فشار‌های نظامی، امنیتی و اقتصادی نه‌تنها به تضعیف جبهه مقاومت منجر نشده، بلکه در بسیاری موارد موجب افزایش توان بازدارندگی، انسجام و قدرت عملیاتی آن شده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - در ادبیات راهبردی، بسیاری از بازیگران سیاسی و نظامی در مواجهه با بحران دچار فرسایش می‌شوند، اما تجربه دو دهه اخیر غرب آسیا نشان می‌دهد که محور مقاومت مسیر متفاوتی را طی کرده است. از لبنان و فلسطین گرفته تا یمن و ایران هر موج فشار و تهدید در نهایت به فرصتی برای بازسازی، توسعه ظرفیت‌ها و ارتقای بازدارندگی و قدرت نظامی محور تبدیل شده است.در همین چارچوب، «برت اریکسون» کارشناس آمریکایی جرایم مالی و ژئوپلیتیک معتقد است که «ترامپ کاملاً در بن‌بست ایران گرفتار شده» و تأکید می‌کند که نه گزینه نظامی مؤثری وجود دارد و نه فشارها و محاصره‌ها به اهداف مورد نظر رسیده‌اند. به گفته او آنچه رخ داده بیش از آنکه نشانه موفقیت باشد، به یک «فاجعه بزرگ» برای طراحان این فشارها شباهت دارد.
 
اعتراف تحلیل‌گران غربی؛ جبهه مقاومت در فشار‌ها قدرتمند می‌شود
همزمان، «دنیل دیویس» سرهنگ بازنشسته ارتش آمریکا نیز با انتقاد از سیاست‌های واشنگتن تصریح می‌کند که «ایران امروز به طرز محسوسی قوی‌تر از روزی است که این جنگ آغاز شد» و در مقابل، آمریکا هزینه‌های سنگینی را متحمل شده است. این ارزیابی از سوی یک مقام نظامی سابق آمریکایی، بازتاب همان واقعیتی است که بسیاری از ناظران منطقه‌ای طی سال‌های اخیر بر آن تأکید داشته‌اند؛ فشار حداکثری الزاماً به تضعیف طرف مقابل منجر نمی‌شود.
اعتراف تحلیل‌گران غربی؛ جبهه مقاومت در فشار‌ها قدرتمند می‌شود
در سوی دیگر، «بن کاسپت» تحلیلگر سیاسی اسرائیلی نیز با اشاره به تحولات اخیر اذعان می‌کند که اسرائیل دیگر قادر نیست به صورت یکجانبه قواعد درگیری را بر منطقه تحمیل کند و هر اقدام تهاجمی با پاسخ متقابل مواجه می‌شود. این سخن در واقع اشاره‌ای به تغییر موازنه بازدارندگی در منطقه دارد؛ تغییری که محصول سال‌ها انباشت تجربه و توانمندی در جبهه مقاومت است.
 
در چنین شرایطی، سخنان «علی‌اکبر دهقانی فیروزآبادی» دبیر شورای راهبردی روابط خارجی نیز قابل توجه است. او معتقد است دشمنان ایران در نتیجه مشاهده قدرت و ظرفیت‌های کشور، ناچار به تغییر محاسبات و امتیازدهی شده‌اند؛ موضوعی که از منظر تهران یک دستاورد راهبردی محسوب می‌شود.
 
نگاهی به عملکرد بازیگران اصلی محور مقاومت نیز این الگو را تأیید می‌کند. حزب‌الله لبنان پس از جنگ ۳۳ روزه نه‌تنها از صحنه حذف نشد، بلکه به یکی از مهم‌ترین بازیگران امنیتی منطقه تبدیل شد.حماس پس از سال‌ها محاصره و جنگ، همچنان توان اثرگذاری خود را حفظ کرده است. انصارالله یمن نیز از یک بازیگر محلی به قدرتی تأثیرگذار در معادلات دریایی و منطقه‌ای تبدیل شده و ایران نیز طی دهه‌های گذشته علی‌رغم شدیدترین تحریم‌ها و فشارها، توانسته ظرفیت‌های دفاعی، موشکی و منطقه‌ای خود را توسعه دهد.
 
بر همین اساس، یکی از ویژگی‌های اصلی محور مقاومت را می‌توان «تبدیل تهدید به فرصت» دانست. تجربه سال‌های اخیر نشان می‌دهد هرگاه فشارها افزایش یافته، این مجموعه با بازسازی ساختارها، ارتقای توانمندی‌ها و اصلاح نقاط ضعف، خود را با شرایط جدید تطبیق داده است.
 
به همین دلیل بسیاری از تحلیلگران معتقدند فهم معادلات منطقه بدون درک این ویژگی امکان‌پذیر نیست؛ اینکه بازیگرانی مانند ایران، حزب‌الله، حماس و انصارالله، بحران را صرفاً یک تهدید نمی‌بینند، بلکه آن را بستری برای افزایش قدرت و تثبیت موقعیت خود تلقی می‌کنند. درواقع استراتژی محور مقاومت یعنی همان مقاومت باعث ارتقای این محور شده است.
 
محور مقاومت به درستی و در واقعیتی ملموس نشان داده که در میدان با هر رویارویی نظامی قدرت افزون تری پیدا می‌کند. ایران از جنگ ۸ ساله تا جنگ تحمیلی ۱۲ روزه و تا نبرد تحمیلی رمضان و حالا متعاقب آن با حفظ مدیریت تنگه هرمز به خوبی نشان داده که میزان تطبیق پذیری و قابلیت و ظرفیت بالایی برای قدرتمندتر شدن دارد. جنگ درواقع این هسته را بیشتر شکافته و قدرت نظامی ایران را حالا از بالقوه به بالفعل تبدیل کرده است.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار