جنگ آمریکا با ایران و بحران امنیتی در تنگه هرمز، اکنون به عاملی برای فرسایش توان نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیک ایالات متحده تبدیل شده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - جنگ آمریکا با ایران و بحران امنیتی در تنگه هرمز، بیش از آنکه ایران را در تنگنا قرار دهد، اکنون به عاملی برای فرسایش توان نظامی، اقتصادی و ژئوپلیتیک ایالات متحده تبدیل شده است. سیاست «فشار حداکثری» و رویکرد تقابلی ترامپ، ‌تنها امنیت انرژی جهان را متزلزل نکرد، بلکه آمریکا را با بحران تخلیه ذخایر تسلیحاتی، آسیب‌پذیری سایبری و عقب‌ماندگی استراتژیک مواجه کرده است.

دولت آمریکا در ظاهر همچنان از ضرورت دستیابی به توافقی برای تضمین امنیت کشتیرانی و بازگشایی کامل تنگه هرمز سخن می‌گوید، اما واقعیت‌های میدانی تصویر متفاوتی ارائه می‌دهند. آنچه در سال‌های اخیر تحت عنوان مهار ایران دنبال شد، اکنون به یک «جنگ فرسایشی پرهزینه» برای واشنگتن تبدیل شده است؛ جنگی که هزینه‌های آن مستقیماً بر دوش اقتصاد، صنایع دفاعی و امنیت داخلی آمریکا سنگینی می‌کند.

بسیاری از تحلیلگران آمریکایی معتقدند ریشه این بحران به سیاست‌های دوران ریاست‌جمهوری ترامپ ازمی‌گردد؛ زمانی که خروج از توافق هسته‌ای، تشدید تحریم‌ها و رویکرد تهاجمی علیه تهران، زمینه‌ساز بی‌ثباتی گسترده در منطقه خلیج فارس شد. اکنون همان سیاست‌ها، آمریکا را در موقعیتی قرار داده که نه‌تنها از نظر نظامی فرسوده شده، بلکه در رقابت راهبردی با چین نیز در حال عقب‌نشینی است.

فرسایش ذخایر نظامی؛ میراث جنگ‌طلبی ترامپ

یکی از مهم‌ترین تبعات تقابل با ایران، کاهش قابل توجه ذخایر تسلیحاتی آمریکاست. «مارک کلی» سناتور دموکرات و عضو کمیته نیروهای مسلح سنا هشدار داده که حجم مهمات مصرف‌شده در جریان عملیات موسوم به «خشم حماسی» به اندازه‌ای گسترده بوده که آمادگی رزمی آمریکا را برای درگیری‌های آینده کاهش داده است.

به نوشته روزنامه واشنگتن تایمز، کلی تأکید کرده است که واشنگتن «مقادیر عظیمی از مهمات» را مصرف کرده و این مسئله مستقیماً امنیت ملی آمریکا را تضعیف می‌کند؛ به‌ویژه در سناریوهای احتمالی تقابل با چین در شرق آسیا.

همچنین روبن گالگو، دیگر سناتور آمریکایی، ترامپ را متهم کرده که روزانه دو میلیارد دلار از مالیات‌های مردم آمریکا را صرف جنگ ایران می‌کند و مردم آمریکا برای پرداخت هزینه بنزین، در تنگنا هستند.

این هشدارها نشان می‌دهد سیاست خارجی مبتنی بر تنش و نمایش قدرت که ترامپ آن را دنبال می‌کرد، اکنون هزینه‌ای راهبردی برای ارتش آمریکا ایجاد کرده است. بازسازی زرادخانه‌های موشکی و مهماتی آمریکا، طبق برآورد مقام‌های وزارت جنگ آمریکا، ممکن است سال‌ها زمان ببرد؛ موضوعی که شکاف خطرناکی در توان بازدارندگی واشنگتن ایجاد می‌کند.

از نگاه کارشناسان، دولت ترامپ بدون آنکه دستاورد ژئوپلیتیکی پایداری به‌دست آورد، آمریکا را وارد مسیری کرد که نتیجه آن تحلیل توان لجستیکی و کاهش آمادگی برای بحران‌های بزرگ‌تر جهانی است.

چین؛ برنده پنهان بحران هرمز

نشریه Foreign Affairs در تحلیلی هشدار داده که بحران هرمز و جنگ با ایران، روند فاصله گرفتن کشورها از وابستگی انرژی به آمریکا را تسریع کرده است.

طبق این تحلیل، بسیاری از کشورها برای دستیابی به استقلال ژئوپلیتیک، به سمت انرژی‌های تجدیدپذیر حرکت کرده‌اند؛ بازاری که چین در آن دست بالا را دارد.

شرکت‌های چینی مانند CATL و BYD اکنون بازیگران اصلی بازار جهانی باتری و خودروهای برقی هستند؛ در حالی که آمریکا در دوره ترامپ تمرکز خود را دوباره بر سوخت‌های فسیلی قرار داد.

جنگ سایبری؛ زخمی که در داخل آمریکا باز شد

پیامدهای تقابل با ایران صرفاً حوزه نظامی و انرژی نیست. گزارش نشنال اینترست میگوید جنگ، ضعف‌های عمیقی را در زیرساخت‌های سایبری آمریکا آشکار کرده است.

بر اساس این گزارش، بخش نفت و گاز آمریکا با شکاف خطرناکی میان «اعتماد مدیریتی» و «توان واقعی دفاع سایبری» مواجه است. طبق ارزیابی‌ها، اگرچه ۸۷ درصد اپراتورهای این صنعت تصور می‌کنند قادر به شناسایی حملات سایبری هستند، اما تنها ۱۶ درصد آن‌ها به سامانه‌های واقعی نظارت بر فناوری عملیاتی مجهز شده‌اند.

کارشناسان امنیت سایبری هشدار می‌دهند که تلفیق ناقص سیستم‌های فناوری اطلاعات و فناوری عملیاتی، زیرساخت‌های آمریکا را در برابر حملات پیچیده آسیب‌پذیر کرده است. این مسئله به‌ویژه پس از تشدید تنش‌ها با ایران برجسته‌تر شد.

واقعیت آن است که سیاست فشار و تقابل، آمریکا را وارد مرحله‌ای کرده که تهدیدات علیه آن دیگر صرفاً نظامی نیستند؛ بلکه می‌توانند مستقیماً شبکه انرژی، حمل‌ونقل و زیرساخت‌های حیاتی این کشور را هدف قرار دهند.

جمع‌بندی

آنچه امروز در تنگه هرمز و پیرامون تقابل آمریکا با ایران دیده می‌شود، بیش از هر چیز بیانگر شکست یک راهبرد است؛ راهبردی که در دوران ترامپ بر مبنای فشار حداکثری، تهدید نظامی و بی‌ثبات‌سازی منطقه طراحی شد.

نتیجه این سیاست اکنون به شکل کاهش ذخایر تسلیحاتی، افزایش آسیب‌پذیری سایبری و تشدید بحران انرژی در آمریکا در برابر تقویت موقعیت چین آشکار شده است. واشنگتن در حالی هزینه‌های سنگین این تقابل را می‌پردازد که نه‌تنها به اهداف اعلامی خود نرسیده، بلکه بخشی از نفوذ ژئوپلیتیک خود را نیز از دست داده است.

در چنین شرایطی، بسیاری از تحلیلگران آمریکایی هشدار می‌دهند که ادامه این مسیر می‌تواند ایالات متحده را وارد دوره‌ای از «فرسایش راهبردی بلندمدت» کند؛ دوره‌ای که مهم‌ترین میراث سیاست خارجی ترامپ برای آمریکا و مردم آن باشد که زیر بار گرانی و تورم کمر خم کرده‌اند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha