باشگاه خبرنگاران جوان - صبح روز گذشته (دوشنبه اول تیر) مذاکرات دیپلماتیک در «بورگناشتوک» سوئیس با حضور هیئتهای عالیرتبه ایران و آمریکا و میانجیگری قطر و پاکستان به پایان رسید. جمعبندی طرفها از این مذاکرات مثبت، اما روایتها از روند رایزنی متفاوت بود. بااینحال یکی از مهمترین خبرهای پسامذاکره، اعلام معافیت تحریمی نفت ایران توسط وزارت خزانهداری آمریکا بود. این وزارتخانه اعلام کرد مجوزی صادر کرده که ایران میتواند تا ۲۱ اوت ۲۰۲۶ برابر ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ یعنی تا دوماه دیگر، نفت خام، محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی خود را به فروش برساند. برایناساس، واردات نفت خام و محصولات پتروشیمی و فرآوردههای نفتی ایران به ایالات متحده نیز در چهارچوب این مجوز مجاز اعلام شد.
اگرچه پس از آسیبهایی که در طول جنگ به ایران وارد شده و فشارهایی که کشور متحمل میشود، این معافیت تحریمی بسیار اهمیت دارد؛ اما نباید آن را بهعنوان حسننیت تام طرف آمریکایی قلمداد کرد؛ چراکه او نیز پس از تلاطمات بازار انرژی در ماههای اخیر، از جریان هرچه بیشتر نفت در چرخه جهانی منتفع میشود. در مقابل این معافیت، اما برخی گزارشهای تأییدنشده، از بازگشت بازرسان آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشور حکایت دارد. بااینحال لازمه صورتبندی روشن از تحولات نیازمند بررسی روایتهای طرفین از چندوچون گفتوگوهای سوئیس است.
روایت هیئت ایرانی
عبدالناصر همتی، رئیسکل بانک مرکزی، گفتوگوها را در چهارچوب تفاهم ۱۴ بندی، «فشرده و سخت» توصیف کرد، اما تأکید کرد نتیجه بر اساس «اهداف تعیینشده هیئت ایرانی» پیش رفته است. او خبر از پیشرفت قابلتوجه در موضوع منابع مسدودی داد و گفت: «یادداشتهای لازم در این دور مذاکرات امضا شد» و انشاءالله در روزهای آینده استفاده از این منابع «عملیاتی خواهد شد.» همتی همچنین در مورد صادرات نفت و پتروشیمی اعلام کرد بر اساس تفاهمنامه، مقررشده «اسقاطیههای تحریم توسط اوفک عملیاتی شود» تا تجارت ایران ازاینپس «بدون هزینههای جانبی تحریم» انجام شود.
سماعیل بقائی، سخنگوی وزارت خارجه این نشست را یک «روز بسیار طولانی» خواند که ۱۸ ساعت طول کشیده است. او تصریح کرد در جریان نشست چهارجانبه، انتشار «اظهارنظر تهدیدآمیز آمریکا» باعث شد ایران به نشانه اعتراض اعلام کند که «در چنین شرایطی حاضر به ادامه نشست چهارجانبه نیست.» بقائی تأکید کرد نگاه ایران این است که باید «گریبان طرف مقابل را برای اجرای تعهدات بگیریم.» او همچنین بر لزوم خاتمه جنگ در همه جبههها بهویژه لبنان تأکید کرد و از پیشرفتهای خوب در زمینه «صدور مجوزهای لازم برای فروش نفت و آزادسازی داراییهای ایران» خبر داد.
در حاشیه مذاکرات نیز رفتارهای دیپلماتیک معناداری گزارش شد از جمله اینکه تیم ایرانی پیشنهاد «دستدادن و عکس مشترک» را رد کرد و قالیباف پیش از حضور در سالن، خواهان خروج دوربینها شد. همچنین سیدعباس عراقچی برای مدتی کوتاه وارد سالن شده و بدون توجه به هیئت آمریکایی، تنها با نخستوزیر پاکستان صحبت کرد.
روایت طرف آمریکایی تهدیدهای ترامپ و نقض مجدد تفاهم
در مقابل، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا فضای مذاکرات را مثبت ترسیم کرد و گفت: «دیروز، روز خیلیخیلی خوبی بود.» او مدعی شد که «پایهها و مبانی مناسبی برای دستیابی به یک توافق نهایی فراهم شده است.» ونس همچنین به وضعیت لبنان اشاره کرد و مدعی شد: «در ۲۴ ساعت گذشته، احتمالاً وضعیت در لبنان از هر زمان دیگری آرامتر بوده است» و تأکید کرد که گفتوگوهای فنی با ایران در هفتههای آینده ادامه خواهد یافت، هرچند «کارهای زیادی در زمینه مذاکرات هستهای باقیمانده است.»
رسانه «آکسیوس» نیز به نقل از یک دیپلمات آمریکایی گزارش داد مذاکرات از صبحیکشنبه «تقریباً بدون وقفه در قالبهای مختلف» ادامه داشته است. آکسیوس نوشت که «هر چهار طرف از روند مذاکرات راضی هستند» و این دور از گفتوگوها «زمینه لازم را برای اعتمادسازی در مرحله بعدی» فراهم کرده است. بر اساس این گزارش، موضوعات اصلی بحث شامل «سازوکارهای جلوگیری از اصطکاک و اجرای آتشبس در لبنان» و همچنین اطمینان از «باز ماندن کامل تنگه هرمز» بوده است.
علیرغم فضای مثبتی که مقامات رسمی آمریکا تصویر میکردند، دونالد ترامپ با لحنی تند به سخنان پزشکیان مبنی بر «عدم عقبنشینی از حق غنیسازی» واکنش نشان داد. ترامپ در مصاحبه با فاکسنیوز تهدید کرد که اگر این موضع اصلاح نشود «بقیه کشور را تصاحب خواهیم کرد.» او همچنین با گندهگویی خطاب به هیئت مذاکرهکننده گفت در صورت بستن تنگه هرمز «نمیتوانند به کشورشان بازگردند.» این تهدیدها عملاً نقض بند اول تفاهم بود و ایران بلافاصله با ترک نشست مذاکراتی، به تهدیدهای ترامپ واکنش نشان داد.
بیانیه میانجیگران
در پایان این دور، قطر و پاکستان در بیانیهای مشترک اعلام کردند نخستین دور گفتوگوهای سطح عالی در فضایی «مثبت و سازنده» پایانیافته است. در این بیانیه آمده طرفها با تشکیل یک «کمیته عالی» برای نظارت سیاسی بر روند میانجیگری موافقت کردهاند، همچنین توافق شد یک «نقشهراه برای دستیابی به توافق نهایی ظرف مدت ۶۰ روز» تدوین شود و یک «خط ارتباطی مستقیم» برای جلوگیری از سوءتفاهم در تنگه هرمز و یک «واحد کنترل منازعه» برای تضمین توقف عملیات نظامی در لبنان ایجاد شود.
واقعیتها
در ورای اظهارات و بیانیههای رسمی، نکات مهمی حول رایزنیها جریان پیدا کرده که میتوان به شکل زیر صورتبندی کرد.
۱- تثبیت حضور ایران در معادله لبنان؛ چانهزنی بعد از امضای تفاهم!
یکی از مهمترین اتفاقات در روند گفتوگوها، تشکیل «واحد کنترل منازعه» برای نظارت بر آتشبس در لبنان است که ایران نیز در آن عضویت دارد. درحالیکه طرفهای غربی و متحدان عربی و عبری آمریکا بهدنبال حذف کامل نقش ایران از معادلات امنیتی لبنان بودند، حضور ایران در این کمیته عملاً جایگاه و نفوذ کشور را در این پرونده تثبیت میکند. اما نکته اینجاست که طبق تفاهمنامه اولیه، مسئله لبنان و خاتمه جنگ در همه جبههها در اولین بند گنجانده شده بود و باید پیش از اینها حلوفصل میشد. اینکه دوباره در ژنو بر سر تشکیل کمیته و جزئیات آتشبس بحث میشود، نشاندهنده این است که طرف مقابل در اجرای ابتداییترین تعهدات خود کوتاهی کرده و حالا ایران ناچار است دوباره بر سر موضوعی که قبلاً روی آن توافق شده بود، چانهزنی کند.
۲. ماجرای هستهای و گروسی
در ژنو، یک کمیته عالی برای نظارت بر موضوعات مختلف از جمله بحثهای هستهای تشکیل شده، اما نکته مهم گزارشهایی است که حکایت از ممانعت ایران از ورود «رافائل گروسی» به این فرایند منتشر شده است. برایناساس باوجوداینکه آمریکاییها تلاش کردند مدیرکل آژانس را به فضای مذاکرات ژنو بکشانند تا زیادهخواهیها را تحمیل کنند، ایران با این موضوع مخالفت کرده است. منطق مذاکراتی باید بر این راهبرد استوار باشد که تا زمانی که بند ۱۳ تفاهمنامه - شامل آزادسازی کامل اموال و صدور اسقاطیههای تحریم نفت - به طور کامل اجرا نشود، زمان ورود به جزئیات فنی و جدی هستهای فرانرسیده است. در واقع ایران نباید اجازه دهد پرونده هستهای به ابزاری برای فشار در این مرحله تبدیل شود.
۳. تنگه هرمز
در این مذاکرات، خط ارتباطی مستقیمی برای مدیریت وضعیت تنگه هرمز شکل گرفته است. هدف از این کار، جلوگیری از درگیری نظامی ناخواسته است. ایران نشان داد که تنگه هرمز را بهعنوان یک «اهرم منعطف» در اختیار دارد، یعنی اگر بند اول تفاهم (آتشبس در لبنان) نقض شود، ایران هم ترتیبات امنیتی خود در تنگه هرمز را تشدید خواهد کرد. بهانه ایجاد این خط ارتباطی مدیریت این «تیغ دولبه» است تا بدون بردن منطقه به سمت یک جنگ فراگیر، طرف مقابل مجبور به انجام تعهداتش شود.
۴. بازگشت به نقطه صفر؟
اگرچه ایران تمام راههای موجود و غیرموجود را برای اطمینانبخشی در خصوص پرونده هستهای پیموده، اما مقرر شد طی ۶۰ روز پس از امضای تفاهم موقت، مذاکرات نهایی معطوف به مسائل هستهای باشد؛ اما عملکرد طرف مقابل، روند را به انحراف کشاند. آمریکا و نیروی نیابتیاش با تداوم حملات در لبنان و همچنین تهدیدهای مستقیم علیه ایران، عملاً بند اول و دوم تفاهمنامه را نقض کردند. وقتی طرف مقابل بهجای گفتوگوی سازنده، از «تصاحب کشور» صحبت میکند، یعنی تفاهم را در همان گامهای اول شکسته است. به همین دلیل، بخش بزرگی از انرژی تیم ایرانی در ژنو، بهجای پیشبرد توافق نهایی، صرف پایبند کردن طرف مقابل برای اجرای همان تعهدات اولیه مثل توقف جنگ و رفع تهدیدها شد
با این وضعیت، باید با جدیت بیشتری با هیئت آمریکایی برخورد کرد و ضمن انتظار برای حصول نتایج واقعی، بدیهی است که چشمانداز مثبتی از مذاکراتی که بند اولش چندین بار نقض میشود نمیتوان داشت و هرگونه تزریق خوشخیالی توسط مسئولان به مردم در این زمینه در اولین گام گریبان خود دولت را خواهد گرفت.
منبع: فرهیختگان