بحث‌ درباره مذاکرات پایان جنگ، از یک سوءبرداشت رنج می‌برد؛ اینکه برخی این روند را با مذاکراتی نظیر برجام یکسان فرض می‌کنند.

باشگاه خبرنگاران جوان - بحث‌های اخیر درباره مذاکرات پایان جنگ، بیش از هر چیز از یک سوءبرداشت رنج می‌برد؛ اینکه برخی این روند را با مذاکراتی نظیر برجام یا گفت‌و‌گو‌های مرتبط با مسائل هسته‌ای یکسان فرض می‌کنند. درحالی‌که موضوع کنونی اساساً متفاوت است. اینجا سخن از پایان‌دادن به یک جنگ است؛ جنگی که آغاز شده و همانند همه جنگ‌های تاریخ، از صدر اسلام تا دوران معاصر و جنگ‌های جهانی، برای پایان‌یافتن نیازمند مذاکره و تدوین یک متن توافقی میان طرف‌های درگیر است. رهبر شهید انقلاب بار‌ها نسبت به اعتماد به آمریکا در موضوعات مرتبط با اداره کشور و توافق‌های سیاسی هشدار داده‌اند؛ اما مذاکره برای پایان جنگ، ماهیتی متفاوت دارد. وقتی طرف آغازکننده جنگ، آمریکا بوده است، طبیعی است که گفت‌و‌گو درباره توقف درگیری‌ها و تعیین چهارچوب پایان آن نیز با همین طرف صورت گیرد. در همین توقفگاه، اما امضای تفاهم‌نامه به معنای شکست آمریکاست. دشمنی که در روز نخست جنگ اعلام کرد «ایران را بی‌قیدوشرط تسلیم می‌کند»؛ «تمدن ایران را نابود می‌کند!» و «سه‌روزه جمهوری اسلامی را ساقط می‌کند!»؛ حالا پای میز مذاکره با «جمهوری اسلامی ایران» نشست و تفاهم پایان جنگ را امضا کرد، تفاهمی که به معنای پذیرش شکست در جنگی بود که به راه انداخت. در شکست آمریکا البته این را هم باید ضمیمه کنیم که همین متن اولیه نیز بر اساس شروط ایران پیش رفت؛ نه شروطی که آمریکا اعلام کرده بود و جنگ لحظه‌ای به آتش‌بس موقت رسید که متن ایران پیش‌فرض شروع مذاکرات شد!

تفاهم‌نامه پایان جنگ با صلح‌‎نامه متفاوت است!

در چند ساعت پس از اعلام امضای تفاهم‌نامه پایان جنگ؛ برخی در مورد حرکت به سمت صلح سخن گفته‌اند، این تحلیلی غلط است؛ چرا که پایان جنگ به معنای پایان دشمنی نیست و تا وقتی دشمنی آمریکا و اسرائیل علیه ایران وجود دارد، صحبت از صلح بی‌معناست. نباید تصور کرد که امضای یک توافق، به معنای پایان خصومت‌ها و دشمنی‌های ریشه‌دار آمریکا و اسرائیل در برابر ایران است. آنچه مورد مذاکره قرار می‌گیرد، پایان یک جنگ مشخص است، نه تغییر ماهیت روابط طرفین! احتمال بدعهدی دشمنی که در تجربه‌های تاریخی مکرر بدعهدی و خصومت داشته است؛ همواره وجود دارد و به همین دلیل، توافق باید به‌گونه‌ای طراحی شود که اجرای آن مرحله‌ای و مشروط باشد تا در صورت نقض تعهدات، امکان واکنش و بازگشت برای ایران حفظ شود؛ فرایندی که تا اینجا نیز موردتأکید مسئولان جمهوری اسلامی بوده است. این موضوع نیز بایستی مدنظر قرار گیرد که این تفاهم‌نامه و پایان جنگ فعلی، موضوعی مجزا از انتقام خون‌هایی است که ما در این جنگ داده‌ایم. خون‌خواهی رهبر شهیدمان و دیگر شهدای این جنگ برای ما محفوظ است و کینه پدرکشتگی در دل‌های جامعه ایران؛ نسبت به آمریکا و اسرائیل حک شده است.

جنگ‌طلب نیستیم، اما جنگ‌بلدیم!

