باشگاه خبرنگاران جوان - تصور کنید صدای ضبط شده خودتان را موقع دادزدن بشنوید. حالا تصور کنید آن صدا، برای همیشه در گوش کودکتان بماند. کدام یک از ما جرئت دارد این نوار را تا آخر گوش بدهد؟ معمولاً بهخاطر چند طرز فکر اشتباه که شاید خودمان نیز در بسیاری مواقع از آنها بیخبر باشیم، مدیریت خشم برای ما همچون کوهی بزرگ و دستنیافتنی باقی میماند. «عاطفه سوری»، روانشناس و مشاور کودک از چگونگی کنترل خشم والدین در مقابل کودک میگوید.
رفتار خوب والدین، تضمین آرامش کودک
گاه والدین میگویند: «میدانیم عصبانیتهایمان چقدر به فرزندمان آسیب میزند. بسیاری مواقع دلمان میخواهد جلوی خشم خود را بگیریم، ولی نمیدانیم چرا در آن لحظه و در شرایط بحرانی نمیتوانیم این کار را انجام دهیم. چرا بعضیاوقات کنترل خشم برای ما سخت است؟
زیرا میدانیم آنها همیشه کنار ما هستند و هر چقدر هم با آنها بدرفتاری کنیم، جایی برای رفتن ندارند و پیش ما میمانند. یعنی ترس ازدستدادن فرزندمان را نداریم. به همین دلیل ممکن است گاهی رفتارهای ناشایستی از ما سر بزند. حالا شما فکر کنید آیا انصاف است که با یک کودک که هیچ پناهی جز ما ندارد، اینگونه رفتار کنیم؟ همیشه این را بهخاطر داشته باشید:، چون او هیچ جای دیگری برای رفتن ندارد، این وظیفه ماست که تمام تلاش خود را بکنیم تا با او رفتار خوبی داشته باشیم. در این صورت وقتی بزرگ شد، با خودش فکر نمیکند «چون من کوچک بودم و کاری از دستم برنمیآمد، پدر و مادرم هر طور خواستند با من رفتار کردند؛ حالا که بزرگ شدم، دیگر نوبت تلافیکردن من است».
۱۵ ثانیه تا آرامش کافیست!
تحقیقاتی انجام شده که نشان داده است اوج تجربه هیجانی خشم، یعنی همان لحظهای که ضربان قلب ما تند میشود، دستهایمان مشت میشود و فکرهای منفی به سراغمان میآید، فقط و فقط ۱۰ تا ۱۵ ثانیه طول میکشد. اگر ما بتوانیم همین زمان کوتاه را مدیریت کنیم، بعد از آن میتوانیم از بخش منطقی مغز استفاده کنیم و رفتار درستتری داشته باشیم. یعنی تمام رفتارهایی که از سر خشم انجام میدادیم، مثل دادزدن و حتی خداینکرده تنبیه بدنی، در همان پانزده ثانیه اول اتفاق میافتد. اگر ما بتوانیم این لحظات کوتاه را مدیریت کنیم، قضیه کاملاً فرق میکند.
خودتان دقت کنید وقتی یک کودک کاری انجام میدهد که ما عصبانی میشویم، بلافاصله واکنش نشان میدهیم، اما چند دقیقه بعد پشیمان میشویم. برعکس آن نیز صادق است: اگر فرزندمان کار اشتباهی انجام دهد و ما در همان لحظات اول واکنشی نشان ندهیم، بسیار کم پیش میآید که بعداً (چند دقیقه بعد یا یک ساعت بعد) بهخاطر آن رفتار با او دعوا کنیم. چرا؟ چون در آن پانزده ثانیه اول، مسیر هیجانی مغز فعال است و کنترل روی بدن و رفتارمان کم میشود، اما چند ثانیه بعد مسیر منطقی فعال میشود. آن وقت با اینکه هنوز عصبانی هستیم، میتوانیم عمیق نفس بکشیم، آرام شویم و روی رفتارمان نظارت بهتری داشته باشیم.
بهترین رفتار در هنگام عصبانیت
سریع از فرزندمان فاصله بگیریم، چند نفس عمیق و بلند بکشیم و چشمهایمان را ببندیم تا بتوانیم خود را کنترل کنیم. همین چند ثانیه فاصلهگرفتن و نفس عمیق کشیدن باعث میشود که دیگر سر فرزندمان داد و به او حرفهای نا به جا نزنیم و یا خداینکرده او را تنبیه بدنی نکنیم.
کودک باید بداند اشتباه کرده است
وقتی که از مدیریت خشم حرف میزنیم، منظور این نیست که اصلاً به فرزندتان ابراز خشم نکنید یا در مورد رفتار اشتباهش هیچچیز نگویید. اتفاقاً باید در مورد رفتارش با او صحبت کنید. اما چطور؟ گاهی فرزندمان چندین بار پشتسرهم حرف نامربوط میزند و ما عصبانی میشویم، اما تصمیم میگیریم قبل از هر واکنشی، چند دقیقه صبر کنیم تا هر دو آرام شویم. حالا سؤال این است: بعدازاین مکث، دقیقاً چطور و با چه جملاتی با او حرف بزنیم که روی رفتارش تأثیر بگذارد؟ چون معمولاً فقط میگوییم «این کار را نکن»، یا غر میزنیم یا سرزنش میکنیم، درحالیکه این روشها هیچ تغییری در رفتار فرزندمان ایجاد نمیکند.»
باید خوب پای صحبتش بنشینیم. نه با قهرکردن، بلکه هم قاطعیت داشته باشیم و هم با آرامش.
اول مطمئن باشیم او حتماً آرام است و آمادگی شنیدن را دارد. بعضیاوقات ما سریع وارد عمل میشویم و در هر شرایطی شروع به صحبتکردن میکنیم، اما او نمیشنود. هر زمان که آمادگی شنیدن داشت، چشم در چشمش میشویم و با آن لحنی که به او میفهمانیم «ببین من الان جدی هستم، اما خیلی دوستت دارم»، شروع میکنیم.
مثلاً به کودک میگوییم: «پسرم (دخترم)، حالا که هر دو آرام شدهایم، بیا درباره اتفاقی که افتاد حرف بزنیم. وقتی گفتم اول تکالیفت را انجام بده بعد به پارک میرویم، تو عصبانی شدی و به من حرف بد زدی. این چندمین بار است. فحشدادن بیاحترامی است و من هم از آن ناراحت و عصبانی شدم. قانونی را که در خانه گذاشتیم یادت هست؟ اینکه استفاده از کلمات نامناسب و توهینکردن ممنوع است. چرا این اتفاق دوباره افتاد؟ شاید بگویی خیلی عصبانی بودم و نفهمیدم چه گفتم. درست است، اما این رفتار درستی نیست. بیا راهکاری پیدا کنیم: وقتی خیلی عصبانی شدی، چه کاری کنیم تا فحش ندهیم؟ مثلاً کنار من بیا و بغلم کن، نفس عمیق بکش، آب بخور، به بالشت مشت بزن یا آهنگهای شاد، طنز و خنده داری هستند که میتوانی آنها را بلند بخوانی. من بهعنوان مادرت کنارت هستم و خودم هم با همین تمرینها سعی میکنم خشمم را کنترل کنم تا الگوی خوبی برای تو باشم.
با کودکانی که اهل تکرار اشتباهند چه کنیم؟
اگر یکی دو بار با فرزندتان صحبت کنید، اما باز هم بعد از چند وقت رفتارش را تکرار کرد این بار باید درباره جریمه با او صحبت کنید. البته جریمه باید متناسب با سن کودک و رفتارش باشد. یعنی هر رفتار غلطی، اگر قبلاً آموزشدیده و تذکر داده شده باشد و دوباره تکرار شود، برای آن پیامدی در نظر گرفته شود. مثلاً بگوییم: «ببین عزیزم، من بارها به تو گفته بودم که چرا حرف زشت زدن در خانه ما ممنوع است، اما تو هنوز هم داری این رفتار را تکرار میکنی. برای همین امروز میخواهم با همدیگر یک قرار بگذاریم.» (این صحبت را با زبان کودکانه و متناسب با شناخت فرزندتان میزنید.) «اگر دوباره شما به من، به دیگران، به دوستت یا هر جایی که بودیم حرف بد زدی، یعنی قانون خانه را شکستی و اینجا باید بدانی که جریمه میشوی.» ازآنجاکه جریمه باید متناسب با رفتار کودک باشد، یکدفعه وارد یک جریمه خیلی بزرگ برای یک رفتار خیلی کوچک نشوید. مثلاً به او بگویید: «حالا که تو امروز این حرف را زدی و این کار را انجام دادی، ساعتی که قرار بود با گوشی بازی کنی، از آن محروم میشوی.» این یعنی متوجه شود رفتار اشتباهش پیامدی دارد. پس از قبل میداند که اگر من این کار را انجام بدهم، از فلان کار یا فلان بازی محروم میشوم.
در این گفتوگو، هم آموزش وجود دارد، هم حل مسئله، هم ابراز احساس و هم جریمه منطقی.
منبع: فارس