باشگاه خبرنگاران جوان - رد پیشنهادهای کاخ سفید توسط ایران، بزرگترین برگ برنده ترامپ را پیش از دیدار با شی جینپینگ سوزاند. هفتاد و چهارمین روز نبرد، روز برخورد واقعیت با توهم بود.
دونالد ترامپ که گمان میکرد با محاصره دریایی میتواند ایران را به امضای یک «تسلیمنامه هستهای» وادار کند، با دیدن پاسخ قاطع تهران، کنترل دیپلماتیک خود را از دست داد و پاسخ ایران را نامناسب خواند. اما در پس این کلمات عصبی، یک حقیقت راهبردی نهفته است.
ماشین جنگی و اقتصادی غرب در حال فرسایش است و واشنگتن که امروز راهی پکن میشود، هیچ دستاوردی برای عرضه به بزرگترین رقیب جهانیاش ندارد. تهدید محمدباقر قالیباف مبنی بر «غافلگیری بزرگ» در صورت از سرگیری درگیریها، نشان داد ایران با اعتماد به نفس کامل، آماده ورود به فاز «درگیری منجمد» و فرسودن آستانه تحمل دشمن است.
بنبست دیپلماسی؛ وقتی «فشار حداکثری» به کُما رفت
اظهارات صریح دونالد ترامپ مبنی بر اینکه آتشبس شکننده در «بخش مراقبتهای ویژه» قرار دارد، اعتراف رسمی به مرگ زودهنگام دیپلماسی واشنگتن بود.
ریشه این بنبست کاملاً روشن است؛ دانیا ظافر، استاد دانشگاه جرج تاون در یادداشتی تحلیلی اشاره میکند که آمریکا و ایران «در دو فرکانس کاملاً متفاوت با هم حرف میزنند و هیچ دیالوگ مشترکی شکل نگرفته است». آمریکا به دنبال باجگیری هستهای در ازای لغو محاصرهای است که خودش به صورت غیرقانونی آغاز کرده است؛ اما ایران به روشنی اعلام کرد شرط هر گونه توافق، «حفظ حقوق مشروع هستهای، رفع محاصره و دریافت تضمین عدم تجاوز» است. ترامپ که در آستانه سفر حساس خود به چین قرار دارد، به شدت نیازمند یک دستاورد دیپلماتیک در خاورمیانه بود تا با دستی پُر روبهروی شی جینپینگ بنشیند؛ اما ایران با رد قاطع پیشنهاد واشنگتن، عملاً قدرت چانهزنی رئیسجمهور آمریکا را در پکن به حداقل رساند.
آرایش نظامی پنهان و هشدارهای آشکار
در حالی که در جبهه شمال، اسرائیل با بمبارانهای بیوقفه در تلاش است با ایجاد یک «منطقه حائل» از زیر بار فشار حزبالله خارج شود، گزارشهای میدانی الجزیره از جنوب لبنان نشان از مقاومت سرسختانه مردم دارد. ساکنانی که به ویرانههای خانههای خود بازگشتهاند، با وجود خطرات جانی، از تخلیه مجدد امتناع میورزند؛ مقاومتی مدنی که راهبرد نظامی تلآویو را فلج کرده است.
در همین حال، هشدار محمدباقر قالیباف مبنی بر آمادگی ایران برای پاسخگویی به هر گونه تجاوز جدید و وعده «غافلگیر کردن» دشمن، یک بلوف رسانهای نیست. توقف پروازهای غیرنظامی خارجی در فرودگاه بنگوریون اسرائیل به دلیل حجم بالای پروازهای ترابری نظامی آمریکا، نشان میدهد واشنگتن و تلآویو در حال آمادهسازی لجستیکی برای بدترین سناریوها هستند؛ اما به خوبی میدانند شلیک نخستین موشک، قیمت نفت را از کنترل خارج کرده و اقتصاد جهانی را به آتش خواهد کشید.
نمایش ۴۰ کشور در برابر اراده یک تنگه
یکی از مضحکترین اتفاقهای روز گذشته، نشست وزیران دفاع ۴۰ کشور به میزبانی بریتانیا و فرانسه بود. این نشست که با هدف بررسی طرحهایی برای بازگرداندن جریان تجارت به تنگه هرمز برگزار شد، بیش از آنکه یک «ائتلاف نظامی» باشد، اعتراف نمادین به ناتوانی آمریکا در تأمین امنیت دریایی بود.
حقیقت این است که هیچ ناوگانی نمیتواند در برابر تسلط ژئوپلیتیک و موشکی ایران در هرمز، امنیت تجاری ایجاد کند. این تنگه، تا زمانی که خواستههای مشروع ایران تأمین نشود، قفل خواهد ماند و ترکشهای این قفل شدن، اکنون به سوپرمارکتهای آمریکا رسیده است. افزایش قیمت گازوئیل و کالاهای اساسی در ایالات متحده، ترامپ را به فکر تعلیق مالیات فدرال بنزین انداخته است؛ تلاشی ناامیدانه برای خریدن رضایت رأیدهندگانی که خسته از «جنگهای بیپایان»، تا ۶ ماه دیگر پای صندوقهای رأی کنگره خواهند رفت.
ایستگاه هفتاد و چهارم؛ پیام اقتدار در داخل
ما اکنون وارد مرحله «درگیری منجمد» شدهایم. آمریکا توان تحمیل صلح آمرانه را ندارد و از ورود به جنگ فراگیر منطقهای نیز وحشت دارد؛ چرا که میداند هر گونه درگیری مستقیم، اقتصاد متزلزل غرب را به ورطه رکود میکشاند.ایران اما، با حفظ اهرم فشار در هرمز، انسجام فرماندهی در داخل و تکیه بر استراتژی وحدت جبههها، زمان را به عنوان کُشندهترین سلاح علیه کارزار انتخاباتی ترامپ و اقتصاد لرزان اروپا به کار گرفته است.
واشنگتن دیر یا زود باید بپذیرد که مسیر امنیت انرژی جهان، نه از لفاظیهای توییتری، بلکه از احترام به حاکمیت مقتدر ایران میگذرد.
منبع: روزنامه قدس