باشگاه خبرنگاران جوان - در جغرافیای فرهنگی ایران، مرز میان هنر مدرن و اصالتهای آیینی همواره باریک و درهم تنیده بوده است. موسیقی بهعنوان یکی از رساترین ابزارهای بیانی جامعه، هیچگاه خود را جدا از ریشههای اعتقادی و اتمسفر مذهبی مردم ندیده است. در این میان ماه محرم و عاشورای حسینی نقطه عطف این تلاقی شگفتانگیز است؛ مغناطیسی پرقدرت که فراتر از سبکها، ژانرها و مرزبندیهای متداول موسیقی هنرمندان گوناگون را با هر سلیقه و پایگاه فکری به سمت خود میکشد. در طول دهههای گذشته همواره با پدیدهای مواجه بودهایم که میتوان آن را وقف حنجرهها نامید؛ جریانی که در آن خوانندگان سرشناس و ستارههای موسیقی رسمی و پاپ کشور در روزهای عزاداری، کتوشلوارهای اتوکشیده استیج را با پیراهن مشکی عزای حسینی عوض میکنند تا صدای خود را وقف بارگاه امام حسین (ع) کنند. این پدیده فراتر از یک تغییر فرمت ساده در کارنامه کاری یک هنرمند است.
تماشای ستارهای که تا دیروز در سالنهای مجلل کنسرتهای پاپ، هزاران نفر را با ترانههای عاشقانه یا حماسی به وجد میآورد و امروز در میان دود اسپند، بوی گلاب و حلقه سینهزنان، پشت میکروفون تکیه یا هیئت میایستد تصویر عمیقی از ریشهدار بودن باورهای مذهبی در نهاد جامعه هنری ایران است. این حضور بیتکلف ثابت میکند که ارادت به اهلبیت موضوعی فرامتنی و فراتر از سفارشهای سازمانی و کارهای فرمایشی است. خوانندگان بسیاری در تاریخ موسیقی ایران وجود داشتهاند که زیباترین، سوزناکترین و ماندگارترین قطعات یا نوحههای خود را دقیقاً در همین اتمسفر خلق کردهاند؛ جاهایی که تکنیک خوانندگی با کیمیای اخلاص و عشق ترکیب میشود و اثری را پدید میآورد که سالها در حافظه شنیداری مردم رسوخ میکند. در واقع محرم برای بسیاری از هنرمندان حکم یک بازگشت به خویشتن و تجدید عهد با ریشههای مادری دارد. حنجرهای که در طول سال برای کسب درآمد، شهرت و سرگرمی سوت و کف میگرفته در روزهای تاسوعا و عاشورا به سیم آخر میزند و در قالب نوحه، روضه، چهارضرب و واحد حق ارادت خود را به شاه تشنهلبان ادا میکند. تنوع این چهرهها از پیشکسوتان موسیقی اصیل گرفته تا پیشتازان پاپ مدرن نشان میدهد که سفره امام حسین (ع) هیچ محدودیتی برای پذیرش هنر آدمها ندارد. در این گزارش به سراغ همین نامهای آشنا رفتهایم؛ هنرمندانی که در بزنگاه محرم حصارهای شهرت را شکستند و نشان دادند که در خیمه حسینی آنها هم قبل از اینکه یک ستاره باشند یک عزادار و روضهخوان هستند.
خلق درامهای موسیقایی
وقتی صحبت از وقف حنجره برای عاشورا در دنیای موسیقی پاپ میشود نام محسن چاوشی پیشقراول تمام جریانهاست. چاوشی سالهاست که در آثارش پیوندی ارگانیک و دراماتیک با مفاهیم مذهبی و بهویژه واقعه کربلا برقرار کرده است. او تکآهنگهای متعددی را با محوریت محرم روانه بازار کرده که هرکدام به بخشی از شناسنامه شنیداری عزاداران در این ماه تبدیل شدهاند. جنس صدای خشدار، زخمی و حزنآلود چاوشی ذاتاً با سوزوگداز عاشورایی همخوانی دارد، اما آنچه آثار او را از دیگران متمایز میکند نگاه عمیق، شاعرانه و متفاوتی است که به این واقعه دارد. نقطه پرگار این ارادت در یکی از ماندگارترین تکآهنگهای او یعنی «ظهر عطش» یا قطعه معروف «راه کربلا» تجلی پیدا میکند؛ جایی که او با زبان شعر احوالات درون خود را به صریحترین شکل ممکن فریاد میزند.
چاوشی در یکی از شاهبیتهای کلیدی اثر «تکیه کوچک»، تکلیف خود را با هنرش روشن میکند و میخواند: «آوازهخون بود واسه تو روضهخون شد.» این تکمصرع تمام مانیفست هنری چاوشی در مواجهه با دستگاه امام حسین (ع) است. او اعتراف میکند که تمام شهرت اعتبار و حنجرهاش را آورده تا در خدمت بازخوانی مصیبت سیدالشهدا (ع) بگذارد. این عبارت تصویری دقیق از همان مفهوم وقف حنجره است؛ هنرمندی در اوج شهرت و محبوبیت، بالاترین نشان افتخار خود را روضهخوانی برای شاه تشنهلبان میداند. کارنامه چاوشی نشان میدهد که او در عرض ارادت به امام حسین (ع) و سایر ائمه هیچگاه کم نگذاشته و کمفروشی نکرده است. تولید قطعات ماندگاری، چون «ظهر عطش»، «غدیر خون»، «عزاداری»، گواهی بر این مدعاست که دغدغه مذهبی او یک موجسواری فصلی یا سفارش سازمانی نیست. چاوشی نشان داده که این ارادت ریشه در لایههای عمیق باورهای فردیاش دارد. او بهجای بازخوانی سطحی نوحههای قدیمی دست به خلق درامهای موسیقایی درباره عاشورا میزند؛ لحن او در این آثار نه یک خواننده پاپ اتوکشیده، بلکه لحن یک عزادار دلسوخته است که در خلوت خود برای مصائب کربلا مویه و این حس تنهاماندگی و مظلومیت معصوم را به مخاطبش پمپاژ میکند. چاوشی با همین رویکرد مرزهای سنتی موسیقی پاپ و مذهبی را جابهجا و ثابت کرد که میتوان پاپ خواند، اما حنجره را تماموکمال وقف تکیه امام حسین (ع) کرد.
شکوه موسیقی اصیل
اگر محسن چاوشی را صدای مدرن و بغضآلود پاپ در محرم بدانیم بیشک محمد اصفهانی استانداردترین، باشکوهترین و اصیلترین صدای موسیقی پاپسنتی ایران در عرض ارادت به ساحت امام حسین (ع) است. اصفهانی بهواسطه تسلط بینظیرش بر ردیفهای آوازی، نغمات آیینی و تاریخ مقتل، هیچگاه بهصورت سطحی با واقعه عاشورا برخورد نکرده است. قطعات مذهبی او فراتر از تکآهنگهای معمولی، آثاری ارکسترال، فاخر و ماندگار هستند که طی سه دهه گذشته در حافظه شنیداری و عاطفی تمام ایرانیها ثبت شدهاند. یکی از درخشانترین و حماسیترین فرازهای کارنامه او، بازخوانی قطعه شورانگیز و ماندگار «من زاده علی مرتضایم» است. اصفهانی در این اثر، باتکیهبر لحن حماسی و باصلابت خود، تصویری مقتدر و سربلند از یاران و خاندان امام حسین (ع) ارائه میدهد؛ صدایی اوجگرفته که لرزه بر تن کوفیان میاندازد و تبار پاک اهلبیت (ع) را فریاد میزند. در نقطه مقابل این حماسه، او آثاری سرشار از حزن و سوز وداع را خلق کرده است؛ قطعه «فرصت بدرود» با آن ملودی روان و شعر جانسوزش واگویهای غمناک از لحظات پایانی پیش از عاشوراست که با صدای مخملی و پخته اصفهانی هر شنوندهای را به عمق خیمههای اباعبدالله (ع) میبرد.
در این میان، قطعه «نوگل نینوا» جایگاهی ویژه در دلهای مردم دارد. این اثر که سالهاست پاره تن شبکههای رادیویی و تلویزیونی در ایام محرم شده، با مطلع آشنا و لحن سوگوارش، به یک مرثیه ملی تبدیل شده است. اصفهانی با درک درست از موسیقی تعزیه و ترکیب آن با سازبندی ارکسترال، کاری کرد که این آهنگها پیر نشوند. رمز ماندگاری آثار عاشورایی محمد اصفهانی در این است که او حنجرهاش را با علم، ارادت و کیفیت وقف کرد؛ صدایی که همزمان معرفت، حماسه و مظلومیت کربلا را به گوش مخاطب میرساند و باعث شده تا پس از گذشت سالها، محرم بدون طنین صدای او برای ایرانیان ناخودآگاه چیزی کم داشته باشد.
روایت مصطفی راغب در هیئت آزادشهر
جریان ادای دین هنرمندان به ساحت عاشورا و واقعه کربلا، در سالهای اخیر شکل متفاوتی نیز به خود گرفته و از چهاردیواری استودیوهای ضبط موسیقی و قاب تلویزیون، به بطن هیئات سنتی و در میان مردم کشیده شده است. نمونه بارز و جریانساز این پیوند در سالهای گذشته، بدون شک مصطفی راغب است؛ خوانندهای که باتکیهبر تکنیک بالا، ردیفدانی، تسلط بر موسیقی دستگاهی و صدای ششدانگ و پختهاش امروزه بهعنوان یکی از ستارههای محبوب و موفق موسیقی پاپ ایران شناخته میشود. اما تفاوت عمده او با همنسلانش در این است که با فرارسیدن دهه اول محرم چراغ استیجهای بزرگ و کنسرتهایش را خاموش میکند، ردای شهرت پاپ را کنار میگذارد و برای ادای دین به زادگاه و ریشههای خود بازمیگردد. حضور مداوم، بیوقفه و هرساله راغب بهعنوان نوحهخوان در هیئت آزادشهر یزد به یکی از آیینهای شنیدنی، دیدنی و پرمخاطب محرم در سراسر کشور تبدیل شده است. این حضور یک اتفاق نمایشی یا گذرا نیست؛ راغب فرزندی از دیار یزد است؛ حسینیهای که عزاداریهایش به نظم هندسی، سکوتهای سنگین و همخوانیهای حماسی شهره است.
او از نوجوانی آمیختگی عمیق و اصیلی با ریشههای مداحی یزدی بهعنوان یکی از سبکهای ثبت ملیشده، آرکایک و باوقار عزاداری در ایران دارد. او با تلفیق هوشمندانه ملودیهای سوزناک سنتی، دستگاههای موسیقی ایرانی (نظیر همایون و شور) و ریتمهای منسجم و کوبنده هیئات یزد توانسته پنجره جدیدی را در مداحی معاصر باز کند که هم جوانپسند است و هم اصالتهای گذشته را حفظ کرده است. راغب با ایستادن بر چارپایه تکیه آزادشهر تصویری متفاوت از یک هنرمند دغدغهمند را به نمایش میگذارد. نوحههایی که او اجرا میکند اغلب دارای مضامینی عمیق، اشعاری فاخر و ملودیهایی است که مستمع را به فکر وامیدارد؛ کلام و نغمهای که صرفاً به دنبال ایجاد شور لحظهای نیست، بلکه شعور حسینی را هدف قرار میدهد. سادگی حضور او در میان عزاداران و همنواییاش با پیرغلامان یزدی نشان میدهد که این سنتگرایی برخاسته از باور و اصالت اوست. حالا سالهاست که ویدئوهای نوحهخوانی او در آزادشهر یزد در فضای مجازی دستبهدست میشود و گواهی است بر این ادعا که صدای او توانسته بار دیگر سنت نوحهخوانی دستگاهمند، اصیل و بااصالت را برای نسل جدید زنده نگه دارد و تعریف تازهای از مسئولیت اجتماعی و مذهبی یک خواننده پاپ ارائه دهد.
از سراج تا علیرضا عصار
مرور کارنامه موسیقی مذهبی و آیینی در ایران نشان میدهد که حماسه عاشورا همواره الهامبخش نسلهای مختلفی از هنرمندان بوده است؛ آثاری ماندگار و قدیمی که پدیدآورندگانشان نه با نگاهی گذرا، بلکه باتکیهبر جایگاه و هویت هنری خود به بازخوانی این سوگ بزرگ پرداختهاند. در این میان، رضا صادقی بهعنوان یکی از چهرههای جریانساز موسیقی پاپ که همواره اصالت مشکیپوشیاش را با ریشههای مذهبی و جنوبی پیوند زده، در قطعه «مرثیه» هوشمندی فراوانی به خرج داده است؛ او باتکیهبر تجربه سالها نوحهخوانی در زادگاهش، به سراغ یک «بحر طویل» قدیمی و اصیل رفت و با آهنگسازی و تنظیم خودش، روایتی لحنمحور و حزنانگیز از محرم ارائه داد. کمی آنطرفتر، علی اصحابی که در اواسط دهه هشتاد با صدای خاص و تکنیکهای بومیاش توانست موج جدیدی در موسیقی پاپ ایجاد کند و هرچند در سالهای اخیر فعالیت کمتری داشته، قطعه «محشر کبری» را بهعنوان یکی از یادگارهای دوران اوج کاریاش با مضمون شهادت حضرت عباس (ع) روانه بازار کرد؛ اثری که اصحابی شخصاً آهنگسازی و تنظیم آن را بر عهده داشت و با اصرار بر استفاده از سازهای آکوستیک، تلاش کرد تا فضایی زنده، ملموس و وفادار به دستههای عزاداری سنتی خلق کند.
این رویکرد حماسی و عاطفی در عرصه موسیقی اصیل ایرانی شیوهای فاخرتر به خود میگیرد؛ چنان که حسامالدین سراج بهعنوان یکی از استادان برجسته و سنتیخوان مکتب اصفهان که همیشه دغدغه تلفیق شعر کهن با موسیقی متعهد را داشته، در قطعه «یک دل و یک یار» شاهکاری شنیدنی خلق کرده است. این اثر که در قالب آلبوم باشکوه و ماندگار «وداع» توسط حوزه هنری منتشر شد، به زیباترین شکل ممکن لحظه جانسوز وداع امام حسین (ع) و فرزندش علیاکبر (ع) را روایت میکند؛ سراج در این قطعه، کلام ناب عمان سامانی (شاعر گنجینهپرداز قرن سیزدهم هجری قمری) را به آهنگسازی ارکسترال و هوشمندانه سیدمحمد میرزمانی گره میزند تا اثری فراتر از یک مرثیه عادی خلق شود. بهموازات این نگاه ارکسترال علیرضا عصار نیز که در دهههای هفتاد و هشتاد با خوانشهای حماسی، باصلابت و ارکسترهای بزرگش شناخته میشد، در سال ۱۳۸۲ آلبوم کامل و خطشکنی به نام «مولای عشق» را منتشر کرد؛ عصار در قطعه تیتراژ این آلبوم با زبان رسمی، کهن و فاخر مهدی شریفی، حماسه کربلا را فریاد زد و فؤاد حجازی، همکار و رفیق دیرینهاش با ملودیسازی پرحجم خود تصویری باشکوه از مظلومیت عاشورا ترسیم کرد.
در ادامه این پیوند هنری قاسم افشار قرار دارد؛ خوانندهای از نسل اول موسیقی پاپ پس از انقلاب که صدایش یادآور روزهای احیای این ژانر در ایران و بازخوانی سرودهای ملی و عقیدتی است. افشار باتکیهبر همان لحن کلاسیک و نوستالژیک خود، آهنگ «تعزیه» را به مناسبت ایام محرم اجرا کرد که در آن، نگاه تصویرگرایانه عبدالجبار کاکایی در مقام ترانهسرا با تنظیم و آهنگسازی دقیق امیرهوشنگ شاهرخی درآمیخت تا اثری استاندارد و ماندگار برای این ایام ثبت شود. در نهایت این زنجیره با صدای علی زندوکیلی به نسل جدیدتر متصل میشود؛ خوانندهای که با تلفیق هوشمندانه موسیقی ردیف-دستگاهی و پاپ، جایگاه ویژهای میان مخاطبان یافته است. زندوکیلی قطعه «روز واقعه» را نه بهعنوان یک تکآهنگ مستقل، بلکه در بستری فرهنگی و برای پروژه نمایشنامهخوانی شاهکار بهرام بیضائی به کارگردانی محمد رحمانیان اجرا کرد؛ اثری عمیق و دراماتیک که ترانه سرخ و عاشوراییاش را افشین مقدم سرود و علیرضا افکاری با ملودی سرشار از احساس و تعلیق خود، فضایی سینمایی به صدای زندوکیلی بخشید.
منبع: فرهیختگان