باشگاه خبرنگاران جوان - سخنرانی رضا پهلوی در واشنگتن میتوانست مثل بسیاری دیگر از برنامههای او مهم نباشد و دیده نشود، اگر یک زن ایرانی در میانه سخنان او فریاد اعتراضش بلند نمیشد: «شرم بر شما باد!» اعتراض آن زن به جنگطلبی رضا پهلوی علیه کشور خود، ایران بود و از او با فریاد خواست که نگوید ایران من، وقتی آمریکا را دعوت به بمباران ایران کرده است. اما موضوعی حتی مهمتر از اعتراض آن زن وجود دارد و آن هم میزبان مراسمی است که رضا پهلوی در آن اظهارنظر کرده است؛ شرکت اسلحهسازی لاکهید مارتین، بزرگترین شرکت اسلحهسازی جهان!
اعتراض اول به پهلوی باید این میبود که تو روی صندلی مهمانی بزرگترین شرکت اسلحهسازی جهان چه میکنی؟ شاید هم آن زن معترض بهدرستی دریافته که هیچ امیدی به انصاف و تعقل و انسانیت در پهلوی نیست، پس بهجای اعتراض به آنکه مهمان چنین میزبانی شده، فقط از او خواسته نسبت به ایران و ملت ایران حس مالکیت و همراهی نداشته باشد. یعنی تو که درهرحال به مدار انسانیت برنمیگردی، حداقل دیگر نام ایران را نبر! درهرحال باید خوشحال از اعتراض آن زن باشیم که باعث شد آن سخنرانی موردتوجه قرار بگیرد و نام اسپانسرش هم شنیده شود و برای تاریخ بماند که در تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل علیه ایران، رضا پهلوی مهمان بزرگترین پیمانکار صنایع جنگافزاری جهان شده است.
چطور میتوانید بگویید ایران من؟!
رضا پهلوی روی صندلی لم داده و با خیالی آسوده مشغول داستانسرایی در مورد ایران و مردم ایران است، ناگاه زنی از میان جمع فریادزنان به مقابل سن میرود و رو به او و به زبان انگلیسی میگوید: «شما کجا بودید وقتی مردم ما داشتند فرزندانشان را از زیر آوار بمبهایی که شما به کشورمان دعوت کردید، بیرون میکشیدند؟ چطور میتوانید بگویید «مردم من! ایران من!» و بعد آنها را دعوت به بمباران مردم کنید؟ شرم بر شما! شرم بر شما!»
همزمان با گفتن اولین جملات، مأموران امنیتی سالن به سمت زن میآیند، چند نفری او را میگیرند و به بیرون سالن میبرند و جملات زن که ترجمهاش در بالا آمد، در واقع در میانه کشاکش با مأموران امنیتی سالن و در حال بیرونراندن او بیان میشود. بله؛ درست متوجه شدید، به او حتی به قدر بیان دو سه جمله هم فرصت آزادی بیان داده نمیشود، فقط برای ابراز مخالفت با «ایران من و مردم من» گفتن کسی که خود حامی حمله نظامی به ایران بوده است. او نه قصد حمله داشت و نه توهینی میکند؛ فقط میخواهد اعتراضش را برساند و برای همین اعتراض در قلب آمریکای آزاد و در مقابل کسی که به اسم آزادی، مشتاق حضور بمب و موشکهای آمریکایی و اسرائیلی در ایران شد، هیچ فضایی نیست. بیراه نیست اگر بگوییم آنچه در آن ثانیهها در سخنرانی پهلوی و با مدیریت آمریکاییها میگذرد، یک پیشنمایش کوچک از ایران آزاد است؛ همان چیزی که ترامپ وعدهاش را داده و پهلوی برای آن هورا میکشد و سپاسگزار جنگندهها و بمبافکنهای آمریکایی است؛ جایی که شما چند ثانیه هم اجازه اعتراض نداری!
جشنواره مرگافزار با حضور پهلوی!
رضا پهلوی تا دیروز فقط در کلام مدافع حمله نظامی به ایران بود و برای آن از ترامپ تشکر هم کرد. حامیان او هم با کارزار رقاصی برای تشکر از ترامپ و نتانیاهو اوج وطندوستی و انسانیت! را به تصویر کشیدند؛ اما به نظر میرسد این حمایت کلامی کافی نبوده و برای رضا پهلوی برنامه ویژهتری ترتیب دادند تا حضوراً از تأمینکننده سلاحهای ماشین کشتار آمریکا سپاسگزاری کند و شاید حتی برنامهای بچیند که این کارخانه اسلحهسازی بتواند سود مالی بیشتری ببرد. پهلوی ملتمسانه مطالبه حملات مجدد و بیشتر آمریکا به ایران را میکند، آمریکا برای جنگ بیشتر، بیشتر اسلحه میخرد و مثل همیشه اولین گزینهاش هم همین کارخانه اسلحهسازی لاکهید مارتین است، انسانهای بیشتری در ایران کشته میشوند و پول بیشتری به حساب کارخانه میرود؛ به همین سادگی!
پهلوی برای رسیدن به تاجوتخت بر باد داده و جبران عقدههای دربار فروریخته ممکن است اقدامات بیشتری هم انجام دهد. کار ویژه او کاتالیزور و سرعتدهنده برای شروع جنگ در منطقه و علیه ایران است تا کارخانههای اسلحهسازی سود بیشتری ببرند. مثلاً شاید بهتر باشد از این لباسهای خرس و خرگوش - برای او البته خونآشام بیشتر جواب میدهد- بر تن کند و مقابل کارخانه اسلحهسازی بالا پایین بپرد و ترامپ و هگست و ونس را به داخل کارخانه دعوت کند. سهم او هم از این بازاریابی وعده رسیدن به تخت شاهی باشد که البته هر قدر هم بالا و پایین بپرد، این کابوس خام تعبیر نخواهد شد.
مرگ ما فرصتی طلایی برای میزبان پهلوی
جیم تایکلت، مدیرعامل لاکهید مارتین، به سرمایهگذاران گفته بود جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران یک «فرصت طلایی» برای ماست. بیراه هم نگفته؛ اسلحهسازان در جنگها سود مالی فراوان دارند، خصوصاً اسلحهساز آمریکایی که فکر میکند هیچگاه جهت شلیکها بهسوی آمریکاییها نخواهد آمد. البته در همان سخنرانی کسی به او معترض میشود که «چطور جرئت میکنید کشتار مردم را فرصت طلایی بدانید؛ شرم بر شما، دستان شما به خون آلوده است»، اما اعتراضها در هیاهوی زدوبند اسلحهسازان و سیاستمداران گم میشود؛ جایی که جنگطلبی و کشتار مردم بیدفاع، منافع همه آنها را تأمین میکند. فقط هم سود مالی فروش تسلیحات نیست که کشتار مردم را تبدیل به فرصتی طلایی برای سازندگان ابزار جنایت میکند.
این تسلیحات پیشرفته برای آزمون پسدادن به یک میدان جنگ واقعی نیاز دارند و مثلاً لاکهید در ۲۸ فوریه، موشک جدید خودش را که قابلیت حمله دقیق دارد، در وسط یک بازی والیبال دخترانه در لامرد ایران آزمایش کرد؛ ۱۷ دختر والیبالیست ایرانی از جمله شهدای این حمله بودند. رضا پهلوی مهمان چنین کسانی بود، قاتلانی که روی خون مردم ایران دنبال فرصتهای طلایی خود بودند. شرکتهای ریتیون و لاکهید مارتین تولیدکنندگان اصلی سامانه پاتریوت هستند که اکنون سالانه حدود ۶۰۰ موشک تولید میکنند. در جریان جنگ، کشورهای حاشیه خلیجفارس و آتشبارهای پاتریوت آمریکایی رویهمرفته ۹۴۳ گلوله در ۹۶ ساعت شلیک کردند که معادل ۱۸ ماه تولید از یک خط تولید مشترک لاکهید مارتین و بوئینگ است. حالا شاید تصویر روشنتری از میزبان بدنام پهلوی در ذهن داشته باشیم؛ میزبانی که البته شدیداً به مشی و خلقوخوی خاندان پهلوی میآید.
منبع: فرهیختگان