باشگاه خبرنگاران جوان - روز گذشته، سالگرد آزادسازی جنوب لبنان طی جنگی دو دههای بود؛ نبردی که از سال ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ به طول انجامید و مقاومت لبنان ضمن ظهور از دل آن، به این کشور اعتباری بیسابقه بخشید. این سالگرد با شواهدی از یک پیروزی بزرگ در مقطع کنونی همراه شده است. پس از آغاز جنگ طوفان الاقصی و ورود مقاومت لبنان به معادله، این نبرد مقاطع مختلفی داشته است. واقعه پیجری، ترور سید حسن نصرالله و سید هاشم صفیالدین، دو دبیرکل مقاومت لبنان، سقوط سوریه و سپس نقض مکرر آتشبس به مدت ۱۵ ماه باعث شده عدهای مرحله دوم جنگ را به سمت تعبیر شکست مقاومت ببرند.
با این حال طی جنگ رمضان، مقاومت لبنان ثمره صبر خود را چید و با ورودی شگفتانگیز، دشمن را در بهت فروبرد. دستگاههای اطلاعاتی دشمن پیش از جنگ توان مقاومت لبنان را بسیار پایین ارزیابی کرده بودند که احیای مقاومت باعث شد یک شکست و رسوایی اطلاعاتی دیگر برای تلآویو رقم بخورد. با پایان جنگ و محدودشدن نبردها به زدوخورد در لبههای مرزی، کوادهای انتحاری به بازیگر اصلی مقاومت تبدیل شدند. تصاویر منتشر شده از این حملات، حیثیتی برای «بنیامین نتانیاهو»، نخستوزیر رژیم صهیونیستی باقی نگذاشتهاند. او سه سال است که هر بار ادعا کرده مقاومت لبنان از بین رفته است؛ ادعایی که با فیلمهای حملات کوادی نمیخواند. دو ارتش بزرگ جهان نه در ایران که پشت مرزهای جنوب لبنان با تمام تجهیزات واماندهاند.
در همین حال، دولت وابسته لبنان به ریاست جوزف عون، رئیسجمهور و تمام سلام، نخستوزیر این کشور با تحریک آمریکا و دولتهای عربی تلاش کرده در مذاکراتی مستقیم با رژیم صهیونیستی، امتیازات رایگانی به دشمن بدهد. مشکل آنجاست که صهیونیستها آنقدر زیادهخواهند که با فردی مانند «ابومحمد الجولانی» حاکم سوریه و رهبر یکی از بزرگترین گروههای تروریستی جهان با میانجیگری دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیجفارس، آمریکا و شخص ترامپ کنار نیامده و چندین نوبت تا جنگ فراگیر با دشمن به پیش رفتند.
نکات
در خصوص وضعیت لبنان در آینه روندهای تاریخی و شرایط موجود، نکات ذیل حائز اهمیتاند.
۱- دولتی بهذات نیازمند حمایت مقاومت
لبنان از زمان استقلال تاکنون هیچگاه دولت و ارتش قدرتمندی نداشته است. این مسئله ورای حضور یک دولت با دیدگاههای خوب یا بد بر رأس امور است. حتی یک دولت با دیدگاههای مناسب در بیروت، نمیتواند قدرتی به هم بزند. این امر دلایلی زیادی دارد؛ دوره استقلال لبنان از آغاز با التهابات و تضعیف منطقه همراه شد و این مقارن بود با تشکیل و حضور رژیم صهیونیستی در مرزهای جنوبی. وجود طیفهای بسیار زیاد و متضاد با تکثر بسیار بالا، عدم بهرهمندی از منبع ثروت همانند نفت در دولتهای حاشیه جنوبی خلیجفارس، لیبی یا الجزایر، دیگر دلایل در این زمینه هستند.
وضعیت لبنان نشان میدهد نمیتوان به طور کامل به ظرفیت دولت برای دفاع از کشور دل بست. دولت مستقر در بیروت بهسرعت از کار خواهد افتاد. این موضوع به معنای بیاهمیتی دولت نیست، بلکه به ذات مسائل این کشور باز میگردد. در اواخر دوره اشغال جنوب لبنان و از سال ۱۹۹۸، «امیل لحود» به ریاستجمهوری رسید که فردی همراه با مقاومت بود. با این حال او از جایگاه دولتی نتوانست قدرتی اعمال کند، بلکه کارکرد مثبت این نهاد را در حمایت از مقاومت دید. دولت لبنان در بهترین وضعیت خود چارهای جز تکیه به تمام منابع قدرت بهویژه ظرفیتهای مردمی و گروهی ندارد.
۲- عدم تثبیت دشمن با وجود دو دهه تلاش
نیمی از خاک لبنان در سال ۱۹۸۲ از دست رفت و دشمن درپی تثبیت اشغالگری بود؛ اما موفق به آن نشد. مقاومت، بیوقفه به دشمن حمله کرد و نگذاشت دشمن شهرکهای صهیونیستنشین را به جنوب لبنان گسترش دهد. این حملات به طور کامل با سلاحهای سبک و ساده انجام شدند؛ اما راز اثربخشیشان بر تانک، جنگنده و بالگرد، ماندگاری عملیاتها و تداومشان بود.
۳- حذف یک ستاره درحال افول ظهور ستارهای بزرگتر
هدف اصلی و اعلام شده دشمن از حمله به لبنان در سال ۱۹۸۲، توقف حملات سازمان آزادیبخش فلسطین و ریشهکنی آن از لبنان بود. این هدف محقق شد. ساف به تونس تبعید و تاکنون نه تنها این سازمان که دیگر گروههای فلسطینی، حملهای قابل اعتنا به رژیم صهیونیستی از خاک لبنان نداشتهاند. در مقابل، این حرکت به شکلگیری یک جریان قدرتمند نظامی در لبنان منجر شد که تأسیس مقاومت ثمره آن بود. شیعیان لبنان درک کردند هدف سرکوب ساف و خروج نیست، بلکه فلسطینیسازی از جنوب لبنان، محل زندگی اصلی آنها است. صهیونیستها یک گروه شکستخورده در مبارزه را حذف کردند ولی در خلال اقداماتشان گروه شکستناپذیری شکل گرفت که از آن دوره تاکنون خستگیناپذیر میجنگند.
۴- خلع سلاح همان نابودی است
دشمن میگوید فشارهای خود را تا زمان خلع سلاح ادامه خواهد داد. این سیاست که شامل ترکیبی از محاصره، جنگ سیاسی و نبردهای نظامی است شاید زیان گسترده را برای جامعه شیعه و یا لبنان ایجاد کند؛ اما حتی اگر دشمن قادر به چنین کاری باشد، راهی جز ادامه نبرد نیست. دشمن طماع و بهشدت عملگراست و اگر خلع سلاحی صورت گیرد، بهسرعت حمله میکند. پس جمعبندیهای نهایی در مقاومت و لبنان آن است که حتی اگر دشمن توانایی واردآوردن زیان گسترده را داشته باشد، واردآمدن این زیان در شرایطی که مقاومت سلاح در دست دارد نسبت به زمانی که با دست خود، خود را بیسلاح ساخته، بهتر و شرافتمندانهتر است. این ارزیابی البته یک ارزیابی در قالب بررسی سناریوهاست؛ اما به نظر نمیرسد سناریوها به شکل بدبینانه بهوقوع بپیوندند. دشمن پیشازاین بارها از مقاومت شکست خورده و طی سه سال جنگ طوفان الاقصی نیز کار چندانی از پیش نبرده است.
۵- تجربه مقاومت
جنگ کنونی بیش از آنکه شبیه جنگ ۳۳ روزه سال ۲۰۰۶ باشد، شبیه جنگ آزادسازی ۱۹۸۲ تا ۲۰۰۰ شده است. پیش و پس از جنگ ۳۳ روزه هیچ زدوخورد قابل توجه و ادامهداری وجود نداشت. در طول جنگ آزادسازی، اما همواره زدوخورد وجود داشت که در این میان چند نبرد پرشدت صورت گرفت. جنگ ۱۸ساله آزادسازی به دو مقطع قابلتقسیم است؛ از سال ۱۹۸۲ تا ۱۹۸۵ که ارتش رژیم صهیونیستی به بیروت رسید و تلاش کرد این مناطق را به مدت ۳ سال حفظ کند و مرحله دوم، از سال ۱۹۸۵ تا ۲۰۰۰ به مدت ۱۵ سال که رژیم با ایجاد منطقه ۷۰۰ کیلومترمربعی در جنوب و تشکیل ارتش مزدور لبنانی در آن، کوشید این جای پا را حفظ کند. جنگ ۳ ساله از ۲۰۲۳ تاکنون از نظر مدت زمان و پیوسته بودن درگیریها، مشابه وقایع جنگ آزادسازی است. برخی با اشاره به این طولانی شدن و حملات بیوقفه دشمن احساس خطر میکنند؛ اما مقاومت پیش از این نیز چنین جنگی را تجربه کرده است.
۶- ساخت الگوی اخراج صهیونیستها
اخراج رژیم صهیونیستی از لبنان، نمونه موفق اخراج صهیونیستها بود و الگویی اثبات شده ساخت. این الگو باعث شد رژیم ۵ سال بعد در سال ۲۰۰۵ از نوار غزه خارج شده و این کار را در برخی نواحی در شمال کرانه باختری تکرار کند. این الگو البته برای مناطقی است که رژیم یا شهرک صهیونیستنشین نساخته و یا تعداد کمی از آنها وجود دارند. در این مناطق اکثریت جمعیت باید از غیرصهیونیستها باشد. به همین دلیل موفقیت ابتدا در جنوب لبنان و سپس در نوار غزه و به شکل نسبی در شمال کرانه باختری رخ داد. گزینههای بعدی در این مسیر، آزادسازی کامل کرانه باختری، بلندیهای جولان و یا حتی شمال فلسطین اشغالی است؛ مناطقی که در دسترس مقاومت بوده، جمعیت بالایی از مردم بومی دارند و تعداد شهرکنشینان بهطورکلی و در قیاس با مردم بومی کمتر است.
۷- فرسایش لحظهای دشمن
فعالیت مقاومت به شکل فرسایش کمهزینه ادامه دارد. در جریان پرتاب موشکهای ضدزره، ابعاد سلاح، نفرات موردنیاز برای حمل و نحوه شلیک و رفتوآمدها باعث شناسایی تیمهای عملیاتی میشد. بهروزرسانیهای عملیاتی و تغییر سلاح به کواد انتحاری، وضعیت را متفاوت کرده که حاصل آن کاهش تلفات خودی و افزایش تلفات دشمن است. دشمن در برابر کوادهای انتحاری مقاومت راهحلی ندارد و خواهان ایجاد بازدارندگی از طریق حمله به بیروت است.
«اتمار بنگویر» وزیر امنیت داخلی رژیم دراینخصوص واکنشی عصبی در حساب کاربری خود در شبکه اجتماعی «ایکس» نشان داده و نوشت: «عادیسازی و پذیرش واقعیت پهپادهای انتحاری ممنوع است؛ زمان آن فرارسیده که بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر روی میز دونالد ترامپ بکوبد و به او ابلاغ کند که ما به جنگ در لبنان بازمیگردیم.» روزنامه «جروزالمپست» نیز گزارش کرده «ایال زمیر»، رئیس ستاد ارتش از اینکه رژیم صهیونیستی به دلیل محدودیتهای آمریکا، استقلال عمل کامل در لبنان را ندارد، شاکی است. او نیز همانند بتزلل اسموتریچ، وزیر دارایی و یکی از سران راست افراطی رژیم، خواهان حمله به مناطق مسکونی بیروت برای ایجاد بازدارندگی در برابر حملات کوادی مقاومت است.
منبع: فرهیختگان