باشگاه خبرنگاران جوان - آیات ۱۸ تا ۳۱ سوره مدثر، ماجرای موضعگیری سرسختانه مخالفان در برابر قرآن و تصویر «سَقَر» مطرح میشود و از آیات ۳۲ تا ۴۷، قرآن سرنوشت انسان را به اعمالش گره میزند و چهار عامل سقوط مجرمان را بیان میکند.
وقتی حقیقت را فهمیدند، اما انکارش کردند
آیات ۱۸ تا ۴۷ سوره مدثر، تصویری تکاندهنده از انسانی ارائه میدهد که در برابر حقیقت قرار گرفته، آن را بررسی کرده و حتی درباره آن اندیشیده است، اما در نهایت به دلیل خودخواهی و استکبار، حقیقت را انکار میکند.
این بخش از سوره، از یک سو سرنوشت کسانی را نشان میدهد که آگاهانه با پیام الهی مقابله میکنند و از سوی دیگر، عوامل اصلی سقوط انسان در قیامت را برمیشمارد.
نقشهای که برای انکار قرآن کشیده شد
آیات با توصیف حال فردی آغاز میشود که درباره قرآن به فکر و محاسبه میپردازد «إِنَّهُ فَکَّرَ وَقَدَّرَ». علامه طباطبایی در المیزان این بخش را تصویری از روند ذهنی و رفتاری او میداند ابتدا نگاه میکند، سپس چهره درهم میکشد «ثُمَّ نَظَرَ، ثُمَّ عَبَسَ وَبَسَرَ» و سرانجام از پذیرش حقیقت روی میگرداند و استکبار میورزد «ثُمَّ أَدْبَرَ وَاسْتَکْبَرَ».
نکته مهم این است که مشکل او ناآگاهی نیست بلکه نتیجهای است که از پیش تحت تأثیر خواستهها و تکبر خود به دنبال آن است. سرانجام درباره قرآن میگوید که «إِنْ هَذَا إِلَّا سِحْرٌ یُؤْثَرُ» این چیزی جز سحری که از دیگران آموخته شده نیست.
سپس برای تأکید بیشتر میگوید که «إِنْ هَذَا إِلَّا قَوْلُ الْبَشَرِ». در واقع، قرآن نشان میدهد که چگونه انسان ممکن است پس از مشاهده حقیقت، به جای تسلیم در برابر آن، برای انکارش استدلالسازی کند. خدا هم دوبار فرمود مرگ بر او باد.
سَقَر؛ آتشی که چیزی را باقی نمیگذارد
در ادامه، پاسخ این لجاجت با تعبیری بسیار سنگین بیان میشود «سَأُصْلِیهِ سَقَرَ». سپس قرآن عظمت و هولناکی سقر را با پرسش «وَمَا أَدْرَاکَ مَا سَقَرُ» برجسته میکند. ویژگی آن نیز چنین معرفی میشود «لَا تُبْقِی وَلَا تَذَرُ» آتشی که چیزی را باقی نمیگذارد.
علامه طباطبایی «سقر» را از نامهای جهنم یا یکی از درکات آن میداند و توضیح میدهد که جمله «سأصلیه سقر» در حقیقت بیان همان سختی و صعودی است که پیشتر وعده داده شده بود.
در ادامه، سخن از «تِسْعَةَ عَشَرَ» میآید، نوزده فرشتهای که بر آتش گمارده شدهاند.
قرآن بلافاصله تأکید میکند که شمار آنان خود موضوعی برای آزمون انسانهاست. برای اهل کتاب، این موضوع میتواند موجب یقین شود و برای مؤمنان، افزایش ایمان، اما کسانی که در دلشان بیماری است و کافران، به جای پذیرش حقیقت میپرسند که «مَاذَا أَرَادَ اللَّهُ بِهَذَا مَثَلًا؟»
قرآن برای همه هشدار است
آیه ۳۱ با جملهای مهم پایان مییابد «وَمَا هِیَ إِلَّا ذِکْرَى لِلْبَشَرِ». این هشدار فقط برای گروهی خاص نیست قرآن «ذکری برای بشر» است. از نگاه المیزان، مسئله اصلی این نیست که انسان صرفاً اطلاعاتی درباره عذاب داشته باشد، بلکه این هشدار باید او را از اسارت اعمالش نجات دهد.
از همینجا آیات بعدی وارد موضوع اختیار و مسئولیت میشوند «لِمَنْ شَاءَ مِنْکُمْ أَنْ یَتَقَدَّمَ أَوْ یَتَأَخَّرَ». انسان میتواند پیش برود یا عقب بماند، اما انتخاب او بینتیجه نیست، زیرا «کُلُّ نَفْسٍ بِمَا کَسَبَتْ رَهِینَةٌ» هر انسانی در گرو چیزی است که به دست آورده است.
چهار اعتراف تلخ در برابر اهل بهشت
سپس صحنهای از گفتوگوی اهل بهشت با مجرمان تصویر میشود. اهل بهشت میپرسند که «مَا سَلَکَکُمْ فِی سَقَرَ؟» چه چیزی شما را به سقر کشاند؟
پاسخ آنان چهار بخش دارد که در واقع میتوان آن را منشور عوامل سقوط انسان دانست «لَمْ نَکُ مِنَ الْمُصَلِّینَ» اهل عبادت و ارتباط با خدا نبودیم. «وَلَمْ نَکُ نُطْعِمُ الْمِسْکِینَ» نسبت به نیازمندان بیتفاوت بودیم.
«وَکُنَّا نَخُوضُ مَعَ الْخَائِضِینَ» با اهل باطل همراه میشدیم و در سخنان و رفتارهای بیهوده آنان فرو میرفتیم و سرانجام «وَکُنَّا نُکَذِّبُ بِیَوْمِ الدِّینِ»؛ روز جزا را تکذیب میکردیم.
علامه طباطبایی در توضیح «لم نک من المصلین» تصریح میکند که مراد تنها نماز با شکل و کیفیت خاص آن نیست، بلکه اصل توجه عبادی انسان به خداست یعنی گسست از خدا و زندگی بدون بندگی
سقوط از جایی آغاز میشود که حسابکشی فراموش شود
این چهار پاسخ در کنار یکدیگر تصویری کامل از سقوط انسان میسازند، رابطهاش با خدا قطع شده، نسبت به محرومان بیاعتناست، در فضای باطل حل شده و در نهایت باور به روز حساب را کنار گذاشته است.
آخرین جمله آنان نیز بسیار معنادار است «حَتَّى أَتَانَا الْیَقِینُ». در اینجا یقین به معنای مرگ است یعنی آنقدر در انکار و غفلت ماندیم تا مرگ فرا رسید.
پیام آیات این است که فرصت اصلاح، پیش از رسیدن این یقین است. انسان تا زمانی که در دنیاست میتواند مسیرش را تغییر دهد، اما وقتی پرده کنار رفت و حقیقت برای او قطعی شد دیگر ایمانِ ناگزیر و پشیمانی سودی ندارد. از همین رو، این بخش از سوره مدثر در کنار هشدار درباره عذاب، در حقیقت دعوتی جدی به بازگشت است بازگشت پیش از آنکه انسان در گرو اعمال خویش قرار گیرد.
منبع: فارس