باشگاه خبرنگاران جوان - تصویر رمالی در ذهن بسیاری هنوز مردی است پشت یک میز قدیمی، با کتابی قطور و کاغذهایی پر از خطوط نامفهوم؛ اما بازار امروز دیگر این قدر سنتی نیست؛ حالا یک صفحه مجازی، چند تصویر از شمع و طلسم، تعدادی پیام ساختگی از مشتریان راضی و وعده «نتیجه تضمینی» میتواند برای راه اندازی یک کسب وکار کافی باشد؛ پشت این بازار، اما فقط خرافه نیست؛ مجموعهای از اضطرابهای اقتصادی، عاطفی، خانوادگی و روانی قرار دارد که بخشی از جامعه را در لحظههای استیصال به سمت کسانی میکشاند که مدعیاند میتوانند آینده را تغییر دهند.
گزارشی که اخیراً درباره فعالیت فردی با عنوان «حضرت استاد» منتشر شده، نمونهای از تجاری شدن این بازار است؛ جایی که برای خواستههایی از پیدا شدن گمشده و موفقیت در آزمون گرفته تا ازدواج، فرزنددار شدن، درمان بیماری و رونق کسب وکار، تعرفه مشخص تعیین شده و حتی برای مشتریان خارج از کشور پرداخت دلاری و یورویی در نظر گرفته شده است. دراین فهرست، قیمت برخی دعاها به ۷ میلیون تومان میرسد؛ موضوعی که نشان میدهد حتی «امید» هم میتواند به یک محصول قیمت گذاریشده تبدیل شود.
ریشههای قدیمی یک بازار تازه
رمالی، فالگیری، پیشگویی و باور به نیروهای ماورایی پدیدههایی متعلق به امروز نیستند؛ در فرهنگهای مختلف، انسان از گذشته تلاش کرده برای اتفاقاتی که علت آنها را نمیشناخته، توضیحی پیدا کند و از آیندهای که نمیتوانسته پیشبینی کند، تصویری به دست آورد؛ در ایران نیز این باورها در دورههای مختلف تاریخی به شکلهای متفاوتی وجود داشتهاند و با وجود گسترش علم و آموزش، به طور کامل از بین نرفتهاند.
به همین دلیل، توضیح رواج رمالی فقط با عباراتی مانند «کمسوادی» یا «ساده لوحی» ممکن نیست؛ اتفاقاً یکی از ویژگیهای بازار امروز این است که مشتری آن از یک طبقه اجتماعی خاص نمیآید. ممکن است فردی با تحصیلات دانشگاهی، درآمد مناسب یا موقعیت اجتماعی بالا نیز در مقطعی از زندگی به فالگیر یا دعانویس مراجعه کند.
ناصر فکوهی، انسانشناس و استاد دانشگاه تهران، در بحثهای خود درباره سرمایه اجتماعی تأکید کرده است که کاهش کیفیت روابط اجتماعی و ضعیف شدن شبکههایی که افراد از طریق آنها حمایت و امکان حل مسئله پیدا میکنند، میتواند به انزوا و آسیب پذیری بیشتر افراد منجر شود. او البته هشدار میدهد که نباید میان نااطمینانی اجتماعی و گرایش به رفتارهای جادویی رابطهای ساده و یک خطی برقرار کرد؛ باورهای جادویی سابقهای بسیار قدیمی دارند.
بنابراین، مسئله اصلی شاید این نباشد که چرا انسانها هنوز به جادو باور دارند؛ پرسش مهمتر این است که چه زمانی و چرا یک فرد احساس میکند برای حل مشکلش باید به سراغ جادو برود؟
پاسخ را باید در مفهوم «کنترل» جستوجو کرد؛ کسی که آینده شغلی خود را نامطمئن میبیند، فردی که درگیر اختلاف خانوادگی است، بیماری دارد، برای ازدواج نگران است یا ماههاست طلب خود را دریافت نکرده، با مسئلهای مواجه است که نتیجه آن کاملاً در اختیارش نیست. رمال در چنین شرایطی یک وعده ساده میدهد: من میتوانم کاری کنم.
این وعده شاید در واقعیت هیچ پشتوانهای نداشته باشد، اما برای فرد مضطرب، دستکم احساس میکند اقدامی انجام داده است.
مشتریان رمالها چه کسانیاند؟
فهرست خواستههایی که در بازار دعانویسی فروخته میشود، در واقع تصویری از مهمترین اضطرابهای جامعه است. «بازگشت معشوق»، «بخت گشایی»، «جلوگیری از طلاق»، «سربه راه شدن همسر یا فرزند»، «رزق و روزی»، «فروش موفق»، «وصول طلب»، «قبولی در آزمون»، «پیدا کردن شغل» و حتی «شفای بیماری»؛ هرکدام نماینده یک بحران واقعی در زندگی انسان هستند.
مصطفی اقلیما، رئیس انجمن علمی مددکاری اجتماعی ایران، درتحلیل گرایش مردم به رمالی و خرافات، مراجعه کنندگان را محدود به یک گروه اجتماعی نمیداند و از فقر، بیکاری، آسیبهای اجتماعی و نیاز افراد به شنیدن یک حرف امیدوارکننده به عنوان بخشی از زمینههای این گرایش یاد کرده است.
از سوی دیگر، مجید ابهری، رفتارشناس اجتماعی و عضو هیأت علمی دانشگاه شهید بهشتی، سالها پیش در بررسی این پدیده از عواملی مانند کنجکاوی، چشم وهمچشمی و فاصله گرفتن از توکل و ارزشهای اخلاقی به عنوان زمینههای مراجعه به فالگیران و رمالان نام برده بود؛ اوهمچنین بر نقش اطلاع رسانی و برخورد قانونی با سوءاستفادهکنندگان تأکید کرده است.
اما شاید مهمترین نکته این باشد که مشتری رمال الزاماً کسی نیست که «هیچ راهی» ندارد؛ گاهی فرد راههای منطقی را میشناسد، اما تحمل هزینه، زمان و دشواری آن راهها را ندارد.
برای حل یک اختلاف خانوادگی، مشاوره لازم است؛ برای بیماری، پزشک؛ برای مشکل حقوقی، وکیل؛ برای بحران روانی، روانشناس؛ برای مشکل مالی، برنامه ریزی و حمایت اقتصادی؛ اما همه این مسیرها زمان برند و هیچ کدام نتیجه صد درصدی تضمین نمیکنند.
رمال دقیقاً در نقطه مقابل این فرآیند میایستد و میگوید: یک نسخه دارم و نتیجه هم نزدیک است؛ این همان چیزی است که بازار را زنده نگه میدارد.
شبکههای اجتماعی؛ کارخانه تولید رمالهای مجازی
اگر رمالی در گذشته به یک اتاق، مغازه یا معرفی از سوی یک دوست نیاز داشت، امروز کافی است کاربر چند کلمه مانند «باطلالسحر»، «بازگشت معشوق»، «طلسم رزق» یا «رفع بستگی» را جستوجو کند.
پژوهشی مبتنی بر کلاندادههای شبکههای اجتماعی که محمدعلی دادگسترنیا درباره محتوای فارسی در فاصله سالهای ۱۳۹۵ تا مهر ۱۴۰۲ انجام داده، از نزدیک به یک میلیون محتوای مرتبط با رمالی و دعانویسی در اینستاگرام خبر میدهد؛ این محتواها بیش از ۳۰۰ میلیون پسند و ۱۳ میلیون دیدگاه دریافت کردهاند. در تلگرام نیز نزدیک به چهار میلیون محتوای مرتبط در بیش از ۲۰۰ هزار کانال شناسایی شده که مجموع بازدید آنها از ۱۰ میلیارد گذشته است. این ارقام به معنای تعداد مشتریان نیست، اما بزرگی بازار توجه و تبلیغات در این حوزه را نشان میدهد.
شبکه اجتماعی یک مزیت دیگر هم برای این کسبوکار ایجاد کرده است: ناشناسماندن؛ رمال دیگر مجبور نیست مشتری را در خانهای قدیمی بپذیرد، میتواند با یک شماره مجازی، حساب ناشناس یا صفحهای با نامی پرطمطراق فعالیت کند. ابتدا از مخاطب نام، نام مادر، تاریخ تولد، عکس و جزئیات زندگی خصوصیاش را میگیرد و بعد همین اطلاعات را به عنوان «کشف اسرار زندگی» به خود او بازمیگرداند.
گاهی نیز فرآیند از یک فال ساده آغاز میشود و به یک چرخه پرداخت تبدیل میشود. به مشتری گفته میشود مشکل او عادی نیست؛ «طلسم سنگین» است، «بستگی» دارد یا فرد دیگری برایش کاری انجام داده است. سپس نسخه جدیدی ارائه میشود و هزینه بالاتر میرود.
در نمونهای که در متن مورد اشاره آمده، خدمات «حضرت استاد» از دعا برای محافظت و آمرزش تا ازدواج، افزایش رزق، شفای بیماری، فرزنددار شدن و «پیدا شدن جفت روحی» قیمت گذاری شده بود. همین فهرست نشان میدهد بازار رمالی چگونه میتواند تقریباً تمام نقاط حساس زندگی انسان را به خدمت پولی تبدیل کند.
از طرف دیگر، خطر فقط از دست دادن پول نیست؛ اطلاعات خصوصی، عکسها و مسائل خانوادگی افراد میتواند در اختیار فردی قرار بگیرد که هیچ نظارت حرفهای بر او وجود ندارد. در گزارشهای مختلف نیز درباره احتمال سوءاستفاده مالی، خانوادگی و جنسی از مراجعه کنندگان هشدار داده شده است.
چرا با وجود افشاگریها بازار از بین نمیرود؟
بارها خبر دستگیری رمال، فالگیر یا دعانویس منتشر شده است، اما بازداشت یک نفر الزاماً به معنای پایان بازار نیست؛ صفحهای بسته میشود و صفحهای دیگر شکل میگیرد؛ یک فرد بازداشت میشود و فرد دیگری با نامی تازه شروع به فعالیت میکند.
یکی از دلایل مهم، سازوکار ذهن انسان در مواجهه با شکست است؛ فردی که نزد یک رمال نتیجه نگرفته، لزوماً به این نتیجه نمیرسد که «رمالی اساساً بیاعتبار است». ممکن است بگوید این شخص کلاهبردار بوده و فرد دیگری واقعاً قدرت دارد؛ همین مسئله، بازار را تقریباً در برابر ابطال مقاوم میکند.
اگر پیشگویی درست از آب دربیاید، رمال آن را نشانه قدرت خود معرفی میکند؛ اگر اشتباه باشد، میتواند شکست را به «طلسم قویتر»، «دخالت شخص دیگر» یا «کافی نبودن مراسم» نسبت دهد. در نتیجه، هر نتیجهای قابلیت تفسیر به نفع مدعی را پیدا میکند.
دراین میان، شرم قربانی هم مهم است؛ کسی که برای بازگشت همسر، درمان بیماری یا رفع طلسم پول زیادی پرداخته، ممکن است از ترس تمسخر یا افشای مسائل خصوصی، موضوع را پیگیری نکند؛ به همین دلیل، نبود آمار دقیق از قربانیان نباید به معنای نبود مسئله تلقی شود.
از نگاه اجتماعی نیز برخورد صرفاً انتظامی کافی نیست؛ ناصر فکوهی در بحث سرمایه اجتماعی براهمیت ایجاد فضاها و شبکههای اجتماعی سالم برای جلوگیری از انزوا و تقویت ارتباطات اجتماعی تأکید کرده است. در واقع، مبارزه با رمالی فقط مبارزه با یک صفحه اینستاگرامی نیست؛ بخشی از آن به تقویت خدمات مشاورهای، روان شناختی، حقوقی و اجتماعی و ایجاد دسترسی آسانتر مردم به این خدمات مربوط میشود.
وقتی «جادو» به زمین فوتبال میرسد
فوتبال ایران نیز از این بازار بینصیب نمانده است. طی سالهای گذشته بارها ادعاهایی درباره حضور رمالها و جادوگران در اطراف برخی تیمها، استفاده از دعا برای پیروزی، دفن اشیا در زمین، طلسم کردن دروازه یا تلاش برای تغییر نتیجه مسابقه مطرح شده است. بخش مهمی از این روایتها در رسانهها و گفتوگوهای اهالی فوتبال بازتاب پیدا کرده، اما ادعا درباره یک فرد یا باشگاه الزاماً به معنای اثبات آن نیست.
در سالهای اخیر نیز اظهارات برخی مربیان درباره پیشنهاد یا استفاده از جادو و رمالی دوباره این موضوع را به فضای فوتبال برگرداند. در برخی پروندهها حتی نهادهای انضباطی فوتبال نسبت به اظهارات مربوط به جادوگری واکنش نشان دادهاند.
چرا فوتبال؟
چون فوتبال یکی از محیطهایی است که در آن فشار نتیجه بسیار بالاست. مربی ممکن است با یک شکست شغلش را از دست بدهد، بازیکن ممکن است با یک اشتباه جایگاهش را از دست بدهد و مدیر نیز تحت فشار هواداران قرار گیرد. در چنین فضایی، نسبت دادن شکست به «طلسم» میتواند یک توضیح آماده و حتی نوعی راه فرار از پذیرش مسئولیت باشد.
از سوی دیگر، همان منطق روان شناختی در فوتبال هم کار میکند: وقتی نتیجه غیرقابل پیشبینی است، انسان دوست دارد تصور کند میتواند آن را کنترل کند، اما در فوتبال حرفهای، تمرین، تاکتیک، آمادگی جسمانی، روانشناسی ورزشی، تحلیل داده و کیفیت بازیکنان متغیرهایی قابل بررسیاند؛ «طلسم» نه.
به همین دلیل، ورود رمالی به فوتبال را باید فراتر از یک حاشیه عجیب دید. مسئله زمانی جدی میشود که باور به نیروهای ناشناخته جای تحلیل فنی را بگیرد؛ یعنی به جای بررسی ضعف خط دفاع، مصدومیت بازیکنان یا اشتباه تاکتیکی، شکست به «جادوی تیم مقابل» نسبت داده شود.
درنهایت، بازار رمالی بیش از آنکه درباره قدرت رمالها باشد، درباره آسیب پذیری مشتریان آنهاست. انسان در لحظهای که احساس میکند کنترل زندگیاش را از دست داده، بیش از همیشه آماده شنیدن وعدهای است که به او میگوید «راهی وجود دارد».
این وعده میتواند ۷ میلیون تومان قیمت داشته باشد، میتواند در قالب یک کاغذ رمزآلود فروخته شود، میتواند پشت یک صفحه مجازی با هزاران دنبالکننده پنهان شود و حتی گاهی خود را به زمین فوتبال برساند. اما پشت همه این شکلهای متفاوت، یک نیاز مشترک وجود دارد: نیاز انسان به امید و کنترل در جهانی که همیشه قابل پیشبینی نیست.
بنابراین، مقابله با رمالی فقط با بستن چند صفحه مجازی یا بازداشت چند نفر تمام نمیشود. تا زمانی که اضطراب، تنهایی، بحرانهای خانوادگی، مشکلات اقتصادی و دسترسی دشوار به خدمات تخصصی وجود داشته باشد، بازار وعدههای جادویی میتواند دوباره شکل بگیرد.
رمالها شاید طلسم بفروشند، اما کالای اصلی آنها چیز دیگری است: فروش اطمینان به آدمهایی که از آینده میترسند.
منبع: قدس آنلاین