آیات ابتدایی سوره «ص» با یادآوری سرنوشت متکبران، این حقیقت را بیان می‌کند که قدرت دشمن در برابر اراده الهی پایدار نیست.

باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ابتدایی سوره «ص» با یادآوری سرنوشت متکبران، این حقیقت را بیان می‌کند که قدرت دشمن در برابر اراده الهی پایدار نیست، «جُندٌ مَا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزَابِ». قرآن به مؤمنان اطمینان می‌دهد که اگر خدا اراده کند، همه نقشه‌ها و محاسبات جبهه باطل فرو می‌ریزد.

سوره «ص» با فضایی کوبنده و هشداردهنده آغاز می‌شود، فضایی که در آن، صف‌آرایی دشمنان حق در برابر پیامبر(ص) به تصویر کشیده می‌شود، اما در همان آغاز، عظمت خداوند چنان ترسیم می‌شود که همه هیاهوی دشمن در برابر آن کوچک و ناتوان جلوه می‌کند.

آیات ۱ تا ۱۶ این سوره در صفحه ۴۵۳ قرآن، روایت تقابل همیشگی جبهه کبر و استکبار با حقیقت الهی است، تقابلی که سرانجامش نه پیروزی دشمن، بلکه سقوط و مجازات اوست. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان، این آیات را پرده‌برداری از روحیه متکبرانه مشرکان و بیان سنت قطعی الهی در نابودی جبهه باطل می‌داند.
دشمنی که از روی تکبر می‌جنگد اما پوشالی است

سوره با سوگند به قرآن آغاز می‌شود، «ص وَالْقُرْآنِ ذِي الذِّكْرِ». قرآن، کتاب یادآوری و بیداری است، اما مشکل دشمنان حق این نبود که حقیقت را نشنیده باشند، مسئله اصلی، تکبر و غرور بود. آیه دوم می‌فرماید که «بَلِ الَّذِينَ كَفَرُوا فِي عِزَّةٍ وَشِقَاقٍ»، کافران در غرور و دشمنی به سر می‌برند.

مقصود از «عزة» در این آیه، عزت حقیقی نیست، بلکه نوعی خودبرتربینی و احساس قدرت پوشالی است. دشمن تصور می‌کند چون ثروت، قدرت یا جمعیت بیشتری دارد، می‌تواند در برابر اراده الهی بایستد. اما این عزت، در واقع مقدمه سقوط اوست، چون انسان متکبر، حقیقت را نمی‌بیند و در برابر حق سر فرود نمی‌آورد.

جبهه باطل پیش از سقوط حس شکست ناپذیری دارد

تاریخ هم بارها همین حقیقت را تکرار کرده است. بسیاری از جبهه‌های باطل، پیش از سقوط، خود را شکست‌ناپذیر می‌پنداشتند. آن‌ها گمان می‌کردند می‌توانند صدای حق را خاموش کنند، اما همان غرور، چشمشان را بر حقیقت بست و مسیر نابودی را برایشان هموار کرد.

وقتی فریاد دشمن بی‌پاسخ می‌ماند

قرآن پس از توصیف روحیه مشرکان، سرنوشت اقوام پیشین را یادآوری می‌کند، «كَمْ أَهْلَكْنَا مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ قَرْنٍ فَنَادَوْا وَلَاتَ حِينَ مَنَاصٍ». چه بسیار ملت‌هایی که پیش از این نابود شدند، هنگامی که عذاب الهی رسید فریاد زدند، اما دیگر راه نجاتی نبود.

میدان‌داری دشمن به معنی پیروزی او نیست

قرآن می‌خواهد به مشرکان بفهماند که سنت الهی تغییر نمی‌کند. اگر جبهه باطل تا مدتی میدان‌دار است، این به معنای پیروزی او نیست. لحظه‌ای فرا می‌رسد که همه قدرت‌های ظاهری فرو می‌ریزد و انسان درمی‌یابد هیچ پناهگاهی جز خدا وجود ندارد؛ اما آن زمان، زمان بازگشت نیست. این آیه تصویری هولناک از کوچکی دشمن در برابر عظمت خدا ارائه می‌دهد. دشمنی که روزی با غرور سخن می‌گفت و پیامبر خدا را انکار می‌کرد، ناگهان در برابر اراده الهی چنان درمانده می‌شود که حتی فریادش هم سودی ندارد. قرآن می‌خواهد مؤمنان بدانند هیاهوی دشمن همیشگی نیست؛ هر قدرتی که مقابل خدا بایستد، سرانجام در هم می‌شکند.

تعجب دشمن از آمدن حقیقت

در ادامه، قرآن به واکنش مشرکان نسبت به پیامبر(ص) اشاره می‌کند «وَعَجِبُوا أَنْ جَاءَهُمْ مُنْذِرٌ مِنْهُمْ». آن‌ها تعجب می‌کردند که چرا پیامبری از میان خودشان برخاسته است. از نگاه قرآن، این تعجب، بهانه‌ای برای فرار از حقیقت بود، چون پذیرش پیامبر، به معنای شکستن غرور و منافع آنان بود.

سران قریش حتی مردم را تحریک می‌کردند که بر بت‌ها پافشاری کنند، «أَنِ امْشُوا وَاصْبِرُوا عَلَى آلِهَتِكُمْ». این جمله نشان می‌دهد جبهه باطل همیشه تلاش می‌کند نیروهایش را با شعار مقاومت بر باطل نگه دارد. آنان می‌دانستند دعوت پیامبر، بنیان قدرت پوشالی‌شان را فرو می‌ریزد.

مخالفت دشمن ریشه در دنیاطلبی دارد

علامه طباطبایی در المیزان اشاره می‌کند که مخالفت مشرکان، بیشتر از آنکه فکری باشد، ریشه در حسادت و دنیاطلبی داشت. آنان نمی‌توانستند بپذیرند که پیامبر الهی از میان طبقات به‌ظاهر ضعیف جامعه برخاسته باشد. همین روحیه، دشمن را به جایی می‌رساند که آشکارترین حقایق را هم انکار می‌کند.

دشمن در برابر قدرت خدا هیچ است

یکی از مهم‌ترین محورهای این آیات، نشان دادن ناچیز بودن قدرت دشمن در برابر عظمت الهی است. مشرکان تصور می‌کردند اختیار رحمت خدا در دست آنان است، به همین دلیل می‌گفتند چرا قرآن بر فردی ثروتمند و صاحب‌نفوذ نازل نشده است. قرآن در پاسخ، این توهم را در هم می‌شکند و می‌فرماید خزائن رحمت پروردگار در اختیار خداست، نه انسان‌ها.

دشمن وقتی خود را محور عالم می‌بیند، دچار توهم می‌شود

در حقیقت، دشمن وقتی خود را محور عالم می‌بیند، دچار توهم قدرت می‌شود. اما قرآن نگاه انسان را از قدرت‌های زمینی جدا می‌کند و متوجه قدرت بی‌پایان خدا می‌سازد. اگر خدا اراده کند، همه محاسبات دشمن در یک لحظه فرو می‌ریزد.

آیات پایانی این بخش نیز با لحنی تحقیرآمیز از دشمن یاد می‌کند، گویی همه لشکر و هیاهوی او چیزی جز گروهی شکست‌خورده نیستند «جُندٌ مَا هُنَالِكَ مَهْزُومٌ مِنَ الْأَحْزَابِ». این تعبیر، وعده‌ای روشن برای اهل ایمان است، اینکه جبهه باطل هرچقدر هم پر سر و صدا باشد، در نهایت شکست خواهد خورد.

سنت الهی، سقوط حتمی جبهه باطل است

آیات ۱ تا ۱۶ سوره «ص» در حقیقت، یک قانون همیشگی تاریخ را بیان می‌کند، اینکه دشمنان حق، معمولاً با غرور، هیاهو و احساس قدرت وارد میدان می‌شوند، اما چون تکیه‌گاهشان حقیقت نیست، سرانجام فرو می‌پاشند. خداوند در این آیات، مؤمنان را از ترس قدرت ظاهری دشمن بیرون می‌آورد و به آنان یادآوری می‌کند که همه قدرت‌ها در برابر اراده الهی ناچیزند.

قرآن، صرفاً داستان مشرکان مکه را نقل نمی‌کند، بلکه الگویی دائمی از رفتار جبهه باطل ارائه می‌دهد. دشمن حق، همیشه حقیقت را انکار می‌کند، از روی تکبر می‌جنگد و خود را شکست‌ناپذیر می‌بیند، اما درست در همان نقطه‌ای که گمان می‌کند پیروز شده، سنت الهی او را در هم می‌شکند. این آیات برای مؤمنان، آیات امید است، امید به اینکه هیچ قدرتی فراتر از قدرت خدا نیست و هیچ جبهه باطلی، هرچقدر هم گسترده و مجهز باشد، توان ایستادن در برابر اراده الهی را ندارد.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار