واقعه مباهله، فراتر از یک مناسبت تاریخی و آیینی، می‌تواند الگویی معاصر برای فهم اخلاق گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری در بیان حقیقت و سنجش صدق ادعاها باشد.

باشگاه خبرنگاران جوان - واقعه مباهله، فراتر از یک مناسبت تاریخی و آیینی، می‌تواند الگویی معاصر برای فهم اخلاق گفت‌وگو، مسئولیت‌پذیری در بیان حقیقت و سنجش صدق ادعاها باشد؛ الگویی که در دل بحران خبرهای جعلی، کاهش اعتماد عمومی و هیاهوی رسانه‌ای امروز، بر تقدم استدلال بر تقابل، پیوند حقیقت با مسئولیت و ضرورت مرجعیت‌های قابل اعتماد تأکید می‌کند.

بسیاری از مناسبت‌های دینی در حافظه عمومی، بیشتر به‌صورت آیینی و تاریخی بازگو می‌شوند؛ اما برخی از آن‌ها ظرفیتی فراتر از یادآوری یک واقعه دارند و می‌توانند موضوع بازخوانی اجتماعی و معرفتی قرار گیرند. مباهله از همین سنخ است. اهمیت این واقعه تنها در رویارویی پیامبر اسلام(ص) با هیئت مسیحیان نجران و همراهی اهل‌بیت(ع) خلاصه نمی‌شود، بلکه در این است که می‌توان آن را الگویی از نحوه مواجهه با «ادعای حقیقت» دانست. در جهان امروز، جوامع با پدیده‌هایی چون خبر جعلی، روایت‌های دستکاری‌شده، تبلیغات هیجانی، داوری‌های شتاب‌زده و کاهش اعتماد عمومی روبه‌رو هستند. در چنین فضایی، بازخوانی مباهله می‌تواند ما را به تأملی دوباره درباره اخلاق گفت‌وگو و صداقت معرفتی دعوت کند.

نخستین نکته قابل توجه آن است که مباهله در آغاز مواجهه رخ نداد. بنابر گزارش‌های قرآنی و تفسیری، پیش از آن، گفت‌وگو و استدلال در میان بود و موضوع اختلاف نیز جایگاه حضرت عیسی(ع) بود. قرآن کریم پیش از طرح مباهله، در آیه ۵۹ سوره آل‌عمران با مقایسه خلقت حضرت عیسی(ع) و حضرت آدم(ع)، استدلالی روشن در این زمینه ارائه می‌کند. از این منظر، مباهله را نمی‌توان جایگزین گفت‌وگو دانست؛ بلکه باید آن را مرحله‌ای پس از استدلال و اتمام حجت تلقی کرد.

این نکته برای زمانه ما اهمیت زیادی دارد. یکی از مشکلات رایج در منازعات فکری و اجتماعی امروز آن است که افراد، پیش از فهم دقیق سخن طرف مقابل، موضع‌گیری می‌کنند. در بسیاری از موارد، جدال جای گفت‌وگو را می‌گیرد و برچسب‌زنی جای استدلال می‌نشیند. بازخوانی مباهله یادآور می‌شود که در منطق قرآنی، اختلاف باید ابتدا از مسیر گفت‌وگوی روشن، استدلال قابل فهم و رعایت اخلاق مناظره دنبال شود. تقابل، اگر هم رخ دهد، نخستین مرحله نیست. از سوی دیگر، واقعه مباهله را می‌توان در نسبت با مسئولیت‌پذیری در بیان حقیقت نیز خواند. در این واقعه، مسئله صرفاً اظهار یک باور نبود، بلکه پای التزام به صدق ادعا در میان بود. در نقل‌های تاریخی و تفسیری آمده است که پیامبر(ص) در روز مباهله، نزدیک‌ترین و عزیزترین افراد خود، یعنی امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را همراه آورد. در یک خوانش اجتماعی، این رفتار را می‌توان نشانه‌ای از آن دانست که حقیقت در نگاه دینی، امری صرفاً شعاری و تزئینی نیست، بلکه با نوعی پاسخ‌گویی و آمادگی برای پرداخت هزینه همراه است.

این برداشت، برای فضای رسانه‌ای و ارتباطی امروز نیز معنا دارد. اکنون هر فرد می‌تواند در چند ثانیه سخنی را به مخاطبان گسترده منتقل کند، اما همین امکان، مسئولیت اخلاقی و اجتماعی سنگینی پدید می‌آورد. اگر کسی در جایگاه تحلیل‌گر، روزنامه‌نگار، مبلغ، استاد دانشگاه، فعال رسانه‌ای یا حتی کاربر شبکه‌های اجتماعی سخن می‌گوید، باید نسبت به آثار و پیامدهای سخن خود نیز مسئول باشد. از این منظر، می‌توان مباهله را نقدی بر فرهنگ «ادعای بی‌هزینه» دانست؛ فرهنگی که در آن، افراد با اطمینان سخن می‌گویند، اما حاضر نیستند بار اخلاقی و اجتماعی سخن خود را بپذیرند.

بعد دیگر این واقعه، مسئله مرجعیت و اعتماد است. در بسیاری از منابع تفسیری شیعه و اهل سنت، همراهی اهل‌بیت(ع) در مباهله نقل شده است. صرف‌نظر از دلالت‌های کلامی این موضوع، می‌توان به یک نکته اجتماعی نیز توجه کرد: در این روایت، پیوندی میان حقیقت، پاکی، اعتماد و اعتبار معنوی ترسیم می‌شود. جامعه امروز با بحران مرجعیت مواجه است؛ انبوهی از صداها، تحلیل‌ها و روایت‌ها در گردش است و تشخیص اینکه به کدام صدا می‌توان اعتماد کرد، روزبه‌روز دشوارتر می‌شود. بازخوانی مباهله می‌تواند ما را متوجه این نکته سازد که اعتبار یک سخن، فقط به قدرت بیان وابسته نیست، بلکه به صداقت، سلامت اخلاقی و آزمون‌پذیری گوینده نیز پیوند دارد.

واقعه مباهله از منظر گفت‌وگوی بین‌دینی نیز قابل تأمل است. بنابر گزارش‌های تاریخی، پیامبر(ص) با هیئت مسیحیان نجران وارد گفت‌وگو شد، پرسش‌های آنان را شنید و پاسخ داد. حتی زمانی که اختلاف پابرجا ماند، مسیر مواجهه به حذف و خشونت ختم نشد. در پایان نیز نوعی تنظیم رابطه اجتماعی و حقوقی میان طرفین شکل گرفت. این نکته برای جهان معاصر اهمیت زیادی دارد؛ جهانی که در آن، ادیان، مذاهب و فرهنگ‌های گوناگون ناگزیر در کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. در چنین شرایطی، نه می‌توان اختلاف‌ها را نادیده گرفت و نه می‌توان همه تفاوت‌ها را با ستیز پاسخ داد. مباهله، در این خوانش، الگویی میانه پیش‌روی ما می‌گذارد: جدی گرفتن حقیقت و مرزهای اعتقادی، همراه با حفظ کرامت طرف مقابل و امکان همزیستی.

نکته مهم دیگر آن است که مباهله را نباید به مسابقه‌ای برای غلبه تبلیغاتی فروکاست. یکی از آسیب‌های رایج در مناظره‌های امروز، تبدیل گفت‌وگو به صحنه نمایش قدرت کلامی و تحقیر رقیب است. در چنین وضعی، هدف بحث دیگر کشف حقیقت نیست، بلکه پیروزی روانی و جلب توجه مخاطب است. حال آنکه در خوانش دینی از مباهله، مسئله اصلی آشکار شدن صدق و کذب ادعاست، نه صرفاً غلبه بر طرف مقابل. اگر گفت‌وگو حقیقت‌محور باشد، حتی در اختلاف نیز اخلاق حفظ می‌شود؛ اما اگر هدف فقط پیروزی باشد، حقیقت به‌آسانی قربانی هیجان، تعصب و شهرت‌طلبی خواهد شد.

حضور امام علی(ع)، حضرت فاطمه(س)، امام حسن(ع) و امام حسین(ع) در مباهله، افزون بر دلالت‌های کلامی، از منظر اجتماعی پیام دیگری نیز دارد: خانواده در نگاه اسلامی می‌تواند کانون انتقال حقیقت و مسئولیت باشد. خانواده پیامبر(ص) در این واقعه صرفاً یک واحد عاطفی نیست، بلکه در متن یک رخداد بزرگ اعتقادی و معرفتی حضور دارد. در روزگاری که نهاد خانواده با فشارهای فرهنگی، رسانه‌ای و اقتصادی گوناگون روبه‌رو است، این نکته قابل توجه است که تربیت خانوادگی می‌تواند با مسئولیت عمومی و اجتماعی پیوند بخورد.

در مجموع، مباهله را می‌توان فراتر از یک مناسبت تاریخی، الگویی برای زیست حقیقت‌محور دانست؛ الگویی که بر تقدم گفت‌وگو بر تقابل، مسئولیت‌پذیری در ادعای حقیقت، ضرورت مرجعیت‌های قابل اعتماد و امکان همزیستی در عین اختلاف تأکید می‌کند. در جهانی که بیش از هر زمان دیگری با بحران اعتماد، آشفتگی روایت‌ها و هیاهوی رسانه‌ای روبه‌روست، بازخوانی چنین الگویی می‌تواند افق تازه‌ای برای تأمل دینی و اجتماعی بگشاید.

منبع: ابناء

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار