قاسم بن الحسن(ع) صرفاً نوجوانی نبود که در کربلا به شهادت رسید؛ او تجلّی امام حسن(ع) در میدان عاشورا بود.

باشگاه خبرنگاران جوان - قاسم بن الحسن(ع) صرفاً نوجوانی نبود که در کربلا به شهادت رسید؛ او تجلّی امام حسن(ع) در میدان عاشورا بود. با نگاهی ملکوتی، شهادت را «شیرین‌تر از عسل» دید و به نماد بصیرت و فداکاری تبدیل شد.

کربلا و کسای یمانی معنوی

وقتی درباره قاسم بن الحسن علیه‌السلام سخن می‌گوییم، نخست باید فضایی را که او در آن حرکت کرد بشناسیم، و آن خود کربلاست. کربلا صرفاً یک سرزمین یا میدان جنگ نبود، بلکه می‌توان آن را نوعی کسای یمانی معنوی دانست. در حقیقت، کسای یمانی امری صرفاً مادی نیست؛ و حتی اگر ظهوری مادی داشته باشد، قوانینی که بر آن حاکم است قوانین صرفاً مادی نیست. زیرا کساء با این معنای ظاهری نمی‌تواند همه اصحاب کساء را در خود جای دهد؛ با توجه به آنچه درباره حضور جبرئیل علیه‌السلام در کنار آنان نقل شده، و نیز حضور امّ‌سلمه. از این‌رو روشن می‌شود که گرچه نام آن «کساء» است، حقیقت آن امری معنوی و نورانی است. کربلا نیز همین‌گونه است.

کسای یمانی معنوی در کربلا هر پنج تن را دربر گرفت همان‌گونه که کسای یمانی رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم، حضرت فاطمه زهرا علیها السلام، امیرالمؤمنین علیه السلام، امام حسن علیه السلام و امام حسین علیه السلام را در خود جمع کرد، کربلا نیز کسای یمانی معنوی‌ای بود که این پنج حقیقت را در خود گرد آورد.

اما این اجتماع، اجتماع ظاهری اشخاص نبود، بلکه اجتماع حقیقت‌ها و مقام‌ها بود. رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم در علی‌اکبر علیه‌السلام تجلّی یافت. علی‌اکبر علیه‌السلام نماینده رسول خدا صلی الله علیه وآله وسلم بود؛ هم در شباهت ظاهری و هم در شباهت باطنی. از این‌رو حضور او در کربلا حضوری آشکارا محمدی بود.

حضرت فاطمه زهرا علیها السلام در حضرت زینب علیها السلام تجلّی یافت. حضرت زینب علیها السلام امتداد فاطمی در کربلا بود؛ در صبر، استقامت و حفظ رسالت پس از فاجعه.

امیرالمؤمنین علیه السلام در حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام تجلّی یافت. حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام تجلی علوی در کربلا بود؛ در شجاعت، بصیرت، وفاداری و استقامت. امام حسن علیه‌السلام در قاسم بن الحسن علیه‌السلام تجلّی یافت. قاسم علیه‌السلام حضور امام حسن علیه‌السلام در کربلا بود؛ و از همین رو جایگاهی ویژه داشت.

امام حسین علیه‌السلام حاضر اصلی و محور بود اما امام حسین علیه‌السلام نماینده کسی نبود؛ زیرا خود او در کربلا حاضر بود، به عنوان پنجمین فرد از اصحاب کساء و محور همه این اجتماع نورانی.

کربلا عرش الهی و گنبد نور است، کربلا در حقیقت عرش خداست و عرش، چنان‌که در روایات آمده، پیش از تعین و فعلیت اعلی، نوری بود؛ گنبدی از نور. این گنبد، نماد عرش شد. از این‌رو گنبد صرفاً یک شکل معماری نیست، بلکه نشانه‌ای از عرش و احاطه نورانی است. و از همین جا درمی‌یابیم که کربلا گنبدی عظیم از نور بود که انوار الهی در آن گرد آمدند.

