سال‌ها پیش رهبر شهید در یکی از مهم‌ترین محافل ادبی مشهد حضور می‌یافت؛ انجمنی که صبح‌های جمعه، میزبان برجسته‌ترین شاعران، استادان و پژوهشگران خراسان بود.

باشگاه خبرنگاران جوان -  اواخر دهه ۳۰، صبح‌های جمعه مشهد، پیش از آن‌ که شهر کاملاً بیدار شود، در بزرگ آهنی خانه‌ای در نبش خیابان جهانبانی کمی باز می‌شد. آنچه پشت آن در جریان داشت، فقط یک دورهمی هفتگی نبود. آن خانه، سال‌ها یکی از مهم‌ترین پاتوق‌های ادبی ایران بود؛ خانه سید محمود فرخ.کم‌کم مهمان‌ها از راه می‌رسیدند. شاعران، استادان دانشگاه، پژوهشگران و ادیبانی که بعضی از آن‌ها نام‌های بزرگی در فرهنگ معاصر ایران بودند. احوالپرسی‌ها آغاز می‌شد، خبرهای ادبی رد و بدل می‌شد و بعد نوبت کتاب‌ها می‌رسید. جادوی واقعی انجمن، شاید در کتابخانه خانه فرخ بود.
 
 تالار پذیرایی او در حقیقت کتابخانه‌اش محسوب می‌شد؛ تالاری بزرگ با دیوارهایی که تا سقف از کتاب پوشیده شده بود. هزاران جلد کتاب نفیس در تاریخ، ادبیات و علوم مختلف. سال‌ها بعد، رهبر شهید انقلاب آن فضا را چنین به یاد آوردند که برای اهل کتاب، ورود به آن کتابخانه شبیه پرواز از سر شوق بود.در میان کسانی که صبح‌های جمعه راهشان به این خانه می‌افتاد، جوانی روحانی هم دیده می‌شد؛ شهید سیدعلی خامنه‌ای. آن زمان هنوز به قم نرفته بودند و در کنار بزرگان ادب خراسان روی صندلی‌های همین انجمن می‌نشستند. انجمنی که فقط محل شعرخوانی نبود.
 
شعر در کنار تاریخ، نقد ادبی، زبان‌شناسی و مباحث فکری می‌نشست. اینجا پای استادانی چون علی‌اکبر فیاض، غلامحسین یوسفی، احمد کمال و بسیاری دیگر به میان بود. هرگاه بزرگان ادبیات ایران راهی خراسان می‌شدند، احتمال زیادی داشت که سر از همین خانه درآورند. از شهریار و زرین‌کوب گرفته تا باستانی پاریزی، ایرج افشار و امیری فیروزکوهی. اخوان ثالث و شفیعی کدکنی هم هرگاه به مشهد بازمی‌گشتند، در این جمع دیده می‌شدند. انگار این خانه، ایستگاهی بود که چند نسل از ادبیات معاصر ایران از آن عبور کرده بودند.در همان فضاها بود که آشنایی‌ها شکل گرفت و ادامه پیدا کرد. از جمله ارتباط با استاد کمال. از چهره‌های پرنفوذ آن جمع. رهبر شهید به او التفات ویژه‌ای داشت. این رابطه فقط مربوط به جلسه‌ها نبود. خانه پدری ایشان در مشهد، در همسایگی خانه استاد کمال بود. همسایگی، رفت‌وآمدهای طبیعی و دوستی استاد با پدر ایشان. همین نزدیکی‌ها، همین آشنایی‌های قدیمی، در شکل‌گیری این ارتباط بی‌تأثیر نبود.برای یک جوان علاقه‌مند به ادبیات، نشستن در چنین جمعی آسان نبود. اما رهبر شهید ما از آن جوان‌هایی بود که سکوت صرف را انتخاب نمی‌کرد. هرجا لازم می‌دید، وارد بحث می‌شد و نظرش را می‌گفت. البته تشویق‌های دکتر فیاض، که به کشف استعدادهای جوان شهرت داشت، به او اعتمادبه‌نفس بیشتری می‌داد. روایت‌ها می‌گویند او بی‌هیچ ملاحظه‌ای کنار بزرگان می‌نشست و در مباحث ادبی مشارکت می‌کرد.
 
روزی حتی یک روزنامه‌نگار لبنانی که به مشهد آمده بود، سر از همین انجمن درآورد. او پس از بازگشت، گزارشی از این محفل در مجله «العرفان» منتشر کرد و عکسی از جلسه را به چاپ رساند. در آن گزارش نوشته بود که سیدعلی خامنه‌ای درباره یکی از ظریف‌ترین مباحث ادبی، یعنی تفاوت «یای خطاب» و «یای مصدری» در قافیه شعر، سخن گفته است.جلسات استاد فرخ، تا زمان فوت ایشان ادامه داشت، یعنی تا سال ۱۳۶۰. رهبر شهید، حتی آن زمان که به قم هجرت کردند، هر زمان به خراسان می‌رفتند، دیدار با شاعران را از دست نمی‌دادند. شعر چیزی بود که رهبری تا آخرین روزهای عمرشان درگیرش بودند.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار