باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۲۰ تا ۵۰ سوره مرسلات، با یادآوری آغاز آفرینش انسان، نظم زمین و سرنوشت اقوام گذشته، استدلالی پیوسته برای اثبات قدرت خداوند و تحقق «یوم الفصل» ارائه میکند.
در تفسیر المیزان، علامه طباطبایی این مجموعه را زنجیرهای از حجتها بر توحید ربوبی میداند که در نهایت به ضرورت وجود روز جزا میرسد، روزی که در آن تکذیبکنندگان با نتیجه اعمال خود روبهرو میشوند و متقین در نعمت الهی قرار میگیرند.
خدا از همان چیزی آغاز کرد که انسان آن را ناچیز میشمارد
آیات با یک پرسش تکاندهنده آغاز میشود «أَلَمْ نَخْلُقْکُم مِّن مَّاءٍ مَّهِینٍ». انسان از «آب مهین» یعنی نطفهای ناچیز و ضعیف آفریده شده است. سپس همین موجود در «قَرَارٍ مَّکِینٍ» قرار میگیرد و آفرینش او تا «قَدَرٍ مَّعْلُومٍ» ادامه مییابد.
از نگاه علامه طباطبایی، این آیات صرفاً یادآوری یک واقعیت زیستی نیست بلکه استدلالی برای قدرت خداوند است. کسی که انسان را از چنین مبدأ ناچیزی پدید آورده و مراحل وجود او را با اندازه و تقدیر مشخص پیش برده، در آفرینش دوباره او نیز عاجز نیست. جمله «فَقَدَرْنَا فَنِعْمَ الْقَادِرُونَ» نتیجه همین استدلال است: تقدیر و اندازهگذاری آفرینش، نشانه قدرت مطلق پروردگار است.
زمینی که هم زندگی را در خود جای میدهد و هم مرگ را
بعد از انسان، نگاه آیات به زمین میرود: «أَلَمْ نَجْعَلِ الْأَرْضَ کِفَاتاً * أَحْیَاءً وَأَمْوَاتاً». زمین برای زندگان و مردگان جایگاه و پناه قرار داده شده است. علامه در توضیح این آیات، به نظامی اشاره میکند که در آن زمین محل استقرار انسانها در زندگی و بازگشت بدنها پس از مرگ است.
در ادامه نیز از «رَوَاسِیَ شَامِخَاتٍ» کوههای بلند و استوار و «مَاءً فُرَاتاً» آب گوارا سخن گفته میشود. مجموعه این نشانهها یک پیام مشترک دارد اینکه جهان، رهاشده و بیحساب نیست. همان خدایی که انسان و محیط زندگی او را با این نظم آفریده، برای زندگی او نیز غایت و حسابی قرار داده است. از همینجاست که بحث آفرینش به بحث معاد پیوند میخورد.
روزی که آتش، سایهای سهشاخه میشود
پس از بیان نشانههای قدرت خدا، آیات به سراغ سرنوشت تکذیبکنندگان میرود «انطَلِقُوا إِلَىٰ مَا کُنتُم بِهِ تُکَذِّبُونَ». به آنان گفته میشود به سوی همان چیزی بروید که آن را انکار میکردید.
تصویر بعدی بسیار سنگین است «ظِلٍّ ذِی ثَلَاثِ شُعَبٍ» سایهای سهشاخه که برخلاف سایه معمولی «لَا ظَلِیلٍ» است و از شعله آتش جلوگیری نمیکند. سپس آتش با شرارههایی بزرگ توصیف میشود «إِنَّهَا تَرْمِی بِشَرَرٍ کَالْقَصْرِ»؛ بنابراین چیزی که ظاهراً «سایه» نامیده میشود، در حقیقت پناهگاهی برای نجات نیست، بلکه بخشی از عذاب است.
تکرار جمله «وَیْلٌ یَوْمَئِذٍ لِّلْمُکَذِّبِینَ» در این بخش، ریتم هشدارهای سوره را شکل میدهد گویی پس از هر مرحله از استدلال و هر تصویر از قیامت، دوباره سرنوشت کسانی یادآوری میشود که حقیقت را انکار کردند.
روزی که دیگر فرصت دفاع نیست
آیات ۳۵ و ۳۶ میگوید که «هَٰذَا یَوْمُ لَا یَنطِقُونَ * وَلَا یُؤْذَنُ لَهُمْ فَیَعْتَذِرُونَ». اینجا دیگر مانند دنیا، فرصت سخن گفتن، توجیه کردن و ساختن عذر وجود ندارد.
سپس تعبیر «هَٰذَا یَوْمُ الْفَصْلِ» میآید روز جدایی حق از باطل و مشخص شدن نتیجه مسیرهایی که انسانها انتخاب کردهاند. خداوند همه را جمع میکند و خطاب به آنان میفرماید که «فَإِن کَانَ لَکُمْ کَیْدٌ فَکِیدُونِ». یعنی اگر در برابر این حقیقت راهی برای گریز یا چارهای دارید، به کار بگیرید. این تعبیر، نهایت ناتوانی انسان در برابر حکم الهی را نشان میدهد.
دو سرنوشت، یک پایان برای متقین و یک پایان برای مکذبان
در برابر این تصویر، آیات ۴۱ تا ۴۴ ناگهان فضای متفاوتی میسازد «إِنَّ الْمُتَّقِینَ فِی ظِلَالٍ وَعُیُونٍ». متقین در سایهها، چشمهها و میوههایی که میخواهند قرار دارند و به آنان گفته میشود که «کُلُوا وَاشْرَبُوا هَنِیئاً بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ».
نکته مهم این است که قرآن این نعمت را بیارتباط با رفتار انسان نمیداند «بِمَا کُنتُمْ تَعْمَلُونَ». سپس میفرماید که «إِنَّا کَذَٰلِکَ نَجْزِی الْمُحْسِنِینَ» ما نیکوکاران را چنین پاداش میدهیم. در نگاه المیزان، این تقابل نشان میدهد که نظام آخرت ادامه همان نظامی است که در دنیا بر اساس ایمان و عمل شکل گرفته است.
وقتی فرصت دنیا «کمی» است
اما در مقابل متقین، به مجرمان گفته میشود «کُلُوا وَتَمَتَّعُوا قَلِیلاً إِنَّکُم مُّجْرِمُونَ». تعبیر «قَلِیلاً» قابل توجه است، بهرهمندی دنیوی هرچقدر هم طولانی به نظر برسد، در برابر سرنوشت نهایی انسان بسیار کوتاه است. آخرین حلقه استدلال سوره، مسئله عبادت و تسلیم است «وَإِذَا قِیلَ لَهُمُ ارْکَعُوا لَا یَرْکَعُونَ». مشکل آنان فقط نپذیرفتن یک گزاره اعتقادی نیست بلکه در برابر خداوند حاضر به رکوع و تسلیم نیستند.
سوره در پایان با پرسشی تکاندهنده بسته میشود: «فَبِأَیِّ حَدِیثٍ بَعْدَهُ یُؤْمِنُونَ؟» اگر پس از این همه نشانه و هشدار، باز هم ایمان نیاورند، دیگر به کدام سخن ایمان خواهند آورد؟ به این ترتیب، آیات ۲۰ تا ۵۰ مرسلات یک مسیر منسجم را طی میکند، از نطفه ناچیز انسان و نظم زمین، به قدرت خداوند؛ از قدرت خداوند، به امکان و ضرورت قیامت و از قیامت، به دو سرنوشت متفاوت انسانها.
منبع: فارس