باشگاه خبرنگاران جوان - نگهداشتن یک جعبه کفش قدیمی یا چند یادگاری معمولی طبیعی است. اما وقتی خانه به انبار خاطرهها تبدیل میشود و دور ریختن حتی بیارزشترین اشیاء اضطراب ایجاد میکند، موضوع دیگر فقط «احساساتی بودن» نیست.
این پدیده در روانشناسی تعریف و مطالعه شده است.
بر اساس (راهنمای تشخیصی انجمن روانپزشکی) اختلال احتکار بهعنوان یک اختلال مستقل شناخته میشود؛ ویژگی اصلی آن ناتوانی پایدار در دور ریختن اشیاء، صرفنظر از ارزش واقعی آنهاست.
مطالعات نشان میدهد حدود ۲ تا ۶ درصد جمعیت بزرگسالان درجاتی از این اختلال را تجربه میکنند.
اما چرا این اتفاق میافتد؟
مغز هنگام تصمیمگیری دچار تنش واقعی میشود
پژوهش تصویربرداری مغزی دانشگاه ییل نشان داده هنگام تصمیم برای دور ریختن وسایل شخصی، بخشهایی از مغز مرتبط با درد اجتماعی و تعارض تصمیمگیری بیشفعال میشوند.
یعنی برای بعضی افراد، دور ریختن یک شیء قدیمی واقعاً تجربهای شبیه از دست دادن است نه یک تصمیم ساده.
در اقتصاد رفتاری، پدیدهای به نام اثر مالکیت شناخته میشود. پژوهشهای دنیل کانمن (برنده نوبل اقتصاد) نشان میدهد افراد صرفاً به این دلیل که مالک چیزی هستند، ارزش بیشتری برای آن قائل میشوند.
یک لیوان معمولی اگر مال ما باشد، حاضر نیستیم به همان قیمتی که خریدهایم بفروشیمش. حالا این را تعمیم دهید به لباس عروسی، دفترچه خاطرات یا حتی قبضهای قدیمی.
مطالعهای در Journal of Consumer Research نشان داده افراد از اشیاء برای حفظ «پیوستگی هویت» استفاده میکنند.
یک کت قدیمی فقط لباس نیست؛ یادآور دورهای از زندگی است. دور انداختنش ممکن است ناخودآگاه معادل پاک کردن بخشی از گذشته احساس شود.
بهویژه در دورههای انتقالی زندگی مهاجرت، بازنشستگی، طلاق، از دست دادن عزیزان میزان وابستگی به اشیاء افزایش پیدا میکند.
در بررسیهای بالینی مشخص شده افراد دچار احتکار معمولاً سه فکر تکرارشونده دارند:
- «بعداً لازم میشود»
- «اگر دور بیندازم و پشیمان شوم چه؟»
- «الان حال تصمیم گرفتن ندارم»
این الگو با نوعی تحملنکردن عدمقطعیت مرتبط است؛ مفهومی که در اختلال اضطراب فراگیر هم دیده میشود.
تحقیقات جامعهشناختی نشان داده افرادی که دورهای از کمبود شدید مالی را تجربه کردهاند، بیشتر تمایل دارند اشیاء را نگه دارند. ذهن آنها بر اساس اصل «کمبود ممکن است برگردد» تنظیم میشود.
حتی اگر وضعیت اقتصادی تغییر کند، این الگو باقی میماند.
پس از مرگ یک عزیز، نگه داشتن وسایل او راهی برای حفظ پیوند عاطفی است.
مطالعات سوگ نشان میدهد جدا شدن از اشیای متعلق به فرد فوتشده میتواند فرآیند سوگ را فعال کند؛ بنابراین بسیاری افراد سالها آنها را دستنخورده نگه میدارند.
طبق معیارهای بالینی، وقتی:
- فضاهای زندگی قابل استفاده نباشند (آشپزخانه، تخت، حمام)
- روابط خانوادگی تحت فشار قرار گیرد
- ایمنی خانه به خطر بیفتد (خطر آتشسوزی، انسداد راهها)
- فرد با فکر دور ریختن دچار اضطراب شدید شود
در این حالت احتمال وجود اختلال احتکار مطرح است و درمان تخصصی توصیه میشود.
مطالعات نشان میدهد درمان شناختی-رفتاری تخصصی برای احتکار (CBT-H) مؤثرترین روش است. این درمان شامل:
- تمرین تصمیمگیری تدریجی
- مواجهه کنترلشده با دور ریختن
- کار روی باورهای اغراقآمیز درباره ارزش اشیاء
- آموزش مهارت سازماندهی
در برخی موارد، داروهای SSRI) داروهای ضدافسردگی) نیز کمککنندهاند.
اگر احساس میکنید جدا شدن از وسایل برایتان سخت است، این تمرینها کاربردیاند:
یک جعبه مشخص برای یادگاریها تعیین کنید. وقتی پر شد، برای اضافه کردن وسیله جدید، یکی باید خارج شود.
پژوهشها نشان داده ثبت دیجیتال خاطره میتواند بخشی از نیاز عاطفی را حفظ کند.
برای هر شیء بیش از ۶۰ ثانیه فکر نکنید. طولانی شدن تصمیم، اضطراب را تشدید میکند.
قبل و بعد از دور انداختن، اضطراب را از ۰ تا ۱۰ نمره بدهید. اغلب افراد میبینند اضطراب ظرف ۲۰–۳۰ دقیقه کاهش پیدا میکند. این تجربه اصلاحکننده باور است.
از «شاید» به «برنامه» بروید
به جای «شاید لازم شود»، بپرسید:
در ۱۲ ماه گذشته استفاده کردهام؟
اگر لازم شود، جایگزینیاش چقدر هزینه دارد؟
احتکار صرفاً بینظمی یا تنبلی نیست. مطالعات نشان میدهد این موضوع با تفاوتهای شناختی در پردازش تصمیم و تنظیم هیجان مرتبط است. برخورد سرزنشآمیز معمولاً وضعیت را بدتر میکند.
ناتوانی در دور ریختن وسایل قدیمی میتواند ترکیبی از این عوامل باشد:
- وابستگی هویتی
- اضطراب تصمیمگیری
- ترس از کمبود
- سوگ حلنشده
- الگوهای شناختی مرتبط با مالکیت
برای بسیاری افراد این مسئله خفیف و قابل مدیریت است. برای درصدی از جمعیت، به اختلال بالینی تبدیل میشود که درمانپذیر است.
منبع: فارس