باشگاه خبرنگاران جوان - «العربیه مدعی شد یک هیئت فنی و حقوقی پاکستانی قرار است عازم تهران شود»؛ یک منبع آگاه به الحدث خبر داد «آمریکا گفته اگر ایران توافق کند، حل باقی مسائل به بعد موکول میشود»؛ خبرنگار الجزیره مدعی شد «وساطتها بین تهران و واشنگتن به مرحلهای رسیده که یکی از سران منطقه به طور مستقیم برای پرکردن شکافها وارد شده است». از زمانی که رفتوآمدهای دیپلماتیک میانجیها بهموازات افزایش احتمال تشدید تنشها میان ایران و آمریکا بالا گرفت، رسانههای عربی هم مرتباً در حال انتشار اخبار و گمانهزنیها در مورد فرایند مذاکرات به نقل از منابع آگاه هستند که از قضا تبدیل به محل رجوع رسانههای داخلی در ایران هم شدند.
این رسانهها که عموماً به طرفهای میانجی در مذاکرات نزدیک هستند و اخبار، عموماً از این منابع به آنان میرسد با سوگیریهایی که دارند، اطلاعاتی را منتشر میکنند که در مواردی نیز دارای خطاهایی آشکار (انتشار تعمدی اخبار غلط در پوشش رویدادهای مربوط به مذاکرات) است. نکته اصلی در پوشش اخبار توسط این رسانهها که پیشازاین نام آنها کمتر در رسانههای ایران مطرح شده بود، به دست گرفتن مرجعیت خبری در مورد تحولات مربوط به مذاکرات آتشبس میان ایران و آمریکاست تا آنجا که رسانههای ایرانی نیز اخبار را به نقل از این منابع منتشر میکنند. وزن پیدا کردن این رسانهها در شرایطی اتفاق میافتد که رسانههای داخلی نسبت بهاتفاق مربوط به مذاکرات آتشبس، در بیخبری و ابهام قرار دارند.
خروجی مواجهه مسئولان با رسانههای داخلی منجر به این میشود که مدیریت افکار عمومی در اختیار رسانههای خارجی که سوگیری و تعارض منافع دارد، قرار گیرد و ایران را مجدداً در تله جنگ رسانهای توسط دشمنان بیندازد. همچنین موجب میشود از ظرفیت رسانههای داخلی برای در اختیار گرفتن مرجعیت خبری استفاده نشود و طبعاً افکار عمومی داخل کشور نیز متأثر از فضاسازیها دچار این ابهام شود که چیزهایی وجود دارد که تعمداً از آنان پنهان میشود.
مرجعیت خبری رسانه زردی به نام العربیه!
روز پنجشنبه در شرایطی که اخبار از ادامه رایزنیهای دیپلماتیک توسط میانجیها در جریان مذاکرات آتشبس حکایت داشت، رسانه سعودی العربیه در خبری مدعی شد که دو طرف به پیشنویس مذاکراتی رسیدند و جزئیاتی از آن را منتشر کرد. در بخشی از پیشنویس منتشر شده آمده بود که این متن شامل «لغو تدریجی تحریمها، آغاز مذاکرات درباره مسائل حل نشده ظرف ۷ روز و همچنین توقف عملیات نظامی و توقف جنگ رسانهای است.»، اما با تکذیب خبر ادعایی، این رسانه متن منتشر شده را حذف کرد. این تنها ادعای اشتباهی نبود که العربیه در مورد مذاکرات ایران منتشر میکرد. در جریان سفر اخیر وزیر کشور پاکستان به تهران و دیدار با مقامات ایران، این رسانه سعودی مدعی شد نقوی با سردار وحیدی، فرمانده سپاه پاسداران دیدار کرده؛ خبری که در فضای رسانهای ایران منتشر و بازتابهای منفی زیادی پیدا کرد، اما ساعاتی پس از انتشار این خبر مشخص شد تصویری که العربیه از این دیدار منتشر کرده مربوط به دو سال گذشته بوده است.
با اینهمه العربیه جزء معدود رسانههایی بود که خبر سفر احتمالی عاصم منیر به تهران و خبر لغو این سفر را در رسانه خود منتشر کرد. البته لازم به ذکر است این رسانه سعودی در میان افکار عمومی جهان عرب و جهان اسلام چندان خوشنام نیست تا آنجا که برخی او را «العبریه» خطاب میکنند و پیشازاین نیز رسانه وزنداری در میان رسانههای عربی به شمار نمیرفت، بلکه بیشتر به زردنویسی مشغول بوده است. یکی از عللی که منجر شد العربیه به یکی از رسانههای اصلی در انتشار اخبار مذاکرات آتشبس تبدیل شود، نزدیکی سعودیها به پاکستانیها و دادن اطلاعات و گمانهزنیها در مورد مذاکرات آتشبس بود. در اختیار گرفتن مرجعیت خبری که پیش از آن در فضای رسانههای داخلی ایران جدی گرفته نمیشد، چند انتقاد و آسیب را متوجه فضای رسانهای ایران در موقعیت جنگی کرده است.
رسانه هم یک میدان نبرد است
ایران طرف اصلی جنگ و نزاع با آمریکاست، طبیعتاً آنچه منابع رسمی و رسانههای رسمی ایرانی در مورد جزئیات مذاکرات و فرایند رایزنیهای دیپلماتیک منتشر میکنند بهسرعت در فضای رسانهای جهانی منتشر میشود. به همین منظور سیاستمداران و رسانههای ایرانی این امکان را در اختیار دارند که با اظهارات و موضعگیریهای هوشمندانه، علاوه بر اعمال جنگ رسانهای، دست برتر خود را در مذاکرات به افکار عمومی جهانی نشان دهند؛ اما در واقعیت رسانههای ایران حتی از ابتداییترین اطلاعات مربوط به مذاکرات خبر ندارند و اطلاعات را از رسانههای عربی ظاهراً مطلع بازنشر میدهند. مسئولان نیز عموماً پس از موضعگیری رسانههای خارجی و سؤال افکار عمومی، در فضای رسانهای اظهارنظر میکنند. برای نمونه انتشار خبر سفر عاصم منیر به تهران یا لغو سفر مقامات پاکستانی، پیش از آنکه در رسانههای ایرانی منتشر شود در رسانه سعودی العربیه منتشر شد و در واقعیت از این فرصت طلایی برای دست گرفتن مرجعیت خبری در میانه جنگ استفاده نشد.
افکار عمومی را در ابهام رها نکنید
ایران اکنون در موقعیت جنگ قرار دارد و شرایط رسانهای و اینترنتی بهخاطر اعمال جنگ رسانهای علیه دشمن در محدودیت قرار دارد. به همین منظور افکار عمومی داخل ایران بیش از دیگر مراجع خبری رسانههای داخلی ایران را رصد میکنند و به اظهارات مقامات مسئول ایران توجه دارند. عاقلانهترین مواجهه آن است که سیاستمداران اخباری که در زمره اخبار طبقهبندی شده قرار نمیگیرد را با حفظ پروتکلها در اختیار رسانهها قرار دهند و بهمحض آنکه ابهامی برای افکار عمومی ایران پیش آمد توضیحات لازم داده شود؛ اما در همین موقعیت حساس که گفتوگو و اطلاع به آنان، گزاره مهمی است که مجال اجرای پروژههای دشمن را نمیدهد، اطلاعرسانی و خروج مردم از ابهام، موردتوجه مسئولان قرار نمیگیرد.
این گزاره قابلانکار نیست که در موقعیت کنونی افکار عمومی میبایست از تیم دیپلماسی حمایت کنند تا دست آنان را در میدان پرکنند و همچنین اضلاع مختلف تصمیمگیری در کشور همراستا با یکدیگر پیش بروند؛ اما درعینحال میبایست توجه داشت که مردم نسبت به برخی رویدادهای مذاکراتی ابهام دارند و طبعاً جزئیات آن نباید توسط رسانههای خارجی که غرضورزیهایی دارند به گوش آنها برسد. به همین منظور میبایست از ابزار رسانه برای رفع ابهام و تشریح دقیق آنچه اتفاق افتاده استفاده کرد تا این شائبه نیز میان مردم ایجاد نشود که سیاستمداران برخی موضوعات را پنهان میکنند یا اتفاقاتی بدون اطلاع آنها در حال وقوع است، آنهم در شرایطی که دشمن مدام به دنبال القای این گزاره خطاست که افرادی در داخل کشور به دنبال عقبنشینی مقابل دشمن هستند.
میدان رسانه را راحت نبازیم
ایران در این نبرد دستاوردهای زیادی به دست آورده که امکان مانور رسانهای پیروزمندانه را برایش فراهم میکند، اما در واقعیت رسانهای این انتقاد به رسانههای داخلی نیز وارد است که آنطور که باید از دستاوردهای جنگی برای بازنمایی رسانهای استفاده نشد؛ برای نمونه گزارش نیویورکتایمز در مورد آسیب وارد شده به پایگاههای آمریکا در منطقه خلیجفارس که برخی از آنها بر مبنای تصاویری بود که ماهوارههای ایرانی آن را منتشر کرده بودند. با همین نگاه اگر این گزارش دقیق از یکی از رسانههای داخلی منتشر میشد در افزودهشدن به اعتبار رسانههای ایرانی نقشی مؤثر ایفا میکرد.
به بلندگوهای اسرائیل مرجعیت ندهید
نهایتاً آنچه رخ داد این بود که رسانههای ایران و سیاستمداران حاضر در جریان تعاملات میانجیها، اطلاعرسانی به رسانه و اظهارنظر در رسانه را در درجه چندم اهمیت قرار دادهاند و این کمتوجهی در اطلاعرسانی به رسانههای داخلی موجب شده رسانههای عربی که پیش از رویدادهای جنگ، نام آنها در فضای رسانهای ناشناخته بود، به یکی از اصلیترین مراجع خبری در انتشار تحولات مربوط به جنگ تبدیل شوند. در اختیار گرفتن این مرجعیت و جلب اعتماد مخاطب، به این رسانهها امکان بازیگری مجدد و دستکاری افکار عمومی ایران را میدهد؛ مشابه آنچه در مورد خبر دیدار وزیر کشور پاکستان با فرمانده سپاه منتشر کردند. به همین منظور ضروری است این مرجعیت با بازیگری هوشمندانه به رسانهای ایرانی منتقل شود و درعینحال باید به افکار عمومی و رسانهها این آگاهی را داد که رسانههایی که دنبال بهدستآوردن مرجعیت خبری در فضای رسانهای ایران هستند سابقه روشنی در موضعگیری علیه ایران، محور مقاومت و همچنین همسویی با رسانههای صهیونیستی دارند. در ادامه به برخی از رسانههایی که در روزهای گذشته عموماً به مرجع خبری در مورد مذاکرات آتشبس تبدیل شدند پرداخته شده است.
العربیه
رسانه العربیه در دوران جنگ سرد میان سعودیها و قطریها و برای رقابت با شبکه خبری الجزیره تأسیس شد. این شبکه در مارس ۲۰۰۳ تأسیس شد، درست زمانی که آمریکا تجاوزش به عراق را شروع کرد. العربیه گزارشهای جانبدارانه در حمایت از آمریکا منتشر میکرد. پس از آن در سال ۲۰۰۶ و جنگ ۳۳ روزه نیز این رسانه خط خبری را بر مقصر کردن حزبالله در این نبرد پیش برد. البته به نظر میرسد این رسانه در میان افکار عمومی جهان عرب از اعتبار بالایی برخوردار نیست. سال ۲۰۰۸ و بر مبنای یک نظرسنجی که در رسانه آمریکایی زاگبی منتشر شد، تنها ۹ درصد از مردم جهان عرب اعلام کردند که به این رسانه اعتماد دارند. موضعگیریهای جانبدارانه این رسانه علیه محور مقاومت در جریان اتفاقات پس از طوفان الاقصی و در جریان نبرد با اسرائیل نیز خود را نشان داد تا آنجا که کاربران فلسطینی نام این رسانه را «العبریه» گذاشتند.
العربیه در مورد ایران و تحولات آن نیز مواضعی جانبدارانه دارد. برای مثال در جریان اتفاقات و ناآرامیهایی که در ایران رخ داد این رسانه مکرراً مواضعی در حمایت از آشوب و اغتشاش در ایران گرفت. در جریان این جنگ نیز با انتشار پیام خطایی در رسانه فارسی العربیه، جنگ رسانهای علیه افکار عمومی ایران لو رفت، آنجا که از انتشار اخبار رسانه آکسیوس که عملاً اتاق جنگ رسانهای اسرائیل علیه ایران است، نوشت. انتشار اخبار مربوط به مذاکرات آتشبس و جنگ در مورد ایران را نیز باید با همین سابقه العربیه نگاه کرد و این سوءظن را به اخبار منتشر شده داشت که این رسانه به دنبال اعمال جنگی روانی و دستکاری فضای رسانهای ایران است.
اسکاینیوز
رسانه اماراتی اسکاینیوز یکی دیگر از رسانههایی است که در روزهای اخیر اخباری را به نقل از منابع آگاه در مورد ایران منتشر کرد. برای مثال در آخرین مورد مدعی شد میانجی پاکستانی توانسته گره پرونده هستهای ایران را باز کند. این رسانه به امارات و دستگاه اطلاعاتی صهیونیستی نزدیک است و فرمان رسانهای حاکم بر این رسانه، ضدایرانی و علیه نظام حکمرانی ایران است. اسکاینیوز البته همانند العربیه سابقهای در انتشار اخبار دروغ در موضوعات مختلف دارد. برای مثال در جریان مذاکرات آتشبس در غزه و ماجرای تبادل اسرا، اطلاعاتی در مورد شرایط حماس در مورد پذیرش و توافق تبادل اسرا منتشر کرد که اعضای دفتر حماس اطلاعات منتشر شده را دروغ خواندند. اسکاینیوز در جریانات اخیر همراستا با صهیونیستها مواضعی ضدایرانی گرفت، از جمله آنکه دو ماه پیش و همزمان با آنکه برخی رسانههای عربستانی در حال عادیسازی ترور رهبر شهید انقلاب بودند این رسانه نیز مشغول عادیسازی ترور رهبر انقلاب بود.
الحدث
الحدث رسانه عربستانی است که فعالیت خود را از ژانویه ۲۰۱۲ شروع کرد. این رسانه نیز بهعنوان یکی از ابزارهای تولید هژمونی رسانهای در جهان اسلام علیه جبهه مقاومت و کشورهایی، چون قطر به شمار میرود. این رسانه صراحتاً کار ویژه خود را بر انتشار اخبار و اطلاعات دروغ در مورد جبهه مقاومت بهمنظور تضعیف آن متمرکز کرد، از جمله آنکه در دوره ابتدایی تهاجم نظامی اسرائیل اخبار دروغی در مورد ترور عبدالملک الحوثی منتشر کرد. الحدث، همین فرمان را در مورد اخبار مربوط به ایران نیز در پیش گرفته بود که از جمله آن انتشار اخبار خطا در مورد انتقال میلیونها دلار پول از ایران به حزبالله بود. خبری که واقعیت نداشت. در سالهای اخیر الحدث به رسانههای صهیونیستی بسیار نزدیک شده است تا آنجا که خبرنگاران این رسانه در یک نمایشگاه سلاح رژیم شرکت کردند. کنشهای رسانهای الحدث موجب شد برخی او را بلندگوی رژیم صهیونیستی در منطقه بخوانند.
الجزیره
رسانه قطری الجزیره یکی از وزندارترین رسانهها در منطقه و جهان اسلام به شمار میرود که از زمان شروع طوفان الاقصی مواضعی قاطع در حمایت از محور مقاومت اتخاذ کرد. این رسانه البته با اعمال فشارها و برخی زدوبندها بهمرور مواضعی سوگیرانه علیه جنگ طوفان الاقصی مطرح کرد. با شروع جنگ ایران در منطقه و هدف قرار گرفتن برخی پایگاههای آمریکا در قطر این رسانه در مورد اخبار مربوط به ایران نیز بر مدار سوگیری حرکت کرد و عملاً برخی اخبار مربوط با ایران را جانبدارانه منتشر و برخی را نیز تعمداً سانسور میکرد.
منبع: فرهیختگان