مجیدی که چهرهای شاخص در میان مدیران اقتصادی و اجرایی دهه پایانی حکومت پهلوی بود در گفتوگو با پروژه تاریخ شفاهی هاروارد، تشکیل حزب رستاخیز را یکی از «دلایل عمده انقلاب ایران» و عامل تسریعکننده در روند سقوط حکومت پهلوی معرفی کرد.
در پی انتشار پیام تازه از سوی رضا پهلوی خطاب به مذهبیها، منتقدان با یادآوری کارنامهی رضاشاه پهلوی، این چرخش را تلاشی برای مصادرهی گفتمان دینی و بازنویسی تاریخ مواجهه پهلوی با تشیع میدانند.
از روزی که ادموند آیرونساید، رضاخان را برای اجرای نقشههای کشور استعمارگرش مناسب دید و او را برای انجام کودتای اسفند ۱۲۹۹. ش برگزید؛ جنایت و خیانتهای این عنصر قلدر و بیسواد علیه مردم و کشور ایران آغاز شد.
در روزگاری که تجدد با چکمههای نظامی وارد ایران میشد، سادهترین ابزارهای زندگی روزمره، از دوچرخه زیر پای جوانان تا امواج رادیو در کنج خانهها، در بندِ «مجوز» و «تصدیق» بودند.
داریوش همایون، سخنگوی دولت جمشید آموزگار، در خاطرات خود تصویری صریح از فرسودگی ساختار پهلوی، اشتباهات راهبردی حکومت و تداوم میراث استبدادی رضا شاه ارائه میدهد؛ روایتی از نظامی که پیش از سقوط، از درون فرو ریخته بود.
در سال ۱۳۵۵، تحت فشار آمریکا، شاه ناگزیر شد سیاست «فضای باز سیاسی» را آغاز کند، تصمیمی که به ظاهر برای دفاع از آزادیها بود، اما در عمل ثبات حکومت را از درون متلاشی کرد.
محمدرضا پهلوی، با اتهام انتقال داراییای معادل ۳۵ میلیارد دلار به خارج از کشور، نهتنها عامل اصلی فروپاشی مشروعیت سیاسی شد، بلکه جایگاهی غیرقابل انکار در ردهبندی بزرگترین اختلاسگران تاریخ معاصر جهان کسب کرد.
روی کار آمدن کارتر که شعار انتخاباتی خود را حقوق بشر و مبارزه علیه فروش بی رویه اسلحه به کشورهای دیکتاتوری قرار داده بود، بالطبع تغییراتی را در سیاست خارجی و در برخورد شاه با مسائل داخلی و بین المللی ایجاد می کرد.