باشگاه خبرنگاران جوان - توافق تازه دولت ترامپ با ایران، بیش از آنکه آزمونی برای تهران باشد، به چالشی برای جیدی ونس تبدیل شده است؛ سیاستمداری که آینده سیاسی خود را بر دفاع از ترامپیسم بنا کرده و اکنون باید شکاف میان شعار «اول آمریکا» و واقعیت توافق را توضیح دهد.
حرفه سیاسی «جیدی ونس» داستانی از همجوشی هستهای بوده است؛ مردی که زمانی دونالد ترامپ را نشانهای از زوال آمریکا میدانست، آنچنان با ترامپیسم درآمیخت که به معاون رئیسجمهور، مترجم سیاسی و شاید حتی وارث آن تبدیل شد؛ تقابل با ایران اکنون نشان میدهد که نخستین آزمایش شکافت هستهای ونس ممکن است چگونه به نظر برسد. برای سالها، داستان سیاسی «جیدی ونس» روایت یک دگرگونی کامل بود؛ سیاستمداری که در سال ۲۰۱۶ دونالد ترامپ را «هروئین فرهنگی» نامیده بود، اما کمتر از یک دهه بعد به وفادارترین مدافع او در کاخ سفید تبدیل شد. اکنون اما توافق جدید دولت ترامپ با ایران، نخستین آزمون جدی این اتحاد سیاسی را رقم زده است.
در حالی که ترامپ توافق با تهران را نمونهای از «صلح از طریق قدرت» معرفی میکند، این معاون رئیسجمهور است که باید آن را برای پایگاه محافظهکاران توضیح دهد؛ پایگاهی که میان مخالفان مداخله خارجی، حامیان اسرائیل و جمهوریخواهان تندرو بر سر ایران دچار شکاف شده است.
از منتقد ترامپ تا نظریهپرداز ترامپیسم
ونس زمانی هشدار داده بود که ترامپ برای مشکلات پیچیده، راهحلهای ساده ارائه میدهد و وعدههای او «سوزنی در رگ جمعی آمریکا» است. اما او بعدها همین ویژگیها را نه نشانه ضعف، بلکه ابزار لازم برای شکستن ساختارهای سیاسی فرسوده توصیف کرد.
به نوشته نیوزویک، این چرخش سیاسی، ونس را به یکی از چهرههای اصلی جنبش «اول آمریکا» تبدیل کرد. او نهتنها رأیدهندگان ترامپ را پذیرفت، بلکه برای آنها روایتی فکری ساخت؛ روایتی که شکست نخبگان سنتی را با ظهور ترامپ پیوند میداد. اما همین روایت اکنون هزینه خود را نشان میدهد. وقتی مشروعیت سیاسی فردی بر این فرض بنا شود که ترامپ درباره نهادها، رسانهها و سیاست خارجی حق داشته است، فاصله گرفتن از او بهمراتب دشوارتر میشود.
توافق ایران و تناقضی که ناپدید نمیشود
برای ونس، مسئله تنها دفاع از یک توافق نیست؛ مسئله دفاع از توافقی است که با بسیاری از مواضع پیشین او در تضاد قرار میگیرد.
ونس در سال ۲۰۲۳ در مقالهای برای والاستریت ژورنال از سیاست خارجی ترامپ با این استدلال دفاع کرده بود که «هیچ جنگ جدیدی آغاز نکرد». او همچنین در جریان انتخابات ۲۰۲۴ هشدار داده بود که جنگ با ایران «اتلاف عظیم منابع» و «بسیار پرهزینه» خواهد بود. به همین دلیل گزارشهای منتشرشده از درون کاخ سفید اهمیت ویژهای دارند. بر اساس روایت نزدیکان دولت، هیچیک از اعضای حلقه داخلی ترامپ به اندازه ونس نگران درگیری نظامی با ایران نبودند.
اکنون همان سیاستمدار باید از توافقی دفاع کند که پس از یک بحران نظامی شکل گرفته است. او این توافق را یک گزینه «دو مسیره» برای تهران توصیف کرده است؛ یا عقبنشینی هستهای همراه با راستیآزمایی، یا ادامه انزوا و فشار اقتصادی.
نبرد واقعی؛ انتخابات ۲۰۲۸
شاید مهمترین پیامد توافق ایران نه در خاورمیانه، بلکه در آینده حزب جمهوریخواه آشکار شود.نظرسنجیهای اخیر نشان میدهد برتری قابل توجه ونس در رقابت جانشینی ترامپ کاهش یافته و مارکو روبیو به فاصلهای ناچیز از او رسیده است. بسیاری از تحلیلگران، سیاست خارجی را عامل اصلی این تغییر میدانند.
ترامپ میتواند همزمان از بمباران سخن بگوید و خود را مخالف جنگ معرفی کند؛ میتواند توافق را امضا کند و آن را نمایش قدرت بنامد. اما وارثان چنین امتیازی ندارند. آنها باید برای تناقضها توضیحی منسجم ارائه کنند. چالش ونس دقیقاً همینجاست. اگر در سال ۲۰۲۸ نامزد ریاستجمهوری شود، دیگر نمیتواند صرفاً نسخهای جوانتر از ترامپ باشد. او باید نشان دهد که «اول آمریکا» فراتر از شخصیت ترامپ نیز معنا دارد.
ایران شاید نخستین آزمون این ادعا باشد؛ آزمونی که مشخص خواهد کرد آیا ترامپیسم میتواند به یک ایدئولوژی پایدار تبدیل شود یا همچنان به شخصیت بنیانگذارش وابسته خواهد ماند.
منبع: قدس آنلاین