از چهره‌های فعال مبارزات انقلابی در چهارمحال و بختیاری بود که با نقش‌آفرینی در سازماندهی اعتراضات مردمی علیه حکومت پهلوی شناخته می‌شد. او هفتم تیر ۱۳۶۰ در حادثه انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی به شهادت رسید و نامش در شمار شهدای این واقعه تاریخی ثبت شد.

باشگاه خبرنگاران جوان- رحمان استکی، نامی است که در حافظه‌ی تاریخ، با معلمی، ایمان و ایستادگی روشن مانده است. مردی از دیار چهارمحال و بختیاری که از کلاس درس تا میدان مبارزه، برای دفاع از حق در میدان ماند.

او در روزگار خفقان، تنها نماند؛ صدای مردم شد، همراه خروش آنان ایستاد و در شهرکرد و دیگر نقاط استان، چراغ امید و حرکت را روشن نگه داشت. رحمان استکی از آن دست انسان‌هایی بود که حضورشان فقط یک نام در میان نام‌ها نبود؛ نَفَسِ اعتماد بود در دل مردم، و دستِ مطمئنِ راهنما در روز‌های پرآشوب.

پس از انقلاب نیز، خدمت را رها نکرد و در جایگاه نماینده مردم شهرکرد، همچنان بر همان عهد نخستین ماند، عهدِ صداقت، مسئولیت و وفاداری به مردم. اما سرنوشت، برای او پایانی دیگر رقم زد؛ در هفتم تیر ۱۳۶۰، در انفجار دفتر حزب جمهوری اسلامی، به کاروان شهیدان پیوست و رفت، اما نرفتنی‌تر از آن بود که از خاطر‌ها برود.

رحمان استکی، از آن نام‌هایی است که هر بار یاد می‌شود، یادمردی می‌افتیم که زندگی‌اش را وقف بیداری مردم کرد؛ معلمی که درسش تنها در کتاب‌ها نماند، بلکه در جانِ تاریخ نشست.

رحمان استکی در سال ۱۳۲۹ در یک خانواده مذهبی در شهرکرد به دنیا آمد. پدرش رضا از بازاریان و معتمدین قدیمی شهر بود. استکی دوران خدمتش را در سپاه دانش گذراند و پس از گذراندن دوران تحصیل در سال ۱۳۵۷ در رشته علوم تربیتی فارغ‌التحصیل شد. او در این دوران از شاگردان محمدتقی جعفری بود.

استکی در بحبوحه شعله ور شدن آتش انقلاب به زادگاهش شهرکرد بازگشت و همراه برادرش مجتبی و روحانیون شاخص شهرکرد مثل آیت‌الله سید عطاءالله احمدی و جمعی از مذهبیون و فعالان سیاسی به سازماندهی اکثر راهپیمایی‌ها و تظاهرات علیه حکومت شاه پرداخت و هدایت انقلاب در شهرکرد را عهده دار شد تا جایی که ساواک او را یکی از خطرناک‌ترین مخالفان حکومت معرفی می‌کرد.

استکی با بسیاری از انقلابیون شاخص مانند سید محمد بهشتی ارتباط داشت و آنان را برای سخنرانی علیه حکومت به شهرکرد دعوت می‌کرد او همچنین از شاگردان سید محمد بهشتی و محمدجواد باهنر بود.

او مردِ سازماندهی بود؛ آن‌گاه که پس از طوفان انقلاب، خلأ تشکیلات و نیاز به تجمعی منسجم برای نیرو‌های انقلابی احساس می‌شد، رحمان استکی با نگاهی حکیمانه و الگوبرداری از بزرگانِ مکتب، بذر حزب جمهوری اسلامی را در خاک شهرکرد کاشت.

او میان دو راهیِ خدمت حزبی و مسوولیت اجتماعی، مسیری دشوار را برگزید؛ وقتی مسوولیت آموزش و پرورش استان را به او سپردند، نه از سر میل شخصی، که از سر وظیفه‌شناسی، شب‌ها را برای رتق و فتق امور آموزشی به کار گرفت. زمانی که ندای انتخابات مجلس به گوش رسید، مردم در او الگوی «نماینده مکتبی» را یافتند؛ مردی که وکالت را نه کرسیِ قدرت، بلکه امانتی الهی می‌دانست.

شهید استکی، پاک‌باخته‌ای بود که از خانه و دارایی خود گذشت تا تنها برای «مکتب» و «مردم» بماند. او همواره با نگاهی تیزبین به همرزمانش هشدار می‌داد: مراقب باشید! دشمنان با نیت‌های پلید، گاه لباسِ حق به تن می‌کنند؛ بیدار باشید تا در مسیر مبارزه، فریبِ کلامِ باطل را نخورید.

منبع: فارس

اخبار پیشنهادی
تبادل نظر
آدرس ایمیل خود را با فرمت مناسب وارد نمایید.
captcha