باشگاه خبرنگاران جوان - حالا که خوب فکر میکنم، بیدلیل نبود که در ۲۳ خرداد سال ۹۷، آمریکا بهعنوان یکی از میزبانان جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ معرفی شد. حتی آن شب قرعهکشی هم که گویها چرخیدند و چرخیدند تا اسم تیم ملی جمهوری اسلامی ایران جوری از گلدان خارج شود که تمام بازیهایش در خاک آمریکا برگزار شود هم، بیحکمت نبود. کارگردان عالم، میزانسن بیآبرو شدن کودکخواران و کودککشان را از همان ۸سال قبل چیده بود.
در یکی از مناطق پرتردد پایتخت، در ساعت شلوغی، خیابان شیبدار را نفسنفسزنان و پرسانپرسان بالا میروم برای پیدا کردن یک نشانی. هیچکدام از اشارهها و راهنماییها، اما به مقصد موردنظر منتهی نمیشود. درست در لحظهای که از سر ناامیدی میخواهم راهِ آمده را برگردم، نگاهم میافتد به بیلبورد آن طرف چهارراه که رویش نوشته: «ماکان کجاست؟» ... مشابهش را در حاشیه یکی از بزرگراهها هم دیدهام. بیاختیار میایستم. شرمساری میآید و جای خستگی را میگیرد.
یاد پدر و مادری میافتم که ۱۰۸ روز است دنبال جگرگوشهشان میگردند. هی راه خانه تا مدرسه را میروند و میآیند بلکه معجزهای شود و نشانهای از پسر کوچولویشان پیدا کنند. اما هرچه بیشتر میگردند، کمتر پیدا میکنند. هیچ چیز به آن پولیور آبی و آن یک لنگه کفش اضافه نمیشود. یاد ماکان میافتم که ندیده، حالا شده پسر ایران و مثل یکی از عزیزترینها، در قلب هموطنانش جا گرفته. درست به همین خاطر است که ایرانیهای باشرافت، نه فقط در سراسر این خاک مقدس بلکه در چهارگوشه دنیا، شدهاند صدای مظلومیت او و هممدرسهایهای پرپر شدهاش. همان ۱۶۸ فرشتهای که شیطان بزرگ نتوانست پاکی و معصومیتشان را تاب بیاورد و در اولین ساعات جنگ ناجوانمردانهاش علیه ایران، با بمبهای قاتل، آتش به آشیانه کوچکشان انداخت.
اما پیام درد و مظلومیت، در ویرانههای آن ساختمان کوچک و در حصار دیوارهای نقاشیشدهاش باقی نماند. میناب، شد قلب تپندهای که خون تازه میریخت در رگهای خشکیده دنیا و آدمهایش. اینطور بود که مدرسه شجره طیبه و دانشآموزان شهیدش، شدند سند جنایت دولت تروریستی آمریکا؛ سندی که حالا ۳ ماه است آزادگان جهان - فارغ از مذهب و ملیت و نژاد - در همایشها و اجتماعات و ایونتهایشان سرِ دست میگیرندش تا به سهم خودشان، در رسوا کردن کودککشان عالم نقش داشته باشند.
این روزها، اما میدان جدیدی برای نقشآفرینی ماکانهای بیگناه میناب باز شده. حالا ۱۰۸ روز بعد از فاجعه، صدای فریاد پر از درد «ماکان کجاست؟»، هزاران کیلومتر آن طرفتر، به آوردگاه جام جهانی رسیده. آن هم درست در مرکز فرماندهی شرارتهای عالم در قلب آمریکا.
حالا که خوب فکر میکنم، میبینم بیدلیل نبود که در ۲۳ خرداد سال ۹۷، ایالات متحده آمریکا بهعنوان یکی از میزبانان جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ معرفی شد. حتی آن شب پراسترس ۱۴ آذر سال ۱۴۰۴ هم که در مراسم قرعهکشی، گویها چرخیدند و چرخیدند تا اسم تیم ملی جمهوری اسلامی ایران جوری از گلدان خارج شود که تمام بازیهایش در خاک آمریکا برگزار شود هم، بیحکمت نبود. کارگردان عالم، میزانسن بیآبرو شدن کودکخواران و کودککشان را از همان ۸سال قبل چیده بود...
عادلترین داور تمام ادوار تاریخ، اراده کرده بود در پرالتهابترین روزهای بعد از یک جنگ تمام عیار، یوزهای ایرانی را ببرد وسط مستطیل سبزی که تدارک دیده شده برای سفیدشویی جنایات یانکیهای خونخوار تا آنجا جلوی چشم مخاطبان میلیاردی جام جهانی، کوس رسوایی سنگدلترین دولت و ارتش عالم را به صدا درآورند. اینطور بود که از لحظه رونمایی کاروان تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران با نام «میناب ۱۶۸»، تمام رشتههای آن قاتل کلهزرد جاهطلب متوهم و همدستان صهیونیستش پنبه شد. جنایتکارانی که دستشان به خون دهها هزار کودک در غزه و لبنان و عراق و افغانستان و یمن و ایران، آلوده است و کودککشی و کودکخواری، صفت آبا و اجدادیشان، از دیدن یک سنجاق کوچک روی کت اعضای تیم ملی جمهوری اسلامی ایران، برآشفته شدند. بهتر بگویم، وحشت کردند.
آخه سنجاق کوچک «۱۶۸#»، میتوانست هر لحظه به یاد تماشاگران جام آرزوها و تمام افکار عمومی جهان بیاورد که مجهزترین و بااخلاقترین ارتشهای دنیا (!)، در اولین ساعات یک جنگ تجاوزکارانه، بدون هیچگونه هشدار قبلی، در زمان دایر بودن کلاسهای درس، به یک مدرسه در جنوب ایران حمله کردند و مهلکترین موشکهایشان را برای کشتن ۱۶۸ کودک زیر ۹ سال خرج کردند.
حرکت بی سر و صدا، اما تاثیرگذار کاروان فوتبال ایران آنقدر برای جنایتکاران سنگین تمام شده بود که نوچههای رسانهای اجارهایشان را به صف کردند و آنها هم با هدف تحریک فیفا به دست و پا افتادند که: «آیا تیم ملی ایران میتواند با نشان سیاسی وارد زمین شود؟!» یعنی همانهایی که در دو دوره متوالی، روسیه را به دلیل حمله به اوکراین از شرکت در جام جهانی محروم کرده بودند، در کمال وقاحت، دوباره متوسل شدند به شعار کذایی «ورزش از سیاست جداست»؛ آن هم علیه ایرانی که در فاصله ۸ ماه، دو بار مورد تجاوز نظامی دشمنان قرار گرفته بود.
از همه مضحکتر، واکنش نایب رئیس کنست و رئیس کمیته فرعی ورزش اسرائیل بود. «سیمون دیویدسون» در نامهای رسمی به اینفانتینو، رئیس فدراسیون بینالمللی فوتبال، با اشاره به نصب سنجاق ۱۶۸# روی لباس اعضای تیم ملی فوتبال جمهوری اسلامی ایران نوشت: «گزارشهای اخیر درباره نمایش عمومی نمادها و پیامهایی از سوی تیم ملی ایران که به رویدادهای سیاسی و نظامی جاری مرتبط هستند، نگرانیهایی درباره ورود روایتهای سیاسی به مهمترین رقابت ورزشی جهان ایجاد کرده است...
صرفنظر از موضع هر فرد درباره یک درگیری یا اختلاف بینالمللی، جام جهانی فیفا باید صحنهای برای ورزش باقی بماند، نه بستری برای پیامهای سیاسی...
در دورانی که جهان با شکافها و تنشهای عمیق روبهروست، ورزش باید پلی میان انسانها باشد، نه عرصهای دیگر برای رویاروییهای سیاسی» ...
چهره ورزشی صهیونیستها همزمان که این مهملات را مینوشت، ترجیح داد چشمهایش را روی تمام رفتارهای سیاسی کشور دوست و برادرش در میزبانی جام جهانی ببندد؛ از بازداشت بازیکن تیم ملی فوتبال عراق و تفتیش بدنی اعضای تیمها در فرودگاههای شهرهای آمریکا گرفته تا دیپورت بهترین داور قاره آفریقا. از حضور یک روزه تیم ملی ایران در محل برگزاری مسابقات تا محروم کردن هوادارانش از خرید بلیط و حضور در ورزشگاه.
با تمام این اوصاف، تیم ملی ایران، بیاعتنا به یاوهگوییهای کودککشان و حامیان آنها، با مدد گرفتن از روح پاک ۱۶۸ فرشته کوچولوی مینابی - بهویژه «ماکان نصیری»، تنها دانشآموز شهید جاویدالاثر مدرسه شجره طیبه -، و به پشتوانه دعای خیر پدران و مادران دلسوخته آنها، قدم به مسابقات جام جهانی گذاشته و امیدوار است با نمایشی قابل قبول در این آوردگاه جهانی، بتواند بعد از یک سال سخت و پرحادثه، شادی را به قلب مردم ایران هدیه کند.
حالا همان پرچمی که دشمنان قسمخورده ایران از هیچ جسارتی به آن دریغ نکرده بودند، با غرور و افتخار در لسآنجلس آمریکا در اهتزاز است. تیم ملی ایران که آمریکا با انواع کارشکنیها، تمام تلاشش را برای منزوی کردن آن به کار بسته بود، به برکت مقاومت جانانه مردم سرفراز ایران در جنگ با دو قدرت هستهای دنیا، به یکی از محبوبترین تیمهای حاضر در جام جهانی تبدیل شده؛ و علاوهبر اینها، یاد دخترکها و پسرکهای مدرسه میناب، هر روز درست کنار گوش قاتلشان زنده میشود.
حالا ماکان، همان پسر کوچولوی عشق فوتبالی که خردادماه سال ۱۴۰۵ قرار بود پای تلویزیون، اولین جام جهانی عمرش را تجربه کند، از بالای ابرها و در جمع فرشتهها، نظارهگر تلاش ملیپوشان کشورش در مهمترین رقابتهای فوتبال جهان است و روح پاک او و ۱۶۷ هممدرسهایاش، عشق و امید و انگیزه را در وجود اعضای تیم ملی ایران تقویت میکند.
منبع: فارس