باشگاه خبرنگاران جوان - افزایش گمانهزنیها در برخی رسانههای غربی پیرامون احتمال شروع دوباره جنگ، با ادعای منابع عبری از انجام عملیات «چند روزه» ابعاد پیچیدهتری یافته است. صهیونیستها روی «چند روز» تاکید دارند تا چرخه جنگ، آتشبس، جنگ را تداوم بخشند. زنجیرهای که اگر شکسته نشود، همچنان ادامه خواهد یافت.
بعد از بازگشت رئیس جمهور آمریکا از چین و مصاحبهای که با شبکه خبری فاکس نیوز انجام داد، ترامپ دوباره ادعاها پیرامون مواد غنی شده ایران را تکرار کرد و با گفتن جملاتی نظیر «صبرم در خصوص ایران رو به اتمام است» به گمانهزنیها در خصوص آغاز مجدد جنگ در رسانههای غربی و عبری دامن زد. در میان این جوسازیها «یک مقام ارشد اسرائیلی» به کانال ۱۲ تلویزیون رژیم صهیونیستی گفت که تلآویو در حال آماده شدن برای یک جنگ «چند روزه» یا «چند هفتهای» با ایران است. به ادعای این صهیونیست که نامش و هویتش فاش نشده، «از سرگیری نبرد (جنگ با ایران) نزدیک است.»
نکته بارز در سخنان این مقام صهیونیست تاکید بر «چند روزه» بودن جنگ است. مانند مدل دو جنگ اخیر که یکی ۱۲ روزه و دیگری ۴۰ روزه بودند و بین آنها چند ماه فاصله بود. زنجیرهای که اسرائیل با گروههای مقاومت شروع کرد و اکنون قصد دارد همان را در ایران پیاده کند.
پنج بار آتشبس با حماس و حزب الله
پس از عملیات طوفان الاقصی راهبرد «جنگ، آتشبس و دوباره جنگ» تبدیل به مدل رفتاری صهیونیستها در منطقه شده است. چرخهای از درگیریهای بیپایان که هدفش تحلیل نیروی طرف مقابل با انجام مجموعهای از جنگها، مذاکرات، عملیات ترکیبی در منطقه خاکستری و سپس دوباره شروع یک جنگ است تا به مرور زمان حریف را از نفس بیندازد. در این راهبرد که نمونه عینی آن در لبنان و غزه پیاده شده است، جنگ هیچ گاه به شکل کامل مرتفع نشده و از فشار اقتصادی گرفته تا فشار سیاسی و اجتماعی (دامن زدن به اختلافات داخلی یا ایجاد اغتشاش) مجموعهای از اعمال را شامل میشود که دشمن را از درون و بیرون به نابودی میکشاند.
صهیونیستها از زمانی که نفتالی بنت از استراتژی «مرگ با هزار ضربه چاقو» سخن گفت، تا کنون که چرخه جنگ و مذاکره را دنبال میکنند، همواره از استراتژی طولانی مدت و با حوصله برای نابودی حریف استفاده کردهاند.
چرخهای که باید شکسته شود
در اثنای جنگ تحمیلی ۴۰ روزه محمد باقرقالیباف در خصوص پیاده سازی چرخه جنگ و آتشبس توسط صهیونیستها در مواجهه با کشورمان هشدار داد. رئیس مجلس پنجشنبه ۶ فروردین ۱۴۰۵ در ایکس نوشت: «هیچ کس نمیتواند برای ایران و ایرانی اولتیماتوم تعیین کند... چرخه شوم «جنگ-آتشبس-جنگ» باید شکسته شود».
در جنگهای اخیر اسرائیل، این مدل رفتاری در مواجهه با غزه و لبنان بارها تکرار کرده است. در غزه آنها تا کنون سه بار با حماس وارد آتشبس شده و دوباره به جنگ بازگشتهاند. در لبنان نیز دو بار چرخه جنگ و آتشبس تکرار شده تا در مجموع آنها با پنج بار در شمال و جنوب سرزمینهای اشغالی بازی دنبالهدار جنگ و آتشبس را تکرار کرده باشند. در مواجهه با ایران، صهیونیستها بعد از جنگ تحمیلی ۱۲ روزه، دوباره بازگشتند و اینبار آمریکا را از روز اول جنگ با خود همراه کردند. پس از هر دو جنگ نیز نتانیاهو از کارهای نیمه تمام در ایران سخن گفت و اینکه ایران هنوز یک تهدید است.
اگر به شرایط لبنان و ایران نگاه کنیم، آنها ضربهای میزنند (ضرباتی هم میخورند)، اما بعد از آتشبس در فضای سیاسی و اجتماعی حریف جولان میدهند. دولت لبنان را وادار به خلع سلاح حزب الله میکنند و در ایران نیز به اختلافات سیاسی و انشقاق اجتماعی (فتنه دی ماه سال گذشته) دامن میزنند.
رجز خوانی چند روز گذشته وزیر دارایی اسرائیل که از تقویت ارزش شکل (واحد پول این رژیم) و شکوفایی اقتصادی گفت، هرچند یاوهگویی بود، اما نشان داد که تندروهای کابینه نتانیاهو همانند استموتریچ و بنگویر که مشوق و محرک جنگ هستند، همچنان سعی دارند فضا داخلی رژیم را آماده یک جنگ دیگر کنند.
تقسیم هزینههای جنگ با آمریکا و اعراب
اسرائیل با شعار «جنگ موجودیتی» از سال ۲۰۲۳ ذهن شهرک نشینها را آماده سلسله جنگهای طولانی مدت کرده است؛ یا پیروز میشویم یا اسرائیل نابود میشود. هرچند در هیچ کدام از اهداف راهبردیشان موفق نبودند. اما بدون تعارف گویی هنوز آن طور که باید تنبیه هم نشدند. در جنگ تحمیلی ۴۰ روزه آخرین برگ برنده خود یعنی ورود مستقیم آمریکا به جنگ را نیز امتحان کردند. اما تا وقتی هزینههای جنگ را با ایالات متحده و اعراب منطقه تقسیم میکنند، خود را مستعد جنگهای بیشتری میبینند.
اگر یکی از دلایل افشای سفر نتانیاهو و روسای ستاد ارتش و موساد به امارات را مصرف داخلی آن در اسرائیل بدانیم، شاید علت دیگر آن تقسیم هرچه بیشتر هزینههای جنگ احتمالی آینده با امارات باشد. همان طور که جان کری گفته بود، صهیونیستها بارها به دولتهای آمریکا برای ورود به جنگ با ایران فشار میآوردند و نهایتا ترامپ را مستحق چنین حماقتی یافتند. آنها هنوز هم ترامپ را در زنجیر دارند و هنوز شعار جنگ سرمیدهند.
صهیونیستها در آن سرزمین اشغالی چیزی به نام ملت یا مردم ندارند. شهرکنشینانی هستند که در پادگانی بزرگ خدمت میکنند؛ بنابراین نباید روی خستگی و نهایتا تمرد از دستور سربازان چندان حساب کنیم و اینبار اگر جنگی را شروع کردند، طوری رفتار کنیم که زنجیره جنگ و آتشبس برای همیشه شکسته شود. راه دیگری باقی مانده است؟
منبع: فارس