با وجود تمام خطراتی که مهاجران ایرانی حامی وطن را تهدید می‌کند، امیدوارتر و محکم‌تر از گذشته در حال دفاع از کیان کشور خود هستند.

باشگاه خبرنگاران جوان - تصویری که رسانه‌ها از دیاسپورا یا همان جامعه مهاجران ایرانی ارائه می‌دهند، همیشه فضایی تک‌بعدی است؛ انگار هر کسی از ایران رفته، لزوماً پشت به وطن کرده یا منتظر است بلایی سر این خاک بیاید. موج تجمعات اخیر وطن‌دوستان در نقاط خارج از کشور اما این تصور را درهم کشید.

با وجود تمام خطراتی که مهاجران ایرانی حامی وطن را تهدید می‌کند، آن هم در میانه تهدید و جنگ نه‌تنها صدایشان خاموش نشده؛ بلکه امیدوارتر و محکم‌تر از گذشته به پا خاسته‌اند و در حال دفاع از کیان کشور خود هستند؛ بنابراین، این تجمعات را هم باید جزوی از خطا‌های محاسباتی و پاشنه آشیل‌های اتاق فکر دشمن بدانیم. جایی که گروه‌های فشار اپوزیسیون حتی فکرش را هم نمی‌کردند چنین بدنه‌ای بتواند تا این حد رشد کند و با تظاهرات در برخی نقاط اروپا و آمریکا، سیاست‌های ضدایرانی را با چالش روبه‌رو کند. فرقه اپستینی حداقل امروز باید فهمیده باشد که هویت ملی ایرانیان به‌صورت مداوم در حال بازتولید شاخه‌ها و تقویت ریشه‌های خود، حتی در سرزمین‌های دور است.

مخالفان حمله نظامی به ایران، در یک خط عادی حرکت می‌کنند. این تابعی از زیست عادی انسانی است. اتفاقاً حرکت غیرعادی از سمت موافقان جنگ علیه مردم ایران صورت می‌گیرد که حتی مایه بهت و حیرت کشور‌های خارجی شده است. بایکوت‌شدن دسته اول مهم‌ترین دلیل است برای اینکه بدانیم این گروه‌ها تحت چه شرایطی مسئولیت اجتماعی خود را پیش می‌برند.

بازگشت به خانه

شاید باورکردنی نباشد؛ اما درحالی‌که در تمام دنیا رسم بر این است که با شروع سایه جنگ و ناامنی، مردم از آن جغرافیا فرار کنند، ایرانی‌ها راه برعکس را در پیش گرفتند. در یک بازه زمانی حدوداً ۴۰ روزه که تنش‌ها و تهدید‌ها علیه ایران به اوج خودش رسیده بود، آمار‌های مرزی نشان داد که حدود ۶۳۰ هزار ایرانی از کشور‌های مختلف به وطن بازگشتند؛ آن هم در شرایطی که راه‌های ورود به کشور به دلیل شرایط جنگی محدود بود و تردد هوایی هم وجود نداشت. جالب است که در این مدت، آمار ورود به کشور ۶۲ درصد و آمار خروج تنها ۳۸ درصد بود. این یعنی در اوج تهدیدات، ایرانی‌ها به هر دلیلی ترجیح دادند کنار خانواده و در خاک خودشان باشند. این رفتار پیامی به دنیا بود که ایرانی هر کجای جهان هم که باشد، وقتی پای تمامیت ارضی کشورش وسط بیاید، دلش به دوری راضی نمی‌شود.

مرزبندی با صهیوپهلویست‌ها

سال‌هاست که یک اقلیت پرسروصدا در خارج از کشور، خودش را نماینده کل ایرانی‌ها معرفی کرده است. اما این بخش ضدایرانی، نه‌تنها تصویر واقعی از مردم ایران نشان نمی‌داد، بلکه با رفتار‌هایش تصویر زشت و ترسناکی از هویت ایرانی در ذهن جهانیان ساخته بود.

با شروع تهدید‌ها علیه ایران، این زشتی‌ها به اوج خودش رسید. کمپین‌هایی وایرال شد که در آن عده‌ای فارسی‌زبان برای تشکر از کسانی مثل ترامپ و نتانیاهو می‌رقصیدند و از حمله خارجی به کشور خودشان حمایت می‌کردند! این رفتار که در تمام فرهنگ‌های دنیا تقبیح شده و منفور است، باعث شد تا بدنه اصلی و نجیب دیاسپورا به خودش بیاید. ایرانی‌های آدم‌حسابی که شاید تا پیش‌ازاین نیازی نمی‌دیدند وارد فضای سیاسی شوند یا حرفی بزنند، با دیدن این صحنه‌های مشمئزکننده، دیگر نتوانستند ساکت بمانند.

آن‌ها دیدند که سکوتشان باعث شده تا دنیا فکر کند همه ایرانی‌ها مثل این اقلیت وحشی، جنگ‌طلب و تجزیه‌طلب هستند. اینجاست که مرزبندی‌ها شروع شد. مهاجران فهمیدند که نباید اجازه دهند اسم کشورشان با رقص برای جنگ و کشتار کودکان گره بخورد. در نتیجه با تجمعات شیک و به‌دوراز حواشی مایع قرمزرنگ و حمایت‌های دولتی، نشان دادند که آن گروه پرسروصدا فقط بخش کوچک و طردشده‌ای هستند که بویی از وطن‌دوستی نبرده‌اند.

جوشش ایران‌گرایی از دل وطن‌فروشی

در اینجا سؤالی که پیش می‌آید این است که اگر این اکثریت ایران‌دوست وجود دارند و تعدادشان هم کم نیست، پس چرا تا امروز چندان خبری از آن‌ها نبود؟ پاسخ را باید در فضای خفقان‌آوری جست که توسط همان مدعیان آزادی ساخته شده است. برخلاف ظاهر دموکراتیک کشور‌های غربی، ایرانیان مخالف جنگ در آنجا با نوعی ترور شخصیت و تهدید دائمی روبه‌رو هستند.

این گروه‌های تندرو از هر روشی که فکرش را بکنید برای ساکت کردن مخالفانشان استفاده می‌کنند. مثلاً اگر کسی حرفی در دفاع از امنیت ملی ایران بزند، بلافاصله از پیام‌ها و توییت‌هایش اسکرین‌شات می‌گیرند و برای کارفرما یا دانشگاهش می‌فرستند تا او را به بهانه‌های واهی اخراج کنند و هر حرف و سخنی درباره رژیم صهیونیستی، به یهودستیزی متهم می‌شود. همچنین این افراد با فحاشی، انگ‌زنی و برچسب‌های مختلف، سعی می‌کنند هزینه ابراز عقیده را برای ایرانیان حامی وطن را تا سر حد ازدست‌دادن حقوق اولیه زندگی بالا ببرند.

حتی در دایره‌های دوستی و خانوادگی هم این فشار وجود دارد؛ افراد می‌ترسند که به‌خاطر یک نظر ملی‌گرایانه، همان چند رابطه محدودشان در غربت را از دست بدهند. اما با وجود تمام این تهدید‌های خشونت‌آمیز، در این مدت بسیاری به میدان آمدند، فحش خوردند، تهدید شدند، اما ایستادند تا ثابت کنند که فضای عمومی نباید در انحصار جنگ‌طلبان باشد.

پایان تک‌صدایی و آغاز ترمیم چهره بین‌المللی

بزرگ‌ترین دستاورد این حرکت‌های خودجوش، پایان‌دادن به آن تک‌صدایی دروغینی بود که رسانه‌های فارسی‌زبان سال‌ها برایش هزینه کرده بودند. دنیا دیگر نمی‌تواند ادعا کند که تمام ایرانیان خارج از کشور خواهان تحریم و جنگ علیه کشورشان هستند. وقتی مهاجران به کشور بازمی‌گردند یا در تجمعات بین‌المللی علیه بمباران و تجاوز موضع می‌گیرند، در واقع به‌صورت خودکار و البته در سطحی تمام‌عیار، در حال ترمیم چهره مخدوش شده ایرانیان هستند.

پدافند برون‌مرزی

این هم‌افزایی میان ایرانیان داخل و خارج، محاسبات دشمنان را به‌هم‌ریخته است. وقتی متجاوز می‌بیند که حتی در میان مهاجران هم همبستگی اجتماعی برای حفظ کشور وجود دارد، گزینه‌هایش برای تداوم تهدید با چالش مواجه می‌شود. تا پیش‌ازاین، جبهه مهاجمان علیه ایران، مدام از سروصدا‌های فارسی‌زبانان به‌عنوان توجیه حملات خود استفاده می‌کردند.

حالا اما در شرایطی که ایران تحت تهدید قرار گرفته و ازسوی‌دیگر نبض اقتصادی جهان را فشرده و به‌عنوان یک بازیگر تعیین‌کننده در معادلات جهانی شناخته‌شده است، پایگاه اجتماعی خارج از کشور نیز این فرصت و جرئت را پیدا می‌کند که از کیان کشور خود دفاع کند. در برخی تجمعات حتی از نماد‌های نیرو‌های مسلح ایران از جمله کلاه مخصوص اعضای ناو دنا برای یادآوری آن جنایت و همبستگی با نیرو‌های دریایی ایران استفاده شده است. این همان معنای واقعی وطن‌دوستی است که در آن، ایران به‌عنوان یک «فصل مشترک» و خط قرمز، همه را دور هم جمع می‌کند و اجازه نمی‌دهد که بیگانه برای سرنوشت این خاک تصمیم بگیرد.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار