بعثی‌ها جنگ هشت ساله را به دکترین نظامی ابداعی و هوشمندی استراتژیک مبارزان ایرانی باختند که اصلی‌ترین شعارشان استقلال بود.

باشگاه خبرنگاران جوان - «مرحله دوم عملیات که طراحی شد همه بریده بودند. در قرارگاه فتح جلسه‌ای گرفته بودیم، نظر همه فرماندهان این بود که باید عملیات را متوقف کنیم. حسن بلند شد گفت کجا برویم... بیست روز است به مردم می‌گوییم خرمشهر محاصره است. رو داریم برگردیم؟ گفت ما تا خرمشهر را آزاد نکنیم از اینجا نمی‌رویم.» همین ایستادگی جوان ۲۱ ساله که حالا در قامت فرمانده عملیات راهبری می‌کرد، زمینه آزادسازی خرمشهر را فراهم کرد. روایتی که حاج‌قاسم سلیمانی از ایستادگی حسن باقری در جریان آزادسازی خرمشهر ارائه می‌کند نه تنها به نقطه عطفی در جنگ ایران و عراق که به رویدادی منحصر‌به‌فرد در تاریخ مبارزات ایران تبدیل شد.

پیش‌ازاین ایرانیان در تاریخ دست‌کم دویست‌ساله‌شان هر زمان که وارد جنگی شده بودند بخشی از خاکشان را از دست داده بودند و حتی در مواردی بدون جنگ بخشی از خاک را واگذار کرده بودند. نبرد ایران و عراق و به تبع آن آزادسازی خرمشهر که بعثی‌ها در ازای آزادی آن حاضر بودند کلید بصره را تقدیم کنند، معادلات میدان نبرد را تغییر داد. بعثی‌ها این نبرد را به تجهیزات پیشرفته و ادوات خاص جنگی نباختند. به دکترین نظامی ابداعی و هوشمندی استراتژیک مبارزان ایرانی باختند که اصلی‌ترین شعارشان استقلال بود. از سوم خرداد ۶۱ تا خردادماه ۱۴۰۵ ایرانیان با همین منطق فکری مقابل دشمنانشان ایستادند. اگر در ۸ سال نبرد با عراق، ابرقدرتان جهانی در پشت پرده از متجاوزان به خاک ایران پشتیبانی می‌کردند حالا در دهه ۱۴۰۰ خورشیدی دشمنان ایران علناً وارد میدان نبرد شده بودند.

ایرانیان با همان منطق حسن باقری، با وجود شهادت امام شهیدشان و با اتکا به دانش و توانمندی نظامی بومی خودشان، مقابل ابرقدرتان جهانی ایستادند و این نبرد را نیز نه با اتکا به تجهیزات و ادوات جنگی که با نبوغ استراتژیک و دکترین نظامی خاص خود پیروز شدند و حالا هم‌زمان با سالروز آزادسازی خرمشهر، دشمنان را مجبور به عقب‌نشینی کردند. از این منظر، سوم خرداد ۶۱ تنها یک نوستالژی برای ایران نیست، بلکه آغاز راهی بود که آنان را به این نقطه، یعنی مرحله مبارزه با قدرتمندترین ارتش جهان رساند و حالا ایران اسلامی با عبور موفق از این جنگ و توانایی شکست ابرقدرتان جهانی در نبرد‌های نامتقارن، این شیوه خاص از نبرد را در تاریخ خود ثبت کرد و حالا می‌توان گفت سوم خرداد ۶۱ و عملیات بیت‌المقدس، دکترین نظامی خاص ایرانیان بود که در منطق فکری نیرو‌های مسلح ایرانی ثبت شده است.

حیثیتی که ایران از صدام برد

خرمشهر بزرگ‌ترین دستاورد صدام در جنگ با ایران بود. او شاید نتوانسته بود یک هفته‌ای به تهران برسد؛ اما آبادان را در محاصره سنگین قرار داده بود و خرمشهر منطقه‌ای هم‌تراز با بصره را تصرف کرده بود. روشن بود که پس‌گرفتن این منطقه کار ساده‌ای نیست آن‌هم درحالی‌که بعثی‌ها با اشغال این منطقه مانور پیروزی می‌دادند. بر این مبنا لازم بود طرحی برای عملیات پی‌ریزی کرد که پیروزی را تضمین کند. این عملیات تنها یک ماه بعد از فتح‌المبین انجام می‌شد. عراقی‌ها فکر نمی‌کردند ایران به همین سرعت عملیات جدیدی طراحی کند. در بخشی از کتاب «قاسم» به روایت مرتضی سرهنگی آمده «فرماندهان عراقی خیال می‌کردند ایران برای گرفتن خرمشهر از شمال حمله می‌کند؛ اما حسن باقری تصمیم گرفته بود در نهر خین، ارتباط نیرو‌های خرمشهر با عقبه‌شان را قطع کند و آنها را محاصره کند.»

به همین منظور عملیات فریبی طراحی شد با این محور که در شب اول، عملیاتی در رودخانه کرخه‌کور اجرا و سه قرارگاه با لشکر ۵ عراق درگیری را شروع و آنها را مشغول کنند تا فرصت نکند به منطقه اصلی درگیری برسد و کار را قفل کند. پیشروی در این منطقه اولویت فرماندهان قرارگاه مرکزی کربلا نبود؛ اما باید لشکر ۵ و ۶ عراق، مشغول می‌شدند تا نیرو‌های قرارگاه فتح و نصر به جاده اهواز-خرمشهر برسند. کار هر روز قرارگاه، حمله به عراقی‌ها بود. با اینکه رزمنده‌ها از نفس افتاده بودند؛ اما اجازه نمی‌دادند عراقی‌ها احساس آرامش کنند. هدف، گیج و خسته کردن لشکر ۵ و ۶ عراق بود. ۱۸ اردیبهشت نبرد ادامه داشت. اردیبهشت خبر آمد که عراقی‌ها سنگر‌هایشان را در منطقه طراح، سید جابر و فرسیه خالی کرده و عقب‌نشینی کرده‌اند. ساعت ۱۱ همان روز خبر آمد عراقی‌ها از آن منطقه عقب‌نشینی کرده‌اند. قرارگاه کربلا مأموریتش را به‌خوبی انجام داده بود و آنها به سمت جنوب عقب‌نشینی کرده بودند. ۲۶ اردیبهشت عراقی‌ها دوباره در این منطقه آتش ریختند.

حسن باقری، فرمانده عراقی‌ای را که ابتکار این حمله را به عهده داشت، خوب می‌شناخت. گفته بود «این فرمانده تکریتی» با بقیه فرق می‌کند. به نظر می‌رسید از طراحی عملیات بو برده بود که قرارگاه نصر و فتح می‌خواهند آنها را دور بزنند تا به خرمشهر نرسند. آتش دوباره بالا گرفت و تا چشم کار می‌کرد، تانک به طرف دژ می‌آمد. مقاومت نیرو‌های ایران منجر شد آتش حملات بالاخره متوقف شود. با این حال عملیات گره خورده بود. بیست و چند روز بود که نبرد ادامه داشت و هنوز خرمشهر آزاد نشده بود. فرماندهان معتقد بودند باید عملیات را متوقف کرد. حسن باقری، اما ایستاد و گفت تا زمانی که خرمشهر را آزاد نکنیم از اینجا نمی‌رویم.

بعد از این جلسه، عملیات ادامه پیدا کرد. آفتاب دوم خرداد که بالا آمد، تانک‌های عراقی عقب نشستند. ساعت ۴ و نیم سوم خرداد، رادیو اعلام کرد خرمشهر آزاد شده است. بعد از ۲۴ روز نبرد مداوم، ۵۵۰ تانک نابود شد، ۱۶ هزار نفر از نیرو‌های دشمن کشته شدند و نزدیک به ۱۹ هزار نفر اسیر شدند که گفته می‌شود از ۳۵ کشور دنیا بودند. آزادسازی خرمشهر تنها یک بخش بزرگ از آسیب وارد شده به نیرو‌های نظامی بعث بود. این عملیات علاوه بر آنکه برگ برنده صدام را از او گرفت، دست برتر ایران را در مقابل نیروی نظامی که از جانب ۳۵ کشور دنیا حمایت می‌شد، نشان داد. از طرف دیگر به نیروی نظامی حزب بعث نیز آسیبی کلیدی وارد کرد. علاوه بر کشته‌ها، اسارت ۱۹ هزار نفر که طبیعتاً همه آنها سرباز معمولی نبودند، ارتش صدام را تضعیف کرد؛ تا آنجا که چند سال طول کشید که حزب بعث ارتش خود را بازیابی کند تا بتواند این شکست سنگین را جبران کند. ارتش بعث نهایتاً فروردین ۶۷ توانست خود را بازیابی کند، یعنی کمتر از ۶ ماه مانده به پایان جنگ.

شهید بهشتی میدان نبرد

مغز متفکر عملیات خرمشهر، نه یک فرمانده کاربلد و ماهر ایرانی که جوانی ۲۴ساله بود که برای خبرنگاری به میدان جنگ آمده بود؛ اما حالا در قامت فرمانده اطلاعات عملیات جنگ، استراتژی نظامی طراحی می‌کرد. فرماندهی او یک اتفاق نبود. او مکرراً هوشمندی و نبوغ فکری‌اش را به فرماندهان ثابت کرده بود. امام شهید انقلاب روایت می‌کرد: «روزی آمدم اهواز، فرمانده کل قوا هم با ما بود. می‌خواستیم محاصره سوسنگرد را بشکنیم. بنا شد فرماندهان ارتش و سپاه بیایند طرح‌هایشان را بگویند. نوبت به سپاهی‌ها رسید. دیدم ژولیده ژنده‌پوشی که اورکت گشادی تنش بود بلند شد. گفتم الان است که خراب کند و بنی‌صدر که دل خوشی از سپاهی‌ها ندارد، سرزنشش کند. این جوان با همان مشخصات آمد پای نقشه شروع کرد به حرف‌زدن. همین‌جور حرف می‌زد و من قد می‌کشیدم. حرفش که تمام شد، بنی‌صدر با همه خباثتش گفت احسنت.

او حسن باقری است.» حاج‌قاسم سلیمانی او را «شاه‌کلید فتح خرمشهر» می‌دانست. حسن باقری پیش از شروع عملیات، شناسایی دقیقی از منطقه پیدا کرده بود. در برخی مناطق خودش برای شناسایی منطقه می‌رفت، بدون آنکه کسی مطلع شود. همین فرمانده جوان ایرانی، آزادسازی خرمشهر را ممکن کرد و به فرماندهان ایرانی جرئت داد. طرح‌ریزی عملیات خلاقانه خرمشهر بخش مهمی از ماجرا بود؛ اما همه آن نبود. بعد از ۲۰ روز از انجام عملیات کار آن‌قدر گره خورده بود که فرماندهان معتقد بودند باید عملیات را متوقف کرد؛ اما حسن باقری، فرماندهی که حاج‌قاسم سلیمانی او را بهشتی جنگ می‌خواند، به فرماندهان ایرانی درس ایستادگی داد و گفت اگر الان عقب بنشینیم جواب مردم را چه بدهیم؟ اصرار او به اینکه ما جایی نمی‌رویم تا خرمشهر را آزاد کنیم، موجب شد تا فرماندهان ایرانی اعتمادبه‌نفس مقابله با ارتشی را پیدا کنند که ۳۵ کشور دنیا او را برای نابودی ایران، همراهی می‌کردند و همین مواجهه موجب شد کار سخت آزادسازی خرمشهر سهل شود. حسن باقری با این نگاه وارد شد که باید این استراتژی جنگی را تغییر داد و معتقد بود این مدل جنگیدن به درد نمی‌خورد.

اظهارات او درست همان زمانی مطرح شد که ابوالحسن بنی‌صدر به‌جای ارائه طرح مناسب برای جنگ، درگیر اختلاف‌افکنی میان نیرو‌های نظامی بود. او استراتژی جنگ را بر مبنای اطلاعات و شناسایی دقیق دشمن تغییر داد. اطلاعات دقیق او از دشمن، ضریب موفقیت عملیات‌ها را بالا می‌برد. نبردی که او طراحی کرد بر مبنای استراتژی نبرد نامتقارن بود که از اصل غافلگیری، شناسایی، دقت و جسارت در اجرای عملیات تبعیت می‌کرد که نقطه اوج اجرای موفق آن عملیات آزادسازی خرمشهر بود.

الی بیت‌المقدس

عملیات بیت‌المقدس علاوه بر آزادسازی بخش مهمی از خاک ایران، دستاورد‌هایی عظیم‌تر برای ایران به همراه داشت که اثرات آن تا به امروز ادامه دارد. اجرای موفقیت‌آمیز این عملیات تأییدی بر صحبت خمینی کبیر بود که راه مقابله با اسرائیل از میدان پیروزی در نبرد با صدام می‌گذرد. ابتکار خاص عملیاتی ایران در آزادسازی خرمشهر، علاوه بر آنکه پیروزی ایران را در جنگ با عراق تضمین کرد، مقدمه‌ای شد بر ادامه این دکترین موفق و طراحی مشابه عملیات‌های پیچیده علیه متجاوزان به ایران که از منطق نبرد نامتقارن تبعیت می‌کند.

ابتکار ایران در این عملیات نشان داد که می‌توان از استراتژی‌های خلاقانه مبتنی بر نبرد نامتقارن علیه متجاوز، بر ارتشی مجهز نیز پیروز شد. همین دکترین نظامی مبنای عمل نیرو‌های مسلح ایران حتی بعد از پایان جنگ ۸ساله قرار گرفت و ایران با همین منطق نظامی علیه دشمنی که نبرد با او را قطعی می‌دانست، خود را آماده کرد. رویارویی ۳۹ روزه ایران با آمریکا و رژیم صهیونی و فرسایشی کردن آن نبرد، به‌نوعی ادامه عملیات بیت‌المقدس است و سندی است بر وعده صادقی که خمینی کبیر داد. ابتکاری که جوانی ۲۴ساله برای صحنه نبرد نظامی ایران به میراث گذاشت و استراتژی نظامی ایران را نه‌فقط در جنگ با عراق که در سطوح کلان برای نیرو‌های مسلح، طراحی و پی‌ریزی کرد.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار