واکنش به توافق به جز مخالفان و موافقان سنتی مذاکره و توافق با آمریکا، سویه‌های عمومی‌تری پیدا کرده است.

باشگاه خبرنگاران جوان - یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا سرانجام در بامداد دوشنبه ۲۵خرداد ۱۴۰۵ به صورت دیجیتال امضا شد؛ هنوز متن یادداشت به صورت رسمی منتشر نشده است و طرفین وعده داده‌اند پس از نهایی شدن تشریفات و امضای حضوری آن، متن را منتشر کنند اما در هر دو طرف، مقامات منتظر امضای نهایی و انتشار متن کامل نماندند و روایت توافق از نگاه خود را آغاز کردند.

استقبال از دور شدن سایه جنگ

در طرف آمریکایی، ترامپ متونی را در صفحه تروث سوشال خود منتشر و در حاشیه حضور خود در ملاقات‌ها و برنامه‌های کاخ سفید روایت خود را از ماجرا بیان کرد. همچنین جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهور که رئیس‌ هیئت مذاکره‌کننده آمریکایی است یک روز پس از امضای دیجیتال، چهار مصاحبه تلویزیونی انجام داد. البته در این میان، غیبت مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا در میدان روایت توافق مشهود است.

در طرف ایرانی، رئیس‌جمهور و رئیس مجلس که رئیس هیئت مذاکره‌کننده ایرانی است مطالبی در صفحات مجازی خود منتشر کردند و وزیر امور خارجه نیز در گفت‌وگوی ویژه خبری جمعه ۲۲ خرداد جزئیات بیشتری از توافق پیش ‌رو را بیان کرد.

واکنش‌های جهانی به این توافق غالباً با رویکرد استقبال از دور شدن سایه جنگ و بازگشت مسیرهای حمل و نقل و مبادله کالا و انرژی به شرایط عادی است. به‌علاوه، تصویر آمریکای ناکام در دستیابی به اهداف اعلامی خود از جنگ با ایران و برجسته‌سازی گزاره تحمیل دستور کار جنگ از طرف اسرائیل و نتانیاهو به کاخ سفید بدون ارزیابی کامل از پیامدها و عواقب آن و همچنین تصویر ایران برون‌آمده از جنگ در برابر دو قدرت متجاوز که اکنون بدون تسلیم در برابر خواسته‌های آمریکا و حتی تحمیل خواسته‌های خود در قالب توافق، در طرف پیروز جنگ قرار دارد، جزو برساخت‌های پرتکرار از جنگ اخیر در توصیفات جهانی از آن است.

پنجره‌ای برای خروج موقت از بحران

در داخل آمریکا، دو جریان به صورت ویژه در حال شماتت ترامپ یا بیان روایتی معکوس از روند ظاهری توافق هستند. یک جریان، دموکرات‌ها و رقیبان رئیس‌جمهور آمریکا هستند که از این فرصت برای زیر سؤال بردن صلاحیت‌های حکمرانی ترامپ استفاده و او را در قاب بازنده تصویرسازی می‌کنند.

جریان دیگر، کانون‌های متصل به صهیونیست‌ها همچون بنیاد دفاع از دموکراسی بوده که در پی خوانشی متفاوت از توافق به این شکل است که ترامپ در صورت تن دادن به چنین توافقی، حکم مرگ سیاسی خود را امضا کرده است بنابراین توافق، واقعی و پایدار نیست بلکه پنجره‌ای برای خروج موقت از بحران با هدف بازیابی ذخایر انرژی و تسلیحاتی است.

برتری محسوس به نفع ایران

در سرزمین‌های اشغالی با توجه به در پیش رو بودن انتخابات کنست و تلاش چهره‌هایی همچون نفتالی بنت برای تصاحب اکثریت و بدست گرفتن نخست‌وزیری، راهبرد سه سال اخیر نتانیاهو در قبال تهدیدها علیه رژیم صهیونیستی، فرسایشی شدن جنگ‌ها و متعاقب آن توافق آمریکا با ایران به عنوان مجموعه‌ای از راهبردهای شکست‌خورده نظامی و سیاسی از طرف رقبای او بیان می‌شود. در مقابل، نتانیاهو همچنان بر کمپین جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای سوار است و تلاش می‌کند جنایت‌های خود را در قالب کاهش مؤثر تهدیدها علیه اسرائیل صورت‌بندی کند.

پیش از ورود به ارزیابی وضعیت افکار عمومی ایران و در یک جمع‌بندی از بازتاب‌های جهانی از جنگ و سپس حرکت آمریکا به سمت دستیابی به یک توافق، به نظر می‌رسد روایت شکست آمریکا به‌خاطر جاه‌طلبی‌ها و ساده‌انگاری‌های ترامپ و سوءاستفاده نتانیاهو از این ویژگی‌ها برای سوق دادن آمریکا به جنگی پرهزینه و بی‌دستاورد برای آمریکا به روایتی نسبتاً مسلط تبدیل شده است. بر این اساس، در قاب توافق ایران و آمریکا نیز برتری محسوسی به نفع ایران از نگاه تحلیلگران مستقل وجود دارد. همچنین نتانیاهو در آستانه انتخابات کنست نگران تصویر ایجاد شده از خود در میان اشغالگران از دو ساحت بحران دستاورد و کیفیت حمایت‌های آمریکاست.

قرار گرفتن متجاوزان در زیر فشار تصویر بازنده و بدون ‌دستاورد راهبردی می‌تواند آن‌ها را در وضعیت تصمیم‌های احساسی برای خارج شدن ولو موقت از قاب بازنده و زمینگیر قرار دهد. بر این اساس، مهم‌ترین تهدید توافق در ماه‌های پیش ‌رو، اقدام‌های ایذایی اسرائیل از قبیل ترورهای سطح بالا و حملاتی برای شعله‌ور کردن مجدد جنگ و یا دست زدن ترامپ به اقدام‌هایی برای بازتعریف اقتدار و تسلط خود ارزیابی می‌شود.

آسیب از ناحیه روایت‌های متعارض

در داخل ایران اما، واکنش به توافق به جز مخالفان و موافقان سنتی مذاکره و توافق با آمریکا، سویه‌های عمومی‌تری پیدا کرده است. با فعال شدن حرکت اجتماعی بی‌سابقه‌ای در دفاع از کشور در برابر تجاوز آمریکایی- صهیونی، جریان مردمی با حساسیت و دغدغه‌ای مضاعف، پیگیر اخبار مراحل مختلف جنگ است. بر همین اساس از آغاز آتش‌بس در ۱۹فروردین این سرمایه اجتماعی و قدرت متجلی شده از جنگ ۴۰روزه در معرض آسیب از ناحیه روایت‌های متعارض است.

اما نگرانی افکار عمومی دو منشأ دارد که باید از یکدیگر تفکیک شود؛ یک ریشه آن، تجربه تاریخی ملت ایران از رویکردها و رفتارهای مزوّرانه دولت آمریکا در ادوار مختلف و تجربیاتی حتی پیش از انقلاب اسلامی است. این نگرانی، یک نگرانی مقدس و ضروری است. ظرف یک سال اخیر در دو مقطع مذاکراتی، کشورمان آماج حمله نظامی شد. کدام عقل سلیم است که در مواجهه با این تجربه دردناک و همچنین وضعیت شکننده متجاوزان در افکار عمومی دنیا و کشورهای خود که ممکن است آن‌ها را وادار به حماقت‌های جدید کند، نگران نباشد؟ نگرانی از این منظر یک واکنش طبیعی و عقلایی و لازمه حزم و دوراندیشی است.

در عین حال، افکار عمومی ما از یک ناحیه دیگر نیز دچار نگرانی و دغدغه شده است. برخی فعالان و تریبون‌داران سیاست داخلی با ترویج فرضیاتی همچون تحمیل مذاکره و توافق به رهبری و یا فراتر از آن، ادعای دور زدن رهبری توسط برخی مسئولان کشور، افکار عمومی را نگران و ملتهب کردند. این افراد برای معتبرسازی فرضیات خود غالباً به برجام به مثابه تجربه‌ای ناکام ارجاع می‌دهند و فرضیه خود را این گونه صورت‌بندی می‌کنند که در آن مقطع نیز کارگزاران سیاسی و دولت وقت خارج از اراده و چارچوب مورد نظر رهبری، برجام را به کشور تحمیل کردند. همچنین برای اثبات امکان تحمیل به رهبری، به تاریخ اسلام و حوادثی همچون حکمیت و صلح امام حسن(ع) و معاویه نیز استناد می‌شود. متأسفانه مروجان این نگاه نه به شرایط و وضعیت کنونی کشور و وجوه متعدد افتراق با نمونه‌های فوق‌الذکر توجه دارند و نه به عوارض اظهارات خود در ایجاد ناامیدی و تردید و بددلی در جامعه.

پرهیز از تبدیل کردن اختلافات به موضوع تنازع

شرایط و وضعیت فعلی جمهوری اسلامی از لحاظ نظامی و اثبات توان دفاع از کشور و ضربه زدن به متجاوز و در اختیار داشتن غیر قابل سلب ابزارهای کنترلی همچون تنگه هرمز مورد اعتراف جهانی است. همچنین وفاداری نیروهای مسلح و آمادگی آن‌ها برای فداکاری و جانفشانی، آمادگی و روحیه وصف‌ناپذیر ملت، همراهی و همدلی مسئولان حول رهبری معظم انقلاب و منافع ملی، رکوردهای جدیدی در تاریخ ملی ما ثبت کرده است.

عنصر سیاسی فرصت‌طلب و یا کم‌مایه‌ای که قادر به درک این تفاوت‌های آشکار نیست و بدون اطلاع از محدودیت‌ها و نیازهای کشور و در حالی که نه مسئولیت مشخصی در امور اجرایی و رتق و فتق امور کشور دارد و نه در بخش نظامی و دفاع از ایران جایگاه و شأنیت و اطلاعات کافی دارد، بی‌محابا دست‌اندرکاران این بخش‌ها را آماج تهمت‌ها و آرزوپنداری‌های خود می‌سازد و اگرچه در جلوگیری از رقم خوردن آنچه به امید پروردگار مایه خیر عمومی است توفیقی نداشته اما متأسفانه موجب آسیب‌هایی به انسجام ملی و مهم‌تر از آن رقم خوردن آنچه مورد نهی رهبر معظم قرار گرفته بود یعنی ایجاد یأس، بددلی و تردید در جامعه به‌خصوص بدنه حامی ایران و انقلاب شده است.

رویکرد افرادی که با هر انگیزه و نیتی، پیکان بی‌اعتمادی را به داخل و مسئولان کشور برمی‌گردانند به‌خصوص در شرایط فعلی، کاملاً ناموجه است. به یاد داریم که حتی در اوج مذاکرات برجام، رهبر شهید در مواجهه با کسانی که در پی متهم‌سازی تیم مذاکره‌کننده ایران بودند با قاطعیت صفاتی همچون انقلابی، مؤمن، شجاع و غیور را به آن‌ها نسبت دادند و اجازه ندادند ابزارهای مبارزه کشور در میدان دیپلماسی کُند و یا بی‌اثر شود. مردم یکی از سه رکن اصلی پیروزی ایران در جنگ اخیر در کنار دو رکن دیگر یعنی قدرت دفاعی (موشک و نیروهای مسلح جان ‌برکف) و قدرت منطقه‌ای (تنگه هرمز و عملیات مشترک جبهه مقاومت) بودند. خالی کردن دل مردم با وسوسه‌هایی همچون تحمیل به رهبری، علاوه بر آنکه سبب کاهش قدرت ملی و برخلاف دستور صریح رهبری به پرهیز از تبدیل کردن اختلافات (حتی اختلافات موجه) به موضوع تنازع و تفرقه است، به تصویر اقتدار رهبر شجاع و عاقل و در صحنه کشور نیز آسیب وارد می‌کند که این خود، خطایی بزرگ و غیر قابل اغماض است.

منبع: روزنامه قدس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار