کوفه با «هلهله» صدای حق را سانسور می‌کرد و امروز دونالد ترامپ با «توییت‌های تهاجمی» این روش را ادامه می‌دهد.

باشگاه خبرنگاران جوان - کوفه با «هلهله» صدای حق را سانسور می‌کرد و امروز دونالد ترامپ با «توییت‌های تهاجمی»؛ اما واقعه عاشورا به ما می‌آموزد که چطور می‌توان با روایت اول و شجاعتِ تبیین، مارپیچِ ناامیدی و بایکوتِ رسانه‌ای دشمن را در هم شکست.

روز عاشوراست؛ آفتاب عمود می‌تابد و زمین کربلا داغ است. سیدالشهدا (ع) پس از آرایش سپاه اندک خود، عمامه پیامبر اکرم (ص) را بر سر می‌بندد، سوار بر اسب می‌شود و مصحف شریفی به دست می‌گیرد. امام در برابر لشکری سی هزار نفره می‌ایستد که تا چند روز پیش، نامه‌های بیعتشان زمین کوفه را پر کرده بود. امام شروع به سخنرانی می‌کند؛ کلماتی لبریز از منطق، یادآوری اصالت‌ها و بیدارباش وجدان‌ها. تاریخ گاهی خود را با چهره‌ای تازه تکرار می‌کند. ابزار‌ها تغییر می‌کنند، اما منطق جنگ‌ها ثابت می‌ماند. روزگاری سپر‌ها را بر هم می‌کوبیدند تا صدای حق شنیده نشود و امروز لشکر حساب‌های کاربری، ترند‌های ساختگی و بمباران خبری همان مأموریت را دنبال می‌کنند. عاشورا، اما فقط روایت یک مظلومیت تاریخی نیست؛ روایتی از چگونگی شکستن محاصره‌های رسانه‌ای و شناختی نیز هست.

اما هنوز جملات امام به اوج خود نرسیده که عمر بن سعد، هراسان از تأثیر کلام امام بر دل سربازانش، فریاد می‌زند: «وای بر شما! سخنش را قطع کنید.» به اشاره او، هلهله‌ها آغاز می‌شود؛ هزاران سوار و پیاده‌نظام هم‌زمان با هم فریاد می‌کشند، هیاهو و سروصدا در میان سپاه بلند شد تا زنگ صدای فرزند پیامبر (ص) در میان این غوغای ساختگی گم شود. امام با آرامشی الهی دست بلند می‌کند، لشکر را به سکوت فرامی‌خواند و می‌فرماید: «وای بر شما! چه چیز شما را بازمی‌دارد که به سخن من گوش فرا دهید؟»، اما پاسخ کوفه، هلهله‌ای بلندتر است برای سانسور حقیقت.

این صحنه دردناک، یکی از کلیدی‌ترین تاکتیک‌های جنگ شناختی تاریخ را پیش روی ما می‌گذارد. کوفیان از شمشیر امام حسین (ع) هراسی نداشتند؛ آنها از «قدرت روایت» و بیداری وجدان‌هایی می‌ترسیدند که تحت تأثیر غبار تبلیغات، دچار تردید شده بودند. راهبرد دشمن ساده، اما مهیب بود: ایجاد سروصدای کرکننده برای سانسور حقیقت و سوق دادن جامعه به سمت یک سکوت اجباری؛ پدیده‌ای که در علوم ارتباطات به آن «مارپیچ سکوت» می‌گویند. در چنین فضایی، حقیقت الزاماً شکست نمی‌خورد؛ بلکه گاهی فقط در هیاهوی مصنوعی پنهان می‌شود. اقلیتی پر صدا می‌تواند خود را اکثریت نشان دهد و بسیاری از افراد مردد را به سکوت وادار کند. همین نقطه، محل آغاز نبرد روایت‌هاست.

وقتی اقلیتِ پرهیاهو، اکثریت را منزوی می‌کند

نظریه «مارپیچ سکوت» در دنیای امروز، دیگر یک بحث صرفاً دانشگاهی نیست؛ بلکه یک استراتژی زنده در اتاق جنگ رسانه‌ای دشمن است. بارزترین مصداق امروزی این پدیده را می‌توان در توئیت‌ها و موج‌سواری‌های رسانه‌ای دونالد ترامپ دید. او با درک دقیق از این تکنیک، بلافاصله پس از هر رویداد، با ادبیاتی تهاجمی و به‌کارگیری ارتش سایبری‌اش، جنگ روانی شدیدی را آغاز می‌کند تا «روایت اول» را به افکار عمومی تحمیل کند. هدف این استراتژی، ایجاد یک کلان‌روایتِ کاذب و ناامیدکننده است تا طرف مقابل را در موضع انفعال قرار دهد.

در این باره، محمدعلی میرزایی، کارشناس ارشد رسانه و فضای مجازی گفت: «در این شطرنج چندبعدی، متأسفانه گاهی شاهد آن هستیم که مسوولان رسانه‌ای و اجرایی داخل کشور، چند گام عقب‌تر از این موج‌سازی‌ها حرکت می‌کنند. تأخیر در روایتگری و اتخاذ موضع انفعالی از سوی دستگاه‌های داخلی، دقیقاً همان فرصتی است که دشمن برای شکل‌دادن به مارپیچ سکوت به آن نیاز دارد. وقتی میدان روایتِ اول خالی بماند، ترامپ و رسانه‌های همسو با او، فضا را با فیک‌نیوز‌ها و تحلیل‌های جهت‌دار پر می‌کنند. در این حالت، توده منصف جامعه و حتی برخی نخبگان، به دلیل پمپاژ شدید این هیاهوی مجازی و نبودِ یک روایتِ سریع و متقن داخلی، دچار خطای محاسباتی می‌شوند؛ آنها تصور می‌کنند جبهه مقابل دست برتر را دارد و در نتیجه، نوعی انفعال و سکوتِ ناخواسته بر فضای فکری جامعه حاکم می‌شود.»

میرزایی تأکید کرد: «این همان هلهله مجازی امروزی است. وقتی ما در پاسخ‌گویی و روایتگری اول لکنت داشته باشیم، دشمن با توئیت‌ها و موج‌های ساختگی‌اش مارپیچ ناامیدی می‌سازد تا نیرو‌های دغدغه‌مند و بدنه جامعه را منزوی و ناامید کند.»

امام چطور بایکوت رسانه‌ای ابن‌زیاد را شکست؟

بررسی شیوه مواجهه سیدالشهدا (ع) با این خفقان صوتی، یک الگوی عملیاتی فوق‌العاده است. حکومت اموی با فرمان عبیدالله بن زیاد، کوفه را قرنطینه خبری کرده بود؛ به‌طوری که حتی شایعه کرده بودند حسین (ع) برای شورش بر خلیفه آمده است! در روز عاشورا نیز با همان تکنیکِ هلهله، تلاش کردند حصار سانسور را کامل کنند. اما امام در برابر این بایکوت منفعل نماند.

امام حسین (ع) در طول روز عاشورا، نه یک‌بار، بلکه در چندین نوبت و در موقعیت‌های مختلف خطبه خواند. وقتی دشمن هلهله می‌کرد، امام مأیوس نمی‌شد؛ صبر می‌کرد تا غوغا فروکش کند و دوباره آغاز می‌کرد. ایشان حتی به این بسنده نکرد؛ بلکه یاران شاخص خود را به‌عنوان سفیران روایت فرستاد. حبیب بن مظاهر با تکیه بر کمانش جلو رفت و با نام بردن از تک‌تک قاریان و زاهدان سپاه کوفه، آنها را به خود آورد. زهیر بن قین با زره و کلاه‌خودِ جنگی پیش رفت و خطبه‌ای چنان غرا خواند که شمر با عصبانیت به سمت او تیر پرتاب کرد تا صدایش را ببرد.

امام و یارانش جبهه مقابل را یک توده صلب و غیرقابل نفوذ ندیدند؛ آنها با اصرار بر تکرار حقیقت، حصار روانیِ کوفه را هدف گرفتند. نتیجه این خط‌شکنی رسانه‌ای، بیداری وجدان‌هایی بود که لایه‌های پنهان آن لشکر را تکان داد و مارپیچ بایکوت ابن‌زیاد را در هم شکست.

پادزهر هلهله‌های مجازی؛ شجاعت در تبیین

امروز که ایران در میانه یک جنگ شناختی بی‌سابقه قرار دارد، نیاز به بازخوانی این درس عاشورایی بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شود. جبهه فکری و رسانه‌ای کشور با بخشنامه و پدافند سنتی نمی‌تواند در برابر هجمه فیک‌نیوز‌ها مقاومت کند؛ راهکار اصلی، تجهیز آحاد جامعه به ۲ ابزار حیاتی است: «سواد رسانه‌ای» و «شجاعتِ گفتن». سواد رسانه‌ای به مخاطب امروز یاد می‌دهد که فریب ترند‌های تصنعی، اکانت‌های اجاره‌ای و هشتگ‌های سازمان‌یافته را نخورد و بداند که واقعیت جامعه ایران، آن چیزی نیست که در ویترین تاریک رسانه‌های معاند نمایش داده می‌شود. از سوی دیگر، نخبگان، فعالان فرهنگی و تک‌تک شهروندان دلسوز باید بدانند که سکوت در برابر این هیاهو، ناخواسته به تکمیل پازل دشمن کمک می‌کند.

میرزایی در پایان خاطرنشان کرد: «سرمایه اجتماعی یک کشور زمانی آسیب می‌بیند که نیرو‌های وفادار و منصف آن، میدانِ روایت را از ترس تمسخر، فشار مجازی یا لکنت مسوولان داخلی خالی کنند. «جهاد تبیین» یعنی همین؛ یعنی شکستن دوقطبی‌های کاذب، داشتن دست برتر در روایت اول و شجاعتِ فریاد زدن واقعیت در روزگاری که مارپیچ‌های رسانه‌ای ترامپ و هم‌پیمانانش تلاش می‌کنند صدای حق و امید را در گلو خفه کنند.»

عاشورا به ما آموخت که حتی در سخت‌ترین محاصره‌ها و در اوج هلهله دشمن، نباید تبیین و روایتگریِ دست اول را رها کرد. ایران امروز برای عبور از طوفان‌های جنگ روانی، به لشکری از روایتگران شجاع و مسوولانی هوشیار نیاز دارد؛ کسانی که با سرعت، منطق و آگاهی، میدان را مدیریت کنند و اجازه ندهند هیاهوی مجازی، واقعیت‌های ملموس یک ملت بزرگ را به حاشیه براند.

ظهر عاشورا هلهله‌ها خاموش شدند، اما صدایی که قرار بود در میان آن غوغا گم شود، قرن‌هاست شنیده می‌شود. عمر بن سعد برای خاموش کردن یک روایت، هزاران نفر را به فریاد واداشت؛ اما تاریخ نشان داد آنچه ماندگار شد، نه هیاهوی لشکر کوفه، بلکه کلمات مردی بود که در اوج تنهایی از حقیقت سخن گفت. شاید مهم‌ترین درس عاشورا برای عصر جنگ‌های شناختی نیز همین باشد؛ اینکه هیچ مارپیچ سکوتی ابدی نیست، اگر کسانی باشند که شجاعت روایت کردن حقیقت را از دست ندهند.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار