نام عباس دانشگر برای بسیاری از جوانان، یادآور نسلی است که در کنار تحصیل، فعالیت اجتماعی و زندگی شخصی، دفاع از باورهای خود را نیز بخشی از مسئولیتشان می‌دانستند.

باشگاه خبرنگاران جوان - نام شهید عباس دانشگر در سال‌های اخیر به یکی از شناخته‌شده‌ترین نام‌ها در میان شهدای مدافع حرم تبدیل شده است؛ جوانی که زندگی کوتاه ۲۳ ساله خود را در مسیری سپری کرد که از مسجد و هیئت آغاز شد و به میدان‌های نبرد در جنوب حلب سوریه رسید. او از جمله جوانانی بود که مسیر زندگی‌اش را بر پایه تربیت دینی، فعالیت فرهنگی و حضور مستمر در فضای معنوی شکل داد و سرانجام در خردادماه سال ۱۳۹۵ در جبهه مقاومت به شهادت رسید.

کودکی در خانه‌ای آشنا با جبهه و ایثار

عباس دانشگر هجدهم اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۷۳ در شهرستان سمنان و در خانواده‌ای مذهبی متولد شد. پدرش از نیروهای سپاه پاسداران بود و بخش قابل توجهی از سال‌های دفاع مقدس را در جبهه‌های جنگ حضور داشت. همین سابقه سبب شد فضای خانه از همان ابتدا با فرهنگ ایثار، نماز و مجالس اهل بیت(ع) پیوند بخورد.

مادر شهید در روایت سال‌های نخست زندگی فرزندش می‌گوید که عباس از همان کودکی روحیه‌ای متفاوت داشت. کنجکاوی، هوش بالا و شجاعت از ویژگی‌هایی بود که اطرافیان در همان سال‌های ابتدایی متوجه آن شدند. او کودکی پرتحرک و پرسشگر بود و علاقه فراوانی به شنیدن داستان‌های قرآنی و زندگی پیامبران داشت. همراهی با مادر در مراسم مذهبی، حضور در مسجد و شرکت در برنامه‌های دینی، از همان دوران کودکی بخشی از زندگی روزمره او را تشکیل می‌داد؛ حضوری که بعدها به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌گیری شخصیت اجتماعی و معنوی وی تبدیل شد.

پسری که مسجد را خانه دوم خود می‌دانست

عباس دانشگر از حدود هشت‌سالگی حضور منظم در نماز جماعت را آغاز کرد. دوستان و هم‌محلی‌هایش او را نوجوانی می‌شناختند که بیشتر اوقات فراغت خود را در مسجد سپری می‌کرد. شرکت در جلسات بسیج، همکاری در برگزاری مراسم مذهبی، حضور در دعای کمیل و دعای ندبه و مشارکت در فعالیت‌های فرهنگی مسجد، بخش مهمی از زندگی او را تشکیل می‌داد.

روحیه خوش‌برخورد و چهره همواره خندانش باعث شده بود در میان همسالان محبوبیت ویژه‌ای داشته باشد. بسیاری از دوستانش بعدها روایت کردند که عباس در نخستین برخورد، صمیمیتی ایجاد می‌کرد که به سرعت دیگران را جذب خود می‌ساخت. همین ارتباط گسترده با مسجد و هیئت، به تدریج او را به جوانی فعال در عرصه‌های اجتماعی تبدیل کرد؛ جوانی که در کنار فعالیت‌های فرهنگی، به خودسازی فردی نیز توجه ویژه‌ای داشت.

انتخابی میان مهندسی و مسیر خدمت دوران تحصیل عباس دانشگر با موفقیت‌های آموزشی همراه بود. او در مقاطع مختلف تحصیلی جزو دانش‌آموزان ممتاز محسوب می‌شد و با تلاش فراوان توانست در رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه سمنان پذیرفته شود. در همان زمان، در آزمون دانشگاه امام حسین(ع) نیز شرکت کرد و موفق به قبولی شد. این موفقیت او را در برابر انتخابی مهم قرار داد؛ ادامه تحصیل در رشته مورد علاقه‌اش یا ورود به دانشگاهی که مسیر فعالیت در سپاه پاسداران را فراهم می‌کرد.

بسیاری از اطرافیان ادامه تحصیل در رشته مهندسی کامپیوتر را به او توصیه می‌کردند، اما عباس نگاه دیگری داشت. او معتقد بود دانشگاه امام حسین(ع) تنها یک مرکز آموزشی نیست، بلکه محیطی برای تربیت انسان و خدمت به اسلام و انقلاب اسلامی است. سرانجام پس از روزها فکر و بررسی، تصمیم خود را گرفت و پنجم مهرماه سال ۱۳۹۰ وارد دانشگاه امام حسین(ع) شد؛ تصمیمی که مسیر آینده زندگی او را به طور کامل تغییر داد.

دانشگاهی که مسیر زندگی را تغییر داد

عباس دانشگر در دوران حضور در دانشگاه امام حسین(ع)، علاوه بر تحصیل، در فعالیت‌های فرهنگی نیز نقش فعالی ایفا می‌کرد. همین ویژگی سبب شد مورد توجه سردار اباذری، جانشین فرمانده وقت دانشگاه قرار گیرد و در دفتر وی مشغول فعالیت شود. ارتباط نزدیک با فرماندهان و اساتید دانشگاه، مطالعه مستمر و حضور در فضای معنوی دانشگاه، به تقویت ابعاد اعتقادی و اخلاقی او کمک کرد. در این دوران، دست‌نوشته‌ها و یادداشت‌های شخصی متعددی از او باقی مانده که نشان‌دهنده تلاش مستمر برای خودسازی است.

در یکی از نوشته‌هایش آورده است: «می‌خواهم عوض بشوم، همه زندگی‌ام را عوض کنم. می‌خواهم آن کسی باشم که دوست دارم، نه آن چیزی که یک ذهن مریض از من ساخته است.» برنامه روزانه او نیز نشان می‌داد که برای رشد فردی برنامه مشخصی دارد؛ پرهیز از دروغ، غیبت و سوءظن، اهتمام به نماز شب، مطالعه، ورزش، نظم در کارها و حفظ بیت‌المال از جمله مواردی بود که به صورت روزانه برای خود تعریف کرده بود.

مسیر خودسازی از کربلا تا مشهد

سال‌های حضور در دانشگاه با سفرهای زیارتی و معنوی متعددی همراه شد. عباس سه بار در پیاده‌روی اربعین شرکت کرد و بارها برای زیارت به قم و مشهد سفر رفت. دوستانش می‌گویند این سفرها صرفاً جنبه زیارتی نداشت، بلکه فرصتی برای بازنگری در رفتارها و تقویت ارتباط معنوی او با خداوند بود. همین روحیه سبب شده بود که در سال‌های پایانی عمر، بیش از گذشته به موضوع شهادت و حضور در جبهه مقاومت بیندیشد. نگاه او به زندگی، فراتر از موفقیت‌های شخصی و شغلی بود. در نوشته‌هایش بارها به اهمیت مسئولیت‌پذیری اجتماعی، دفاع از ارزش‌ها و آمادگی برای انجام تکلیف اشاره کرده است.

در بیست‌وسوم بهمن‌ماه سال ۱۳۹۴، عباس دانشگر با دخترعموی خود نامزد کرد. خانواده تصور می‌کردند او پس از این اتفاق، برنامه‌های زندگی مشترک را در اولویت قرار خواهد داد؛ اما شرایط منطقه و تحولات سوریه ذهن او را به سمت دیگری برده بود. مدتی پس از نامزدی، موضوع اعزام به سوریه را با خانواده مطرح کرد. برخلاف تصورش، پدر و مادر با این تصمیم مخالفتی نکردند. مادر شهید بعدها روایت کرد که وقتی عباس موضوع اعزام را مطرح کرد، تنها جمله‌ای که به او گفت این بود: «برو، خدا پشت و پناهت.»

اگرچه برخی اعضای خانواده، به‌ویژه خواهر و همسرش، در ابتدا با این تصمیم موافق نبودند، اما عباس با گفت‌وگو و استدلال تلاش کرد آنان را قانع کند. او معتقد بود دفاع از حرم‌های اهل بیت(ع) و مقابله با گروه‌های تروریستی در سوریه، وظیفه‌ای است که نباید از آن غفلت کرد.

وداعی که بوی آخرین دیدار می‌داد

اول اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۵، عباس دانشگر داوطلبانه راهی سوریه شد. پدرش بعدها روایت کرد که شب پیش از اعزام، حال و هوای او یادآور رزمندگان سال‌های دفاع مقدس بود. به گفته پدر شهید، آرامش، لبخند و برق خاصی که در چشمان عباس دیده می‌شد، حسی از یک وداع آخر را در ذهن او ایجاد کرده بود؛ احساسی که چند هفته بعد به واقعیت تبدیل شد. عباس پس از ورود به سوریه ابتدا به زیارت حرم حضرت زینب(س) رفت. همرزمانش بعدها نقل کردند که در آن زیارت، نجواهای خاصی با حضرت داشت و از همان روزها بیش از گذشته به شهادت می‌اندیشید.

پنجاه روز در قلب نبرد

شهید دانشگر طی حدود پنجاه روز حضور در سوریه، در محورهای مختلف عملیاتی حضور یافت. همرزمانش او را رزمنده‌ای شجاع، مسئولیت‌پذیر و آماده برای حضور در سخت‌ترین مأموریت‌ها توصیف می‌کنند. بر اساس روایت‌های موجود، او در روزهای پایانی مأموریت خود نیز بارها در خطوط مقدم حاضر شد و در شرایط دشوار عملیاتی، در کنار دیگر نیروها به دفاع از مواضع مقاومت پرداخت. با وجود سن کم، توانسته بود اعتماد فرماندهان و نیروهای حاضر در منطقه را جلب کند و در بسیاری از مأموریت‌ها نقش فعالی داشته باشد.

«بین در و دیوار سوخت»

سرانجام روز بیستم خردادماه سال ۱۳۹۵ فرا رسید؛ روزی که نام عباس دانشگر در فهرست شهدای مدافع حرم ثبت شد. او در منطقه خلصه در جنوب استان حلب حضور داشت. بنا بر روایت همرزمانش، زمانی که به همراه یکی از نیروها در نزدیکی خط مقدم توقف کرده بود، خودروی آنان هدف موشک ضدتانک تاو قرار گرفت.

در لحظه‌ای که قصد خروج از خودرو را داشت، انفجار دیگری رخ داد و او در میان خودرو و دیوار گرفتار شد. شدت انفجار به حدی بود که پیکر شهید آسیب فراوان دید. سردار اباذری که از نزدیک‌ترین همراهان عباس دانشگر بود، بعدها در بیان جزئیات این حادثه گفت که هنگام رسیدن به محل، آثار شدیدی از انفجار بر پیکر شهید دیده می‌شد و تنها خاطره سیمای خندان او در ذهن دوستانش باقی مانده بود.

جوانی که نامش ماندگار شد

پیکر شهید عباس دانشگر پس از تشییع در دانشگاه امام حسین(ع)، به زادگاهش سمنان منتقل شد. مردم این شهر با حضور گسترده در آیین تشییع، با یکی از فرزندان خود وداع کردند و پیکر او در جوار امامزاده علی‌اشرف(ع) به خاک سپرده شد.

امروز نام عباس دانشگر برای بسیاری از جوانان، یادآور نسلی است که در کنار تحصیل، فعالیت اجتماعی و زندگی شخصی، دفاع از باورهای خود را نیز بخشی از مسئولیتشان می‌دانستند. شهیدی که از مسجد محله آغاز کرد، از کلاس‌های دانشگاه عبور کرد، در مسیر خودسازی گام برداشت و سرانجام در بیست‌وسه سالگی، در جبهه مقاومت سوریه به زندگی خود پایان داد؛ مسیری که نام او را در میان شهدای مدافع حرم ماندگار کرد.

منبع: مهر

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار