اروپا این روزها بیش از هر زمان دیگری با بحران‌های همزمان سیاسی، اجتماعی و امنیتی دست‌وپنجه نرم می‌کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - اروپا این روزها در میانه یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های پساجنگ سرد ایستاده است؛ قاره‌ای که همزمان، با بحران‌های داخلی، تغییرات عمیق در الگوی رأی‌دهی، رشد راست‌گرایی و نگرانی‌های امنیتی تازه دست‌وپنجه نرم می‌کند. نگاهی به نتایج انتخابات‌های اخیر، تحولات مربوط به سیاست مهاجرتی و تلاش‌های فزاینده برای کاهش وابستگی به آمریکا، تصویری از قاره‌ای مضطرب ارائه می‌دهد؛ قاره‌ای که بیش از گذشته درباره آینده سیاسی و امنیتی خود دچار تردید شده است.

صندوق‌های رأی علیه نظم سیاسی مستقر

نشانه‌های تغییر، پیش از هر چیز در صندوق‌های رأی دیده می‌شود؛ جایی که رأی‌دهندگان اروپایی، از شمال تا جنوب قاره، احزاب سنتی را زیرفشار قرار داده‌اند. در بسیاری از کشورها، نه فقط راست‌های افراطی بلکه جریان‌های ضدسیستم و پوپولیستی نیز در حال کسب جایگاه‌اند؛ نشانه‌ای از فرسایش اعتماد عمومی به نظم سیاسی مستقر.

در اسپانیا، انتخابات منطقه‌ای اندلس ضربه‌ای معنادار به اردوگاه سوسیالیست‌ها وارد کرد. حزب مردم (PP) به رهبری خوانما مورنو گرچه رتبه اول را بدست آورد و سوسیالیست‌ها بدترین نتیجه تاریخ خود را گرفتند، اما محافظه‌کاران با کسب ۵۳ کرسی، اکثریت مطلق را از دست دادند و اکنون برای بقا در قدرت ناچار به باج‌دهی به راست افراطی (ووکس) هستند؛ تحولی که به همراه اعتراضات گسترده روزهای اخیر مادرید بر سر بحران مسکن، فشار را بر پدرو سانچز دوچندان کرده است؛ دولتی که هرچند به واسطه مواضع متفاوتش در حمایت از فلسطین در سطح بین‌المللی جایگاهی متمایز یافته، اما در داخل با فرسایش سیاسی، فشار اقتصادی و انتقادهای فزاینده روبه‌رو است. اعتراضات پراکنده بر سر بحران مسکن و افزایش هزینه‌های زندگی نیز بر دشواری‌های داخلی دولت افزوده است.

در ایتالیا هم انتخابات شهرداری‌ها به‌عنوان نخستین آزمون مهم دولت راست‌گرای جورجیا ملونی پس از شکست در همه‌پرسی اصلاحات قضایی دنبال می‌شود. هرچند ائتلاف راست هنوز دست بالا را دارد، اما این انتخابات می‌تواند نشانه‌ای از میزان پایداری پایگاه اجتماعی دولت ملونی در آستانه انتخابات سراسری آینده باشد؛ به‌ویژه در شرایطی که بحران هزینه‌های زندگی و فرسایش اقتصادی، رأی‌دهندگان را بی‌قرارتر کرده است.

در قبرس، انتخابات پارلمانی ۲۰۲۶ گرچه با پیروزی حزب محافظه‌کار گردهمایی دموکراتیک (DISY) پایان یافت، اما مهم‌ترین پیام آن، جهش تاریخی حزب راست افراطی جبهه مردمی ملی (ELAM) بود که با کسب بیش از ۱۰درصد آرا به سومین جریان سیاسی کشور تبدیل شد. همزمان، ورود احزاب نوظهور ضدفساد و ضدساختار سنتی به پارلمان، نشانه‌ای از نارضایتی عمیق از وضعیت موجود بود؛ الگویی که در بسیاری از کشورهای اروپایی تکرار می‌شود.

در بریتانیا نیز گرچه حزب کارگر همچنان قدرت را در اختیار دارد، اما رشد حزب «اصلاحات بریتانیا» به رهبری نایجل فاراژ، بار دیگر گفتمان ملی‌گرایی، کنترل مرزها و مقابله با مهاجرت را به متن سیاست بازگردانده است؛ روندی که فشار مضاعفی بر دولت کی‌یر استارمر وارد کرده است.حتی در دانمارک که زمانی الگوی دولت رفاه سوسیال‌دموکراتیک شناخته می‌شد، فضای سیاسی از فشارهای راست‌گرایانه مصون نمانده است. دولت مته فردریکسن اگرچه بار دیگر مأمور تشکیل کابینه شد، اما طولانی شدن روند تشکیل دولت و تشدید مباحث مهاجرتی، نشان داد حتی جریان‌های چپ نیز برای بقا، ناچار به حرکت به سمت سیاست‌های سختگیرانه‌تر شده‌اند.

مهاجرت؛ مسئله‌ای که اروپا را به راست هل می‌دهد

در قلب بسیاری از این تحولات، مسئله مهاجرت قرار دارد؛ موضوعی که بیش از هر زمان دیگری به موتور محرک سیاست داخلی اروپا تبدیل شده است. اتحادیه اروپا این روزها بر سر قوانین جدید بازگرداندن مهاجران غیرقانونی درگیر مذاکرات دشوار است؛ قوانینی که شامل ایجاد مراکز اخراج مهاجران در خارج از مرزهای اتحادیه، افزایش زمان بازداشت و محدودیت‌های سخت‌تر برای بازگشت دوباره مهاجران می‌شود. اما واقعیت مهم‌تر، نه اختلافات بروکسل بر سر جزئیات، بلکه شکل‌گیری اجماعی تازه بر سر اصل سخت‌گیری است. اگر تا چند سال پیش شکاف اروپا بر سر اصل پذیرش مهاجران بود، اکنون اختلاف بیشتر بر سر میزان و شیوه محدودسازی است؛ تا جایی که حتی دولت‌های میانه‌رو و چپ نیز زیر فشار افکار عمومی به سیاست‌هایی نزدیک شده‌اند که زمانی صرفاً متعلق به راست افراطی تلقی می‌شد.

در این میان، مجارستان و ویکتور اوربان نمونه‌ای قابل تأمل‌اند. سیاست‌های سختگیرانه ضدمهاجرتی بوداپست که روزگاری با انتقاد شدید بروکسل مواجه می‌شد، اکنون دیگر چندان استثنایی به نظر نمی‌رسد؛ گویی اروپا آرام‌آرام به سمت همان رویکردی حرکت می‌کند که سال‌ها آن را نقد می‌کرد.

ناتوِ متزلزل و اروپای در جست‌وجوی استقلال

همزمان با تحولات داخلی، اروپا در حوزه امنیتی نیز وارد مرحله‌ای تازه شده است. بازگشت دونالد ترامپ به کاخ سفید، تهدیدهای مکرر درباره ناتو، فشارهای تعرفه‌ای علیه اقتصاد اروپا و رویکرد معامله‌گرایانه واشنگتن، تردیدهای جدی درباره پایداری اتحاد فراآتلانتیکی ایجاد کرده است. اروپا اکنون بیش از گذشته به فکر استقلال راهبردی افتاده است. افزایش بی‌سابقه بودجه‌های دفاعی، طرح «آمادگی ۲۰۳۰»، ایده «شنگن نظامی» و گسترش همکاری‌های دفاعی مستقل، همگی نشانه‌هایی از قاره‌ای هستند که دیگر نمی‌خواهد امنیت خود را صرفاً بر تضمین‌های آمریکا بنا کند.

با این حال، اروپا در وضعیتی پارادوکسیکال قرار گرفته است؛ از یک سو با بحران‌های داخلی، فرسایش احزاب سنتی و خشم رأی‌دهندگان روبه‌رو است و از سوی دیگر هنوز از نظر امنیتی و اقتصادی نتوانسته کاملاً از سایه آمریکا خارج شود. نتیجه، قاره‌ای است که در «عصر اضطراب» به سر می‌برد؛ قاره‌ای که همزمان به سمت مرزهای سخت‌تر، دولت‌های محافظه‌کارتر و استقلال امنیتی بیشتر حرکت می‌کند، بی‌آنکه بداند این مسیر به ثبات خواهد رسید یا بحران‌های تازه‌ای را رقم خواهد زد.

منبع: روزنامه قدس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار