باشگاه خبرنگاران جوان - دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس یکبار در حمله به یمن، یکبار در حین اجرای سیاست فشار حداکثری و بار دیگر در قضیه جنگ رمضان هر بار شدیدتر از قبل ضربات ایران و مقاومت را تجربه کردند. شواهد و محاسبات نشان میدهد در شرایطی که آمریکا به دلیل ضربات جنگ نسبت به ادامه تنشها به سبک قبلی مردد شده، این دولتها علیرغم مخاطرات فراوان، در پی ماجراجویی برآمدهاند.
ریشه این اشتباه، در ناباوری آنهاست. این دولتها باور نمیکنند ابرقدرتی مانند آمریکا در برابر ایران و محور مقاومت در میدان ناکام شده است و فکر میکنند این اتفاق ازآنرو رخداده که واشنگتن با خساست و تنگنظری از تمام توان خود استفاده نکرده است. این دولتها به جز این اشتباه، در برآورد از اراده ایران نیز اشتباه میکنند.آنها پیش از جنگ رمضان باور نمیکردند تهران تمام این دولتها را زیر ضربه ببرد. ازآنرو که این دولتهای کوچک همیشه کابوس سرنگونی و نابودی دارند، حالا که زیر ضربه رفته ولی باقیماندهاند، جسور شده و فکر میکنند محور توان و اراده آن را ندارد. کسی که درس نگیرد و سپس بار دیگر درس نگیرد، هنگامی بیدار میشود که پس از آن برای مدت زیادی نمیتواند ببیند. دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس و به طور ویژه کویت در معرض این روند خطا قرار دارند.
نقشهای منفی کویت
کویت برخلاف ظاهر آرامش، بازیگری منفی است که فجایع زیادی را رقم زده است.
۱- در دهه ۱۹۸۰ کویت در مقایسه با دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس جایگاهی همانند امارات داشت. اگر طی دو دهه اخیر عربستان- امارات بهعنوان دو قدرت نسبتاً همگرا و توانمند به توطئه مشغول بودهاند در آن برهه زوج عربستان-کویت به این کار اشتغال داشتند، همچنین این کشور محل اصلی جذب سرمایه، مهاجر و لجستیک کالا در منطقه بود.
کویت میلیاردها دلار وام برای جنگ با ایران در اختیار رژیم صدام در عراق قرار داد و در نهایت این مکر در اوایل دهه ۱۹۹۰ به این کشور بازگشت که منجر به اشغال کوتاهمدت، ویرانی میانمدت و ازدسترفتن بلندمدت جایگاه این کشور نسبت به امارات و قطر شد. این اتفاق نشان داد بازگشت اثر تصمیمات اشتباه درباره کویت بسیار قوی بوده و ویژگی خاصی است که این دولت با آن مواجه است.
۲- با هجوم ائتلاف غربی به منطقه برای آزادسازی کویت، این کشور بخشی از جزایر و آبراهه متعلق به عراق را با کمک ائتلاف به خاک خود ملحق کرده و یک تغییر سرزمینی رقم خورد. این تغییر باب تغییرات جغرافیایی و مرزها را در منطقه باز کرد؛ این امر نیز بر علیه بانیان و بهویژه کویت قابل تکرار است.
۳- کویت با اعمال محدودیت بر شیعیان کوشیده فضایی از تخاصم، تحقیر و اتهامزنی را بگشاید. این امر در منطقهای که شیعیان بخش بزرگی از جمعیت را تشکیل میدهند، چیزی نیست که به نفع کویت باشد. کویت به نسبت دیگر کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس پس از بحرین از لحاظ درصدی سهم قابلتوجهی از شیعیان را درون جمعیت خود جایداده و در سمت عراق در استان بصره و ایران در استان خوزستان و عربستان سعودی در استان الشرقیه در احاطه جمعیتهای انبوه شیعی و شیعیان عرب و عربتبار قرار دارد.
۴- در جریان ترور شهید قاسم سلیمانی تحرکات هوایی از مبدأ پایگاه علی السالم نقش داشتند. گفته میشود پهپادهای حامل موشک از این پایگاه برخاسته بودند.
۵- طی جنگ رمضان، کویت از چند منظر یکی از مهمترین کانونها بود؛ برخاستن جنگندهها برای بمباران ایران از نزدیکترین فاصله و با لود کاملتر تسلیحاتی، پدافند علیه موشکها و پهپادهای مقاومت، شلیک راکت توپخانهای و موشک زمینبهزمین، استقرار کماندوها، بالگردها و هواگردهای ویژه عملیات زمینی برای تهدیدمحور آبادان- خرمشهر و جزیره خارک و استقرار تفنگداران آمریکایی در جزیره بوبیان مهمترین مسائلند. سرنگونی سه فروند اف-۱۵ آمریکا در خاک کویت این قضیه را برملا کرد، همچنین انتشار تصویر نابودی یک فروند بالگرد شنوک و حمله به تفنگداران دریایی آمریکا در جزیره بوبیان، نقش این کشور در تهاجم زمینی محتمل را آشکار کرد.
۶- در جریان اشغال عراق و شرق سوریه و تدارکاترسانی به نیروهای آمریکایی در سراسر این دو کشور، کویت اولین مبدأ زمینی برای آمریکاست. نفرات و تجهیزات آمریکایی در بنادر کویت تخلیه شده و از طریق یک گذرگاه زمینی اختصاصی به جنوب و مرکز عراق، اقلیم کردستان عراق و شرق سوریه میروند.
۷- ایران با قطر دارای میدان گازی مشترکی است که در ایران پارس جنوبی و در قطر گنبد شمالی نامیده میشود. بااینحال کویت در میدان مشترک گازی آرش که عربستان نیز در آن سهیم است، قصد دارد به کمک این کشور حق ایران را در اختیار بگیرد. این اقدام برخلاف قوانین، توازن قوا و رویههای تقسیمی موجود در منطقه است که کشورهای مختلف آن را رعایت میکنند.
آسیبپذیریهای کویت
۱- کویت آسیبپذیریهایی ذاتی مانند تعدادی از دولتهای منطقه دارد و همزمان آسیبپذیرترین نقطه در حلقه دشمن است. کویت همانند قطر و بحرین دولت-شهر است. امارات نیز تقریباً از ۷ امارات تکشهری تشکیل شده که در خصوص امیرنشین ابوظبی شهری مانند العین در کنار آن وجود دارد. ورود به جنگ و ماجراجویی برای دولتهای کامل هم قمار است؛ ابرقدرتی مانند روسیه درپی جنگ ۱۹۰۵ افول کرد، در جنگ جهانی اول همزمان دچار دوگانه فروپاشی نظام سیاسی و تجزیه گشت و در دوران شوروی طی جنگ افغانستان این دوگانه بار دیگر تکرار شد.
آمریکا در پی جنگهای افغانستان و عراق خود را در سراشیبی افول قرار داد و با جنگ رمضان حاصل این افول را دید. اگر جنگ برای ابرقدرتها قمار است، تکلیف آن برای دیگران مشخص است. بااینحال جنگ برای دولت-شهرها آن هم با قدرتی بزرگتر چیزی جز باخت و مرگ نیست، گرچه مدتی به طول بینجامد.
امپراتوری روسیه آنقدری بزرگ بود که با ازدسترفتن بسیاری از مناطق هسته اصلی کشور باقی بماند، همچنین با سقوط بلوک شرق در اروپای شرقی و فروپاشی شوروی از چند جهت، ۱۷ میلیون کیلومترمربع در قالب روسیه برای روسها باقی ماند. امپراتوری عثمانی نیز با ازدستدادن قلب غرب آسیا و جزیره العرب کشوری بهاندازه ترکیه را حفظ کرد. دولت-شهر، اما چیزی برای ازدستدادن در قالب تجزیه ندارد و کاملاً سرنگون و حذف میشود؛ حذفی که احیای مجددی نیز برای آن قابلتصور نیست.
۲- تاریخ دارای دولت-شهرهای زیادی بوده که به قدرت فراگیر نیز رسیدهاند، اما تعبیر دولت-شهر برای آنها کمی فریبنده و نادرست است. این دولت-شهرها در محیطهای کمتعارضی میزیستند. در یونان دو دولتشهر آتن و اسپارت در اطراف خود شاهد شهر معتبری نبودند که اقتدارشان را به چالش بکشد. ازسویدیگر بسیار دور از دسترس نقاط ثقل قدرت امپراتوری هخامنشیان بودند ولی بااینوجود چند نوبت توسط آن سرکوب شدند. آتن و اسپارت کانون منازعه بر سر تسلط بر مناطق اطراف بودند و در دوره سیالیت بر اثر این رقابت، دولت-شهر دیده میشدند درحالیکه مناطق تحتنفوذ داشتند.
ازسویدیگر ملیت یونانی و قومی در آنها وجود داشت که برتر از هویت در دولت-شهرهای حاشیه جنوبی خلیج فارس است؛ آنها نهتنها ملت نیستند که قبایلی بهحساب میآیند که یکجانشین نبوده و با حملات طی چنددهه اخیر بر نواحی ساحلی مسلط شدهاند. کویت از نظر دولت-شهر بودن نمونه ضعیفی است و پایینتر یک دولت-قبیله به شمار میرود و در محیط پر تعارضی در کنار قدرتها حضور دارد.
۳- ایران دوسال پس از وقوع انقلاب اسلامی و در هنگام انتقال قدرت با تهاجم رژیم بعث عراق روبهرو شد. در اتفاقی نادر آمریکا و شوروی بهعنوان دو کشور مسلط بر نظام دوقطبی جهان، حامی و مشوق صدام در جنگ شدند. صف حمایت از رژیم بعث عمیقتر بود و او خود را رهبر جهان عرب میدانست و تعدادی از دولتهای عضو جنبش غیرمتعهدها از آن حمایت میکردند.
در نهایت با وجود ۸ سال جنگ، صدام که با ادعای فتح تهران یا تجزیه خوزستان وارد جنگ شده بود، به این افتخار میکرد که کشورش و دولتهای عربی را از سقوط به دست ایران نجات داده و موفق به مقاومت شده است. عراق جنگ را با ذخایر ارزی کافی شروع کرد و دهها میلیارد دلار کمک خارجی را در اختیار گرفت. عراق سرپا، ثروتمند و با حمایت همگان ۸ سال پشت مرزهای ایران ماند، اما پس از جنگ، عراق خسته، مقروض، منزوی و در آستانه طرد طی کمتر از دوساعت کویت را اشغال کرد.
۴- کویت پس از اشغال توسط عراق، نظارهگر ورود ائتلاف برای نجات خود بود. همین کویت در جنگ رمضان مشاهده کرد همان ائتلاف فروپاشیده و همان آمریکا با تجهیزاتی بهمراتب پیشرفتهتر قادر به تأمین امنیت پایگاههای خود نیست؛ پس گزینه دریافت حمایت دیگر وجود ندارد.
۵- بزرگترین تهدید کنونی علیه کویت هجوم دستههای مسلح و شبهنظامی در قالب گروههای مقاومت عراقی است که بصره در همسایگی این کشور یکی از کانونهایشان بهحساب میآید، همچنین این گروهها بهتنهایی یکی از بزرگترین تهدیدها علیه سلطه آمریکا بر منطقه هستند.
مقاومت عراق به پایگاههای آمریکا در عراق، سوریه، اردن و کویت حملاتی داشته و به عربستان سعودی، امارات و فلسطین اشغالی نیز حمله کرده است. بخشی از مقاومت عراق خارج از حشدالشعبی باقی مانده، ازسویدیگر نه تمام بلکه قسمتی از بخش بیرون مانده از حشدالشعبی گروههای مقاومت عراقی میتواند حملاتی گسترده به چند کشور داشته باشد. شرایط تهدید از سمت عراق بسیار متفاوت از گذشته است.
۶- اگر کار به حمله و آزادسازی کویت کشیده شود، با توجه به درسهای گذشته این نیروها در داخل کویت تجمع نخواهند کرد بلکه برای جلوگیری از ضدحمله دشمن بلافاصله به عربستان سعودی حمله کرده و همزمان نیروهای یمنی با آزادسازی استانهای جنوبی و حجاز خود را به نجد میرسانند.
سقوط کویت پل سقوط عربستان، سقوط عربستان پل سقوط دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس، سقوط دولتهای عربی حاشیه جنوبی خلیج فارس پل بازآرایی قدرت در شاخ آفریقا و سودان، بازآرایی قدرت در شاخ آفریقا و سودان پل تحولات در شمال آفریقا بهویژه قدرتگیری الجزایر و صحرا و این مسائل به معنای کنترل کامل بر بابالمندب، کانال سینا و تنگه جبلالطارق با موشک، پهپاد و قایقهای تندرو خواهد بود.
شاید این سؤال پیش آید که چگونه یک حرکت میتواند چنین تغییرات وسیعی بیافریند. کلید آن سقوط محتمل عربستان است. جایگاه تاریخی، هویتی، اقتصادی و جغرافیایی عربستان این تغییرات دومینووار را رقم میزند. نکته آنجاست که اگر محور مقاومت مجبور به حمله و آزادسازی کویت شود، ناگزیر از تهاجم و آزادسازی عربستان خواهد شد و دیگر تحولات خواهناخواه بدون اقدامات تهاجمی صورت میگیرند.
نکات
۱- تحریم و تلاش برای سرنگونی قطر توسط عربستان در همراهی با اعضای شورای همکاری خلیج فارس پایهگذار دو اصل شد؛ اول آنکه این دولتها قائل به سرنگونیاند؛ پس مشروعیت این اقدام علیه خودشان وجود دارد. دوم آنکه ایران عامل عدم سرنگونی دولتهاست، زیرا با کمکهای نظامی، امنیتی و اقتصادی تهران، دوحه باقی ماند؛ از عمان تا سپس سوریه، عراق و قطر دولتها موجودیت خود را مدیون ایران هستند؛ گرچه نظام سوریه پس از دو دهه مقاومت با اشتباهات خود و اتصال توطئه داخلی با خارجی سقوط کرد.
۲- کویت اگر روابط خوبی با ایران برقرار میکرد مشمول اصل دوم میشد، اما شاید بخواهد اصل اول را امتحان کند.
کویت گرچه منشأ و مبدأ برخی از مهمترین تهدیدات است، اما همزمان آسیبپذیرترین نقطه نیز بهحساب میآید. کویت آسیبپذیر است، اما همانند یک سرسره نیز عمل میکند بهگونهای که طرف آزادکننده آن باید بهسرعت راهی عربستان شده و تغییرات بزرگی را رقم بزند.
منبع: فرهیختگان
همشون عضو ایلات متحده البته خارج از امریکاهستند
بگو یا علی شروع کنید
بگو یا علی شروع کنید