باشگاه خبرنگاران جوان - وابستگی گسترده تجاری و سرمایهای ایران به امارات در حالی به حدود ۳۰ میلیارد دلار تجارت سالانه و صدها میلیارد دلار سرمایه ایرانی در این کشور رسیده که نقش امنیتی و منطقهای ابوظبی در کنار آمریکا و رژیم صهیونیستی، این الگوی اقتصادی را به یک چالش راهبردی تبدیل کرده است؛ چالشی که به گفته کارشناسان تنها با کاهش وابستگی به هاب تجاری امارات و تقویت مسیرهای جایگزین مانند چابهار و کریدورهای زمینی قابل مهار خواهد بود.
امارات به عنوان یک هاب واسطهای و نه تولیدکننده، امنیت تجاری ایران را به تصمیمات سیاسی خود گره زده و ایران را به مشتری نهایی زنجیره تأمین دشمن تبدیل کرده است. این در حالی است که کارشناسان الگوی فعلی وابستگی به درهم و بنادر امارات را شکننده توصیف کرده و بر جایگزینی آن با مسیرهای مستقیم تأکید دارند. فعالسازی کریدور زمینی گواتر پاکستان و واگذاری اپراتوری بندر چابهار به چین، راهکارهایی راهبردی برای خنثیسازی تحریمها و قطع دستاندازیهای امارات محسوب میشوند. دکتر مهدی هاشمزاده، کارشناس ارشد اقتصادی در گفتوگو با ما از راهبردهای جدید دولت پرده برداشت.
قطع وابستگی به امارات و چینیسازی چابهار
این کارشناس اقتصادی با تأکید بر ضرورت به صفر رساندن وابستگی به درهم و واردات از امارات، از بستهای در وزارت اقتصاد خبر داد که بر اساس آن سرمایهها در صندوقهای ارزی با بازدهی ارزی نگهداری میشوند؛ بهگونهای که اصل و سود سرمایه به ارز باقی میماند و به ریال تبدیل نمیشود. همچنین اوراق قرضه دولتی با پشتوانههایی مانند نفت و طلا در این بسته پیشبینی شده است.
وی سرمایه ایرانیان در امارات را حدود ۴۰۰ تا ۵۰۰ میلیارد دلار برآورد کرد و گفت: بازگشت کامل آن بعید است و شاید تنها ۵ تا ۱۰ میلیارد دلار به ایران بازگردد، اما روند خروج سرمایه از منطقه آغاز شده است. به گفته او، شرکتهای هایتک دیگر تمایلی به حضور در این منطقه ندارند و شرایطی شبیه دوران جنگ عراق و کویت در سال ۱۹۹۱ در حال شکلگیری است.
هاشمزاده معتقد است ریسکپذیری کشورهای جنوب خلیج فارس بهشدت افزایش یافته و سرمایهها در حال خروج بوده و گردشگری نیز آسیب دیده است. همچنین جنگ اخیر نشان داد این کشورها تا حد زیادی متکی به آمریکا هستند و در صورت خروج واشنگتن توان اداره مستقل را نخواهند داشت. وی وضعیت عربستان را تا حدی متفاوت دانست، اما درباره امارات گفت این کشور در همین چارچوب قرار میگیرد و توافقهایش با اسرائیل نیز در همین راستا قابل تحلیل است.
کریدور زمینی گواتر؛ حذف تنگه مالاکا از معادله تجارت ایران
این کارشناس اقتصادی در بخش دیگری از سخنان خود به ظرفیتهای مسیرهای جایگزین تجارت خارجی اشاره کرد و افزود: چین برای دور زدن تنگه مالاکا، کریدوری زمینی و ریلی از طریق گواتر ایجاد کرده است. این مسیر دقیقاً کریدوری است که ایران میتواند با اتصال به آن، وابستگی خود به تنگه مالاکا را از میان بردارد.
وی خاطرنشان کرد: ناآرامیهای اخیر در افغانستان، همزمانی جنگ افغانستان و پاکستان، تنشهای هند و پاکستان و ناامنیهای منطقهای در سیستان پاکستان، همگی با هدف غیرفعالسازی همین کریدور و ضربه زدن به آن شکل گرفتهاند. اما مسیر زمینیای که ما از طریق گواتر برای عبور کالاهایمان ایجاد میکنیم، میتواند کلیدی باشد برای حذف تنگه مالاکا از صورتمسئله تجارت ایران با پاکستان، روسیه، ترکیه، عراق و دیگر کشورهای متصل.
هاشمزاده با انتقاد از وابستگی بازار ارز ایران به درهم امارات گفت: هر زمان آمریکا قصد فشار داشته، بازار درهم را هدف قرار داده و برای ایران مشکل ایجاد کرده است. به گفته او، با افزایش سهم تجارت با چین، ایران تکقطبی شدن را نمیپذیرد و مدیریت تنگه هرمز را به ابزار مهمی برای چانهزنی تبدیل کرده است.
وی افزود: ایران دیگر تخفیفهای گذشته در فروش نفت را ارائه نخواهد داد و مدیریت تنگه هرمز میتواند به ابزاری برای خنثیسازی تحریمها تبدیل شود. هدف این است به جای دور زدن تحریمها، فرایندی شکل بگیرد که عملاً آنها رفع شوند؛ بهگونهای که دیگر تجربه برجام تکرار نشود و فردی مانند ترامپ نتواند در آینده دوباره تحریمها را بازگرداند.
سپردن بنادر به اپراتور چینی و منافع مالی تنگه
هاشمزاده تصریح کرد: حجم تجارت کشور حدود ۵۰ تا ۶۰ میلیارد دلار است و با تحولات تنگه هرمز افزایش مییابد. بنادر ایران ظرفیت لجستیکی مهمی دارند و سپردن آنها به اپراتور چینی، با توجه به شبکههای مالی و مسیر جدیدی که از شمال جزایر ایرانی در تنگه شکل میگیرد، میتواند منافع قابلتوجهی برای ایران و چین ایجاد کند.
وی افزود: با مدیریت تنگه هرمز میتوان از شرکتهای کشتیرانی خدمات بیمهای و عوارض دریافت و جریان فعالیتها را مدیریت کرد. به گفته او، وقتی کشورها منافع خود را در همکاری با ایران ببینند، تحریمها نیز کماثر میشود.
او با اشاره به رفتارهای متناقض امارات، مانند اخراج ۱۵ هزار تبعه پاکستانی و درخواست بازپرداخت وامها، گفت: این کشور در مسیر تضعیف خود قرار دارد؛ در مقابل کشورهایی مانند پاکستان و حتی هند بر اساس منافع اقتصادی امکان همکاری بیشتری با ایران خواهند داشت.وی توضیح داد: چین برای تأمین منافع خود در پاکستان خطوط ریلی و جادهای ایجاد کرده اما به یک مسیر متکی نیست و مسیرهای دیگری از طریق قزاقستان، قرقیزستان، ازبکستان، ترکمنستان و حتی روسیه فعال کرده است؛ بنابراین با حاکم بودن منطق منافع، پاکستان نیز همکاری خواهد کرد و سیاست آن فقط در اختیار آمریکا نیست.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: ایران برای جذب پاکستان اهرمهایی مانند قاچاق گسترده سوخت در منطقه، قراردادهای مالی با طرف پاکستانی و موضوع خط لوله گاز صلح را در اختیار دارد. ایران در این پروژه کوتاه آمد، در حالی که میتوانست گاز را تحویل داده و طرف مقابل را به خرید آن متعهد کند؛ بنابراین روابط ایران و پاکستان گره لاینحل ندارد.
هند در میانه تردیدهای تحریمی
هاشمزاده درباره هند گفت: هند کشوری با جمعیت عظیم، فناوری پیشرفته و ظرفیتهای بالاست، اما باید تصمیم بگیرد در پازل آینده جهان به کدام سمت میرود. تحریمهای آمریکا این کشور را تحت فشار قرار داده است؛ یک روز واشنگتن به دهلی میگوید نفت روسیه را نخر، روز دیگر مجوز خرید میدهد و روز بعد پیشنهاد جایگزینی نفت ونزوئلا را مطرح میکند، آن هم نفتی که بسیار سنگینتر است و عملاً به کار پالایشگاههای هند نمیآید.
وی افزود: در همین برهه هند از ایران نفت خرید، اما همزمان اعلام کرد بندر چابهار را غیرفعال میکند یا سهام خود را میفروشد. این رفتارهای متغیر بخشی از روند جهانی است. از سال ۲۰۲۲، دنیا به سمت درونگرایی حداکثری حرکت کرده است؛ به گونهای که حتی آمریکا نیز به فکر خروج از ناتو افتاده تا خود را برای جنگهای آینده آماده کند؛ بحث تصاحب گرینلند یا احتمال درگیری رژیم صهیونیستی با ترکیه و حمایت واشنگتن از اسرائیل، همگی نشانههای همین چرخش راهبردی است.
وی خاطرنشان کرد: در چنین فضایی، همه چیز مبتنی بر منافع دوجانبه و چندجانبه قابل بازطراحی است. ما نباید نگران تحولات باشیم؛ زیرا کشورها در نهایت جایی میایستند که منافعشان تأمین شود و این دقیقاً همان بستری است که جمهوری اسلامی میتواند در آن نقشآفرینی کند.
فرصت ژئواستراتژیک برای تغییر شریک بندری
او با اشاره به وابستگی غیرسازنده تجارت ایران به بنادر امارات، واگذاری احتمالی بندر چابهار از سوی هند را نقطه عطفی برای بازآرایی توازن ژئواکونومیکی ایران در دریای عمان و تنگه هرمز دانست و تأکید کرد اکنون زمان جایگزینی هند با اپراتورهای چینی در این بندر راهبردی فرا رسیده است.
هاشمزاده الگوی تجارت خارجی ایران با امارات را فراتر از یک وابستگی ساده، الگویی «غیرسازنده و فاقد ارزش افزوده» توصیف کرد و گفت: روابط اقتصادی ایران و امارات طی دو دهه گذشته، نه بر پایه تولید یا سرمایهگذاری مشترک؛ بلکه صرفاً بر محور واردات دوباره از مسیر بنادر اماراتی بنا شده است. بخش عمده کالاهای مصرفی و صنعتی ایران از بنادر مختلف این کشور وارد میشود، در حالیکه مبدأ اصلی آنها اغلب چین و سایر شرکای آسیایی ما هستند. امارات تولیدکننده نیست؛ فقط یک واسطه و هاب ترانزیتی میان تولیدکننده و ایران است. این مدل تجارت، ایران را در جایگاه یک «مشتری نهایی» قرار داده و امارات را به «هاب خدمات تجاری، بندری و لجستیکی» میان ایران و شرق آسیا بدل کرده است؛ وضعیتی که بهجای تقویت زنجیره ارزش، نوعی وابستگی غیرسازنده ایجاد و امنیت تجاری ما را شکننده کرده است.
در مقابل ظرفیتهای مغفولمانده بنادر جنوبی ایران، بهویژه چابهار و همچنین کشورهای همسایه دارای مرز زمینی با چین، نظیر پاکستان و بنادر آن از جمله گواتر و کراچی، این قابلیت را دارند که به مسیرهای بومی و پایدار برای ترانزیت کالاهای وارداتی و صادراتی ما تبدیل شوند.
تمایل چین و تغییر توازن ژئواکونومیکی
هاشمزاده با اشاره به رویکرد منطقهای چین گفت: پکن در سالهای اخیر تمایل آشکاری برای حضور فعال در پروژههای بندری و دریایی منطقه اقیانوس هند و دریای عمان نشان داده است. این تمایل بخشی از سیاست کلان چین برای گسترش کنترل زنجیرههای تأمین در مسیر شرق به غرب جهان است.
وی افزود: تغییر اپراتور بندر چابهار و سپردن نقش هند به یک شرکت بندری چینی، علاوه بر تقویت موقعیت ایران در مسیر ترانزیت جنوب به شرق، میتواند توازن ژئواکونومیکی جدیدی در دریای عمان و تنگه هرمز ایجاد کند. از منظر فنی نیز، شرکتهای چینی با تجربه گسترده در توسعه و بهرهبرداری از بنادر بزرگ جهان، میتوانند یکی از مسیرهای اصلی کاهش وابستگی ما به زیرساختهای بندری امارات و گسترش تجارت مستقیم با شرق باشند.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: خروج احتمالی هند از پروژه چابهار، فقط یک رویداد اقتصادی نیست؛ بلکه فرصتی ژئواستراتژیک برای ایران به شمار میآید. اگر این موقعیت با سیاستگذاری دقیق و جذب سرمایهگذار جدید، بهویژه از چین، همراه شود، چابهار میتواند به نقطه تعادل جدیدی برای تجارت دریایی ایران تبدیل شود؛ نقطهای که ایران را از حاشیه هابهای بندری منطقه، به مرکز اتصال شرق و غرب بازگرداند.
منبع: روزنامه قدس
هستند که بهتر کار ایران را پیش ببرند
بزک نمیر ، خیار میاد
کومبوزه با خیار میاد
ماهی هروقت از آب بگیری تازه است.