محرک‌های هیجانی مانند خشم و اضطراب، باعث افزایش درگیری ذهنی و در نتیجه تقویت ماندگاری و بازتولید همان محتوا در حافظه و رفتار کاربر می‌شوند.

باشگاه خبرنگاران جوان - در جنگ‌های شناختی، محتوا با انتشار زنده نمی‌ماند؛ با واکنش زنده می‌ماند. به همین دلیل، سکوت آگاهانه و نادیده گرفتن هدفمند، به یکی از ابزار‌های مهم مدیریت افکار عمومی در برابر موج‌های طراحی‌شده رسانه‌ای تبدیل شده است. در میدان نبردی که گلوله‌ها جای خود را به روایت‌ها داده‌اند، یکی از مهم‌ترین ابزار‌های مهندسی افکار عمومی، وادارکردن مخاطب به واکنش است. در این ساختار، فرقی نمی‌کند واکنش شما تأیید باشد یا تکذیب، خشم باشد یا تمسخر؛ زیرا از منظر سازوکار انتشار، صرفِ ورود به مدار یک محتوا، به معنای کمک به دیده‌شدن آن است.

از نظر روان‌شناسی شناختی، محرک‌های هیجانی مانند خشم و اضطراب، باعث افزایش درگیری ذهنی و در نتیجه تقویت ماندگاری و بازتولید همان محتوا در حافظه و رفتار کاربر می‌شوند. به همین دلیل، «سکوتِ فعال» به‌عنوان یک تصمیم آگاهانه، می‌تواند یکی از راه‌های قطع اکسیژن از موج‌های طراحی‌شده رسانه‌ای باشد.

سوختِ اصلیِ شایعه: «توجه» شماست

در جنگ‌های شناختی و عملیات روانی نوین، «توجه» (Attention) ارزشمندترین منبع است؛ حتی پیش از پول و داده. الگوریتم‌های شبکه‌های اجتماعی بر اساس میزان درگیری (Engagement) کار می‌کنند؛ یعنی هرچه یک محتوا بیشتر دیده، نقل و بازنشر شود، بیشتر رشد می‌کند صرف‌نظر از صحت یا سقم آن. این الگوریتم‌ها به محتوا «ارزش خبری» نمی‌دهند، بلکه به «میزان درگیری» امتیاز می‌دهند؛ یعنی هر کلیک، مکث، اشتراک یا حتی عصبانیت، یک سیگنال برای افزایش انتشار همان محتواست.

در چنین ساختاری، یک شایعه یا محتوای تحریک‌آمیز دقیقاً زمانی به اوج اثرگذاری می‌رسد که کاربران، حتی برای ردکردن آن، وارد بازی شوند. جبهه‌های عملیات روانی، روی همین نقطه حساب باز می‌کنند: اینکه مخاطب با خشم، طنز یا تکذیب، ناخواسته به بازتولید همان محتوا کمک کند. نتیجه این چرخه، چیزی نیست جز افزایش ضریب نفوذ همان روایتی که هدفش ایجاد التهاب بوده است.

استراتژیِ «بایکوت خبری»

اما پرسش اصلی اینجاست: چه زمانی سکوت، نه نشانه بی‌تفاوتی، بلکه یک تصمیم تاکتیکی است؟

گاهی یک محتوا فقط برای شکار واکنش طراحی شده است؛ نه برای اطلاع‌رسانی. توهین می‌کند، اغراق می‌کند یا احساسات جمعی را تحریک می‌کند تا مخاطب را وارد میدان کند. در چنین شرایطی، بسیاری از کاربران تصور می‌کنند با پاسخ‌دادن، افشاگری یا تمسخر، در حال مقابله با آن محتوا هستند؛ درحالی‌که همان واکنش‌ها، موتور دیده‌شدنش را روشن‌تر می‌کند. برخی روایت‌ها حتی اگر بی‌اساس و ضعیف باشند، به‌واسطه حجم واکنش‌ها جان می‌گیرند. اتاق‌های عملیات روانی دقیقاً روی همین نقطه حساب باز می‌کنند؛ اینکه مخاطب نتواند میان «دیدن» و «درگیرشدن» تفاوت قائل شود. به همین دلیل، گاهی مؤثرترین واکنش، واردنشدن به زمین بازی است.

همه محتوا‌ها ارزش پاسخگویی ندارند. بعضی خبر‌ها و ادعا‌ها اساساً برای سنجش واکنش افکار عمومی یا ایجاد التهاب طراحی می‌شوند، نه برای انتقال واقعیت. پاسخ‌دادن مداوم به این موج‌ها، گاهی به معنای مشروعیت‌بخشی ناخواسته به همان روایتی است که پایه محکمی ندارد. در چنین موقعیت‌هایی، خارج‌کردن یک شایعه از چرخه گفت‌و‌گو، بسیار مؤثرتر از بازنشرِ همراه با عصبانیت یا تمسخر است. وقتی یک محتوای مسئله‌دار مدام در گروه‌های خانوادگی، کانال‌ها و گفت‌و‌گو‌های روزمره تکرار می‌شود، حتی مخالفت با آن هم به گسترش دامنه دیده‌شدنش کمک می‌کند. بسیاری از موج‌های مصنوعی، اگر با «توجه اجتماعی» تغذیه نشوند، خیلی زود فروکش می‌کنند.

حذف نویز از کانون خانواده

در سطح اجتماعی کوچک‌تر، یعنی خانواده، مدیریت توجه اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. در محیط‌های کوچک اجتماعی مانند خانواده، هر محتوای وایرال ناخواسته تبدیل به «موضوع مشترک گفت‌و‌گو» می‌شود و همین تکرار شفاهی، حتی بدون انتشار مجدد در فضای مجازی، به تثبیت ذهنی آن محتوا کمک می‌کند. به همین دلیل، یک خبر یا شایعه، پیش از آنکه در فضای دیجیتال فراموش شود، می‌تواند در گفت‌و‌گو‌های روزمره بازتولید شده و اثرگذاری خود را در سطح ذهنی اعضای خانواده حفظ کند.

اگر در فضای مجازی با محتوایی مواجه شدید که هدفی جز تحریک، لودگی یا تخریب ارزش‌ها ندارد، به‌جای باز کردن بحث‌های طولانی در جمع خانواده، آگاهانه مسیر گفت‌و‌گو را به سمت موضوعات سازنده‌تر تغییر دهید؛ مانند برنامه‌های روزمره، اهداف مشترک یا اخبار مثبت. این رفتار ساده، به‌مرور یک مهارت مهم را منتقل می‌کند: «مدیریت توجه، بخشی از سواد رسانه‌ای است.»

ابزار‌های بلاک و ریپورت

در کنار سکوت رفتاری، ابزار‌های فنی نیز بخشی از دفاع دیجیتال محسوب می‌شوند. در مواجهه با حساب‌های سازمان‌یافته برای تولید محتوای مخرب یا هتاکانه، درگیر شدن در بحث‌های طولانی معمولاً نتیجه‌ای جز افزایش دیده‌شدن آنها ندارد.

استفاده از گزینه‌های بلاک (Block) و گزارش (Report)، در واقع نوعی «اقدام بدون تغذیه رسانه‌ای» است؛ یعنی حذف منبع بدون تبدیل آن به سوژه گفت‌وگوی بیشتر.

در همین زمینه، مهدی صادقی، پژوهشگر سواد رسانه‌ای، معتقد است که این چرخه واکنشی در فضای امروز به یک الگوی پایدار در انتشار محتوا‌های مسئله‌دار تبدیل شده است: «در فضای رسانه‌ای امروز، بسیاری از محتوا‌های مسئله‌دار نه با پاسخ مستقیم، بلکه با واکنش‌های احساسی کاربران زنده می‌مانند. اگر کاربر بتواند میان آگاهی از یک خبر و واکنش نشان دادن به آن تفکیک قائل شود، عملاً بخش مهمی از اثرگذاری عملیات روانی را خنثی کرده است.»

او تأکید می‌کند: «سکوت آگاهانه به معنای بی‌تفاوتی نیست، بلکه یک انتخاب شناختی است. جامعه‌ای که یاد بگیرد به هر محرک رسانه‌ای پاسخ ندهد، در برابر موج‌های سازمان‌یافته بسیار مقاوم‌تر خواهد بود.»

قدرتِ نادیده گرفتن

سواد رسانه‌ای یعنی بدانیم که همیشه «فریاد زدن» نشانه قدرت نیست. گاهی سکوت کردن و بی‌اعتنایی به یک موجِ کاذب، بزرگ‌ترین ضربه به اتاق فکر‌های دشمن است. خانه‌ای که در آن اعضای خانواده بلد باشند به شایعات وایرال شده بی‌اعتنایی کنند، خانه‌ای است که از بلوغِ فکری و استقلالِ رأی بالایی برخوردار است.

فراموش نکنیم: آتشِ شایعه اگر به آن «توجه» نرسد، خیلی زود خاکستر می‌شود.

منبع: فار س

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار