اشتهای رژیم صهیونیستی برای دزدی از ایران مرزی نداشت. مرور سندهای تاریخی نشان می‌دهد مأموران موساد چگونه تحت پوشش مصونیت‌های دربار، بزرگ‌ترین شبکه قاچاق عتیقه را هدایت می‌کردند.

باشگاه خبرنگاران جوان - در فضای تیره و تار مناسبات دیپلماتیک دهه ۱۳۴۰ و ۱۳۵۰ خورشیدی، تهران میزبان یکی از پیچیده‌ترین شبکه‌های سرقت بین‌المللی بود.

اسناد محرمانه ساواک و ارتش محمدرضا پهلوی فاش می‌کنند رژیم صهیونیستی، یک ساختار مافیایی همه‌جانبه را در ایران مستقر کرده بود که هدف آن تخلیه منابع ارزی، غارت میراث فرهنگی و تبدیل ایران به بازار مصرف کالا‌های دست‌چندم و بی‌کیفیت اسرائیلی بود. 

اسناد ارتش پهلوی نشان می‌دهند در معاملات بزرگ، نام تیمسار طوفانیان (مسئول خرید‌های نظامی) مطرح بود که در هر قرارداد، سهم ثابت ۵ درصدی (کمیسیون) می‌گرفت تا چشم خود را به روی کیفیت و قیمت‌های نجومی کالا‌های اسرائیلی ببندد. 

تل‌آویو برای این شبکه فساد، اسامی رمز تعیین کرده بود و نرخ رشوه برای سایر مهره‌ها بین ۳ تا ۵ درصد نوسان داشت. ارتشبد حسین فردوست، قائم‌مقام ساواک، در خاطراتش می‌نویسد: «نیمرودی پاکتی به من داد… گفت هر ماه این مبلغ به علوی‌کیا، معاون ساواک، پرداخت می‌شود… احتمالاً سرلشکر علی معتضد، رئیس سازمان اطلاعات خارجی ساواک، با نیمرودی وارد معامله شده و این پول را بین خود تقسیم می‌کردند.»

این نفوذ تا جایی بود که پژوهشگران غربی، اندرو و لزلی کاکبرن، نوشته‌اند: «میهمانان اسرائیلی حیرت می‌کردند که ژنرال‌های ارتش ایران صبورانه در راهرو‌های دفتر کار نیمرودی انتظار می‌کشند تا از وی بخواهند نزد شاه وساطت یا شفاعت کند!»

نگاه تحقیرآمیز اسرائیل در سند مورخ ۱۳۴۷/۲/۷ ساواک عیان است: «سرهنگ نیمرودی اظهار داشته: بعضی از اعضای هیئت نظامی ایران افرادی باوفا هستند؛ اما بعضی احتیاج به پاداش، پول یا زن دارند که ما خودمان تهیه می‌نماییم.» 

استراتژی اصلی اسرائیل، خارج کردن ارزی سرمایه‌ها در قبال تحمیل تکنولوژی‌های ناقص بود. در جزیره کیش، شرکت اسرائیلی I. D. E با وجود رقبای ارزان‌تر و باکیفیت‌تر آلمانی (کمپانی کروپ) و ژاپنی، با لابی و رشوه برنده مناقصه آب‌شیرین‌کن شد. 

نتیجه، یک فضاحت فنی بود؛ در جریان سفر زمستانه محمدرضا پهلوی و اسدالله علم به کیش، از ۵ دستگاه اسرائیلی، ۳ دستگاه سوخت و ۲ دستگاه آبِ غیرقابل استفاده تولید کردند که مایه سرشکستگی در مقابل سفیر آمریکا و خشم دربار شد. همچنین کمپانی‌های «موتورولا اسرائیل»، «تادیران» و «سولتام» با رقابت‌های زرگری، پروژه‌های ارتش را شکار می‌کردند.

با اوج‌گیری جاه‌طلبی‌های شاه، در بهار ۱۹۷۷ ایران و اسرائیل در قالب «پروژه گل» برای توسعه موشک‌های بالستیک همکاری کردند؛ ایران هزینه را پیش‌پیش با یک میلیارد دلار نفت، تأمین فرودگاه و سایت پرتاب پرداخت کرد، اما انقلاب اسلامی این طرح را متوقف کرد.

نیمرودی که مدعی بود ۶ میلیون دلار از منافعش را از دست داده، بعد‌ها اعتراف کرد موقعیت تکرارنشدنی پهلوی را با آلوده کردن مقامات به فساد مالی حفظ می‌کرده است. 

یکی از جنجالی‌ترین موارد نفوذ اسرائیل در ایران، اقدامات دیوید عوری با تبانی مقامات ارشد رژیم پهلوی از جمله ارتشبد ربیعی (فرمانده نیروی هوایی) و عوامل صهیونیستی مانند نیمرودی بود؛ آنها ۴۸ فروند جنگنده اف-۱۴ تازه‌خریداری‌شده را توسط ۴۸ خلبان اسرائیلی با هویت جعلی، از پایگاه‌های ایران خارج و به صحرای سینا منتقل کردند که این هواپیما‌ها بعد‌ها به تایوان فروخته شدند.

اشتهای صهیونیسم مرزی نداشت؛ مأموران موساد تحت پوشش‌های تجاری، بزرگترین شبکه قاچاق عتیقه را مدیریت کرده و گنجینه‌های باستانی و نسخ خطی اسلامی ایران را به تل‌آویو منتقل می‌کردند؛ تا جایی که نشریات اسرائیل از آنها به عنوان «بزرگترین گردآورندگان آثار باستانی ایران» یاد می‌کردند. 

این دزدی در ماه‌های پایانی رژیم پهلوی، به طبیعت هم سرایت کرد و در «عملیات کوتی»، ده‌ها رأس از گوزن‌های زرد نایاب ایرانی را با تبانی دزدید و به اراضی اشغالی برد. 

اسناد نشان می‌دهند رژیم صهیونیستی به ایران به چشم یک «گاو شیرده» نگاه می‌کرد که با آلوده کردن مسئولان حکومتی و خودِ شخص محمدرضا، میلیارد‌ها دلار نفت و سرمایه ارزی آن را در قبال تسلیحات معیوب و پروژه‌های کاغذی به یغما برد و هم‌زمان، تاریخ و میراث ملی این سرزمین را به چپاول رساند.

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha