تجربه‌های تلخ حاکمان ایران در دوره‌های مختلف، به ما آموخته است که راه‌حل جلوگیری از جنگ، تقویت بی‌حدوحصر قدرت نظامی است.

باشگاه خبرنگاران جوان - در قرن‌های گذشته، ایران بارها مورد حمله کشورها و دولت‌های مختلف قرار گرفته و به اجبار وارد جنگ شده است. تجربه‌های تلخ حاکمان ایران در دوره‌های مختلف، به ما آموخته است که راه‌حل جلوگیری از جنگ، نه دیپلماسی بوده و نه دادن امتیاز به قدرت‌های بزرگ؛ بلکه تنها راه برای پیشگیری از جنگ، تقویت بی‌حدوحصر قدرت نظامی است.

در چند قرن اخیر، ایران در ادوار گوناگون همواره مورد حمله دولت‌های بیگانه قرار گرفته و به ناچار ـ در جهت دفاع از این سرزمین در مقابل هجوم دشمن ـ وارد جنگ‌های متعدد شده است. حداقل از دوران قاجاریه تا به امروز، ایران بار‌ها درگیر جنگ‌های بسیار مهم و سرنوشت‌سازی شده است؛ اما درسی که ایرانیان به‌ویژه حاکمان این کشور هر بار حین این جنگ‌ها یا پس از آن آموخته‌اند، اهمیت تقویت بنیه دفاعی و نظامی کشور بوده است.

تجربه شکست و ازدست‌رفتن خاک به‌خاطر نداشتن تسلیحات به‌روز در اوایل دوره قاجار

از جمله این جنگ‌ها می‌توان به جنگ ایران و روس اشاره کرد که ایران صرفاً به دلیل ضعف نظامی در قبال قوای نظامی و مدرنِ روسیه تزاری در دو جنگ شکست خورد و مجبور شد بخش‌های زیادی از خاکش را از دست بدهد. پس از شکست ایران در جنگ با روسیه و تحمیل قرارداد‌های خسارت‌بار گلستان و ترکمنچای که بخشی از آن متأثر از پیشرفت فنّاورانه و نظامی روسیه و عقب‌ماندگی ایران بود، ژوبر نماینده فرانسه که در اردوگاه عباس‌میرزا با او ملاقات کرده بود، نقل می‌کند که عباس‌میرزا از سرِ درد سؤال‌هایی از او می‌پرسد.

عباس‌میرزا از نماینده فرانسه پرسیده بود: «نمی‌دانم این قدرتی که شما (اروپایی‌ها) را بر ما مسلط کرده و موجب ضعف ما و ترقی شما چیست؟ شما در قشون جنگیدن و فتح‌کردن و بکار بردن قوای عقلیه متبحرید و حال‌آنکه ما در جهل و شغب غوطه‌ور و به‌ندرت آتیه را در نظر می‌گیریم. مگر جمعیت و حاصل‌خیزی و ثروت مشرق‌زمین از اروپا کمتر است؟ یا آفتاب که قبل از رسیدن به شما به ما می‌تابد تأثیرات مفیدش در سر ما کم‌تر از شماست؟ یا خدایی که مراحمش بر جمیع ذرات عالم یکسان است خواسته شما را بر ما برتری دهد؟ گمان نمی‌کنم. اجنبی حرف بزن! بگو من چه باید بکنم که ایرانیان را هشیار نمایم».

درواقع عباس‌میرزا که فرماندهی قشون ایران را بر عهده داشت، به خوبی دریافته بود که ایران باید به قدرت نظامی و دفاعی برسد که توان مقابله با دشمن را داشته باشد و از این طریق بتواند از مرز‌های کشور حفاظت کند.

مسأله هرات و پیمان پاریس (دوره ناصرالدین شاه)

در دوره ناصرالدین شاه، والی هرات ـ که آن زمان بخشی از ایران بود ـ علم تجزیه‌طلبی برافراشت. ناصرالدین شاه قشونی را برای جلوگیری از جدایی هرات فرستاد و آنجا را محاصره کرد؛ اما انگلستان با تهدید نظامی، ایران را مجبور به خروج و چشم‌پوشی از حاکمیت بر هرات کرد. این روند به عقد پیمان پاریس در سال ۱۸‌۵۷ انجامید. گفتنی است که ناصرالدین شاه درباره اهمیت قدرت نظامی به طعنه گفته بود: «نه قشونی داریم و نه مهمات قشونی؛ ۵ امین‌الدوله یکی از وزرای ناصرالدین شاه معتقد بود که وارثان تخت کهن شاهی در ایران، قادر به سربلندی نیستند مگر این که ارتش مناسبی تشکیل دهند». (تاریخ ایران مدرن، یرواند آبراهامیان، صفحه ۳۴.)

به عبارتی می‌توان گفت که حاکمان ایران همواره به دلیل این تجربه‌های ناخوشایند، در اندیشه ساختن یک ارتش قدرتمند و منظم یا به‌طورکلی یک نیروی دفاعی کارآمد در برابر دشمن خارجی بوده‌اند. این نگاه حتی در دوره پهلوی نیز دنبال شد.

عصر جدید و تداوم ضعف نظامی علیرغم هزینه‌های سنگین

در دوره رضاشاه، با وجود آنکه حدود ۵۰ درصد از بودجه سالانه کشور صرف هزینه‌های ارتش می‌شد، این ارتش توان دفاع از خاک ایران را در برابر هجوم بیگانگان نداشت و ایران در شهریور ۱۳‌۲۰ شمسی (جنگ جهانی دوم) توسط متفقین اشغال شد.

تأثیر اشغال ایران در جنگ‌های جهانی بر محمدرضا پهلوی

شکست و اشغال ایران در جنگ جهانی دوم ـ مانند اشغال ایران در جنگ جهانی اول و دیگر تجربه‌های تلخ که در هیچ‌یک ایران شروع‌کننده نبود ـ تأثیر زیادی روی ذهن محمدرضا پهلوی گذاشت. او در مقاطع مختلف به اهمیت بالای برخورداری از بنیه دفاعی و قدرت نظامی پرداخته و عنوان کرده است که ایران باید دارای یک نیروی نظامی بسیار قوی باشد. برای نمونه، محمدرضا شاه در ۱۴ آبان ۱۳‌۵۳، طی برگزاری یک رزمایش دریایی عنوان کرده است: «در جنگ بین‌المللی دوم، در اثر خوش‌باوری و این‌که احترام ملل محفوظ می‌ماند، در قفس طلایی به اصطلاح بی‌طرفی خودمان آرمیده بودیم؛ تا این‌که کسانی که صاحب زور بودند، معنی بی‌طرفی را به ما نشان دادند.

باز تکرار می‌کنم! اگر در آن روز ما آن‌طور خوش‌باور نبودیم و آمادگی آن را داشتیم که قبل از این‌که مملکت ما تحت اشغال قرار بگیرد و از حدود استعداد دفاع ما خارج باشد که از آن دفاع بکنیم، مملکت را به کسی سالم تحویل ندهیم اتفاقا شهریور سال ۱۳‌۲۰ احتمالا پیش نمی‌آمد و نیروی دریایی جوان ایران نابود نمی‌شد. ولی هر ملتی از تاریخ باید پند بگیرد. پند ما چه بود؟ این‌که هر ملتی که می‌خواهد با سربلندی زندگی کند باید آماده‌ی جان‌فشانی و دادن قربانی و تلفات باش».

در یکی دیگر از موارد، محمدرضا پهلوی می‌گوید: «عظمت ما در عظمت روحی ماست؛ در افکاری است که عرضه می‌کنیم. چه افکار فلسفی چه افکار زندگی روزانه.

ولی برای ارائه افکار خودمان با استقلال و برای حفظ صلح با استقلال، چاره‌ای غیر از تقویت بنیه قدرت نظامی این کشور نیست و غیر از این، کسانی هستند که متاسفانه مثل کبک سرشان را در برف فرو بردند و چشمشان را روی حقایق بستند! وقایع دنیا به ما آموخته است که امروز، ضعف یعنی مرگ! و ما خیال مُردن را نداریم!».

همچنین مشابه این حرف‌ها را، امیرعباس هویدا، نخست‌وزیر وقت میز با اشاره به سخنان محمدرضا پهلوی در یک گفت‌وگوی تلویزیونی عنوان کرده است.

هویدا می‌گوید: «ما که در جنگ اول جهانی و در جنگ دوم جهانی دیدیم، چون نمی‌توانستیم از سرحداتمان دفاع کنیم، دیدیم که اجنبی همین‌طور وارد کشورمان شد و مانند یک فردی که گردش می‌کند در این کشور وارد شد؛ امروز دیگر نمی‌توانیم قبول کنیم.

باید آنقدر قوی باشیم که هر دشمنی، هر بدخواهی بداند که وارد شدن در خاک ایران به این آسانی نیست و ما باید به قدری قوی باشیم که اصلاً نتواند وارد خاک ما بشود و بدیهی است که ایرانی، قوای دفاعی‌اش باید طوری مجهز باشد که جواب‌گوی هرگونه اشکالی (تهدیدی) را باشد؛ ولی این یک قسمتی است از این کار، ما اطمینان داشته باشید اگه کشوری بخواهد به ما حمله کند، جوابش را خواهیم داد و به شما اطمینان می‌دهم جوابش را در سرزمین ایران نه، بلکه در سرزمین خودش خواهیم داد».

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار