باشگاه خبرنگاران جوان - این گزارش در سالگرد درگذشت این عالم ربانی، تلاشی است برای نقد جدی این نگاه سطحی و بازخوانی شخصیت واقعی انسانی که ابعاد مختلف علمی، عرفانی و معنوی را درهم آمیخته بود. جامعه امروز، خواسته یا ناخواسته، آیتالله بهجت را از مقام یک اسلامشناس و فقیه جامعالشرایط، به یک «عارف دمدستی» تنزل داده است؛ کسی که انگار رسالتش در این دنیا، صرفا دادن یک ذکر کوتاه برای حل مشکلات روزمره یا جابهجایی در کسری از ثانیه بین قم و مکه بوده است! این نگاه، ستمی بزرگ به مقام شامخ علمی و فقهی ایشان است.
قربانی شدن علم در مسلخ کرامات عوامپسند
چرا شخصیتی با آن عظمت علمی، در افکار عمومی به یک مرتاض دارای قدرتهای ماورایی تقلیل یافته است؟ پاسخ را باید در میل جامعه به «عرفانهای فستفودی» و مصرفگرایی معنوی جستوجو کرد. در روزگاری که مفاهیم عمیق معنوی در هیاهوی زندگی روزمره کمرنگ شدهاند، عوام و حتی برخی رسانهها، به دنبال قهرمانانی با قدرتهای ماورایی میگردند تا دین را نه به عنوان یک برنامه جامع برای زندگی و تعقل، بلکه به عنوان یک نیروی جادویی برای حل سریع مشکلات معرفی کنند. آیتالله بهجت پیش از آنکه عارفی صاحب کرامت باشد، یک دانشمند درجه یک در علوم الهی بود. او دهها سال بر کرسی تدریس خارج فقه و اصول نشست و شاگردانی را تربیت کرد که هر یک امروز از استوانههای حوزههای علمیه هستند. تقلیل دادن چنین شخصیتی به کسی که «طیالارض میکرده» یا «برای پیدا شدن شیء گمشده ذکر میداده»، نادیده گرفتن هزاران ساعت مطالعه، تحقیق، مباحثه و استنباط احکام پیچیده فقهی است.
نگاهی تاریخی؛ عبور از فومن تا قلههای نجف
برای فهم جایگاه واقعی ایشان، باید به مسیر علمی او نگاه کرد. حضرت آیتالله بهجت در خانوادهای مؤمن در شهر فومن چشم به جهان گشود. پدر او، کربلایی محمود، به تقوا و صداقت شهرت داشت. در آثار منتشرشده از موسسه فرهنگی آیتالله بهجت آمده است که روحیه معنوی پدر، از همان کودکی در وجود فرزند تاثیر گذاشت، اما این تنها آغاز راه بود.
او تحصیلات مقدماتی را در فومن و رشت گذراند و در نوجوانی برای کسب علم، رهسپار حوزه علمیه کربلا شد. سفر به نجف اشرف فصل تازهای در زندگی او بود؛ جایی که با اساتیدی کمنظیر در فقه، اصول و اخلاق آشنا شد. او سالها در محضر استوانههایی چون آیتالله غرویاصفهانی (کمپانی)، آیتالله میرزای نائینی و آیتالله سیدابوالحسن اصفهانی، زانوی تلمذ به زمین زد. کسی که مبانی پیچیده اصولی میرزای نائینی و دقتهای عقلی محقق کمپانی را هضم کرده است، چگونه میتواند تنها به عنوان یک «ذکرگو» در جامعه معرفی شود؟
شاگردی در مکتب قاضی؛ سلوک بدون ادعا
مهمترین دوره شکلگیری شخصیت عرفانی آیتالله بهجت، شاگردی او نزد آیتالله سیدعلی قاضیطباطبایی بود. سیدعلی قاضی روح و باطن شاگردان خود را درک و آنان را به مراقبههای ویژه تشویق میکرد. آیتالله قاضی درباره شیخ محمدتقی جوان تعبیر «اهل مراقبه» را به کار برده بود؛ تعبیری که تنها برای کسانی بیان میشد که به مراتب عالی حضور قلب رسیده بودند.
اما عرفان در سیره آیتالله بهجت نه به معنای مکاشفهسازی، نه کرامتنمایی و نه جلب مرید بود. او بارها تاکید میکرد: «راه خدا از همین تکالیف روزمره میگذرد، نه از اعمال عجیب و غریب.» این سخن او ریشه در آموزههای سیدبنطاووس دارد که در «فلاح السائل» تاکید میکند سالک باید تمام اعمال را بر اساس شریعت انجام دهد. همین پایبندی شدید به شریعت، شخصیت او را از تمام مدعیان عرفانهای کاذب و دکانداران معنویت جدا میکرد.
ورع فقهی؛ روی پنهان سکه بهجت
نقطه اوج مظلومیت رسانهای آیتالله بهجت، غفلت از جایگاه فقهی ایشان است. او در فقه به شدت محتاط و دقیق بود. شاگردان فقهی او میگویند که در بررسی روایات، مواردی را با دقتی میدید که کمتر کسی متوجه آن میشد. در کتاب «در محضر بهجت» آمده است که ایشان هیچ مسئلهای را بدون پشتوانه روایت، قاعده اصولی و تحلیل فقهی مطرح نمیکرد.
آیتالله مصباح یزدی در توصیف ایشان گفته بود: «دقت ایشان در فقه از ایمان و تقوای عظیم او ناشی میشد.» این دقت علمی نشان میدهد که ما با یک عالم استخوانخردکرده در متون دینی مواجهیم، نه یک مرشد خانقاهی.
انس با دعا و ترک گناه؛ جوهر واقعی سلوک
تهجد برای او تنها یک عمل مستحبی نبود، بلکه روح زندگیاش محسوب میشد. ایشان از نوجوانی نماز شب را ترک نکرد؛ چه در سفر و چه در حضر. امام صادق (ع) فرمودهاند: «إنّ من أفضل الأعمال الصلاة فی جوف اللیل» آیتالله بهجت مصداق واقعی این حدیث بود. در «نکتههای ناب» آمده است که ایشان بارها هنگام توصیه به سلوک، تنها دو عبارت را تکرار میکرد: «ترک معصیت» و «نماز اول وقت». او میفرمود: «هر کس ترک معصیت کند، خدا او را به همه مقامات میرساند.» این اصل با روایت امام علی(ع)هماهنگ است که فرمودند: «لا ورع کالوقوف عند الشبهة» عرفان بهجت، عرفان عمل به رساله عملیه بود، نه پرواز در آسمانها.
عقلانیت شرعی در مواجهه با خرافات
برای درک رویکرد علمی ایشان به مسائل، میتوان به نگاهشان درباره موضوعاتی نظیر «قمر در عقرب» اشاره کرد. این مسئله از دورههای کهن در فقه مطرح بوده است. آیتالله بهجت به دلیل جامعیت علمی، تلاش میکردند در اینگونه مباحث، نه گرفتار افراط خرافهگرایان عوام شوند و نه تفریط روشنفکرنماهایی که تمام روایات را رد میکنند. دیدگاه ایشان کاملا اعتدالی، روشمند، مبتنی بر حدیث و منطبق بر احتیاط شرعی بود. این برخورد فقیهانه، بار دیگر نشان میدهد که او یک دانشمند دینشناس بود، نه یک منجم یا پیشگوی حوادث!
میراث ماندگار؛ پایان یک انحراف شناختی
با اینکه ایشان از شهرت گریزان بود و میگفت «اگر امام زمان (عجلالله تعالی فرجه) وارد خانه ما شود، نباید چیزی برای مواخذه ببیند.» اما مرجع مراجعه معنوی مردم شد. سخنان کوتاه پس از نماز ظهر ایشان، مسیر یک عمر را روشن میکرد. آیتالله بهجت در سال ۱۴۳۰ قمری دعوت حق را لبیک گفت. پس از گذشت ۱۸ سال از رحلت ایشان، زمان آن فرا رسیده است که جامعه نخبگانی و رسانهای ما، نقاب «عرفان عوامزده» را از چهره این فقیه عالیقدر بردارد. میراث او تنها در یک تسبیح و چند کرامات اثباتنشده خلاصه نمیشود؛ میراث او فقه پویا، احتیاط علمی، ترک گناه، انس با قرآن و توجه دائم به خداوند متعال است. شناخت آیتالله بهجت واقعی، بازگشت به عقلانیت دینی و عبور از سراب عرفانهای کاذب است.
منبع: مهر