باشگاه خبرنگاران جوان - در عصر کنونی، توازن قدرت نظامی دیگر با شمارش کلاهکهای هستهای، تعداد جنگندهها، ناوهای هواپیمابر و نیروهای زمینی یا تعداد نیروهای مسلح سنجیده نمیشود. تحولات جنگهای نوین نشان داده «پایداری موشکی» و «توان بازتولید سامانههای پدافندی» به عناصر تعیینکنندهای در میدان جنگ تبدیل شدهاند.
جنگ میان ایران با محور آمریکایی-اسرائیلی در منطقه غرب آسیا یک واقعیت را برجسته کرد؛ در نبردهای طولانی، صرف داشتن فناوری پیشرفته کافی نیست، آنچه تعیینکننده است توان حفظ موجودی انبارها، سرعت تولید مجدد و تحمل هزینههای فرسایشی است. در چنین شرایطی، پدافند هوایی بهمثابه سقف دفاعی کشور عمل میکند. بدون آن حتی پیشرفتهترین تجهیزات تهاجمی نیز در برابر حملات هوایی و موشکی دشمن آسیبپذیر و بیاثر خواهند بود.
تجربه این درگیریها نشان میدهد غفلت از تقویت لایههای پدافند هوایی، کشورها را در برابر تهدیدات هوایی جنگندهها، موشکها و پهپادها آسیبپذیر ساخته و هزینههای جبرانناپذیری بر امنیت ملی تحمیل میکند. تواناییهای موشکی و پدافندی سه بازیگر کلیدی یعنی ایران، اسرائیل و آمریکا، نهتنها معادلات نظامی، بلکه محاسبات راهبردی و اقتصادی قدرتها را نیز دگرگون ساخته است. در این میان، پدافند هوایی نه یک گزینه که یک ضرورت راهبردی است؛ چراکه هرگونه خلأ در این حوزه بهسرعت توسط تهدیدات هوایی و موشکی دشمن به نقطه کور دفاعی تبدیل میشود و توازن قدرت را بر هم میزند.
ایران؛ قدرت موشکی کمسابقه با چالش بازدارندگی
ایران طی دو دهه گذشته سرمایهگذاری گستردهای روی توسعه برنامه موشکی و پهپادی انجام داده است. محدودیت در دسترسی به نیروی هوایی مدرن و تحریمهای طولانی، تهران را به سمت راهبردی مبتنی بر تولید انبوه موشک و پهپاد سوق داد. برخلاف آمریکا و اسرائیل که توان دفاعی آنها بر سامانههای گرانقیمت و پیچیده استوار است، راهبرد ایران بر «اشباع پدافند» و افزایش تعداد پرتابهها متمرکز است. هزینه پایینتر تولید تسلیحات نسبت به نمونههای غربی و بومیسازی گسترده، وابستگی تهران به واردات را کاهش داده است.
ایران بزرگترین زرادخانه موشکی خاورمیانه را در اختیار دارد که ستون اصلی دکترین بازدارندگی آن به شمار میرود. تمرکز اصلی بر موشکهای بالستیک کوتاه و میانبرد نظیر شهاب، قیام، فاتح، سجیل، خرمشهر و خیبرشکن با برد تا حدود ۲۰۰۰ کیلومتر است. پیش از جنگ 12 روزه، منابع اسرائیلی ذخایر ایران را در حدود ۳۰۰۰ موشک بالستیک تخمین میزدند. بااینحال، مقاومت ایران در جریان دو جنگ اخیر با اقدام به پرتاب موشک در موجهای مختلف این روایت را تحت شعاع قرار داده و نشان داده است که ایران ذخایری به مراتب بیشتری دارد. تولید انبوه مدلهای پیشرفتهای نظیر سجیل (با برد ۲۰۰۰ تا ۲۵۰۰ کیلومتر)، خرمشهر-۴ و فتاح (موشک هایپرسونیک) و ذخیرهسازی آنها در «شهرهای موشکی» زیرزمینی، بقای تسلیحات را در برابر حملات هوایی تضمین میکند.
افزون بر زرادخانه موشکی، ایران یکی از قدرتمندترین بازیگران حوزه پهپادی در جهان به شمار میرود. پهپادهای ایران در سه دسته اصلی طراحی شدهاند: انتحاری (شاهد-۱۳۱، شاهد-۱۳۶، شاهد-۱۰۱ و آرش) با قابلیت حمل کلاهکهای سنگین و بمباران نقطهزن، مهاجم شناسایی (مهاجر-۶ و شاهد-۱۲۹) که قادر به انجام عملیات نظارت و پشتیبانی آتش هستند و پهپادهای رزمی سنگین نظیر کمان-۲۲ و فطرس که برد عملیاتی بالای ۱۰۰۰ کیلومتر دارند.
در مقایسه با موشکهای بالستیک گرانقیمت، پهپادها برای ایران از چند نظر مزیت راهبردی دارند. اولاً، هزینه تولید هر فروند پهپاد انتحاری مانند شاهد-۱۳۶ حدود یکدهم تا یکبیستم موشک مشابه است که تولید انبوه و حملات امواجی را ممکن میسازد. ثانیاً، رد حرارتی و راداری بسیار کوچک پهپادها و پرواز در ارتفاع زیر ۱۰۰ متر، عبور از سامانههای پدافندی پیشرفته مانند پاتریوت و آیرون دام را آسانتر از موشکهای بالستیک میکند. ثالثاً، پهپادها قابلیت گشتزنی ساعتی بر فراز هدف را دارند و در صورت عدم اصابت، میتوانند دوباره حمله کنند، درحالیکه موشک تنها یک شانس دارد. این ویژگیها به ایران اجازه میدهد بدون تحمیل هزینههای کلان، فشار نظامی مستمر و پرهزینهای بر دشمن وارد کند.
از نظر میزان حملات، گفته میشود پهپادهای انتحاری ایران بهویژه مدل شاهد-۱۳۶ در جنگ اوکراین توسط روسیه در حملات گسترده امواجی (Swarm Attacks) به کار گرفته شدند. کیفیت حملات این پهپادها به دلیل دقت بالای هدایتشونده با GPS و کلاهکهای چندمنظوره، تخریب کامل اهداف را در برداشته و توانایی عبور از سامانههای پدافندی مانند پاتریوت را به دلیل سطح مقطع راداری پایین و پرواز در ارتفاع کم داشتهاند.
از زمان آغاز جنگ رمضان، پهپادهای انتحاری ایران حملات گستردهای را علیه پایگاههای آمریکایی در کشورهای عربی و اهداف حیاتی در اسرائیل انجام دادهاند. پهپادهای شاهد-۱۳۶ و شاهد-۱۰۱ به طور مستقیم پایگاه هوایی الظفره در امارات، پایگاههای علیالسالم و اودیری در کویت، پایگاه شیخ عیسی در بحرین و پایگاه پرنس سلطان در عربستان را هدف قرار دادهاند. پهپادهای مهاجر-۶ و شاهد-۱۸۱ فرودگاه بینالمللی بن گوریون در تلآویو و تأسیسات سوخت نظامی اسرائیل را مورد اصابت قرار دادهاند. همچنین پهپادهای شاهد-۱۳۶ پایگاه هوایی نواتیم در صحرای نقب و شهر ایلات در جنوب اسرائیل را بمباران کردهاند.در حوزه پدافند هوایی، ایران ترکیبی از سامانههای بومی و وارداتی را در اختیار دارد. مهمترین دستاورد بومی، سامانه باور-۳۷۳ است که در سال ۲۰۱۹ رونمایی شد.
این سامانه برد ۳۰۰ کیلومتری داشته و قادر به رهگیری همزمان ۳۰۰ هدف و درگیری با ۶ هدف است. مسئولان ایرانی باور-۳۷۳ را قدرتمندتر از اس-۳۰۰ روسی و قابل مقایسه با اس-۴۰۰ توصیف کردهاند. سامانه مجید نیز بهعنوان یک سامانه پدافندی کوتاهبرد و کمارتفاع، برای مقابله با پهپادها و اهداف ریزپرنده طراحی شده است. همچنین سامانههای دیگری چون سوم خرداد، طبس، هرز-۹ و دژ، لایههای مختلف پدافند هوایی ایران را پوشش میدهند.ایران در خلال جنگ رمضان، بیش از ۱۶۰ تا ۱۷۰ پهپاد آمریکایی و اسرائیلی از جمله MQ-9 Reaper، Hermes 450/900، Heron، Orbiter و Lucas را مورد هدف قرار داده یا ساقط کرده است.
همچنین دهها موشک کروز، بخشی از موشکهای هواپرتاب آمریکا و اسرائیل و جنگندههای نسل چهار و پنجم شامل F-35، F-15 و F-16 توسط سامانههای پدافندی ایران مورد اصابت قرار گرفته است. در بعد واردات، ایران در دهه ۲۰۰۰ چندین سامانه تور-اموان از روسیه خریداری کرد که برای حفاظت از تأسیسات حساس در برابر تهدیدات کوتاهبرد به کار میروند. مهمترین قرارداد، خرید سامانه اس-۳۰۰ بود که ابتدا در سال ۲۰۰۷ امضا شد؛ اما به دلیل تحریمها تا میانه دهه ۲۰۱۰ به تعویق افتاد و نهایتاً چندین فروند از مدل اس-۳۰۰ پیامیو-۲ به ایران تحویل شد. گفتوگوهایی نیز برای خرید سامانه پیشرفتهتر اس-۴۰۰ انجام شده است.
بااینحال، ارزیابیهای میدانی نشان میدهد مجموعه پدافند هوایی ایران با چالشهایی روبهروست. بر اساس برخی گزارشها، در جریان جنگ ۱۲ روزه بخش قابلتوجهی از سامانههای اس-۳۰۰ ایران منهدم شده است. ضعف در لایههای بالای پدافند و وابستگی به سامانههای محدود و تا حدی قدیمی، از جمله آسیبپذیریهای اصلی محسوب میشود. تحریمها دسترسی به فناوریهای پیشرفته را دشوار کرده و توان اقتصادی کشور برای تأمین مالی یک جنگ بلندمدت با فشار جدی روبهروست.
آمریکا: ابرقدرت فناوری با چالش تولید انبوه
ایالات متحده پیشرفتهترین شبکه دفاع موشکی جهان را در اختیار دارد. سامانه تاد (THAAD) برای دفاع در ارتفاعات نهایی، پاتریوت پیایسی-۳، ایجیس دریایی و دفاع میانمرحلهای زمینپایه. واشنگتن علاوه بر حفاظت از خاک خود، مسئول چتر دفاعی متحدانش در اروپا، شرق آسیا و خاورمیانه نیز هست. بااینحال، جنگ اوکراین و درگیریهای اخیر با ایران نشان داد حتی بزرگترین اقتصاد نظامی جهان نیز با محدودیت ظرفیت تولید مواجه است. درگیری اخیر با ایران ذخایر مهمات آمریکا را بهشدت تحتفشار قرار داد. آمریکا حدود ۵۰ تا ۸۰ درصد از برخی رهگیرهای کلیدی مانند تاد را مصرف کرده است. ذخایر پاتریوت حدود ۴۵ درصد کاهش یافته و موشکهای کروز تاماهاک صدها واحد کم شدهاند.
برای جایگزینی موشکهای تاماهاک مصرفشده در یک ماه، آمریکا با نرخ تولید فعلی به پنج سال زمان نیاز دارد. مشکل اصلی پیچیدگی زنجیره تولید است. ساخت موشکهای رهگیر پیشرفته نیازمند قطعات الکترونیکی حساس، موتورهای پیچیده و خطوط تولیدی است که افزایش ظرفیت آنها زمانبر است. برنامهریزی شده تا تولید رهگیر تاد از حدود ۹۶ به ۴۰۰ در سال برسد، تولید پاتریوت به ۲۰۰۰ در سال افزایش یابد و تولید تاماهاک به بیش از ۱۰۰۰ در سال برسد. بااینحال بازسازی کامل ذخایر ممکن است یک تا چهار سال یا بیشتر طول بکشد. زمان تهیه برخی قطعات حیاتی ۱۸ تا ۲۴ ماه است. هزینهها در آمریکا بسیار بالاست. هر رهگیر تاد حدود ۱۲ تا ۱۵ میلیون دلار، هر پاتریوت پیایسی-۳ حدود ۴ تا ۵.۵ میلیون دلار و هر تاماهاک حدود ۲.۶ میلیون دلار ارزش دارد. آمریکا برتری فناوری و صنعتی دارد؛ اما هزینههای اقتصادی و زمان طولانی بازسازی، آسیبپذیری آن را در درگیریهای طولانیمدت نشان میدهد.
اسرائیل: معماری چندلایه پدافندی در لبه سقوط
اسرائیل یکی از متراکمترین و پیشرفتهترین شبکههای دفاع هوایی جهان را دارد؛ گنبد آهنین برای راکتهای کوتاهبرد، فلاخن داوود برای تهدیدات میانبرد و پیکان برای موشکهای بالستیک. بااینحال، تجربه درگیریهای اخیر نشان داده حتی پیشرفتهترین سامانهها نیز محدودیت دارند. مسئله اصلی اسرائیل «حجم آتش» است. اگر تعداد موشکها و پهپادهای مهاجم از ظرفیت رهگیری بیشتر شود، سامانهها تحتفشار قرار میگیرند. جنگ فرسایشی بزرگترین کابوس پدافند اسرائیل است.
در درگیریهای اخیر با ایران، صدها رهگیر مصرف شد. برآوردها نشان میداد بیش از ۸۱ درصد از ظرفیت ذخایر موشکهای پیکان ۲ و ۳ در هفتههای ابتدایی جنگ مصرف شده است. برای جبران این خلأ، اسرائیل در نوامبر ۲۰۲۵ قراردادی به ارزش ۸.۷ میلیارد دلار (با بودجه آمریکا) برای تولید انبوه موشکهای گنبد آهنین امضا کرد. تولید پیکان ۳ نیز سهبرابر شده است. سامانه لیزری «تیغه آهنین» برای مقابله با پهپادها و تهدیدهای ارزانقیمت در حال عملیاتیشدن است و هزینه هر شلیک را به چند دلار کاهش میدهد. هزینه هر رهگیر گنبد آهنین حدود ۵۰ تا ۱۰۰ هزار دلار، فلاخن داوود حدود یک میلیون دلار، پیکان۲ بین ۱.۵ تا ۳ میلیون و پیکان۳ حدود ۲ تا ۲.۵ میلیون دلار است. اسرائیل در رهگیری بسیار کارآمد عمل میکند؛ اما حجم بالای حملات میتواند ذخایر را تحتفشار قرار دهد و وابستگی به کمک خارجی (بهویژه آمریکا) ادامه دارد. جمعیت و وسعت محدود اسرائیل نیز باعث میشود حتی تعداد معدودی اصابت موفق، تبعات اقتصادی و روانی سنگینی داشته باشد.
اقتصاد جنگ، معماری امنیتی را بازتعریف میکند
در دنیای امروز، پیروزی صرفاً به معنای نابودی توان دشمن نیست، بلکه به معنای حفظ توان ادامه جنگ نیز است. آنچه موازنه واقعی را تعیین میکند، نهفقط تعداد موشکها یا کیفیت سامانههای پدافندی، بلکه ظرفیت احیای ذخایر، تحمل فشار اقتصادی و توان مدیریت یک جنگ فرسایشی است. جنگی که ممکن است بیش از میدان نبرد، در کارخانهها و زنجیرههای تأمین تعیین تکلیف شود. نکته حائز اهمیت در این معادله، «عدم تقارن هزینهها» است. ایران با هزینه ۹۰ میلیوندلاری، دشمن را مجبور به صرف ۸ میلیارد دلار برای دفاع میکند.
این نسبت ۱ به ۱۰۰ در لایه پدافند ارتفاع پایین و ۱ به ۲۰ در لایههای بالایی، یک مزیت راهبردی برای ایران محسوب میشود. مدل اقتصادی ایران مبتنی بر «تولید انبوه ارزانقیمت» نشان میدهد هزینههای سرسامآور پدافند در بلندمدت برای اقتصاد غرب و اسرائیل ناپایدار است.بااینحال، هیچیک از این بازیگران بدون آسیبپذیری نیستند. آمریکا با چالش زمانبر بودن تولید، اسرائیل با محدودیت جغرافیایی و هزینههای سنگین دفاعی و ایران با فشار تحریم و محدودیت اقتصادی روبهرو هستند. در مقایسه کلی، آمریکا از نظر حجم و فناوری برتر است، اسرائیل در کیفیت رهگیری چندلایه کارآمد عمل میکند و ایران با تعداد بالای موشکهای تهاجمی و هزینه پایین، قدرت بازدارندگی خود را حفظ کرده است.
منبع: فرهیختگان