در دنیایی که همه چیز با اعداد و ارقام سنجیده می‌شود، جستجوی مفهومی به نام برکت، چالشی است که سبک زندگی مدرن را با سنت‌های اخلاقی روبرو کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - اگر امروز از یک کارشناس اقتصادی یا یک حسابدار خبره بخواهید که وضعیت معیشتی یک خانواده متوسط ایرانی را بررسی کند، احتمالا با مجموعه‌ای از اعداد قرمز رنگ و ناترازی‌های نگران‌کننده روبه‌رو می‌شوید. در علم اقتصاد کلاسیک، همه چیز در دریافتی، مخارج، نرخ تورم و قدرت خرید خلاصه می‌شود. اما در لایه‌های زیرین جامعه و در میان خانواده‌هایی که هنوز ریشه‌های اخلاقی و دینی خود را حفظ کرده‌اند، متغیری وجود دارد که در هیچ دانشکده اقتصادی تدریس نمی‌شود، اما حضورش کاملا ملموس است؛ مفهومی قدیمی و ریشه‌دار به نام برکت.

امروز ما در دوران جراحی‌های بزرگ اقتصادی زندگی می‌کنیم. دورانی که قیمت‌ها با سرعت نور جابجا می‌شوند و واژه تورم به بخشی جدایی‌ناپذیر از گفتگوهای روزمره، حتی در میان کودکان تبدیل شده است. در چنین فضایی، صحبت کردن از قناعت شاید در نگاه اول کمی غیرواقع‌بینانه یا حتی آرمان‌گرایانه به نظر برسد. اما واقعیت این است که قناعت به معنای فقر یا تن دادن به نداری نیست، بلکه یک استراتژی هوشمندانه برای حفظ سلامت روان و مدیریت منابع در روزهای سخت است.

وقتی اینستاگرام برکت را از خانه‌ها می‌برد

یکی از بزرگ‌ترین چالش‌های امروز ما در بحث اقتصاد خانواده، نه فقط فشار واقعیت‌های اقتصادی، بلکه فشار تصویرهای مجازی است. شبکه‌های اجتماعی و به خصوص اینستاگرام، تعریف ما از رفاه و خوشبختی را تغییر داده‌اند. وقتی کاربر در حال اسکرول کردن صفحه گوشی خود است و با تصاویر پرزرق‌وبرق بلاگرهای سبک زندگی روبه‌رو می‌شود، ناخودآگاه داشته‌های خود را با ویترین ساخته‌شده دیگران مقایسه می‌کند. این مقایسه همان جایی است که برکت را از زندگی‌ها می‌برد.

برکت در واقع همان حس رضایت و کفایت است. وقتی فردی مدام در حال دیدن مصرف‌گرایی افراطی دیگران است، حتی اگر درآمد خوبی هم داشته باشد، همیشه احساس فقر می‌کند. او احساس می‌کند از قافله عقب مانده است. در اینجا قناعت به عنوان یک مهارت مدرن وارد عمل می‌شود. قناعت یعنی توانایی تشخیص مرز میان نیاز و هوس. در دنیای امروز که سیستم‌های تبلیغاتی میلیاردها دلار هزینه می‌کنند تا به ما بقبولانند که بدون خرید فلان برند یا فلان وسیله زندگی ما ناقص است، قناعت نوعی عصیان علیه این بردگی مدرن محسوب می‌شود.

مینیمالیسم؛ روایت مدرن از یک سنت قدیمی

جالب اینجاست که در سال‌های اخیر در غرب، جنبشی به نام مینیمالیسم یا ساده‌زیستی ارادی به شدت ترند شده است. کتاب‌هایی مانند جادوی نظم اثر ماری کوندو یا مستندهای مختلف درباره زندگی مینیمالیستی، همگی به یک نکته اشاره دارند: شلوغی بیش از حد پیرامون ما و عطش بی‌پایان برای خرید، نه تنها ما را خوشبخت نمی‌کند، بلکه باعث استرس و اضطراب مدام می‌شود.

این دقیقا همان چیزی است که در آموزه‌های دینی ما تحت عنوان قناعت و زهد مطرح شده است. امام علی علیه‌السلام قناعت را ثروتی پایان‌ناپذیر معرفی می‌کند. این یک شعار نیست، بلکه یک واقعیت روان‌شناختی است. کسی که به داشته‌هایش قانع است، در واقع بندهای وابستگی خود را به نوسانات بازار شل کرده است. او اجازه نمی‌دهد که حال خوبش تنها به قیمت دلار یا سکه گره بخورد. البته این به معنای تلاش نکردن برای بهبود معیشت نیست، بلکه به معنای آن است که کیفیت زندگی را فدای کمیت مصرف نکنیم.

برکت در ترازنامه مالی خانواده‌های ایرانی

اگر به زندگی نسل‌های گذشته نگاه کنیم، می‌بینیم که آن‌ها با درآمدهایی بسیار کمتر، کارهای بزرگی انجام می‌دادند. سفره‌هایشان همیشه برای مهمان جا داشت و در همان خانه‌های کوچک، فرزندان موفقی تربیت می‌شدند. رمزی که آن‌ها داشتند و ما امروز در میان تکنولوژی‌های پیشرفته گم کرده‌ایم، همان برکت بود. برکت یعنی اینکه مال انسان در مسیر درست خرج شود. یعنی اینکه هزینه‌های ناخواسته و بیهوده از زندگی حذف شود.

در اقتصاد امروز، ما با پدیده‌ای به نام نشتی مالی روبرو هستیم. پول‌هایی که بابت چیزهای غیرضروری، هزینه‌های تفاخر، یا خریدهای ناشی از هیجان خرج می‌شوند. برکت زمانی وارد ترازنامه مالی ما می‌شود که ما با نیت درست و با رعایت انصاف در کسب و کار، مالمان را مدیریت کنیم. جالب است که در مصادیق روزمره، برکت را می‌توان در همکاری و همدلی اعضا خانواده دید. وقتی در یک خانواده، همه برای عبور از بحران مالی با هم همفکری می‌کنند و از هزینه‌های غیرضروری خود به نفع جمع می‌گذرند، آن خانواده به شکلی عجیب از پس مشکلات برمی‌آید که با هیچ منطق ریاضی سازگار نیست.

جراحی اقتصادی و ضرورت بازگشت به اخلاق معیشت

جراحی‌های اقتصادی و تغییرات ساختاری در سیستم پولی کشور، فشار زیادی بر طبقات مختلف جامعه وارد کرده است. در چنین شرایطی، دو نوع واکنش دیده می‌شود. یک واکنش، احتکار، گران‌فروشی و تلاش برای سود بردن از نابسامانی‌هاست که در ادبیات دینی ما دقیقا نقطه مقابل برکت است. این نوع درآمدها شاید در کوتاه‌مدت موجودی حساب بانکی را بالا ببرد، اما در بلندمدت آرامش و امنیت روانی را از جامعه و خانواده می‌گیرد.

واکنش دوم، بازگشت به اخلاق است. یعنی در اوج سختی، هوای همسایه و اطرافیان را داشتن. برکت با بخشش گره خورده است. شاید در ریاضیات، منهای یک همیشه کمتر از خود عدد باشد، اما در منطق برکت، وقتی از داشته‌هایت به دیگری می‌بخشی، کیفیت باقی‌مانده دارایی‌ات افزایش می‌یابد. این یک تجربه زیسته در میان بسیاری از مردم متدین است که می‌گویند با انفاق، گره‌های زندگی‌شان باز شده است.

سهم سواد مالی در تحقق قناعت

بسیاری تصور می‌کنند قناعت یعنی نخریدن. اما سواد مالی مدرن به ما می‌گوید قناعت یعنی درست خریدن. کسی که مهارت مالی دارد، می‌داند که خرید یک کالای باکیفیت اما گران‌تر که سال‌ها برایش کار می‌کند، بسیار باصرفه‌تر از خرید کالاهای ارزان و بی‌کیفیتی است که مدام باید تعویض شوند. این فرد در واقع دارد قناعت می‌کند، چون منابع خود را هدر نمی‌دهد.

ما امروز بیش از هر زمان دیگری به آموزش سواد مالی با رویکرد اخلاقی نیاز داریم. خانواده‌ها باید یاد بگیرند که چگونه در برابر وسوسه‌های مصرف‌گرایی ایستادگی کنند. مثلا به جای اینکه هر سال دکوراسیون خانه را تحت تأثیر مد تغییر دهند، به دنبال آرامشی باشند که در سادگی وجود دارد. در فیلم‌های سینمایی ماندگار، همیشه خانه‌هایی که در آن‌ها گرمای خانواده وجود دارد، لزوماً خانه‌های اشرافی نیستند. آنچه یک خانه را تبدیل به پناهگاه می‌کند، حس امنیت و برکت است که از دل رضایت قلبی بیرون می‌آید.

قناعت به عنوان یک قدرت سیاسی و اجتماعی

در مقیاس بزرگ‌تر، جامعه‌ای که اهل قناعت باشد، در برابر تحریم‌ها و فشارهای خارجی بسیار مقاوم‌تر است. مصرف‌گرایی یکی از ابزارهای اصلی سلطه در دنیای امروز است. وقتی نیازهای کاذب در یک جامعه بالا برود، آن جامعه به شدت آسیب‌پذیر می‌شود. قناعت در واقع نوعی استقلال ملی است. وقتی ما یاد بگیریم که با داشته‌های خود بهترین زندگی را بسازیم و اسیر ترندهای جهانی مصرف نشویم، قدرت مانور بیشتری در عرصه‌های بین‌المللی خواهیم داشت.

نویسندگان بزرگی مانند تولستوی در آثار خود بارها به این نکته اشاره کرده‌اند که خوشبختی در سادگی است. در داستان آدم چقدر زمین می‌خواهد، او به زیبایی نشان می‌دهد که طمع چگونه انسان را تا مرز نابودی می‌برد و در نهایت تنها چیزی که از آن همه زمین به انسان می‌رسد، به اندازه قامت او در زیر خاک است. این همان درسی است که ما در دوران جراحی‌های اقتصادی به آن نیاز مبرم داریم.

باز تعریف رفاه در دوران جدید

ما باید رفاه را دوباره تعریف کنیم. آیا رفاه یعنی داشتن آخرین مدل گوشی موبایل یا یعنی داشتن وقت کافی برای بودن در کنار فرزندان؟ آیا رفاه یعنی سفرهای لوکس برای نمایش در فضای مجازی یا یعنی آرامش خیال بابت اینکه بدهی نداریم؟ وقتی تعریف ما از رفاه از تملک اشیاء به سمت کیفیت تجربه‌ها تغییر کند، قناعت خود به خود جایگاه خود را پیدا می‌کند.

در ترازنامه مالی یک خانواده موفق، برکت در ردیف دارایی‌های نامشهود قرار می‌گیرد. دارایی‌هایی که اگرچه دیده نمی‌شوند، اما ارزش کل مجموعه را بالا می‌برند. برکت همان لبخند رضایت مادر خانه است وقتی با یک غذای ساده، همه را دور سفره جمع می‌کند. برکت همان دعای خیری است که یک کاسب منصف بابت راه انداختن کار یک مشتری گرفتار دریافت می‌کند. برکت همان پولی است که شاید زیاد نباشد، اما با آن می‌شود زخم‌های بزرگی را مداوا کرد.

در نهایت، باید پذیرفت که واقعیت‌های اقتصادی سخت و گزنده هستند و هیچ‌کس منکر ضرورت تلاش مسئولان برای بهبود اوضاع نیست. اما در سطح فردی و خانوادگی، ما نباید اجازه دهیم که این سختی‌ها، انسانیت و اخلاق معیشتی ما را نابود کند. بازخوانی مفهوم قناعت و جستجوی برکت در لابلای روزمرگی‌ها، تنها راهی است که می‌تواند ما را از گرداب اضطراب‌های اقتصادی نجات دهد و به ساحل آرامش برساند.

منبع: خبر آنلاین

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار