در روزهایی که ویدئوهای دست‌کاری‌شده به سرعت در فضای مجازی پخش می‌شوند، ذهن کودکان و نوجوانان بیش از همیشه در معرض محتوای گمراه‌کننده قرار دارد.

باشگاه خبرنگاران جوان - در روز‌هایی که شایعات و ویدئو‌های دست‌کاری‌شده با سرعت بالا در فضای مجازی پخش می‌شوند، ذهن کودکان و نوجوانان بیش از همیشه در معرض محتوای ترس آفرین و گمراه‌کننده قرار دارد. در چنین شرایطی، مهم‌ترین مهارت خانواده‌ها نه فقط کنترل دسترسی، بلکه آموزش «نه» گفتن و توقف آگاهانه در برابر محتوای مسموم است.

«مامان! این فیلم حمله واقعی بود؟»، «بابا! میگن امشب قراره جنگ بشه، راسته؟». اینها فقط چند سؤال ساده کودکانه نیست؛ زنگ خطری است که نشان می‌دهد میدان جنگ امروز، از مرز‌ها عبور کرده و تا صفحه گوشی فرزندان ما رسیده است. در روز‌هایی که اخبار حملات نظامی، تصاویر خشونت‌آمیز، شایعات ترس آفرین و ویدئو‌های عملیات روانی با سرعتی سرسام‌آور در فضای مجازی می‌چرخند، دیگر نمی‌توان تنها با بستن چند برنامه یا گرفتن گوشی، از کودکان و نوجوانان محافظت کرد.

وقتی جنگ، به صفحه موبایل فرزندان می‌رسد

در جنگ‌های مدرن، تصاویر، شایعات و ویدئو‌ها هم بخشی از عملیات هستند. بسیاری از کانال‌ها و صفحات آلوده، با سوءاستفاده از کنجکاوی نوجوانان، محتوای خشن یا ترس آفرین را در قالب «خبر فوری»، «فیلم لو رفته»، «تصاویر سانسور نشده» یا «چالش‌های وایرال جنگی» منتشر می‌کنند. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی هم دقیقاً روی همین نقطه کار می‌کنند. کافی است نوجوانی از روی هیجان یا ترس، چند ثانیه روی یک ویدئوی انفجار، اجساد، تهدید نظامی یا تحلیل‌های آخرالزمانی مکث کند؛ از آن لحظه به بعد، سیلی از محتوا‌های مشابه به سمت او سرازیر می‌شود. نتیجه، چیزی نیست جز اضطراب، ناامنی روانی و عادی‌سازی خشونت در ذهن نسل نوجوان.

برخی رسانه‌های معاند و صفحات عملیات روانی نیز تلاش می‌کنند با ترکیب تصاویر واقعی و جعلی، ذهن کودکان و نوجوانان را دچار ترس، بی‌اعتمادی و آشفتگی کنند. آنها می‌دانند نسلی که مدام در معرض محتوای ترس‌آلود قرار بگیرد، آرامش روانی و قدرت تحلیل خود را به‌تدریج از دست می‌دهد.

زنگ خطر‌های خاموش در رفتار فرزندان

گاهی آثار این محتواها، قبل از آنکه در گوشی دیده شوند، در رفتار فرزند آشکار می‌شوند. ترس ناگهانی از آینده، اضطراب درباره جنگ، بی‌خوابی، کابوس یا پرسش‌های مکرر درباره مرگ و ناامنی، می‌تواند نشانه درگیری ذهن کودک با تصاویر و روایت‌های سنگین رسانه‌ای باشد. پنهان‌کاری دیجیتال نیز یکی دیگر از زنگ خطرهاست؛ اینکه نوجوان هنگام ورود والدین ناگهان صفحه را ببندد یا مدام میان برنامه‌ها جابه‌جا شود. تغییر ناگهانی لحن و رفتار، استفاده از ادبیات خشن یا تکرار تحلیل‌های افراطی و ترس‌آلودی که از سن او بعید است، می‌تواند نشانه اثرگذاری محتوای سمی باشد.

به جای پلیس‌بازی، مهارتِ مقاومت رسانه‌ای بسازید

در روز‌های جنگ روایت‌ها، مهم‌ترین سپر دفاعی خانواده، «اعتماد» و «مهارت تحلیل» است؛ نه صرفاً محدودسازی. یکی از تمرین‌های مهم، آموزش «سه سؤال طلایی» به فرزندان است. به آنها یاد بدهید قبل از باز کردن هر لینک یا ویدئوی جنگی از خود بپرسند: «این محتوا می‌خواهد من را آگاه کند یا بترساند؟»، «بعد از دیدنش آرام‌تر می‌شوم یا مضطرب‌تر؟» و «آیا می‌توانم این را با خیال راحت به پدر و مادرم نشان بدهم؟». همین چند سؤال ساده، بسیاری از تله‌های رسانه‌ای را خنثی می‌کند.

همچنین باید برای فرزندان توضیح دهید که همه تصاویر و اخبارِ منتشرشده، ارزش دیدن ندارند. بعضی ویدئوها، فقط «زباله رسانه‌ای» هستند؛ محتوا‌هایی که هدفشان شوکه کردن، ترساندن یا شکستن امنیت روانی مخاطب است. همان‌طور که انسان در خیابان به هر صحنه آلوده‌ای خیره نمی‌شود، در فضای مجازی هم حق دارد صفحه را ببندد و بگوید: «دیدن این محتوا به نفع من نیست.»

خانه؛ پناهگاه روانی در میانه جنگ روایت‌ها

یکی از اشتباهات رایج خانواده‌ها این است که وقتی فرزندشان ناخواسته با یک محتوای نامناسب یا ترسناک روبه‌رو می‌شود، با عصبانیت واکنش نشان می‌دهند؛ گوشی را می‌گیرند یا شروع به سرزنش می‌کنند. نتیجه چنین رفتاری معمولاً پنهان‌کاری بیشتر است. اگر فرزندتان با ترس یا اضطراب درباره یک فیلم جنگی، تصویر خشن یا شایعه فضای مجازی با شما صحبت کرد، اولین وظیفه شما ایجاد احساس امنیت است. باید بداند خانه، محلِ گفت‌و‌گو و آرامش است؛ نه دادگاه بازجویی.

در روز‌هایی که عملیات روانی تلاش می‌کند ذهن خانواده‌ها را آشفته کند، آرامشِ پدر و مادر خود بخشی از دفاع رسانه‌ای خانواده است.

در همین زمینه، مهدی صادقی، پژوهشگر سواد رسانه‌ای، می‌گوید: «در جنگ روایت‌ها، هدف فقط تغییر افکار نیست؛ گاهی هدف، فرسوده کردن روانی خانواده‌ها و عادی‌سازی ترس در ذهن کودکان و نوجوانان است. بسیاری از ویدئو‌ها و اخبارِ به‌ظاهر فوری، برای شوکه کردن مخاطب طراحی شده‌اند، نه آگاه‌سازی. مهم‌تر از کنترل گوشی، آموزشِ قدرت «نه» گفتن به محتوای مخرب است؛ مهارتی که از سلامت روان فرزندان محافظت می‌کند.»

از فیلترینگِ ابزاری تا فیلترینگِ ذهنی

حفاظت از خانواده در روز‌های بحران، فقط با نصب نرم‌افزار‌های کنترلی اتفاق نمی‌افتد. این قفل‌ها دیر یا زود دور زده می‌شوند. محافظت واقعی زمانی شکل می‌گیرد که نوجوان، حتی در تنهایی خودش، بتواند میان «اطلاع گرفتن» و «غرق شدن در محتوای مسموم» تفاوت قائل شود. فرزندِ مجهز به سواد رسانه‌ای، هر فیلم وایرالی را باور نمی‌کند، هر تصویر خشنی را نمی‌بیند و هر شایعه‌ای را وارد ذهنش نمی‌کند. او یاد گرفته امنیت روانی‌اش را به الگوریتم‌ها نسپارد.

فراموش نکنیم: در دنیای امروز، امنیت دیجیتال فرزندان از تنظیماتِ گوشی شروع نمی‌شود؛ از لحظه‌ای شروع می‌شود که به آنها یاد می‌دهیم ارزشِ چشمانشان بالاتر از هر کلیکِ آلوده‌ای است.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار