باشگاه خبرنگاران جوان - این روزها اگر گذرتان به نانواییهای محلی، میوهفروشیها یا سوپرمارکتهای بزرگ شهر بیفتد، نخستین نشانههای ملموس تکانه پساجنگ را در دستان خود حس میکنید؛ جهش نجومی قیمت مواد پلیمری کار را به جایی رسانده است که حالا فروشگاهها پلاستیکهای تعارفی گذشته را حذف کردهاند و حتی هزینه کیسههای خرید بهعنوان یک ردیف مجزا روی رسیدهای خرید درج میشود. این واقعیت عینی، محصول بمباران برخی واحدهای استراتژیک صنعت پتروشیمی توسط دشمن آمریکایی- صهیونی است که ظرفیت تولید پلاستیک کشور را به دستکم یکسوم کاهش داده است.
در این وضعیت اضطراری، کارشناسان ارشد تبیین میکنند که صرفهجویی در مصرف پلاستیکهای روزمره به طور مستقیم با امنیت بهداشتی و دارویی کشور گره خورده است؛ چراکه با کاهش مصرف در بخش خانگی، زنجیره توزیع پتروشیمیهای فعال آزاد شده و دولت میتواند ماده اولیه استراتژیک پروپیلن را به جای تبدیل به کیسههای زباله و بستهبندیهای مازاد، مستقیماً به سمت صنایع مادر و تولید انبوه تجهیزات پزشکی، اقلام حیاتی اتاق عمل، سرنگها و ظروف استریل دارویی هدایت کند که کشور در این بازه دو تا سه ساله بازسازی، شدیداً به آنها نیاز دارد. به گفته کارشناسان، پایداری در برابر این بحران پلیمری و ناترازی حاملهای انرژی، نیازمند یک مدیریت دوسویه و متقابل است؛ الگویی دوطرفه که در آن از یکسو، مردم باید با احیای سنتهایی مانند پارچه نان، ساکهای خرید دائمی و اصلاح عادات مصرفی در آشپزخانهها، مرام و مسئولیت مدنی خود را نشان دهند و از سوی دیگر، دولت و نظام تدبیر باید با پیشقدم شدن در قطع اسرافهای ساختاری ارگانهای اداری، تقویت نظارتهای محسوس و نامحسوس و بازنگری در قوانین صلب توزیع (مانند ضوابط قدیمی وزارت بهداشت)، صراحت و معرفت متقابل خود را به جامعه اثبات کنند. در این گزارش سراغ دو تن از کارشناسان محیط زیست و فعال در کنشگریهای مدنی این حوزه رفتیم تا راهکارهایی عملی برای تغییر الگوهای ساختاری و رفتاری درخصوص پلاستیک و سایر موارد مشابه را در دوران پساجنگ پیشنهاد دهند.
چرا پلاستیک در بازار پساجنگ نایاب و گران شد؟
کالبدشکافی خسارتهای واردشده به بدنه صنعت پتروشیمی کشور نشان میدهد ترکشهای جنگ چگونه مستقیماً سفره و الگوی مصرف روزمره شهروندان را هدف گرفتهاند؛ چنانکه برخی آثار آن از جمله گران شدن پلاستیک را از هماکنون شاهدیم. محمد درویش، فعال محیط زیست، روایت خود را از ابعاد ملموس این شوک اقتصادی در بازار مصرف اینگونه آغاز میکند: «بعد از بمباران برخی از واحدهای مرتبط با پتروشیمیها، تولید پلاستیک کشور به حدود یکسوم (دستکم) کاهش پیدا کرده است و این در حالی است که تقاضا در بازار ثابت مانده و طبیعی است که این موضوع روی بازار اثر گذاشته و قیمتها را به طرز نجومی افزایش داده است.» این جهش ناگهانی قیمتها البته در شرایط اضطراری فعلی، در واقع تحقق همان هشدارهای انباشتهشدهای است که درباره اتکای بیش از حد زندگی روزمره مردم به پلاستیک جدی گرفته نمیشدند. ریشه این اتکای شدید، سالها تزریق بیرویه یارانه پنهان به خوراک پتروشیمیها و انرژی مصرفی این صنایع بود که باعث میشد فرآوردههای پلیمری و پلاستیک با قیمتی بسیار ناچیز و غیرواقعی به دست مصرفکننده برسند؛ پدیدهای اقتصادی که هرگونه انگیزه برای صرفهجویی یا سرمایهگذاری روی گزینههای جایگزین را کور میکرد، بنابراین با قطعیت میتوانیم بگوییم، بازار تولید و مصرف پلاستیک حاوی زخمی قدیمی بود که حالا چرک کرده است.
درویش با تبیین پیشینه مطالبات و هشدارهای صنف کنشگران از لایههای مدیریتی و اجرایی کشور، به همین ریشههای ساختاری و ارزانسازی مصنوعی اشاره کرده و میافزاید: «فعالان این حوزه سالهاست که به دلیل تبعات خطرناک پلاستیکهای رهاشده در طبیعت، از دولت میخواستند که مصرف پلاستیک را کاهش دهد، قیمت آن را افزایش دهد، از پلاستیکهای زیستتجزبهپذیر حمایت شود تا آنها را جایگزین کنند و یا اینکه با کارهای فرهنگی مردم را تشویق کنیم به استفاده از کیسههای چندبار مصرف؛ اما عملاً این اتفاق در گذشته نمیافتاد، چون قیمت پلاستیک و ظروف یکبار مصرف آنقدر پایین بود که هیچ گزینه جایگزینی قابلیت رقابت اقتصادی را با آن نداشت.»
چرا تغییر الگوی مصرف پلاستیک یک ضرورت است؟
این پژوهشگر ارشد محیط زیست با نقد جدی فرهنگ مصرفی حاکم بر جامعه و تبیین آمارهای نگرانکننده، رتبه ایران در مصرف مواد پلیمری را کالبدشکافی کرد و گفت: «ایرانیها متأسفانه به لحاظ بانک جمعیت، هفدهم جهان هستند، اما با آمارهایی که منتشر میشود، در شمار پنج جمعیت اول جهان در مصرف پلاستیک قرار دارند.» درویش درباره نحوه انتقال بحران پلاستیک به لایههای مختلف اقتصادی کشور تشریح کرد تداوم مصرف بیرویه پلاستیک در شرایط ناترازی تولید، به معنای بلعیده شدن سهم صنایع حیاتیتر است. وقتی در شرایط پساجنگ با کمبود شدید مواد اولیه مواجهیم، هر کیسه پلاستیکی اضافی که در یک فروشگاه مصرف میشود، در واقع بخشی از سهمیه پلیمری است که میتوانست در صنایع مادر یا بخشهای راهبردی کشور به کار گرفته شود؛ بنابراین تغییر الگوهای مصرفی نه یک توصیه اخلاقی، بلکه یک ضرورت اقتصادی برای حفظ تعادل زنجیره تولید در دوران بازسازی پساجنگ است.
۵ کیسه را بکنیم ۳ تا!
درویش در پاسخ به سؤالی پیرامون چگونگی اصلاح الگوهای مصرفی درون منازل (مانند بستهبندیها، تفکیک زباله و مدیریت مصارف روزمره) و ماهیت فنی محصولات جایگزین تبیین کرد: «ما به طور مطلق نمیتوانیم پلاستیک را از زندگی حذف کنیم؛ یک بخشی از این مصارف به این صورت است که میگویند هر خانواده ایرانی به طور متوسط روزانه پنج عدد کیسه پلاستیکی مصرف میکند، ما میتوانیم این پنج کیسه پلاستیکی را به سه کیسه کاهش دهیم و در برخی از خریدهایمان، مثلاً خرید میوه یا حبوبات، از کیسههای پارچهای استفاده کنیم.»