تجلّی امام حسن علیه‌السلام در قاسم

قاسم بن الحسن علیه‌السلام صرفاً نوجوانی نبود که به میدان جنگ رفت. بلکه او نماد حضور امام حسن علیه‌السلام در کربلا بود. از همین رو نقشی بسیار ویژه در آشکار ساختن شخصیت امام حسن علیه‌السلام، مظلومیت ایشان و مقام والای ایشان داشت. و به همین دلیل، از دست دادن او بسیار سنگین بود. همین معنا سبب می‌شد که امام حسین علیه‌السلام به آسانی راضی به رفتن او به میدان نباشد؛ زیرا او باقی‌مانده امام حسن علیه‌السلام بود.

امام حسین علیه‌السلام پنجمین اصحاب کساء

امام حسین علیه‌السلام پنجمین فرد از اصحاب کساء است. اما پنجم بودن در اینجا صرفاً به معنای ترتیب عددی نیست. پنجم در اینجا یعنی محور. محوری که تمام دایره حول آن نظم می‌یابد. و اگر این محور نباشد، همه چیز دچار اختلال می‌شود. از همین رو امام حسین علیه‌السلام محور تمام کساء بود. و همه گرد او جمع می‌شدند. شهادت امام حسین علیه‌السلام و لرزش هستی. وقتی امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسید، تنها یک شخص کشته نشد. آنچه رخ داد این بود که پنجمین فرد اصحاب کساء کشته شد. و در پی آن، عالم دچار اختلال شد. هستی لرزید. عرش به اهتزاز درآمد.

زیرا محوری که همه را گرد آورده بود، در معرض این بلای عظیم قرار گرفت. و از همین رو حضرت زینب علیها السلام این حقیقت را درک کرده بود، آن‌گاه که خطاب به او گفت: ای باقی‌مانده گذشتگان و پناه بازماندگان.

آگاهی قاسم علیه‌السلام نسبت به مرگ و شهادت

یکی از بزرگ‌ترین نشانه‌های مقام قاسم علیه‌السلام سخن او در شب عاشوراست. آن هنگام که امام حسین علیه‌السلام یاران خود را آگاه ساخت که همگی کشته خواهند شد، قاسم علیه‌السلام برخاست و گفت: آیا من نیز از کشته‌شدگان هستم؟ امام حسین علیه‌السلام فرمود: آری، اما پس از آن‌که به بلایی عظیم مبتلا شوی. سپس از او درباره مرگ پرسید.

قاسم علیه‌السلام گفت: از عسل شیرین‌تر است.

«شیرین‌تر از عسل» و معرفت به برزخ

این جمله حقیقتی بسیار عظیم را آشکار می‌سازد. قاسم بن الحسن علیه‌السلام با آنکه سن کمی داشت، به مرتبه‌ای بسیار بلند از آگاهی رسیده بود. این سخن نشان‌دهنده آگاهی کامل او نسبت به عالم برزخ است. و نیز آگاهی کامل او نسبت به مقام شهادت. او مرگ را پایان نمی‌دید. بلکه ماورای مرگ را می‌دید. از همین رو گفت: شیرین‌تر از عسل.

منطق قاسم علیه‌السلام امتداد منطق علوی است

این همان منطق امیرالمؤمنین علیه‌السلام است؛ آنجا که فرمود: وَالله لَابْنُ أَبی طَالبٍ آنَسُ بالْمَوْت منَ الطّفْل بثَدْی أُمّه؛ به خدا سوگند، انس فرزند ابوطالب با مرگ از انس کودک به سینه مادرش بیشتر است. همین منطق به قاسم علیه‌السلام منتقل شده بود. و این حقیقت، عمق پیوند او را با ولایت و معرفت آشکار می‌سازد.

قاسم علیه‌السلام و آیه مبارکه

قاسم علیه‌السلام با چشم بصیرت معنای این آیه شریفه را مشاهده می‌کرد: ﴿فَرحینَ بمَا آتَاهُمُ اللَّهُ منْ فَضْله وَیَسْتَبْشرُونَ بالَّذینَ لَمْ یَلْحَقُوا بهمْ منْ خَلْفهمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَیْهمْ وَلَا هُمْ یَحْزَنُونَ ۝ یَسْتَبْشرُونَ بنعْمَةٍ منَ اللَّه وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا یُضیعُ أَجْرَ الْمُؤْمنینَ﴾ او نعمت، فضل و بشارت الهی را می‌دید. از همین رو در مرگ جز شیرینی مشاهده نمی‌کرد.

شجاعت قاسم علیه‌السلام

شجاعت قاسم علیه‌السلام در رجز او و سخنانش در میدان نیز جلوه‌گر شد. او نسب خود، هویت خود، شجاعت خود و روح فداکاری خویش را آشکار ساخت. همچنین از کلماتش دفاع مطلق او از امام حسین علیه‌السلام نمایان بود.

نبرد ملکوتی قاسم علیه‌السلام

وقتی قاسم علیه‌السلام جنگید، جنگ او صرفاً جنگ جسمی نوجوانی کم‌سن نبود. بلکه نبردی ملکوتی بود. او با دستی ملکوتی می‌جنگید. همان‌گونه که امیرالمؤمنین علیه‌السلام درباره در خیبر فرمود که آن را با نیروی جسمانی از جا برنکند، بلکه با نیروی ربانی این کار را انجام داد. قاسم علیه‌السلام نیز چنین بود. قانون حاکم بر وجود او صرفاً قانونی جسمانی نبود، بلکه قانونی ملکوتی بود. از همین رو توانست با وجود سن کم، نبردی سخت و سهمگین با دشمنان داشته باشد.

لباس قاسم علیه‌السلام

حتی لباس و عمامه قاسم علیه‌السلام نیز حامل معنایی بزرگ بود. لباس او به امام حسن علیه‌السلام پیوند داشت. از این‌رو او صرفاً لباس بر تن نداشت، بلکه نماد، وراثت و مقام را با خود حمل می‌کرد.

یوسف و برادرش

از معانی دقیق مربوط به قاسم علیه‌السلام، اشاره به سخن امام حسن علیه‌السلام است: بروید و از یوسف و برادرش جست‌وجو کنید. وقتی قاسم علیه‌السلام به کربلا رسید، یوسف و برادرش را دید. امام حسین علیه‌السلام و حضرت ابوالفضل العباس علیه‌السلام را مشاهده کرد. و دانست که زمان نصرت فرا رسیده است.

بینش پیش از عمل

وقتی قاسم علیه‌السلام گفت که مرگ نزد او از عسل شیرین‌تر است، با آنکه سن کمی داشت، این سخن حقیقتی بسیار عظیم را آشکار می‌کند. این سخن نشان‌دهنده آگاهی کامل او نسبت به عالم برزخ و نیز معرفت او نسبت به مقام شهادت است. این نوجوان کم‌سن به مرتبه‌ای رسیده بود که نخست در ساحت نظری به عمقی شگرف دست یافته بود. سپس عمل آمد. یعنی ابتدا بینش و شناخت در وجود او شکل گرفت، و پس از آن حرکت و اقدام پدید آمد. از اینجا روشن می‌شود که بینش و رؤیت صحیح، نقشی بسیار اساسی در عمل قاسم علیه‌السلام داشت. آنچه در عاشورا از او ظاهر شد، صرفاً حرکتی احساسی یا عاطفی نبود، بلکه ثمره بصیرت، یقین و شناختی عمیق بود.

پیام قاسم علیه‌السلام به جوانان

در اینجا پیامی بسیار مهم، به‌ویژه برای جوانان، وجود دارد. انسان باید پیش از هر چیز، نخست بینش خود را اصلاح کند. پس از آن نوبت به تلاش، حرکت و عمل می‌رسد. اما اگر تلاش بدون تصحیح بینش باشد، حرکت در عالم خارج ارزش حقیقی خود را از دست می‌دهد. از همین رو قاسم علیه‌السلام به این مقام والا رسید. زیرا وضوح بینش او، عظمت در موضع‌گیری، کمال در حرکت، و استواری در فداکاری را پدید آورد.

فرجام سخن

قاسم بن الحسن علیه‌السلام در کربلا صرفاً نوجوانی نبود که در کنار امام حسین علیه‌السلام به شهادت رسید. او تجلّی امام حسن علیه‌السلام بود. او صاحب نگاهی ملکوتی بود. او از کسانی بود که حقیقت شهادت را پیش از رسیدن به آن مشاهده کرده بود. از همین رو به یکی از بزرگ‌ترین نمادهای عاشورا تبدیل شد. زیرا در وجود او، کمی سن با کمال بصیرت جمع شد، و همین امر او را به مقامی والا در معرفت، عمل و فداکاری رساند.

منبع: قدس آنلاین

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار