نگاهی به انتظارات منتشرشده از سوی جوانان در برخی صفحات واسطه‌گری ازدواج در فضای مجازی، دغدغه‌های متفاوتی از جوانان را روایت می‌کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - نگاهی به انتظارات منتشرشده از سوی جوانان در برخی صفحات واسطه‌گری ازدواج در فضای مجازی، دغدغه‌های متفاوتی از جوانان را روایت می‌کند؛ نسلی که باوجود تغییرات فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در کشور، همچنان در جستجوی «عشق رویایی» هستند که گاهی فاصله بسیار دوری از واقعیت دارد.

وقتی پای تشریح خصوصیات همسر موردنظر در میان نسل جوان در برخی صفحات مجازی واسطه‌گری‌های ازدواج به میان می‌آید نقطه نظرات قابل تاملی درمیان پاسخ‌ها به چشم می‌خورد. برای مثال، دختری در این باره نوشته: «من فانتزیم اینه که قبل از اینکه بگم، منو بفهمه». دختر دیگری نوشته است: «دوست دارم همسرم پلیس باشه؛ به خاطر همین موضوع همه خواستگارهای خوب دیگرم رو رد کردم.» فرد دیگری نیز نظرش را اینطور بیان کرده است: «می‌خوام هر روز ببرتم بیرون؛ پارک ارم، کافی‌شاپ، رستوران و پیاده‌روی شبانه» یا «من دوست دارم زمان عقد یا عروسی وقتی منو دید یا خیلی ذوق کنه یا از خوشحالی گریه کنه».

دختر دیگری نیز با اشاره به شخصیت نقش «امیر» در سریال تاسیان، می‌نویسد: «کاش یکی بود توی زندگیمون اندازه امیر دوسمون داشت» در مقابل نیز پسری، از تصویری رؤیایی در زندگی مشترکش اینطور نوشته است: «بیام خونه اول دخترم رو بغل کنم، بعد برم آشپزخانه و مامانش رو بغل کنم و ازش تشکر کنم» یا فرد دیگری درباره خصوصیات همسر موردنظرش نوشته: «دنبال یه دختر با اصل و نسب مومن و خوشگل با موهای لخت که وضعیت مالیشون خوب باشه و قانع و بساز باشه، هستم.» 

در یکی دیگری از این توصیفات، پسری در معرفی خود نوشته است: «چهره بنده جزو یک درصد مردان جذاب و خوش چهره جهان است؛ هرچند که میدونم این موضوع سلیقه‌ای است. به طور کلی نقص ظاهری ندارم و تناسب لازم بین اعضای صورت وجود دارد»، سپس در چندین خط، فهرستی بلند از ویژگی‌های اخلاقی، ظاهری، اعتقادی و شخصیتی خود ارائه می‌دهد؛ از «باهوش و خوش‌قلب و پرجذبه» بودن تا «نگاه نافذ و وحشی و در عین حال مهربان»؛ روایتی که به نظر نشانه‌ای از خودبزرگ‌بینی و اعتمادبه‌نفس کاذب بوده که در این میان، شاید نقش شبکه‌های اجتماعی و نمایش مداوم سبک زندگی‌های لوکس و رمانتیک در تغییر انتظارات جوانان از ازدواج بی‌تاثیر هم نباشد. 

از سوی دیگر، تکرار چنین توصیف‌هایی به‌تدریج می‌تواند در ذهن بخشی از جوانان این تصور را ایجاد کند که معیارهای طبیعی و واقع‌بینانه برای ازدواج، دیگر کافی نیست و یک رابطه موفق باید مجموعه‌ای از ویژگی‌های بسیار ایده‌آل را دربر بگیرد. موضوعی که می‌تواند به این منجر شود که برخی جوانان، شریک زندگی را نه براساس توانایی حل مسئله، مسئولیت‌پذیری و بلوغ عاطفی، بلکه بر پایه مجموعه‌ای از ویژگی‌های ایده‌آل و گاه غیرواقعی انتخاب کنند؛ ویژگی‌هایی که از ظاهر و تیپ و موقعیت شغلی تا نوع ابراز عشق و حتی واکنش در مراسم عقد و عروسی را شامل می‌شود.

آنچه در بخشی از این روایت‌ها به چشم می‌خورد، تنها میل به داشتن یک شریک عاطفی نیست، بلکه جست‌وجوی فردی است که بتواند همه خلأهای احساسی، روانی و حتی سبک زندگی مطلوب افراد را یکجا برآورده کند؛ گویی برخی جوانان، به‌جای انتخاب یک انسان واقعی با مجموعه‌ای از نقاط قوت و ضعف طبیعی، در پی «غول چراغ جادویی» هستند که همیشه آنها را بفهمد و عاشقانه رفتار کند. همیشه در دسترس باشد و تمام آرزوهای عاطفی و ذهنی طرف مقابل را بی‌نقص برآورده کند. تصویری که بیش از آنکه به واقعیت پیچیده زندگی مشترک نزدیک باشد، به روایت‌های رمانتیک شبکه‌های اجتماعی و شخصیت‌های ایده‌آل‌سازی‌شده سریال‌ها شباهت دارد.

فانتزی ازدواج چیست؟

دکتر زهراسادات پورسید آقایی، عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا و مشاور خانواده و زوج درمانگر با اشاره به مفهوم ریشه‌ای فانتزی ازدواج می‌گوید: فانتزی ازدواج با «هدف» یا «انتظار» متفاوت است؛ هدف این است که «می‌خواهم با کسی ازدواج کنم که بچه‌ها را با محبت بزرگ کند»، اما فانتزی یک سناریوی کامل و اغلب ایده‌آل‌شده مانند این است که «در یک روز بارانی پاییزی، کنار شومینه نشسته‌ایم، همسرم برایم تار می‌زند، من در حال خواندن کتاب هستم و بوی کیک تازه از آشپزخانه می‌آید، در حالی که فرزندمان آرام نشسته و نقاشی می‌کشد.» در واقع فانتزی، یک فیلم سینمایی در ذهن ماست که در آن نه تنها نقش‌ها، بلکه حس‌ها، صداها، بوها و مهم‌تر از همه، احساس امنیت، آرامش و کامل شدن در آن وجود دارد.

ریشه فانتزی‌ها از کجا می‌آید؟

فانتزی‌ها از خلأ نمی‌آیند، بلکه اغلب ریشه در عمیق‌ترین نیازها، زخم‌ها و تجربیات ما دارند. مثل یک پازل، چند تکه اصلی تصاویر ذهنی را می‌سازند. مهم‌ترین ریشه شکلگیری فانتزی، نیازهای برآورده‌نشده کودکی به عنوان قوی‌ترین منبع است. فانتزی اغلب تلاشی برای التیام زخم‌های گذشته است. کودکی که از سوی والدین دیده نشده، فانتزی همسری را می‌سازد که او را می‌پرستد، مدام تحسینش می‌کند و در مرکز توجه قرارش می‌دهد. کودکی که در هرج‌ومرج بزرگ شده، فانتزی زندگی زناشویی‌ را خلق می‌کند که سرشار از نظم، آرامش، سکوت و کنترل کامل است و کودکی که طلاق سرد والدین را تجربه کرده، فانتزی یک عشق آتشین، پرشور و همیشگی را می‌سازد که در آن عشق هرگز سرد نمی‌شود.

این زوج درمانگر با اشاره به نقش پیام‌های فرهنگی و رسانه‌ها نیز ادامه می‌دهد: فیلم‌ها، سریال‌ها، شبکه‌های اجتماعی و ادبیات، تصویری باشکوه از «عشق رمانتیک» می‌سازند. این تصویر به ما می‌گوید یک نفر، «همزاد روحی» شماست که بدون هیچ حرفی، دردهایتان را می‌فهمد و شما را کامل می‌کند. این پیام‌ها مستقیماً فانتزی می‌سازد.

وی در ادامه با اشاره به عوامل دیگر و درخصوص واکنش به روابط یا شکست‌های عاطفی قبلی، تاکید می‌کند: اگر فرد در رابطه قبلی با فردی سرد و بی‌عاطفه آسیب دیده باشد، فانتزی وی احتمالاً با فردی به شدت احساساتی و رمانتیک پر می‌شود. ذهن به سمت افراط مخالف می‌رود تا از او محافظت کند. شکاف بین «خود واقعی» و «خود ایده‌آل» نیز از دیگر عوامل است. اگر احساس تنهایی، خجالتی بودن یا ناتوانی کند، فانتزی ازدواج با فردی برون‌گرا، اجتماعی و قدرتمند را می‌سازد تا از طریق او، آن کمبودها را جبران کند.

 فانتزی‌های ازدواج چه تاثیری بر زندگی مشترک می‌گذارد؟

این عضو هیات علمی دانشگاه الزهرا در پاسخ به سوالی درخصوص عواقب و اثرات فانتزی‌های ازدواج یادآور می‌شود: فانتزی مثل یک شمشیر دولبه است؛ مشکل از جایی شروع می‌شود که فانتزی جایگزین واقعیت یا به یک «چک‌لیست ارزیابی» سفت‌وسخت برای شریک زندگی تبدیل شود؛ اگر فرد با شخصی که فانتزی را برایش ساخته‌ ازدواج کند، این خطرناک‌ترین سناریوست. فرد با یک فانتزی ازدواج کرده‌ و نه با یک انسان واقعی. در این حالت سرخوردگی عمیق و اجتناب‌ناپذیر در فرد رخ می‌دهد چراکه به زعم او انسان واقعی خسته می‌شود، عصبی می‌شود، ظرف‌ها را نشسته می‌گذارد و همیشه حال تار زدن کنار شومینه را ندارد. وقتی رفتار واقعی او با فیلمنامه ذهنی او جور درنیاید، به جای پذیرش او، حس می‌کند سرش کلاه رفته است. جمله رایج در این مواقع این است که «تو اون کسی که من باهاش ازدواج کردم نیستی».

پورسید آقایی با اشاره به عدم دیدن طرف مقابل، می‌افزاید: فرد آن‌قدر غرق در تصویر ذهنی خود است که نمی‌تواند شریک زندگی‌اش را با تمام نقاط قوت و ضعف واقعی‌اش ببیند و دوست داشته باشد. فرد عاشق تصویرش است و نه خودش.

وی با اشاره به دیگر عواقب فانتزی‌های ازدواج یکی دیگر از این عواقب را احساس گناه و شرم در خود فرد می‌داند و می‌گوید: وقتی فرد همسرش مطابق فانتزی رفتار نمی‌کند، ممکن است فکر کند که «تقصیر من است، من به اندازه کافی خوب نیستم که او را به آن مرد/زن رویایی تبدیل کنم».

این زوج درمانگر یکی دیگر از عواقب فانتزی‌های ازدواج را افزایش چشمگیر احتمال طلاق عنوان می‌کند و یادآور می‌شود: وقتی شکاف بین رویا و واقعیت آنقدر عمیق می‌شود که نمی‌توان آن را پر کرد، طلاق عاطفی و سپس طلاق رسمی رخ می‌دهد. فرد دائم در حال مقایسه همسرش با یک شخصیت خیالی است و همسر واقعی همیشه بازنده این مقایسه است.

اگر فرد دارای فانتزی با فرد موردنظر ازدواج نکند...

به گفته این زوج درمانگر اگر فرد با شخص موردنظر ازدواج نکند، در اینجا دو حالت وجود دارد حالت اول تخریب‌کننده است؛ فرد آن‌قدر در بند فانتزی خود می‌ماند که همه خواستگاران یا گزینه‌های واقعی را رد می‌کند، چون هیچ‌کدام به پای تصویر ذهنی‌اش نمی‌رسند. این فرد دچار «وسواس انتخاب» یا «کمال‌گرایی مخرب» می‌شود و ممکن است برای همیشه در حسرت یک رویای دست‌نیافتنی، تنها بماند. اینجا فانتزی تبدیل به زندانی می‌شود که فرد خودش در آن اسیر است. حالت دوم سازنده است؛ یعنی فرد متوجه می‌شود که شیفته یک فانتزی شده و نه شخص واقعی. این آگاهی می‌تواند به رشد شخصی عمیقی منجر شود. از خودش می‌پرسد که «این فانتزی چه نیازی را در من نشان می‌دهد؟» و به جای فرافکنی آن نیاز به دیگران، خودش دست به کار التیام آن زخم می‌شود.

تاثیر مستقیم فانتزی‌ها در میزان طلاق

پورسید آقایی با اشاره به اینکه بین فانتزی‌ها و میزان طلاق ارتباط مستقیم و معناداری وجود دارد، معتقد است که فانتزی‌های غیرقابل‌انعطاف یکی از «قاتل‌های خاموش» ازدواج هستند. مسیر آن معمولاً به این ترتیب و این‌گونه است که فانتزی غیرواقعی منجر به مقایسه دائمی همسر با آن و به دنبال آن، سرزنش و انتقاد مداوم «تو چرا اینقدر رمانتیک نیستی؟، چرا مثل شوهر فلانی من رو غافلگیر نمی‌کنی؟» می‌شود. این روند به ایجاد دیوار دفاعی در طرف مقابل «او حس می‌کند هرگز به اندازه کافی خوب نیست»، قطع ارتباط عاطفی و انزوا، طلاق عاطفی و در نهایت طلاق رسمی خواهد شد. در این فرآیند، عشق واقعی فرصتی برای تنفس پیدا نمی‌کند. عشق واقعی یعنی گفتنِ «من تو را با همین ویژگی‌ها می‌پذیرم، نه تو که باید شبیه یک رویا باشی.»

آیا فانتزی‌ها مربوط به سنین خاصی هستند؟

وی این سوال را اینطور پاسخ می‌دهد: بله، ماهیت فانتزی با سن و مرحله رشد روانی ما تغییر می‌کند. در نوجوانی تا جوانی (۲۲-۲۳ سالگی)، فانتزی‌ها در اوج هستند و عمدتاً از رسانه‌ها و هورمون‌ها تغذیه می‌کنند. عشق آتشین، ظاهر فیزیکی، ماجراجویی و «تا ابد با هم بودن»، هسته اصلی فانتزی‌هاست. این دوره، دوره «داستان پریان» است. در اواخر جوانی تا میانسالی (اواخر دهه ۲۰ تا ۳۰ و ۴۰ سالگی)، تجربیات واقعی زندگی، شکست‌ها، استقلال مالی و مسئولیت‌پذیری، فانتزی‌ها را پخته‌تر می‌کند. فانتزی «شریک شدن در آرامش»، «پشتیبانی عاطفی واقعی»، «شریک والدینی» و «همراهی در سختی‌ها» جایگزین می‌شود. در این سن، اگر کسی هنوز در فانتزی‌های نوجوانی گیر کرده باشد، این یک پرچم قرمز جدی روان‌شناختی است. دوره میانسالی به بعد نیز فانتزی‌ها از «داشتن» به سمت «بودن» با هم تغییر جهت می‌دهند. فانتزی «همدمی» و «درک متقابل در سکوت» قوی‌تر می‌شود. فرد بیشتر از اینکه به دنبال یک «ناجی» باشد، به دنبال «همراهی» برای لذت بردن از نیمه دوم زندگی است.

به جای سرکوب فانتزی‌ها آنها را رمزگشایی کنید

این مشاوره خانواده در ادامه به ارائه راهکاری در این زمینه می‌پردازد و یادآور می‌شود: فانتزی‌ها را سرکوب نکنید، بلکه آنها را رمزگشایی کنید. به مراجعانم می‌گویم یک دفترچه بردارید و فانتزی‌تان را با جزئیات بنویسید. بعد، از خودتان بپرسید: کدام بخش از این فانتزی نشان‌دهنده نیاز من به «امنیت» است؟ کدام بخش نیاز من به دیده شدن؟ کدام بخش زخم کهنه‌ای از گذشته است؟ با این کار، فانتزی از یک «نقشه گنج گمشده» به یک «رادار خودشناسی» تبدیل می‌شود. هدف این نیست که فانتزی را در واقعیت پیدا کنید، بلکه باید بتوانید آن نیاز پشت فانتزی را در بستر یک رابطه واقعی، سالم و انسانی به شکلی بالغانه برآورده کنید. عشق بالغانه یعنی انتخاب کردن، نه پیدا کردن یک موجود جادویی.

منبع: ایسنا

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار