باشگاه خبرنگاران جوان - محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، خاطرهای شنیدنی از شیطنتهای فرماندهان شهید در دوران دفاع مقدس روایت کرد.
قالیباف با اشاره به یکی از عملیاتها در شمال غرب کشور اظهار داشت: قرار بر این شد تا عملیاتی در منطقه شمال غرب انجام دهیم. در آن مأموریت، بنده و سردار شهید حاج قاسم سلیمانی، شهید خرازی، شهید باکری، شهید کاظمی و شهید زینالدین، جمعاً هفت نفر، حضور داشتیم. هر یک از ما مقداری پول به همراه داشتیم. در منطقه مریوان، شهید احمد کاظمی یک دستگاه خودروی جیپ را در آنجا تدارک دیده بود.
رئیس مجلس شورای اسلامی افزود: روزی که از خط مقدم بازمیگشتیم، به شدت خسته بودیم. رانندگی خودرو را بنده بر عهده داشتم. در مسیر، آبشاری بسیار بزرگ با جریان آب فراوان قرار داشت. شهید مهدی زینالدین در صندلی جلو، در کنار بنده نشسته بود.
وی با بیان اینکه تمام پول آنها تمام شده بود، خاطرنشان کرد: با خود گفتیم پولی در اختیار نداریم و نمیتوانیم غذایی تهیه کنیم؛ چه راهکاری وجود دارد؟ تنها به اندازه کافی برای یک تماس تلفنی پول داشتیم. بنده به یک تلفن عمومی در شهر سنندج مراجعه کرده و با دفتر فرماندهی در تهران تماس گرفتم و اعلام کردم که تمام پول ما به اتمام رسیده و هیچ امکانی در اختیار نداریم. در پاسخ به بنده گفته شد حداکثر تا دو ساعت دیگر یک فروند هواپیمای فالکون برای انتقال شما اعزام خواهد شد.
قالیباف ادامه داد: همه ما با یک دستگاه خودروی پیکان متعلق به شهربانی، کنار جاده سنندج-کرمانشاه منتظر ماندیم. فرمانده گروه چشم به آسمان دوخت تا هواپیما بیاید و ما را ببرد. پس از مدتی، هواپیمای نظامی آمد اما هوا ابری بود و خلبان دو بار تلاش کرد تا هواپیما را بنشاند، اما موفق نشد.
وی در ادامه با اشاره به شیطنت شهید زینالدین تصریح کرد: هوا چندان مساعد نبود و غروب نیز فرا رسیده بود. شهید زینالدین پیشنهاد داد با همان مقدار پول باقیمانده، بنزین بزنیم و با همین خودرو به مسیر ادامه دهیم، با این تأکید که رانندگی را حتماً خودش بر عهده بگیرد. خدا را شاهد میگیرم، با همان خودروی پیکان در شب و با سرعت ۱۶۰ کیلومتر، خود را به شهر همدان رساندیم.
رئیس مجلس با خنده ادامه داد: به حدی گرسنه بودیم که شهید زینالدین اعلام کرد مقدار اندکی پول دارد که به اندازه یک سیخ کباب کوبیده میشود. ساعت ده و نیم شب به یکی از رستورانهای نزدیک ورودی همدان مراجعه کردیم. پس از نشستن، مشاهده کردیم که شهید زینالدین با سرعت زیادی غذا میخورد. سپس غذا را به صورت ساندویچ آماده کرده، از رستوران خارج شد و در خودرو نشست.
قالیباف افزود: پیش او رفتیم و گفتیم: مهدی! بیا حساب کن. اما او در پاسخ گفت که من پول نمیدهم. شیشه را پایین میآورم و دستم را بیرون میآورم؛ شما یکی یکی دست مرا ببوسید. همه ما دست ایشان را بوسیدیم، سپس خودرو را روشن کرده و به راه افتادیم.
وی در پایان گفت: از قبل از اصفهان، او را گرفتیم و در صندوق عقب انداختیم. تا قزوین مدام لگد میزد. خلاصه در قزوین، دیگر ایشان را در صندلی جلو سوار کردم.
منبع: فارس
حالا حرفهای قالیباف چقدر درسته خدا میداند