دولت باید از شرکتهای دانشبنیان سازنده محصولات جایگزین حمایت کند
وی نقش دولت را در حمایت از فناوریهای جایگزین کلیدی و حیاتی دانست و افزود: «شرکتهای دانشبنیانی هستند که یک عده جوانهای علاقهمند در آنها آمدهاند و کیسههای زیستتجزبهپذیر ساختهاند؛ کیسههایی که وقتی در طبیعت رها میشوند، در کمتر از دو هفته کاملاً تجزیه شده و به مواد اولیه بیضرر تبدیل میشوند. با این کار، هم کار مردم راه میافتد و هم اینکه این محصولات هیچ خطری برای پایداری خاک ندارند.» وی با اشاره به موانع اقتصادی این فناوری در گذشته یادآور شد: «فرایند تولید این کیسهها نسبت به کیسههای پلاستیکی معمولی فرایند گرانتری بود و این شرکتها در رقابت بازار همیشه شکست میخوردند؛ اما اکنون زمان آن رسیده است که دولت اگر میخواهد یارانه بدهد، روی این حوزه سرمایهگذاری کند و از آنها حمایت کند تا به تولید انبوه برسند و بتوانیم هم برخی از مواردی را که چارهای جز استفاده از پلاستیک در آنها نداریم حل بکنیم و هم خسارتها به منابع ملی را کاهش دهیم.»
بازیافت را جدی بگیریم
طبق آمار، سالانه یک میلیون تن پلاستیک در کشور تولید میشود که نزدیک به ۹۶ درصد آن دفن شده و به چرخه بازنمیگردد. البته واقعیتهای موجود در این خصوص در همه جای کشور یکسان نیست؛ محمد درویش در خلال گفتوگو، از نمونهای موفق در این حوزه یاد میکند: «ما بهترین عملکرد را در این حوزه در کرمانشاه داریم که یک شرکت پسماند توانسته است تا ۸۰ درصد این پلاستیکها را بازیافت بکند و مورد استفاده قرار دهد؛ در دنیا هم یکی از رکوردهای خوب بازیافت در حال حاضر متعلق به ایران و شرکت پسماند کرمانشاه است.»
وی در تشریح فنی نحوه مدیریت مواد غیرقابل بازیافت در این الگو و تبدیل آن به یک مزیت زیرساختی در دوران پساجنگ اظهار داشت: «آن ۲۰ درصد باقیمانده که شامل مواردی مثل کیسههای پفک و چیپس است، با یک قراردادی که با کارخانه سیمان کرمانشاه بسته شده است، بهعنوان سوخت جایگزین به آن کارخانه تحویل داده میشود و این اقدام باعث شده که سالانه ۵ میلیون دلار صرفهجویی در مصرف گاز کشور اتفاق بیفتد.» وی با نقد ساختار اقتصاد مبتنی بر انرژی ارزانقیمت گفت: «ما میتوانیم این کار را در سراسر کشور انجام دهیم؛ اما چرا این کار را نمیکنیم؟ چون عادت کردهایم به گاز ارزانقیمت و کسی هم به دنبال این راهکارها نمیرود و کسی هم صنایع را وادار به این کار نمیکند.»
محمد درویش درباره لزوم اهرمهای فشار مقرراتی بر صنایع بزرگ در راستای پایداری انرژی پساجنگ افزود: «چرا در حال حاضر یکباره مصرف و سرمایهگذاری در حوزه انرژی خورشیدی افزایش پیدا کرده است؟ چون دولت برق را گران کرده، چند روز خاموشی به صنایع میدهد و کارخانهها مجبور شدهاند در حوزه اتصال به انرژی خورشیدی سرمایهگذاری کنند. بنابراین، اگر باز دولت در اینجا مقرراتی را وضع کند که کارخانههای سیمان و کارخانههای فولاد بهخصوص، مجبور بشوند که به سمت استفاده از آن ۲۰ درصد باقیمانده زباله بروند که قابل بازیافت نیست، اما میتوان بهعنوان سوخت جایگزین از آن استفاده کرد، ما میتوانیم با یک تیر چند نشان بزنیم.»
کارخانهها بستهبندی خود را اصلاح کنند
درویش جنبه دیگری از افزایش مصرف پلاستیک را ناشی از نظام بستهبندی غیرضروری کارخانهها و افزایش قیمت تمامشده برای مصرفکننده در شرایط بحران اقتصادی دانست و بر امکانپذیر بودن بازنگری در این سیستم تأکید کرد. وی گفت: «این کار کاملاً امکانپذیر است؛ در حال حاضر شما حتی نگاه کنید به پکهای غذایی که در سفرهای هوایی هواپیماییها میدهند، شرکتهای معتبر هواپیمایی دنیا دیگر از پکهای پلاستیکی استفاده نمیکنند و یا اینکه ما میبینیم در بسیاری از مناطق جهان آنچنان مالیاتی میبندند روی محصولاتی که پکهای پلاستیکی دارند که عملاً دیگر قابلیت رقابت اقتصادی ندارند و میتوان این کار را در کشور هم انجام داد.» با این حال، وی گره اصلی و قانونی ترویج مصرف پلاستیک را در جای دیگری جستوجو کرد و صراحتاً ضوابط توزیع کارگاهی و بهداشتی کشور را به چالش کشید.
درویش گفت: «یکی از مشکلات بزرگ ما، مقررات قدیمی است که مثلاً در وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی وجود دارد؛ آنها رستورانها را وادار میکنند که حتماً حتی قاشق و چنگالی را که میخواهند برای مشتری بیاورند درون پک پلاستیکی قرار دهند، روی میزها سفرههای پلاستیکی میاندازند و آن رستورانهایی را که این سفرههای پلاستیکی را نداشته باشند یا قاشق و چنگالشان توی این پکهای پلاستیکی نباشد، به بهانههای بهداشتی جریمه میکنند.» وی با مقایسه این وضعیت با استانداردهای نوین بینالمللی و لزوم اصلاح صلبیتهای اداری در پساجنگ افزود: «درصورتیکه اگر به اغلب رستورانها در کشورهای توسعهیافته بروید، اصلاً چنین چیزی را مشاهده نمیکنید و در حال حاضر لازم نیست چرخ را از اول اختراع کنیم و میتوانیم از این تجربهها استفاده کنیم.»
بازخوانی یک تجربه؛ اروپا چگونه از پس بحران ۱۹۷۰ برآمد؟
محمد درویش بر این باور است که هر شوک اقتصادی سنگین و بحران زیرساختی در دوران پساجنگ، میتواند سرآغاز یک چرخش مدنی، فرهنگی و ساختاری بزرگ در سبک زندگی جامعه باشد، مشروط بر اینکه سیاستگذاری و هدایت رسانهای درستی صورت گیرد. وی در این باره تبیین کرد: «من فکر میکنم این چالشی که اکنون به وجود آمده است، اگر دولت و مردم خوب رفتار کنند و رسانهها نیز کمک کنند، قبل از اینکه به یک بحران مهارنشدنی تبدیل شود، میتواند به یک فرصت بزرگ تبدیل بشود؛ چراکه این تغییر رویکردها در دنیا هم سابقه دارد.» وی به بازخوانی یک نمونه موفق و مستند تاریخی پرداخت و گفت: «دلیل اینکه در حال حاضر اروپا مهد توسعه حملونقل پاک، دوچرخهسواری، پیادهروی و رونق استفاده از اسکوتر شده است، برمیگردد به جهش ناگهانی قیمت سوخت در دهه ۱۹۷۰ میلادی پس از تشکیل اوپک. در آن مقطع یکباره فشار اقتصادی زیادی به مردم وارد شد، بهخصوص در کشور هلند و آنها تصمیم گرفتند برای مقابله با افزایش قیمت بنزین، میزان استفاده از خودروهای شخصی را کاهش دهند و سراغ حملونقل پاک رفتند که نماد آن دوچرخه است.» وی نتیجه این تغییر رفتار ساختاری، اجباری و فرهنگی را بر سلامت عمومی و کاهش بار مالی دولت مثبت ارزیابی کرد و اظهار داشت: «امروز هلندیها یکی از سالمترین مردم جهانند و کمتر درگیر مشکلات ناشی از کمتحرکی، دیابت، کبد چرب، سکتههای قلبی و فشارخون بالا هستند و تمامی این دستاوردهای بهداشتی و اقتصادی ناشی از همان چالش و بحران اقتصادی بزرگی است که در سال ۱۹۷۰ ایجاد شد.»
کیسههای پلاستیکی کمتر برای سرنگهای بیشتر
محمد الموتی، از دیگر فعالان با سابقه محیطزیست و دبیر شبکه ملی تشکلهای مردمنهاد کسی است که اقدامات او و همکارانش در سمنها این روزها بسیار موردتوجه قرار گرفته است. از روزهای اولیه آسیب به برخی زیرساختها تاکنون آنها در حال پیریزیکردن اقداماتی مردمی از فرهنگسازی گرفته تا توزیع کیسههای زیست تجدیدپذیر برای مقابله با این بحرانها هستند. وقتی برای تشریح الگوهای مصرف مردمی پلاستیک در پساجنگ سراغ او میرویم، عقیده دارد باید نگاه جامعه نسبت به بحران پلاستیک گستردهتر شود. وی میگوید: «ما هم باید بحث صرفهجویی در انرژی را مدنظر قرار دهیم و به طور مشخص، بحث پلاستیک و مواد اولیه پروپیلن؛ یعنی آن چیزی که باید در صنایع دارویی و مخصوصاً برای تولید سرنگ و اقلام حیاتی پزشکی استفاده شود که ما قطعاً در کشور به آنها نیاز مبرم داریم.» وی علت اصلی این فراخوان عمومی برای صرفهجویی در پلاستیکهای روزمره شهری را چنین تبیین کرد: «به دلیل اینکه ظرفیت تولید ما کاهش پیدا کرده، این توصیه به مردم شده است که از این زاویه در مصرف پلاستیک صرفهجویی کنند تا کارخانهها و پتروشیمیهایی که فعالند، بتوانند مواد اولیه و زنجیره تأمین خود را به سمت تولید محصولاتی هدایت کنند که در این شرایط پساجنگ برای کشور ضروری است و باید حتماً آنها را داشته باشیم تا پایداری بهداشتی و درمانی جامعه با مخاطره مواجه نشود.»
شهروندان و مسئولان باید معرفت به خرج بدهند
دبیر شبکه ملی تشکلها به تشریح واکنشهای مدنی، روانی و فرهنگی جامعه در قالب کمپینهای اجتماعی پساجنگ پرداخت و گفت: «در همین راستا یکسری کمپین داریم، مثل کمپین نه به پلاستیک یا نه به کیسه پلاستیکی. یک کمپین گستردهتر هم داریم که در واقع از طرف تشکلهای مردمی مطرح و سپس در حوزههای دیگر نیز از آن استفاده شد، به نام پویش ملی بامعرفت.» وی در تبیین ابعاد فرهنگی این پویش مردمی در پساجنگ اظهار داشت: «در این پویش ملی بامعرفت، گفتمان اصلی این است که جوانان ما پای لانچر با جان خود از مرزهای این سرزمین دفاع کردند و ما هم در پشتجبهه، به هر اندازهای که میتوانیم باید معرفت خود را نسبت به این سرزمین نشان دهیم. این معرفت میتواند در اندازه مصرف یک کیسه پلاستیکی کمتر، خاموشکردن یک لامپ اضافی، کمکردن یک شعله گاز یا مصرفکردن یک لیتر بنزین کمتر باشد.» الموتی با متمایز خواندن ساختار پویش «بامعرفت» نسبت به طرحهای سنتی و توصیهای گذشته تأکید کرد: «این اولین پویش در کشور است که مخاطب آن صرفاً مردم نیستند؛ یعنی پویش بامعرفت پویشی است که مخاطبش، هم مردم است و هم دولت.» وی در تشریح وظایف دولت در قبال معرفت شهروندان و لزوم پایداری تصریح کرد: «ما در همین حوزه گفتیم این معرفت شخصی و مرام شخصی افراد است که این کارها را انجام میدهند؛ اما دولت حالا باید چهکار کند؟ دولت هم باید معرفت به خرج دهد و بهعنوانمثال، هیچ پروژهای را بدون در نظر گرفتن روش اقتصادی محیطزیست و بدون در نظر گرفتن پایداری زیرساختها، مجوز ندهد.»
چکلیست پساجنگ برای مهار بحران پلاستیک
با جهش قیمتها در بازار پساجنگ، تغییر عادات روزمره در خانه، بازار و حتی مناسبتهای اجتماعی به یک ضرورت فوری بدل شده است. کارشناسان عقیده دارند رفتارهای جایگزین همچون موارد ذیل، بار تقاضای پلاستیک را در کشور بهشدت کاهش میدهند.
- احیای سنت ساکهای دائمی و کیسههای پارچهای: بازگشت به الگوهای سنتی خرید با همراهداشتن مداوم کیسههای پارچهای مقاوم یا ساکهای چرخدار، بهویژه در خریدهای پرمصرفی مانند نان، تا نیاز به دریافت پلاستیکهای جدید در مغازهها کاملاً مرتفع شود.
- تجمیع اقلام در ترهبارها: پایاندادن به سنت غلط گرفتن کیسههای جداگانه برای هر قلم کالا در میدانهای میوه و ترهبار؛ شهروندان میتوانند اقلام همخانواده را در یک کیسه مشترک قرار دهند و از هدررفت دهها کیسه در یک نوبت خرید جلوگیری کنند.
- بایکوت کامل ظروف یکبارمصرف در خانه و مهمانیها: جایگزینکردن ظروف سنتی، چینی و قابلشستوشو در منازل، دورهمیها و مهمانیهای خانوادگی برای کاهش بار تقاضای بازار و هدایت منابع پلیمری به سمت صنایع مادر.
- جایگزینی سلفونها و کیسههای فریزر در آشپزخانه: استفاده از ظروف شیشهای یا پلاستیکی چندبارمصرف و دردار برای فریز کردن یا نگهداری مواد غذایی در یخچال، بهجای مصرف بیرویه و روزانه کیسههای فریزر و سلفونهای بستهبندی.
لزوم صرفهجوییهای اداری و دولتی
الموتی ریشه اصلی مقاومت جامعه در برابر آموزشهای مصرف در این سالها را ناشی از تناقضهای رفتاری و اسراف ساختاری در خود بدنه دولت میداند؛ مسئلهای که در پناه یارانههای پنهان، سالها زنجیره مصرف پلاستیک را مخدوش کرده بود. وی با نقد این الگو تبیین میکند: «در سالهای قبل نقد بزرگ این بود که وقتی خود دولت یک مصرفکننده بزرگ است و در این مصرف اسراف هم دارد، هیچگونه آموزش و آگاهیرسانی به نتیجه نمیرسد، چون عملاً مردم پیش چشم خود میدیدند که خود دولت مصرف بیرویه دارد. در مورد پلاستیک هم همین اتفاق میافتاد. مثلاً شما در بخش عمدهای از ادارات دولتی و کارخانههای وابسته به دولت، مصرف بیرویه ظروف یکبارمصرف را میدیدید و توزیع غذا با این ظروف بود. بیش از یک دهه طول کشید تا بخشی از بدنه دولت را راضی کردیم که این مدل توزیع اقلام در ظروف یکبارمصرف به اقتصاد و منابع آسیب میزند و خوشبختانه بخشی از این رفتارها اصلاح شده است.»
اقتصاد دفاعی در تجمعات؛ مرجعیتهای اجتماعی چگونه باید وارد میدان شوند؟
دبیر شبکه ملی تشکلها با اشاره به روند بهبود رفتاری مردم در تجمعات پساجنگ، بر لزوم ورود جدی حلقههای واسط، مجموعههای مذهبی و چهرههای مورداعتماد جامعه برای مدیریت پسماند تأکید کرده و میگوید: «ما بهمرور دیدیم که آرامآرام رفتارها در تجمعات شبانه بهبود پیدا کرد. در شبهای اول زباله زیادی بهجا میماند؛ اما این رفتارها آرامآرام اصلاح شد. توصیه بنده این است مجموعههایی که مرجعیت اجتماعی دارند و روی قشرهای مختلف مردم اثرگذار هستند - مانند هیئتها، حسینیهها، مساجد، مداحان، روشنفکران و چهرههای شاخص فرهنگی - در این مسیر پیشقدم شوند و بیشتر فعال شوند؛ چراکه مردم به رفتارهای آنان نگاه میکنند.» وی در نهایت یادآور میشود: «مسئله بسیار جدی است و دیگر یک بحث فانتزی یا شیک که صرفاً گروهی خاص به دنبال آن باشند نیست، بلکه اکنون بحث ضرورت زندگی، اقتصاد دفاعی و نیازمندیهای حیاتی ماست که میتواند تحتتأثیر قرار بگیرد؛ بنابراین همه ما وظیفه داریم این آگاهی را به مردم منتقل کنیم، از دولت مطالبه کنیم که ساختارها و قوانین را اصلاح کند تا انشاءالله بتوانیم با سرمایه اجتماعی بالا و همبستگی ملی، از این مرحله سخت پساجنگ با موفقیت عبور کنیم.»
منبع: فرهیختگان