باشگاه خبرنگاران جوان - روانشناسان معتقدند اگر چیزی مثل یک تاخیر ساده در خانواده تبدیل به تعارض میشود، اینجا در واقع خود این ماجرا چالش نیست بلکه شیوه بیان نارضایتی است که یک چالش مثل تأخیر کردن را تبدیل به تعارض کرده است.
فرشته سلمانپور، کارشناسی ارشد روانشناسی بالینی خانواده مهمان گزارش ماست تا درباره همین چالش کوچک حرف بزنیم. چرا ما با همسرمان حتی سر یک «دیر آمدن ساده» هم به تفاهم نمیرسیم؟! مشکل کجاست؟
سلمان پور میگوید: «خیلی از اوقات، نه خود آن اتفاق، بلکه برداشت ما از آن است که دردسر و تعارض تولید میکند. ما اغلب به زوجین و خانمها توصیه میکنیم به جای زبان تو، از زبان من استفاده کنند. اگر این اتفاق بیفتد چرخه واکنشهای منفی از بین میرود.»
این مشاور متخصص درباره چرخه منفی مثال میزند: «چرخه منفی مثلا اینکه خانم میگوید «تو همیشه دیر میای» و بعد آقا شروع میکند به دفاع از خودش و یک حرفی میزند، بدین ترتیب مساله حل نشده، اما واکنشهای منفی پی در پی اتفاق افتاده است. در حالی که اگر واکنش اولیه درست باشد، دیگر این چرخه متوقف میشود. پس ما باید به جای متهم کردن و سرزنش طرف مقابلمان، روی تجربه درونی خودمان تمرکز کنیم. به جای اینکه بگوییم: «تو همیشه دیر میای، تو همیشه به خانواده اهمیت نمیدی.»
و این رفتار را تعمیم بدهیم، شروع به گفتن از نیاز و احساس خودمان کنیم: «وقتی دیر میای و ازت خبرندارم، نگران میشم و احساس تنهایی دارم.»
در زبان تو، قضاوت و برچسب زدن داریم که باعث میشود واکنش دفاعی طرف مقابل فعال شود، اما در زبان من، تجربه شخصی بیان میشود.
در رویکرد دیگری از روانشناسی که سلمان پور مطرح میکند، خیلی از تعارضها، به گردن این نکته است که ما به جای نیاز خودمان، طرف مقابل را سرزنش میکنیم. در این دیدگاه چهار گام خوب برای رهایی از این سبک چالشها پیشنهاد شده است.
گام اول: مشاهده بدون قضاوت: امشب یک ساعت دیرکردی عزیزم.
گام دوم: بیان احساس: من نگرانت شدم.
گام سوم: بیان نیاز: نیاز دارم به من خبر بدی همسرجان، که جلسه داری و شاید دیر کنی. اینطوری آرومترم.
گام چهارم: درخواست مشخص: درخواستم اینه که اگر قراره دیر بیای، لطفا قبلش به من پیام بدی.
سلمانپور میگوید: «نکته مهم دیگر در چنین چالشهایی، همدلی داشتن است. همدلی یعنی من از زاویه همسرم به آن ماجرا نگاه کنم.
مثلاً اینکه شاید جلسه فوری پیشآمده و همسرم نتوانسته است بهسرعت به من اطلاع بدهد. از آن طرف، زوجی که دیر آمده هم میتواند با پذیرش احساس طرف مقابلش به او همدلی بدهد. مثلاً در این مثال آقا بگوید: «متوجهم نگران شدی». گاهی وقتها در این حالت آقایان میگویند: «نیم ساعت دیر اومدم دیگه، حالا مگه چی شده؟!» این جمله همدلی را خاموش میکند و یک چالش کوچک تبدیل به یک تعارض بزرگ در زندگی میشود. در حالی که یک همدلی دادن ساده، از اتفاقات تلخ بعدی جلوگیری میکند.»
سلمانپور بهعنوان نکته آخر تأکید میکند که وقتی ما با بیان نادرست نارضایتی، یا ندادن همدلی، طرف مقابلمان را وارد حالت دفاعی میکنیم، دیگر تنها چیزی که این وسط شنیده نمیشود همان نگرانی ماست و ذهن فرد بیشتر در گیر پاسخدادن است.
اما اگر با زبان نرم شروع به صحبت کنیم، و با بیان احساس بدون سرزنش، امکان موفق شدن گفتگویمان خیلی بالاتر میرود.
منبع: فارس