باشگاه خبرنگاران جوان - سایت تخصصی مطالعات دفاعی امنیتی آسیا با استفاده از تصاویر ماهوارهای و شواهد و قراین موجود، به این نتیجه رسیده که به رغم سکوت آمریکا و بحرین، ایران در آخرین تقابل نظامی خود در منطقه، عملیات موفقیتآمیزی را در انهدام سایت مهم راداری AR327 اجرا کرده است. از دیدگاه تحلیلگران نظامی این سایت، انهدام این رادار از دو جهت برای ایران ارزشمند تلقی میشود؛ در وهله نخست اهمیت این موفقیت به ویژگیها و قابلیتهای ممتاز این رادار بازمیگردد.
رادار AR327 در موقعیت یکی از راهبردیترین گرههای هشدار اولیه عمل میکرد که دفاع هوایی منطقهای، نظارت دریایی و عملیات ردیابی موشکهای بالستیک در سراسر فضای خلیج فارس را مورد پشتیبانی قرار میداد. این رادار همچنین امکان شناسایی زودهنگام تهدیدها با فرصت زمانی کم از مناطق ساحلی ایران، به ویژه موشکهای کروز و پهپادهای شاهد را فراهم میکرد. برد تجسسی این رادار دوربرد تا ۴۷۰ کیلومتر عنوان شده است. بنابراین رادار AR327 بحرین نه تنها به عنوان یک دارایی بومی برای این کشور، بلکه به عنوان یک چشم حیاتی منطقهای عمل میکرد که اطلاعات باکیفیت هدف را به معماری گستردهتر دفاع موشکی حوزه خلیج فارس، تحت هدایت ایالات متحده منتقل میکرد.
اما صرف نظر از ویژگیهای خود رادار، موقعیت ممتاز آن نیز در خور توجه بود. این رادار در موقعیت کوه دخان (جبلالدخان) قرار داشت که یکی از معدود موقعیتهای مرتفع طبیعی منطقه جنوب خلیج فارس محسوب میشود. این موقعیت ممتاز میتوانست پوشش نظارتی مداوم را به سمت تنگه هرمز، خطوط کشتیرانی شمال خلیج فارس و کریدورهای هوایی ایران ایجاد کند.در چنین شرایطی انهدام این رادار یک رویداد تاکتیکی با پیامدهای مهم راهبردی را بازتاب میدهد؛ بدین جهت که کاهش پوشش سنسورهای دوربرد موجب میشود جدول زمانی واکنش مدافعان عملاً فشردهتر شده و کارایی رهگیری در سراسر مسیر موشکی کاهش پیدا کند.
با انهدام این رادار نیروهای نظامی ایالات متحده احتمالاً ناچار به اتکای هر چه بیشتر بر تجهیزات نظارتی جایگزین و پراکندهای همچون هواپیماهای هشداردهنده، ناوشکنهای دریایی ایجیس، رادارهای پاتریوت و حسگرهای زمینی برد کوتاهتر خواهند شد.
الگوی عملیاتی در جنگ خلیج فارس؛ انهدام زیرساختهای راداری
تحلیلگران سایت مطالعات دفاعی و امنیتی آسیا بر این موضوع تأکید دارند که هدف قرار دادن رادار AR327 بحرین در واقع بخشی از الگوی عملیاتی گستردهتر ایران در انهدام زیرساختهای راداری، فرماندهی و کنترل است که به ویژه در روزهای آغازین جنگ ۲۰۲۶ بهکار گرفته شد. در همین چارچوب و بر اساس برخی گزارشها، نیروهای ایرانی دستکم ۱۴سامانه راداری مهم ایالات متحده و متحدانش را تنها در دو روز ابتدایی جنگ از بین بردهاند. این سامانهها شامل چهار رادار دفاع موشکی بالستیک و یک رادار راهبردی هشدار اولیه بوده است. این عملیاتهای موفقیتآمیز انهدام راداری، به ویژه چهار رادار دفاع موشکی بالستیک، یک دستاورد بزرگ راهبردی را در معرض نمایش قرار میدهد؛ چرا که این سیستمها در زمره تواناترین رادارهای ردیابی موشکهای بالستیک ایالات متحده، مستقر در سطح جهان هستند. این رادارهای راهبردی میتوانند از هشدار موشکهای بالستیک در فاصله ۵هزار کیلومتری پشتیبانی کنند.
این بدان معنا خواهد بود که هر گونه تخریب حتی جزئی، میتواند شکافهای بزرگی در پوشش هشدار موشکی راهبردی منطقه ایجاد کند. بنابراین دکترین ایران به جای تمرکز انحصاری بر پایگاههای هوایی یا پناهگاههای هواپیما، به طور فزایندهای به تخریب حسگرها و معماری همجوشی دادهها تأکید میکند.اما تحلیلگران سایت مطالعات دفاعی آسیا تأکید دارند علاوه بر اهمیت و ارزش نظامی نابودی رادارها، استفاده ایران از دکترین اشباع موشکی و پهپادی و نابودی سیستمهای بسیار گرانقیمت با بهرهگیری از موشکها و پهپادهای ارزانقیمت نیز خود نکتهای درخور تأمل است.
در این چارچوب گزارش شده نیروهای ایرانی با پرتاب صدها موشک و پهپاد ارزانقیمت، بار سنگینی بر سامانههای دفاعی وارد کرده و حتی زمینه تخریب سامانههای راداری بسیار گرانقیمت را فراهم میکنند. متخصصان نظامی از این راهبرد ایران به عنوان دکترین «عدم تقارن اقتصادی» یاد کردهاند که قادر به تحمیل فرسایش اقتصادی سنگین بر طرف مقابل است. در کنار همه چالشها، باید به زمانبر بودن بازسازی و راهاندازی مجدد این سامانههای راداری گرانقیمت هم اشاره کرد، چنان که جایگزینی یک رادار پیشرفته ممکن است به سالها زمان برای تهیه، ساخت، استقرار و ادغام پیش از بازیابی قابلیت عملیاتی کامل نیاز داشته باشد.
منبع: روزنامه قدس