما در برابر جنگ روانی تبدیل شده است. رسانههای معاند و شبکههای شایعه، با بمباران اخبار خاکستری و سیاه، تلاش میکنند ذهن جامعه را در وضعیت «آمادهباش دائمی» نگه دارند؛ وضعیتی که در آن ترس، جای تحلیل را میگیرد.
در فضای تنشهای نظامی اخیر، بارها دیده شده که تنها با انتشار چند تصویر آرشیوی، یک ویدئوی قدیمی یا ادعای تأییدنشده درباره حمله و ناامنی، موجی از نگرانی و آشفتگی در شبکههای اجتماعی شکل گرفته است؛ درحالیکه ساعاتی بعد، بسیاری از همان خبرها تکذیب شدهاند.
اشتباه نکنیم؛ سواد رسانهای به معنای چشم بستن بر مشکلات یا نادیده گرفتن واقعیتهای تلخ نیست. هدف، ندیدنِ واقعیتهای تلخ نیست، بلکه جلوگیری از غرق شدن در تالابِ شایعاتی است که از واقعیت هم تلختر ساخته شدهاند. در حقیقت، دشمن در جنگ روانی، روی واقعیتهای موجود سوار میشود و با بزرگنماییِ هراسآلود، آنها را به بنبستهای روانی تبدیل میکند تا قدرت کنشگری و تحلیل را از جامعه بگیرد.
مهدی صادقی، پژوهشگر سواد رسانهای میگوید: «ذهن انسان در شرایط اضطراب، تمایل دارد سریعتر تصمیم بگیرد و کمتر راستیآزمایی کند. در این وضعیت، بخش منطقی مغز تضعیف میشود و احساسات، کنترل قضاوت را به دست میگیرند. به همین دلیل است که شایعات ترسناک معمولاً چند برابر سریعتر از اخبار عادی منتشر میشوند.»
او معتقد است در جنگ روایتها، «ترساندن مخاطب» گاهی مهمتر از «اقناع مخاطب» است.
وقتی ذهن، آمادهی باورِ بدترین سناریو میشود
یکی از خطرناکترین ترفندهای عملیات روانی، ساختن «اطمینان کاذب» است؛ یعنی شایعهسازان خبری را منتشر میکنند که دقیقاً با ترسها یا پیشفرضهای ذهنی مخاطب هماهنگ باشد.
برای مثال، وقتی جامعه درگیر نگرانیهای امنیتی و اخبار مربوط به درگیریهای منطقهای است، کوچکترین خبر درباره حمله، کمبود، اختلال یا حادثه، بسیار سریعتر از حالت عادی باور میشود؛ حتی اگر هیچ سند معتبری پشت آن نباشد. گاهی فقط انتشار یک پیام با عبارتهایی مثل «منابع آگاه میگویند»، «خبر فوری ولی تأییدنشده» یا «قبل از حذف بخوانید» کافی است تا هزاران نفر، بدون بررسی، وارد زنجیره بازنشر شوند. بعضی شایعات نه بهخاطر واقعی بودن، بلکه فقط بهخاطر ترسناک بودن باور میشوند.
یک مکث قبل از باور
هرگاه خبری را دیدید که بلافاصله در شما حس وحشت، خشم یا اضطراب شدید ایجاد کرد، چند ثانیه مکث کنید و این سؤال را از خود بپرسید: من این خبر را بهخاطر شواهدش باور کردم یا فقط، چون ترسیدم؟ همین چند ثانیه مکث، میتواند زنجیرهٔ یک عملیات روانی را متوقف کند. فیکنیوزها معمولاً برای درگیر کردن عقل طراحی نمیشوند؛ آنها احساسات را هدف میگیرند. هرجا که خبر، پیش از فکر کردن شما را دچار شوک یا ترس شدید کرد، باید احتمال عملیات روانی را جدی بگیرید.
تکنیکِ «توازن خبری» در خانه
ذهنی که مدام در معرض اخبار تلخ و اضطرابآور باشد، بهتدریج دنیا را تیرهتر از واقعیت میبیند. برای جلوگیری از این وضعیت، باید آگاهانه «توازن خبری» ایجاد کرد. ترفند خانگی این است که در پایان روز، بهجای مرور مداوم اخبار حملات، تهدیدها و تنشها، از اعضای خانواده بخواهید هرکدام یک خبر خوب، یک پیشرفت یا حتی یک اتفاق امیدوارکنندهٔ کوچک را تعریف کنند. این کار ساده، ذهن را از حالت «بقای اضطراری» خارج کرده و دوباره به وضعیت تحلیل منطقی بازمیگرداند.
راستیآزماییِ عاطفی؛ هر ترسی را بازنشر نکنید
اگر خبری فقط روی اضطراب، ناامیدی و ترس سرمایهگذاری کرده، اما هیچ منبع معتبر، راهکار یا اطلاعات روشنی ارائه نمیدهد، احتمال زیادی وجود دارد که بخشی از یک عملیات روانی باشد. در روزهای تنش و درگیری، برخی کانالها عمداً با تیترهایی مثل «حمله سراسری آغاز شد»، «فلان شهر ناامن شد» یا «منابع محرمانه خبر دادند» تلاش میکنند فضای جامعه را ملتهب نگه دارند؛ حتی زمانی که هیچ مرجع رسمی چنین ادعاهایی را تأیید نکرده است.
گاهی هدفِ شایعه، اطلاعرسانی نیست؛ فقط تزریقِ احساسِ شکست است.
صیانت از حریم امید
سواد رسانهای یعنی مدیریت احساسات در برابر اخبار. وقتی بدانیم ذهن ما به طور طبیعی به سمت خبرهای منفی کشیده میشود، آگاهانه ترمز باورهایمان را میکشیم و اجازه نمیدهیم ترس، جای حقیقت را بگیرد. خانهای که در آن «امید» یک انتخاب آگاهانه باشد، در سیلاب شایعات سیاه غرق نمیشود. در جنگهای ترکیبی امروز، دشمن همیشه به دنبال تخریب فیزیکی نیست؛ گاهی کافی است تصویر آینده را در ذهن مردم تیره کند تا جامعه دچار فرسایش روانی شود.
فراموش نکنیم: دشمن برای شکست یک ملت، ابتدا باید امید را در ذهن آنها محاصره کند؛ اجازه ندهیم شایعات، ابزار این محاصره باشند.
منبع: فارس