آیا آتش‌بس تصمیم درستی بود؟ ما اطلاعاتی در مورد وضعیت میدان نداریم؛ اما حتماً به تصمیم‌گیران‌مان اعتماد داریم. بنا بر تحلیل‌هایی که آتش‌بس را برای طرف مقابل فرصت بازسازی و آمادگی نظامی می‌داند؛ می‌توان این پیش‌فرض را داشت که این فرصت تنفسی برای بازسازی و آمادگی ما نیز فراهم می‌کند. همچنین باتوجه‌به بدعهدی و دشمنی طرف مقابل، در کنار امضای تفاهم‌نامه، حفظ آمادگی دفاعی و تهاجمی کشور نیز یک ضرورت غیرقابل‌انکار است؛ چرا که تجربه نشان داده است اتکا به تعهدات طرف مقابل به‌تنهایی کافی نیست. تجربه تاریخی نشان داده است که اگرچه جمهوری اسلامی ایران شروع‌کننده هیچ جنگی نبوده، اما توانسته جنگ را مدیریت کند و اراده خود را بر طرف مقابل تحمیل کند.

تفاهم‌نامه مطلوب یا ممکن؟

ما با ده شرط وارد مذاکرات اسلام‌آباد شدیم؛ شروطی که بعضی از آنها قابل‌انعطاف و برخی غیرقابل‌انعطاف بودند. مسئولان کشور بار‌ها تأکید کرده‌اند که برخی از این شروط، از جمله پایان درگیری در همه جبهه‌ها، رفع تحریم‌ها علیه ایران، دریافت غرامت‌های جنگ و مدیریت بر تنگه هرمز، خطوط قرمز غیرقابل‌انعطافند؛ در متن موجود نیز این شروط تأمین شده است؛ اما آیا همه خواسته‌های ما – نگارنده مواکداً می‌گوید در متن تفاهم‌نامه- محقق شده است؟ طبیعتاً خیر! واقعیت مذاکره آن است که هیچ‌گاه همه بند‌ها و مطالبات طرفین به‌صورت کامل و بدون تغییر محقق نمی‌شوند. همان‌گونه که در میدان جنگ نیز هیچ طرفی تمام خواسته‌های خود را صددرصد به دست نمی‌آورد. در عرصه دیپلماسی نیز بخشی از فرایند مبتنی بر چانه‌زنی، رفت‌وبرگشت و دستیابی به نقطه بهینه است. اگر یک طرف جنگ به طور کامل شکست بخورد، متن توافق عملاً به «سند تسلیم» طرف مغلوبه تبدیل می‌شود. اما هنگامی که چنین وضعیتی در میدان رخ نداده است، انتظار تحقق صددرصدی همه مطالبات نیز واقع‌بینانه نیست.

در مرحله ۶۰ روزه پیش رو آنچه حائز اهمیت است، حرکت قدم‌به‌قدم است. از آنجایی که با طرف بدعهد طرف هستیم، مطالبه ما از مسئولان این است که هیچ اقدامی نکنند، مگر آنکه اقدام متناظر آن را پیش از ایران، طرف آمریکایی به‌صورت عملی و قطعی انجام داده باشد. آمریکا در این جنگ شکست خورده است، اما تا پیروزی نهایی ما راه ادامه دارد و هوشیاری در اقدامات بعدی رسیدن ما به پیروزی نهایی است.

ایران پساجنگ، ایران ابرقدرت است!

ایران پیش از جنگ اخیر یک قدرت منطقه‌ای بود؛ اما شکست آمریکا در جنگ و آمدن او پای میز تفاهم‌نامه پایان جنگ ایران را به یک ابرقدرت تبدیل کرد و این پیروزی نبایستی به‌هیچ‌وجه در تحلیل‌ها و متن‌ها و گفتار ما تقلیل پیدا کند. پیش‌ازاین جنگ کشتی‌ها بدون هیچ نظارتی از تنگه هرمز عبور می‌کردند؛ اما پس از این جنگ نهاد مدیریت آبراه خلیج‌فارس (PGSA) شکل گرفته و هر ترددی در این منطقه تحت حاکمیت ایران اتفاق می‌افتد. تفاهم‌نامه نیز نظارت و مدیریت و کنترل ایران بر این تنگه را پذیرفته است. این جنگ البته مقدمه یک فرایند در نظم نوین جهانی است. نظمی که در آن به‌احتمال زیاد حکام عرب منطقه در خرید امنیت خود از آمریکا دچار تشکیک جدی می‌شوند و این خود بخشی از همان اقتدار ایران ابرقدرت است.

به فرایند تصمیم‌گیری اعتماد داریم!

در مدتی که موضوع تفاهم‌نامه پایان مذاکرات مطرح شد، نقد‌های بسیاری در خصوص متن یا متون احتمالی که منجر به متن نهایی شده است، در فضای رسانه‌ای کشور مطرح شد؛ برخلاف نظر رهبر معظم انقلاب که فرمودند «اختلافات غیرموجه و حتی موجه تبدیل به منازعات نشود»؛ بعضاً این نقد‌ها تبدیل به منازعات و حتی بستری برای اختلاف و درگیری بین صفوف ملت شد؛ اگرچه که قاطبه ملت با هوشیاری تلاش کردند در عین اختلاف‌نظر در مورد انتظاراتشان از مذاکرات، این موضوع را به محلی برای اختلاف و آسیب به وحدت نکنند. در مورد کم‌وکیف مذاکرات آنچه مهم است «اطلاعات از شرایط و ملاحظات اداره کشور» در همه سطوح اداری، اقتصادی، اجتماعی، انتظامی، نظامی و زوایای آن است. واقعیت این است که افکار عمومی و حتی فعالان سیاسی و رسانه‌ای، تنها بخش محدودی از اطلاعات و ملاحظات کشور را در اختیار دارند. تصمیم‌گیران عالی کشور، اما مجموعه‌ای از داده‌های امنیتی، اقتصادی، نظامی و سیاسی را به‌صورت هم‌زمان بررسی می‌کنند؛ از مسائل مربوط به منابع ارزی و تأمین کالا‌های اساسی گرفته تا وضعیت آمادگی دفاعی و تحولات منطقه‌ای خبر دارند و آنها بهتر می‌توانند در مورد کشور تصمیم بگیرند و اعتماد به این فرایند شاید معقولانه‌ترین رفتار ایرانیان باشد. از همین رو، تحلیل‌های عمومی هرچند ارزشمند هستند، اما نمی‌توانند جایگزین تصویری شوند که تصمیم‌گیران از کلیت شرایط کشور در اختیار دارند. در همین چهارچوب، دست‌کم باید از بدبینی و سوءظن نسبت به مسئولانی که در چهارچوب نظام جمهوری اسلامی مسئولیت دارند، پرهیز کرد.

نقد عملکرد‌ها حق طبیعی جامعه است، اما نسبت‌دادن خیانت یا سوءنیت بدون دلیل، نه کمکی به حل مسائل می‌کند و نه به انسجام ملی! کمااینکه خامنه‌ای شهید همین چند ماه پیش فرمودند «من از اینکه به رؤسای کشور، به رئیس‌جمهور و دیگران در یک‌چنین شرایط مهم بین‌المللی و داخلی اهانت بشود، به‌شدت پرهیز می‌دهم و نمی‌گذارم و منع می‌کنم، نهی می‌کنم کسانی را؛ حالا ممکن است در مجلس باشد، ممکن است بیرون مجلس باشد، ممکن است هر جا باشد.» احتمالاً مواجهه اولیه با قطعنامه ۵۹۸ نیز چنین بوده است که امام در آن نامه محرمانه و تاریخی نوشته‌اند: «گفتم جلسه‌ای تشکیل گردد تا آتش‌بس را به مردم تفهیم نمایند. مواظب باشید، ممکن است افراد داغ و تند با شعار‌های انقلابی شما را از آنچه صلاح اسلام است دور کنند. صریحاً می‌گویم باید تمام همتتان در توجیه این کار باشد. قدمی انحرافی حرام است و موجب عکس‌العمل می‌شود؛ شما می‌دانید که مسئولان رده‌بالای نظام با چشمی خونبار و قلبی مالامال از عشق به اسلام و میهن اسلامی‌مان چنین تصمیمی را گرفته‌اند. خدا را درنظر بگیرید و هر چه اتفاق می‌افتد از دوست بدانید. والسلام علینا و علی عبادالله الصالحین. شنبه ۲۵/تیر ۶۷ روح‌الله الموسوی الخمینی»

آیا دشمن بعد از توافق حمله می‌کند؟ ممکن است!

برخی از اعتراضات ناظر به آن است که به آمریکا و اسرائیل نمی‌شود اعتماد کرد و تجربه‌های ما اثبات می‌کند که آنها پس از این تفاهم‌نامه دوباره حمله می‌کنند؛ پس چرا زیر بار این تفاهم برویم؟! در پاسخ به این سؤال دو مسیر مشخص وجود دارد. یک مسیر دقیقاً تجربه تاریخی ماست! ایران در تیرماه سال ۶۷ قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفت؛ اما صدام پس از آن دوباره به ایران حمله کرد و البته پاسخ محکمش را از رزمندگان اسلام گرفت. پس از آن نیز صدام و دیگر هم‌پیمانانش منافقین را تجهیز کرده که در مرداد علیه ایران عملیات کردند و آنجا نیز با عملیات مرصاد تار و مار شدند. در این مواجهه نیز امام خمینی (ره) یک مواجهه داشته است. امام خمینی در دیدار با محسن رضایی، فرمانده وقت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مورخ ۳۱ تیر ۱۳۶۷، بیان کردند: «همان‌طور که قبلاً گفتیم ما با مردم خود با صداقت صحبت می‌کنیم. ما در چهارچوب قطعنامه ۵۹۸ به صلحی پایدار فکر می‌کنیم و این به هیچ وجه تاکتیک نیست، ولی سلحشوران ارتش اسلام باید خود را آماده کنند که اگر دشمن دست به حملاتی زد، جواب مناسبی به آن بدهند. فرزندان انقلابی‌ام، توجه کنید که امروز روز حضور گسترده در جبهه‌هاست. فکر نکنید که دیگر جنگ تمام شده است. خود را مسلح به سلاح ایمان و جهاد کنید. بر دشمن غدار رحم جایز نیست و اینها تمام حرف‌هایشان یک فریب است. ما خواستیم به دنیا ثابت کنیم که صدام معتقد به مجامع بین‌المللی نیست و ما تا قبول قطعنامه از سوی عراق جواب دشمنان اسلام را در جبهه‌ها خواهیم داد.»

در این بزنگاه نیز کلیت جامعه ایران در مورد حمله احتمالی و مجدد دشمن، تجهیز عناصر خائن به وطن و شکل‌دهی پدیده‌ای مانند ۱۸ دی اتفاق نظر داریم و این هوشیاری در بین نیرو‌های مسلح و مردم ایران برای مقابله وجود دارد. از طرفی مسیر دوم این است که احتمالاً همان‌قدر که ما از این تحلیل مطلعیم، باید احتمال دهیم که تصمیم‌گیران کشور نیز بر این امر وقوف دارند و با اشراف بر شرایط کشور احتمالاً دست به این تصمیم زده‌اند.

وظیفه ما روایت پیروزی است!

در شرایط پساجنگ، آنچه بیش از هر چیز اهمیت دارد حفظ انسجام اجتماعی و تقویت امید عمومی است. جامعه نیازمند روایت درست از دستاورد‌های میدانی، تبیین واقع‌بینانه شرایط کشور و افزایش تاب‌آوری در برابر فشار‌های احتمالی آینده است. باید روایت شود که ایران و تمدنش باقی است و هیچ تسلیم بی‌قید و شرطی محقق نشد. ترامپ به اهداف اعلامی‌اش نرسید و دست آخرسر میز پایان جنگ با جمهوری اسلامی نشست. نه ذره‌ای از برد موشک‌های ما کم شد، نه سپاهیان ما اسلحه را زمین گذاشتند! نه زیرساخت‌ها از بین رفت و نه اداره کشور مختل شد. ترامپ؛ توییت وزیر خارجه جمهوری اسلامی را ری‌توییت کرد؛ اما تف هم بر سر رضا پهلوی نینداخت! بی‌وطن‌ها بی‌آبرو شدند و ملت ایران در همه جای جهان آبرومند شد. این ترامپ بود که برای توافق التماس کرد و در انتها، ابتدا محاصره را برداشت و ایران با ایده خامنه‌ای شهید یعنی تکیه بر مردم توانست دو قدرت جهانی با بیش از هزار میلیارد تسلیحات نظامی را زمین‌گیر کند؛ تا مقاومت ایران و مردمانش به‌عنوان یک الگو در تاریخ ثبت شود.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار