میدان نبوت تهران این شب‌ها مملو از پرچم‌های ایران و انبوه کتاب‌هایی است که مردم برای همکلاسی‌های ۱۶۸ دانش‌آموز شهید میناب آورده‌اند.

باشگاه خبرنگاران جوان - قرار بود یک حرکت ساده مردمی باشد. چند جعبه در میدان نبوت بگذارند، بنویسند «کتاب برای میناب» بعد کتاب‌ها را ببرند برای بچه‌هایی که مدرسه‌شان دیگر نیست. نه کسی فکر می‌کرد میدان پر شود، نه کسی پیش‌بینی می‌کرد استقبال از حد بگذرد. اما حالا میدان نبوت دیگر شبیه هر جای دیگری نیست.
 
وارد میدان که می‌شوی، اول چشم‌هایت به امواج جمعیت می‌افتد. موجی زنده و پرهیاهو. پرچم‌های سه‌رنگ ایران در هر گوشه‌ای به اهتزاز درآمده است. روی دست‌ها، روی دوش‌ها، بین کتاب‌ها. مردم با شور و اشتیاقی وصف‌نشدنی آمده‌اند. از مادرانی که با فرزندان در آغوش، پاکتی کتاب داشتند تا کودکان و نوجوانانی که نقاشی‌های خود را برای بچه‌های میناب آورده‌اند.
 
هنوز چند ساعت از حمله ناجوانمردانه آمریکا و رژیم صهیونیستی به خاک ایران نگذشته بود که خبر بمباران مدرسه‌ای در میناب، دل همه را به درد آورد. مدرسه، وسط شهر، پر از دانش‌آموز. ۱۶۸ کودک و نوجوان که سر کلاس مشق می‌نوشتند و ناگهان زیر آتش بمباران هم‌کلاسی آسمانی شدند. نه سنگر بود، نه اسلحه. فقط نیمکت، تخته‌سیاه، کیف و مدادهایی که میان خون غلتید.
 
در تهران، یک فعال فرهنگی امیر مرادی وقتی این خبر را شنید، نتوانست بنشیند. خیلی‌ها رفتند سراغ سیاه‌پوشی و گریه. اما مرادی که خودش دوستدار کتاب و کتاب‌خوانی است، با خود فکر کرد: «بهترین کار برای زنده نگه داشتن یاد این ۱۶۸ فرشته چیست؟» جواب را زود پیدا کرد: کتاب. برای همکلاسی‌هایشان که هنوز زنده‌اند. همان بچه‌هایی که شاید روز حادثه بیمار بودند یا به هر دلیل در مدرسه نبودند و حالا جای خالی دوستانشان را می‌بینند.
 
بدون هیچ چشم‌داشتی از نهاد یا سازمانی، امیر مرادی رفت سراغ دوستان و آشنایان. چند جلد کتاب قصه و رمان جمع کرد، یک کارتن برداشت و شب اول رفت میدان نبوت. روی کارتن نوشت: «کتاب برای همکلاسی‌های شهدای میناب». نه خبری بود، نه دوربینی، نه جایگاه ویژه. نمی‌شد پیش‌بینی کرد چه می‌شود.اما چند شب بعد، همان یک کارتن جا نداشت. شب بعد از آن، چند نفر غریبه با کیسه‌های پارچه‌ای آمدند و کتاب‌های نخوانده خانه‌شان را آوردند پای تخته. بعد اهالی مسجد جامع نبوت خبردار شدند و بسیج برادران چادر زدند کنار میدان و دسته‌بندی کتاب‌ها را شروع کردند. کم‌کم خیابان‌های اطراف هم پر شد از مردمی که هر کدام به‌نوعی خود را به این کاروان مهربانی می‌رساندند. آنقدر که یکی از محبوب‌ترین مکان‌ها برای بچه‌ها شد.
 
حالا، پس از دو ماه، در میدان نبوت هر شب، صدها نفر با پرچم‌های کوچک و بزرگ ایران در دست آن‌قدر کتاب می‌آورند که دیگر زمین گنجایش ندارد. بعضی پرچم را به کتاب گره زده‌اند و بالای سر می‌برند. بعضی دیگر کودکانشان را روی دوش نشانده‌اند و کتابی هم در دست کودک است. توی گوشه میدان، چند جوان پرچم بزرگی را باز کرده‌اند و زیر آن، مردم کتاب‌هایشان را می‌گذارند و دستی به پرچم می‌کشند و می‌روند.فضای میدان پر است از شعارهای خودجوش. گاهی «مرگ بر آمریکا» بلند می‌شود، گاهی «ما همه با هم هستیم و پای رهبری می‌مانیم».
 
امیر مرادی که در میان جمعیت ایستاده، بغضی در گلو دارد. می‌گوید: «وقتی این همه پرچم و این همه کتاب را می‌بینم، یاد ۱۶۸ کیف و مدادرنگی می‌افتم که زیر آوار ماندند. دلم کباب شده از این همه ظلم به بچه‌های مدرسه‌ای.»

کتاب‌ها را برای چه کسانی می‌فرستند؟

قرار است کتاب‌ها به دو جا برود. بخش بزرگی راهی میناب می‌شود، دست همان دانش‌آموزانی که مدرسه‌شان بمباران شده است. معلمان میناب قول داده‌اند از این کتاب‌ها کتابخانه‌های کلاسی کوچک درست کنند. بخش دیگر هم به مناطق محروم دیگر می‌رود. سیستان و بلوچستان، کرمان، کهگیلویه و بویراحمد، حتی روستاهای حاشیه‌ای خراسان جنوبی. جایی که نه خبری از کتابخانه است، نه کتابی غیر از کتاب درسی.اما خبری که این شب‌ها در میدان نبوت دهان به دهان می‌چرخد، راه‌اندازی یک کتابخانه سیار است. اسمش را گذاشته‌اند «کتابخانه شهدای میناب». این کتابخانه از همین میدان نبوت به راه می‌افتد و در روستاهای بدون کتابخانه می‌چرخد. روی بدنه مینی‌بوس، به خطی درشت نوشته می‌شود: «به یاد ۱۶۸ دانش‌آموز شهید میناب».

مردم دوباره فرمول نجات را نوشتند

تجربه نشان داده هر بار بحرانی در این کشور رخ داده از خشکسالی و کمبود آب و گاز تا اوج مصرف برق مردم جلو زده‌اند. پویش «دو درجه کمتر» را هیچ‌کسی هنوز فراموش نکرده. همه اینها یک چیز را ثابت کرده است. اینکه فرمول نجات بحران، همراهی ساده مردم است.این بار هم در میدان نبوت، همان فرمول دوباره تکرار شده. یک فعال فرهنگی به نام امیر مرادی، چند جلد کتاب اولیه‌اش و بعد دریایی از پرچم و اشک و لبخند. شاید این کتاب‌ها نتوانند غم ۱۶۸ خانواده را کم کنند، اما می‌توانند به همکلاسی‌های بازمانده بگویند: «شما تنها نیستید. تمام ایران با پرچم‌هایش پشت شماست.»اگر شب‌ها از میدان نبوت عبور می‌کنید، دست‌خالی نروید. یک کتاب، یک مجله، حتی یک دفتر نقاشی را با خود بیاورید و در میان این سیل مهربانی بگذارید.
 
منبع: فارس
اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha
آخرین اخبار