باشگاه خبرنگاران جوان - رژیم صهیونیستی، روز گذشته (یکشنبه ۲۴ خرداد)، بار دیگر به ضاحیه بیروت حمله کرد. در نوبت گذشته، پس از آنکه صهیونیستها در ۱۷ خرداد حملهای به یک ساختمان در ضاحیه انجام دادند، ساعاتی بعد ایران در بامداد و صبح ۱۸ خرداد، در قالب عملیات نصر، عملیاتی موشکی به شمال سرزمینهای اشغالی انجام داد. ایران پیش از عملیات نصر تهدید کرده بود در صورت حمله به ضاحیه، به اهدافی در شمال فلسطین اشغالی حمله میکند. تلآویو پس از حمله به ضاحیه، از قصد خود برای تشدید درگیریها در جنوب لبنان خبر دادند. ایال ضمیر، رئیس ستاد مشترک ارتش رژیم صهیونیستی، این موضوع را اعلام کرد که معنای آن، عدم اکتفای صهیونیستها به این حمله بود.
اهداف راهبردی و عملیاتی رژیم صهیونیستی در حمله به ضاحیه
رژیم صهیونیستی اهداف مختلفی در حمله به ضاحیه دارد که در ادامه مورد بررسی قرار گرفتهاند.
۱- یک هدف مهم برای رژیم صهیونیستی حفظ «آزادی عمل» است. صهیونیستها ادعا میکنند به دلیل وضعیت بغرنج امنیتی ناشی از عمق کم راهبردی باید بتوانند پیش از آنکه هر تهدیدی به فلسطین اشغالی برسد، آن را در دوردست نابود کنند. نقطه کانونی این آزادی عمل، لبنان است. غزه به میزان زیادی تضعیف شده، در محاصره قرار دارد و صهیونیستها تقریباً نیمی از آن را اشغال کردهاند. سوریه سقوط کرده و در دستان محور مقاومت نیست. پس فعلاً خطرناکترین نقطه، لبنان است. جنگ رمضان نشان داد مقاومت لبنان به میزان کافی تضعیف نشده است. جنگ ۶۶ روزه، سقوط سوریه و نقض یکطرفه آتشبس به مدت ۱۵ ماه نتوانستند مانع از شگفتیآفرینی مقاومت لبنان در جنگ رمضان شوند و این به مایه هراس تلآویو تبدیل شده است.
۲- رژیم صهیونیستی برای حفظ انسجام سیاست داخلی خود، همواره از روش تخلیه این مشکلات به سمت سیاست خارجی استفاده میکند تا در سایه ایجاد بحران، بتواند داخل را مدیریت کند. مشکلات داخلیای که ۷ اکتبر برای صهیونیستها ایجاد کرد، باعث شد تلآویو برای سرپوش گذاشتن بر انسجام داخلی، به سمت خارج حرکت کند.
۳- رژیم صهیونیستی شاید بتواند به ایران و محور مقاومت حملات نظامی و امنیتی ترتیب دهد، اما قادر به ایجاد فشار اقتصادی مداوم نیست. این امر از طریق تحریمها و محاصره آمریکا به محور مقاومت وارد میشود. بهزعم تلآویو هرتوافقی ولو موقت، با خدشه به این تحریمها، میتواند به تقویت مقاومت منجر شود. بر این اساس تخریب هرگونه توافق میان ایران و آمریکا، سیاست قدیمی و همیشگی صهیونیستهاست.
۴- صهیونیستها به اشغال جنوب و تثبیت اصرار دارند، زیرا میخواهند به منابع انرژی لبنان در دریا دست یابند که سالانه تا ۱۵ تا ۲۰ ملیلیارد برای آنها درآمد ایجاد میکند. این درآمد یک زاویه بوده و زاویه دیگر، تلاش صهیونیستها برای تبدیل شدن به هاب انرژی است. از نظر اقتصادی صرف ۲۰ میلیارد دلار درآمد ارزی به خودی خود اهمیت دارد، اما فراتر از آن، نرخ سود بسیار بالا در تجارت انرژی است که دهها برابر سودهای معمول جهانی است.
۵- واقعه حمله ایران به رژیم صهیونیستی پس از تهاجم پیشین این رژیم به ضاحیه، تحولی جدید بود؛ همانند تحولی که وعده صادق-۱ آفرید. مبنای عملیات وعده صادق، انتقام گرفتن از رژیم صهیونیستی در برابر حمله به قطعهای از خاک ایران بود که در جریان حمله به سفارت ایران در سوریه، مورد تجاوز قرار گرفته بود. سپس تهران اعلام کرد از این پس هرگونه حمله به اماکن و مقامات رسمی ایرانی در هرکجای منطقه را با عملیات نظامی جواب میدهد. عملیات نصر، اما برای انتقام از حمله به اماکن و مقامات رسمی ایران صورت نگرفت، بلکه هدف انتقام از حمله به گروههای متحد ایران بود.
در حال حاضر دو پلتفرم از عملیاتهای ایرانی وجود دارند؛ عملیاتهای وعده صادق که در صورت حمله به مقامات و اماکن ایرانی در هر کجای منطقه اجرایی میشود و پلتفرم دوم، عملیات نصر که در صورت حمله به گروههای مرتبط با ایران انجام میشود. عملیات نصر از جهاتی برای صهیونیستها بدتر است. وعده صادق، نیات رژیم صهیونیستی برای حمله به مقامات رسمی و خاک ایران را مهار میکند، اما عملیات نصر، یک گام فراتر از آن است و حمله به جغرافیای مقاومت را هم محدود میکند. این معادلهای است که صهیونیستها تلاش میکنند زیر بار آن نروند، چه اینکه تلآویو کماکان تمایل خود برای حمله به اهداف مرتبط با ایران و یا داخل خاک آن را از دست نداده است.
۶- قرار گرفتن رژیم صهیونیستی ذیل توافقی که در آن حضور ندارد، یک ضربه راهبردی است. در این توافق ایران پشت میز قرار دارد، اما رژیم صهیونیستی که ادعای برتری در منطقه را دارد، غایب است. این توافق با آنچه در برجام رخ داد متفاوت است. برجام قراردادی میان ایران و قدرتهای جهانی بود، اما حالا توافق احتمالی، میان تهران و واشنگتن است درحالیکه تلآویو در تحولات مرتبط با آن نقش اساسی را داشت.
۷- تداوم حرکت رژیم صهیونیستی در لبنان در کنار اقدامات آمریکا در عراق، حکایت از تلاش دشمن برای انهدام اهرمهای راهبردی محور مقاومت دارد. این انهدام صورت نمیگیرد، مگر برای آمادهسازی از سرگیری جنگ، در ماههای آینده. از این رو عدم توقف رژیم صهیونیستی، نشان میدهد دشمن قصد دارد بهسرعت به جنگ باز گردد. اگر دشمن چنین قصدی داشته باشد، محور مقاومت اصراری به توافق ندارد و میجنگند.
بانک اهداف ایران باید چه باشد؟
اگر تهران قصدی برای کشیدن ترمز رژیم صهیونیستی دارد، باید اهداف متفاوتی را در بانک اهداف خود برگزیند.
۱- رژیم صهیونیستی دو پالایشگاه دارد. پالایشگاه ۲۰۰ هزار بشکهای بندر حیفا در شمال و پالایشگاه ۱۰۰ هزار بشکهای اشدود در جنوب. این مجموعهها، دارای محل تخلیه و ذخیرهسازی نفت از نفتکشها، لوله کشی به تأسیسات، تأسیسات پالایش، منابع ذخیره بنزین و گازوئیل پالایش شده و تأسیسات بارگیری سوخت توسط تانکرهاست. انهدام مؤثر تنها این دو تأسیسات، ماشین جنگی رژیم صهیونیستی را به طور کامل مختل میکند، زیرا بخشی از تأسیسات واردات بنزین و گازوئیل نیز در آنها قرار دارد. بدون پالایش یا واردات سوخت، هواگردها و وسایل نقلیه زمینی رژیم، دچار مشکل میشوند. در این صورت دیگر نیازی به هدف قرار دادن پایگاههای هوایی محل استقرار جنگندهها، پایگاههای هدایت و کنترل پرواز، انبارهای سلاح، پادگانهای زمینی توسط ایران و حملات پهپادی و کوادی مقاومت لبنان به تانکها و خودروهای ارتش رژیم نخواهد بود.
۲- ایران میتواند در عملیات احتمالی وعده نصر-۲، بار دیگر به اهداف تاکتیکی دشمن همانند پایگاههای هوایی و زمینی در شمال حمله کند، اما به نظر تکرار عملیات اول در نوبت دوم، مؤثر نخواهد بود. آن شکل از عملیات، برای دور نخست مناسب بود، اما باید شکل دومی را به کار گرفت. در این شکل دوم، اهداف اقتصادی حیاتی صهیونیستها باید کانون تهاجم باشند.
منبع: فرهیختگان