دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال آن است که پرونده هسته‌ای را وارد مذاکرات کند تا بتواند روایت پیروزی‌اش را روی آن سوار کند.

باشگاه خبرنگاران جوان - دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا به دنبال آن است که پرونده هسته‌ای را وارد مذاکرات کند تا بتواند روایت پیروزی‌اش را روی آن سوار کند. یعنی بگوید هم مسئله تنگه هرمز را حل کردم، هم پرونده هسته‌ای ایران را بستم و هم به توافقی با این کشور رسیدم. یعنی در آتش دامن‌گیری که خودش به پا کرده، خری از جنس هسته‌ای داغ کند و با بوی کبابش، پایگاه رأی خود را تقویت کند. بااین‌حال ایران هرگونه مذاکره بر سر هسته‌ای را پیش از اجرای شروط اسلام‌آباد، قاطعانه رد کرده است. در واقع موضوع امروز، اجرای تعهداتی است که ترامپ پای آن امضا زده و چند ساعت بعد نقضش کرده؛ نه باز کردن پرونده‌های تازه‌ای که فقط قرار است خوراک کارزار انتخاباتی ترامپ شود. هرکس این روز‌ها بخواهد مسیر تحولات را بفهمد باید از همین نقطه شروع کند، نه از دوگانه‌سازی‌های پوچ.

در همین فضا بود که دو مقام رده‌بالا از تهران -که در همین دوگانه‌سازی‌ها توسط برخی، مقابل یکدیگر تصور می‌شدند- یک فرکانس مشترک ارسال کردند. محسن رضایی، دبیر و نماینده رهبر انقلاب در شورای عالی امنیت ملی، در گفت‌وگوی مشروح با شبکه الجزیره در شامگاه شنبه (۲۸ شهریور ۱۴۰۵) سیاست ایران در برابر جنگ‌طلبی آمریکا را تشریح کرد و محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس، هم‌زمان در نطق پیش از دستور روز یکشنبه و در آستانه هفته دفاع مقدس همان خط را ادامه داد. خروجی مواضع طرفین یک چیز بود: «آمادگی کامل؛ هم برای جنگ هم برای مذاکره.» مذاکره البته به شرط‌ها و شروط‌ها. اگر آمریکا بخواهد مسیر تنش را برود، ایران نه غافلگیر می‌شود و نه دست‌خالی است. همچنین درِ گفت‌و‌گو هم بسته نیست؛ به شرطی که شروط ایران انجام شود.

ترامپ جنگ را احمقانه آغاز کرد و احمقانه ادامه می‌دهد

رضایی در گفت‌و‌گو با الجزیره تصویری از وضعیت آمریکا ارائه داد که با روایت‌سازی‌های رسانه‌ای واشنگتن فاصله زیادی دارد. براین‌اساس، ترامپ حمله به ایران را با این تصور آغاز کرد که می‌تواند مسئله را در چند روز جمع کند و حالا که نه بمباران جواب داده، نه محاصره دریایی، به محاصره اقتصادی و «سفر مقام‌های خزانه‌داری به کشور‌های منطقه برای قطع روابط مالی با ایران» رو آورده است. رضایی این را نشانه درماندگی خواند، نه قدرت و گفت همان‌طور که ترامپ این جنگ را احمقانه آغاز کرد، حالا هم احمقانه ادامه‌اش می‌دهد و به نفع خود اوست که شرایط ایران را بپذیرد و از این باتلاق بیرون بیاید، چون هرچه بیشتر بماند و دست‌وپا بزند، وضعش بدتر می‌شود.

آمادگی کامل برای جنگ احتمالی جدید

بخش مهمی از صحبت‌های رضایی اختصاص داشت به آمادگی ایران. دبیر شورای عالی امنیت ملی صراحتاً گفت ایران خود را برای یک «جنگ سرنوشت‌ساز» کاملاً آماده کرده و آمادگی امروز کشور از دوران جنگ چهل‌روزه هم بالاتر است. او برای تثبیت هشدارش، چند نمونه هم مثال زد. از آزمایش موفق یک موشک ضدکشتی که در نزدیکی یک ناو هواپیمابر منفجر شد و به هشتاد بمبلت تقسیم شد تا افزایش سرعت موشک‌های مافوق‌صوت از شش ماخ به ده ماخ، ارتقای جنگ الکترونیک و تقویت پدافند هوایی. شاید مهم‌ترین حرف رضایی این بود؛ «اقدامات دیگری هم داریم که در زمان مناسب از آنها استفاده خواهیم کرد.» یعنی ایده‌های جدیدی برای جنگ احتمالی وجود دارد که بخشی از آنها رو شده و طبعاً مواردی هم هست که گفته نمی‌شود.

رضایی دامنه درگیری احتمالی را هم ترسیم کرد و هشدار داد اگر جنگ دوباره آغاز شود، کشتی‌های آمریکایی هر جای اقیانوس هند که باشند در معرض حمله قرار می‌گیرند، مگر آنکه از آن عقب‌نشینی کنند؛ و پایگاه‌هایی که هواپیما‌ها از آنها برای بمباران شهر‌های ایران برمی‌خیزند، «این بار محکم‌تر از قبل زده خواهند شد.» او خطاب به همسایگان عرب هم اعلام کرد ایران تاکنون به شهر‌ها و مراکز خود کشور‌های عربی حمله نکرده و فقط پایگاه‌های مبدأ حملات را زده است. رضایی راه‌حل هم داد: «اجازه ندهید از خاک شما علیه ایران عملیات شود.» رضایی همچنین در مورد احتمال تغییر دکترین هسته‌ای، اعلام کرد «ما هنوز به فتوای امام شهید خود پایبندیم و موضع ما تاکنون تغییر نکرده است. بااین‌حال، نمی‌دانیم در آینده چه اتفاقی خواهد افتاد. آینده نامشخص است.»

تا شروط اجرا نشود از گفت‌و‌گو خبری نیست

قالیباف هم روز یکشنبه در مجلس روی همین ریل حرکت کرد و صورت‌بندی مشابهی از وضعیت ارائه کرد. رئیس مجلس گفت دوگانه «جنگ یا مذاکره» اساساً دوگانه واقعی نیست؛ «هم باید جنگید و هم مذاکره کرد.» قالیباف توضیح داد که باید معقول و مقتدرانه جنگید و در زمان مناسب، با اقتدار و عقلانیت مذاکره کرد. او از هم‌افزایی میدان و دیپلماسی گفت و یادآوری کرد که همین ترکیب بود که پیروزی ملت ایران را به یک سند حقوقی و سیاسیِ شکست آمریکا تبدیل کرد. قالیباف همچنین دوباره به خط قرمز اشاره کرد: «تا وقتی تعهدات آمریکا در آن تفاهم‌نامه اجرایی نشود و حقوق ملت ایران به رسمیت شناخته نشود، نه روزنه‌ای برای بازگشت به میز باز می‌شود و نه تنگه هرمز باز خواهد شد.» در واقع تنگه با ترتیبات ایرانی باز می‌شود، نه با تهدیدات آمریکایی. قالیباف این را هم گفت که نظم کهنه آمریکایی در غرب آسیا فروریخته و این کشور‌های اسلامی منطقه‌اند که باید نظم جدید را بسازند.

خروجی مواضع ایران، بازگشت به همان شروط یادداشت تفاهم اسلام‌آباد است و اجرای تمام‌وکمال آن. نه مذاکره از صفر و نه توافق تازه با سرفصل‌های تازه و نه گنجاندن پرونده هسته‌ای در بسته‌ای که ترامپ برای انتخاباتش لازم دارد. مسیر گفت‌و‌گو از نگاه تهران همان مسیری است که یک‌بار طی شده و روی کاغذ آمده است. مشکل این است که آمریکا اراده‌ای برای عمل به امضای خود نداشت. دفعه قبل مسئله این بود که واشنگتن سه بند از تعهداتش را اجرایی نکرد و همین بدعهدی بود که کار را به اینجا کشاند. حالا موضع ایران این است که اگر آمریکا همه بند‌ها را اجرا کند، ما نیز برای بازگشت به تفاهم اسلام‌آباد آمادگی داریم. در واقع کلید بازگشت منطقه به آرامش در ابتکارات جدید و تعویض میانجیگر و ... نیست؛ بلکه آرامش فقط در پس اجرای تعهدات قبلی است که شامل بسته‌ای از رفع محاصره و تحریم نفت تا آزادسازی اموال بلوکه‌شده و پایان تهدید و عملیات نظامی در همه جبهه‌هاست.

شکست پروژه جدید ترامپ

از همین‌جا می‌شود فهمید چرا طرح انتخاباتی ترامپ برای واردکردن پرونده هسته‌ای به بن‌بست خورده است. آمریکا می‌خواهد صورت‌مسئله را عوض کند تا بدعهدی خودش در اجرای تفاهم‌نامه گم شود و به‌جای پاسخ‌گویی درباره بند‌های اجرانشده، بر سر موضوع تازه‌ای چانه‌زنی راه بیندازد که برایش دستاورد تبلیغاتی دارد. ایران این جابه‌جایی صورت‌مسئله را نپذیرفته و نخواهد پذیرفت، چون تجربه به تهران آموخته که با طرفی که تعهد قبلی‌اش را اجرا نکرده، گشودن پرونده جدید فقط دادن امتیاز مجانی است. رضایی در همان مصاحبه گفت ایران در مذاکرات، توقف جنگ در همه جبهه‌ها را مطالبه کرده؛ یعنی حتی موضوعات مذاکره هم از دل همان چهارچوب تفاهم‌شده بیرون می‌آید، نه از فهرست آرزو‌های انتخاباتی کاخ سفید.

ضدحمله قالیباف و رضایی به دوقطبی

نکته آخر درباره فضای داخلی است. در هفته‌های اخیر تلاش زیادی شد که تصمیم‌گیری کشور را در یک فضای دوقطبی نشان دهند؛ گویی یک جریان فقط دنبال جنگ است و جریان دیگر فقط دنبال مذاکره و این دو در برابر هم صف کشیده‌اند. اما برخلاف این دوقطبی‌سازی‌ها، قالیباف و رضایی، دو چهره‌ای که اتفاقاً از دو تجربه و دو جایگاه متفاوت می‌آیند، یک حرف زدند و آن حرف چیزی نیست جز راهبرد کلان نظام مبنی بر آمادگی برای جنگ و تفاهم در کنار هم و هم‌زمان. در این چهارچوب، نه آمادگی نظامی به معنای بستن در دیپلماسی است و نه گفت‌و‌گو به معنای عقب‌نشینی. این دو بال یک راهبرد واحدند؛ میدان است که به دیپلماسی اعتبار می‌دهد و دیپلماسی است که دستاورد میدان را به سند تبدیل می‌کند.

در نهایت آمریکا در آستانه انتخابات دنبال یک نمایش است و ایران مطالبه‌ای جز اجرای شروطی که ترامپ پایش امضا زده ندارد. ترامپ می‌خواهد با واردکردن پرونده هسته‌ای، هم باز شدن تنگه را به نام خودش بزند و هم توافقی برای ویترین انتخاباتی‌اش دست‌وپا کند. تهران این بازی را قاطعانه رد کرده است. اگر واشنگتن مسیر تنش را انتخاب کند، با ایرانی روبه‌رو می‌شود که «آماده‌تر از جنگ چهل‌روزه است، ایده‌های تازه‌ای برای میدان دارد و بخشی از توانش را هم در غلاف نگه داشته است.» در حال حاضر انتخاب با آمریکاست؛ ایران برای هر دو مسیر آماده است.

منبع: فرهیختگان

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha