این روز‌ها دو دسته دانش‌آموز می‌بینیم. یکی ماشینِ درس‌خواندن شده و دیگری گوشه‌ای نشسته و با خودش می‌گوید: «من انگیزه ندارم، نمی‌توانم بخوانم.»

باشگاه خبرنگاران‌ جوان - عقب افتادن کنکور و امتحان‌های نهایی برای خیلی از بچّه‌ها حکم یک دوی استقامت بی‌پایان را دارد؛ مسابقه‌ای که خطِّ پایانش ناگهان عقب‌رفته و پاها دیگر توان دویدن ندارند. امّا ماجرا فقط خستگی نیست؛ پای ناامیدی، مقایسه و ورودی‌های سمی هم در میان است. در گفت‌وگویی بی‌پرده با مهسای طیبی کشاورز روان‌شناس حوزه نوجوان، هم درد این خستگی را به رسمیت شناخته و هم نقشۀ راهی پیش پا گذاشته که از دل این بحران، یک فرصت طلایی بسازی.

خستگی و چرخۀ لعنتی «باید بخوانم، نمی‌شود»

بزرگ‌ترین آسیبی که عقب افتادن زمان کنکور و امتحانات نهایی می‌زند، خستگی مفرط و ناامیدی است. بچّه‌هایی که با تمام قوا برنامه ریخته بودند برای یک تاریخ معیّن، حالا با تغییری روبه‌رو شده‌اند که به ذهنشان هم خطور نمی‌کرد. بعضی‌هایشان هم‌خانه‌شان آسیب‌دیده یا عزیزی را ازدست‌داده‌اند. نتیجۀ این شرایط، جمله‌ای است که خیلی از دانش‌آموزان تکرار می‌کنند: «من واقعاً انگیزه ندارم، حسّش نیست، حوصله ندارم.» مشاور در اولین قدم، یک گفت‌وگوی ساده را پیشنهاد می‌دهد: باید چرخۀ باطل «هی بدو و هی نمی‌توانم» را متوقّف کنی و بگذاری کنار. بعد برگردی سر سؤال اصلی: «اصلاً برای چی دارم درس می‌خوانم؟»

کاغذ و خودکار؛ سلّاح مخفی بازیابی انگیزه

برای بیرون آمدن از این باتلاق، یک ابزار ساده و رایگان داری: یک برگ کاغذ. مشاور می‌گوید: «وقتی نوجوان بنشیند و برای خودش بنویسد چرا می‌خواهم کنکور بدهم، می‌خواهم به کجا برسم، در چه رشته‌ای قبول شوم و بعد قرار است چه‌کار کنم، اهدافش شفاف می‌شود.» معلم شدن، مهندس شدن یا هر شغل دیگری، یعنی بتوانی باری از روی دوش جامعه برداری. اصلاً یکی از دانش‌آموزان در همین روزهای سخت، تعبیر جالبی داشت: «من تازه انگیزه‌ام بیشتر شده؛ باید به جایی برسم که اثرگذار باشم. هرچقدر قوی‌تر بشوم، انگار در خط مقدّم دارم می‌جنگم.» نوشتن هدف، مثل روشن‌کردن چراغ مه‌شکن است در جادۀ تاریک.

ورودی‌های مغزت را فیلتر کن

ذهن یک کنکوری مثل پنجره‌ای است که اگر بی‌احتیاط باز بماند، هر صدایی از اخبار جنگ و گرانی و حرف‌های منفی مستقیم می‌پرد توی مغز. طیبی هشدار می‌دهد: «هم خود فرد و هم خانواده باید مراقب ورودی‌ها باشند. مدام از شرایط اقتصادی و اخبار جامعه گفتن در خانه، ذهن دانش‌آموز را مشغول و نگران آینده می‌کند.» از طرف دیگر، رفیق‌بازی هوشمندانه هم معجزه می‌کند. بگرد و دوستی را پیدا کن که انرژی مثبت داشته باشد. زنگ بزن، ببین کدام دوستت حال خوبی دارد؛ چون «هم‌جواری شباهت می‌آورد، انگیزه می‌آورد.»

خودسرزنشگری ممنوع

وسط این هیاهو، یک نکته را با فونت درشت در ذهنت حک کن: «خسته شدن، حقِّ توست.» طیبی تأکید می‌کند که نباید وارد فاز «تو تنبلی، تو هیچی نمی‌شوی» بشوی. این خودسرزنشگری مثل یک مرداب، بیشتر فرومی‌بردت توی لاک تنهایی. 

راه درست چیست؟

« اوّل به خودت حق‌بده که ناراحتی؛ این اقتضای شرایط زندگی‌ات است. بعد، تلاش‌های قبلی و ویژگی‌های مثبت خودت را ببین. کسی که عجول و نتیجه‌گراست، بیشتر در این تایم‌های تغییریافته اذیت می‌شود؛ امّا این یک تمرین برای بالابردن تاب‌آوری است.»

حبوباتِ معلوماتت را خیس کن!

یک ترسِ رایج هست: «همهٔ درس‌هایی که خواندم یادم می‌رود.» امّا مشاور نیمۀ پر لیوان را نشان می‌دهد: «اگر مدلِ مطالعه‌ات حفظیِ محض باشد، بله، فراموش می‌کنی. امّا اگر فهمِ عمیق داشته باشی، این فاصله مثل خیساندن حبوبات است؛ معلوماتت جا می‌افتد و تثبیت می‌شود. شاهدش هم آن دانش‌آموزی که دو بار از او کنکور گرفتند و دفعه دوم درصدهایش بهتر شد، چون درس را واقعاً یاد گرفته بود. پس این تأخیر می‌تواند یک فرصت جدید برای عمیق‌تر شدن باشد. کار از دستت برنمی‌آید، پس پذیرش داشته باش و یک نقشۀ تازه بکش. انتخاب اینکه تهدید را به فرصت تبدیل کنی، فقط با خودت است.»

وقتی اضطراب از کنترل خارج می‌شود

اگر با وجود کنترل ورودی‌ها و دوستان و خانواده، باز دوزِ استرس بالاست، توصیه این است: « حتماً با روان‌شناس مشورت کن. گاهی در مراحل آخر، یک روان‌پزشک ممکن است یک داروی با دوز پایین و بدون عارضۀ خاص تجویز کند که از این مقطع حساس عبور کنی.»قرار نیست همه چیز را تنهایی حل کنی؛ کمک‌گرفتن، هوشمندی است.

میل به رشد را نمی‌شود نادیده گرفت

در این روزهای سکوت صحنه نظامی، برخی دانش‌آموزان به‌خاطر احتمال شروع جنگ درس‌خواندن را کنار گذاشته‌اند. طیبی می‌گوید:«همان قدر که درس نخواندن معنی ندارد، درس‌خواندن هم معنی دارد. دنیا همیشه ناپایدار بوده و هیچ‌کس از فردای خود خبر ندارد؛ فقط الان این بی‌خبری را بیشتر حس می‌کنیم. درون انسان یک میل به حرکت و رشد کار گذاشته شده که نمی‌شود با آن جنگید. اگر این میل در تو کم‌جان شده، تنها نیستی و عوامل زیادی در آن دخیل‌اند: سبک زندگی، همنشین‌ها، مدل فکرها و تعامل خانواده. خانواده به‌شدت می‌تواند در این شرایط دستگیر نوجوان باشد. پس نشستن و حسرت خوردن فقط متوقّفت می‌کند، امّا تغییر گفت‌وگوی ذهنی و کنترل محیط، مسیر را هموار می‌کند.»

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار