دشمنان حق آن‌قدر در بی‌ایمانی و سرکشی پافشاری کردند که کارشان به شکایت پیامبر (ص) و وعده عذاب الهی انجامید.

باشگله خبرنگاران جوان - آیات پایانی سوره زخرف، تصویری تکان‌دهنده از سرنوشت دشمنان حق ارائه می‌کند، کسانی که در دنیا با تکذیب آیات الهی، استکبار و دشمنی با پیامبران راه باطل را برگزیدند و اکنون در قیامت با حقیقتی روبه‌رو می‌شوند که هیچ راه گریزی از آن ندارند.

علامه طباطبایی در تفسیر المیزان این بخش از سوره را جمع‌بندی نهایی نبرد میان حق و باطل می‌داند، جایی که پرده‌ها کنار می‌رود و نتیجه واقعی ایمان و کفر آشکار می‌شود.

جهنمی که پایان ندارد، آغاز ناامیدی دشمنان

سوره با توصیف سرنوشت مجرمان آغاز می‌شود، «إِنَّ الْمُجْرِمِينَ فِي عَذَابِ جَهَنَّمَ خَالِدُونَ». این آیه بر جاودانگی عذاب گروهی تأکید می‌کند که آگاهانه در برابر حق ایستاده‌اند. خلود در اینجا تنها ماندن طولانی نیست، بلکه بیانگر استقرار کامل آنان در نتیجه اعمال خویش است.

قرآن سپس می‌فرماید که «لَا يُفَتَّرُ عَنْهُمْ وَهُمْ فِيهِ مُبْلِسُونَ»، نه عذابشان سبک می‌شود و نه امیدی برای رهایی دارند. «مبلسون» کسانی هستند که همه راه‌های نجات را بسته می‌بینند. این ناامیدی نتیجه طبیعی عمرى است که در آن فرصت‌های هدایت را یکی پس از دیگری از دست داده‌اند.

این عذاب ظلم خدا نیست زیرا بلافاصله می‌فرماید که «وَمَا ظَلَمْنَاهُمْ وَلَكِنْ كَانُوا هُمُ الظَّالِمِينَ». در حقیقت آنان خود با انتخاب‌هایشان زمینه این سرنوشت را فراهم کرده‌اند.

فریاد استغاثه‌ای که پاسخی جز سرزنش ندارد

هنگامی که اهل جهنم از هر امیدی ناامید می‌شوند، فریاد می‌زنند که «يَا مَالِكُ لِيَقْضِ عَلَيْنَا رَبُّكَ» ای مالک! از پروردگارت بخواه ما را بمیراند تا از این عذاب رها شویم.

اما پاسخ بسیار کوبنده است «إِنَّكُمْ مَاكِثُونَ» شما ماندنی هستید. این درخواست نشانه اوج درماندگی است. آنان دیگر آرزوی بهشت یا نجات ندارند، تنها مرگ را می‌طلبند، اما حتی مرگ نیز برایشان وجود ندارد. این صحنه نشان می‌دهد که قیامت، عرصه عمل نیست بلکه عرصه مشاهده نتایج اعمال است.

دشمنان حقیقت را نمی‌خواستند

قرآن علت این سرنوشت را در یک جمله بیان می‌کند، «لَقَدْ جِئْنَاكُمْ بِالْحَقِّ وَلَكِنَّ أَكْثَرَكُمْ لِلْحَقِّ كَارِهُونَ».

مشکل اصلی مخالفان پیامبران کمبود دلیل و برهان نبود، آنان از حقیقت گریزان بودند. بسیاری از مردم حق را می‌شناختند اما به دلیل تعصب، منافع مادی و روحیه استکبار حاضر به پذیرش آن نمی‌شدند. بنابراین ریشه گمراهی، نخواستن حقیقت است نه ندانستن آن.

هیچ راز و نجوایی از خدا پنهان نیست

یکی از هشدارهای مهم این آیات درباره آگاهی مطلق خداوند است. پس از اشاره به توطئه‌های دشمنان، قرآن می‌فرماید که «أَمْ أَبْرَمُوا أَمْرًا فَإِنَّا مُبْرِمُونَ»، اگر آنان نقشه‌ای محکم می‌کشند، ما نیز تدبیر خود را داریم.

سپس می‌افزاید که «أَمْ يَحْسَبُونَ أَنَّا لَا نَسْمَعُ سِرَّهُمْ وَنَجْوَاهُمْ» آیا گمان می‌کنند رازها و سخنان درگوشی آنان را نمی‌شنویم؟

مشرکان تصور می‌کردند جلسات مخفی، تصمیم‌های پشت پرده و توطئه‌های پنهانی آنان از قلمرو علم الهی خارج است، در حالی که خدا نه تنها از همه آنها آگاه است بلکه فرشتگان الهی نیز مأمور ثبت و ضبط اعمال و گفتار انسان‌ها هستند، «وَرُسُلُنَا لَدَيْهِمْ يَكْتُبُونَ».

این آیات یادآور می‌شود که هیچ فعالیت پنهانی در جبهه باطل از دید خدا مخفی نمی‌ماند.

رها شدن دشمن، نشانه رضایت خدا نیست

در ادامه، خداوند به پیامبر(ص) دستور می‌دهد که در برابر لجاجت دشمنان راه روشنی در پیش گیرد. آیات نشان می‌دهد برخی افراد چنان در عناد فرو می‌روند که دیگر آمادگی هدایت ندارند.

از همین رو می‌فرماید که «فَذَرْهُمْ يَخُوضُوا وَيَلْعَبُوا» آنان را واگذار تا در سرگرمی‌ها و باطل‌گرایی خود فرو روند.

این رها شدن به معنای بی‌تفاوتی خدا نیست، بلکه نوعی استدراج و واگذاشتن مجرمان به نتایج انتخاب‌های خودشان است. هنگامی که انسان بارها دعوت حق را رد کند، ممکن است توفیق هدایت از او گرفته شود و در مسیر گمراهی خود رها شود.

شفاعت، تنها برای صاحبان پیمان حق است

یکی از نکات مهم این بخش از سوره، مسئله شفاعت است. قرآن می‌فرماید که «وَلَا يَمْلِكُ الَّذِينَ يَدْعُونَ مِنْ دُونِهِ الشَّفَاعَةَ». بت‌ها و معبودهای ساختگی هیچ قدرتی برای شفاعت ندارند. سپس قرآن استثنا می‌کند که «إِلَّا مَنْ شَهِدَ بِالْحَقِّ وَهُمْ يَعْلَمُونَ».

شفاعت حقیقی در اختیار کسانی است که خود اهل حق باشند و به اذن خدا عمل کنند. بنابراین شفاعت نه یک امتیاز بی‌ضابطه، بلکه جلوه‌ای از نظام حکیمانه الهی است و هرگز شامل دشمنان لجوج و معاندان حق نمی‌شود.

شکایت پیامبر از مردمی که ایمان نمی‌آورند

اوج تأثر این آیات در پایان سوره نمایان می‌شود جایی که قرآن شکایت پیامبر را نقل می‌کند، «وَقِيلِهِ يَا رَبِّ إِنَّ هَؤُلَاءِ قَوْمٌ لَا يُؤْمِنُونَ».

علامه این آیه را بیانگر درد عمیق رسول خدا(ص) می‌داند. پیامبری که همه تلاش خود را برای هدایت مردم به کار برد، سرانجام از لجاجت و بی‌ایمانی آنان به درگاه خدا شکایت می‌کند.

این شکایت از سر دلسوزی است، نه انتقام‌جویی زیرا پیامبر خیر و سعادت مردم را می‌خواست، اما با گروهی روبه‌رو بود که آگاهانه راه کفر را برگزیده بودند.

دعایی که از سقوط دشمن خبر می‌دهد

سوره زخرف با فرمانی الهی به پایان می‌رسد، «فَاصْفَحْ عَنْهُمْ وَقُلْ سَلَامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ».

این آیه را هم دعوت به صبر است و هم اعلام سرنوشت محتوم دشمنان. پیامبر(ص) مأمور است از آنان روی برگرداند و کارشان را به خدا واگذارد، زیرا به زودی حقیقت را خواهند فهمید.

در واقع این پایان سوره، نوعی نفرین و هشدار نسبت به دشمنان حق نیز هست، آنان که دعوت پیامبر را نپذیرفتند، در آینده نزدیک چه در دنیا و چه در آخرت نتیجه انتخاب خود را خواهند دید.

آیات ۷۴ تا ۸۹ سوره زخرف بدین ترتیب تصویری جامع از پایان راه دشمنی با خدا ترسیم می‌کند، از عذاب جاودانه و ناامیدی اهل جهنم گرفته تا آگاهی مطلق خدا از همه توطئه‌ها، حقیقت شفاعت، شکایت پیامبر از بی‌ایمانی مردم و سرانجام واگذاری دشمنان به سرنوشت تلخی که خود برای خویش رقم زده‌اند. این آیات هشدار می‌دهند که هیچ قدرتی در برابر حق پایدار نیست و سرانجام، حقیقت بر همه آشکار خواهد شد.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha